بهینه سازی تراکم و وزن بنه زعفران (.Crocus sativus L) با استفاده از طرح مرکب مرکزی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 161-177
https://doi.org/10.22048/jsat.2015.10386
مهدی نصیری محلاتی، علیرضا کوچکی، افسانه امین غفوری، منصوره محلوجی
چکیده بررسی مسائل زراعی جهت بهبود کیفیت و افزایش عملکرد محصول زعفران بسیار مهم است. یکی از مباحث مطرح در این زمینه، اندازه و تراکم بنه زعفران میباشد که می تواند بر نحوه تخصیص مواد در گیاه مؤثر بوده و از طریق تحت تأثیر قراردادن رشد رویشی بر تولید تأثیرگذار باشد. بنابراین بهمنظور تعیین اثر متقابل تراکم و اندازه بنه جهت به دست آوردن مناسبترین وزن بنه به تفکیک تراکم بهعنوان اصلیترین عوامل مؤثر بر رشد زعفران آزمایشی در قالب طرح مرکب مرکزی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در دو سال زراعی 91-90 و 91-92 به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایشی با توجه به سطوح بالا و پائین اندازه بنه شامل سطوح وزن بنه های کوچک (4> گرم) تا متوسط (4-8 گرم) و تراکم کم (50 بنه در مترمربع) تا پرتراکم (250 بنه در مترمربع) طراحی شد. نقطه مرکزی در هر تیمار پنج بار تکرار شد و درمجموع 13 ترکیب تیماری به دست آمد. عملکرد اقتصادی (وزن خشک کلاله)، قطر بنه، تعداد بنه دختری، تعداد بنه اصلی، تعداد گل و وزنتر گل بهعنوان متغیرهای وابسته مورد اندازهگیری قرار گرفتند و با استفاده از مدل رگرسیونی چندجمله ای، سطوح پاسخ این متغیرها تحت تأثیر فاکتورهای آزمایش محاسبه شد. درمجموع نتایج نشان داد که افزایش اندازه بنه و تراکم اثر مثبتی برافزایش عملکرد اقتصادی، قطر بنه، تعداد بنه دختری، تعداد بنه اصلی، تعداد گل و وزنتر گل داشت. بر اساس یافته های این پژوهش کاشت بنه هایی با وزن متوسط در تراکم بالا مناسبتر بود و بر این اساس مقدار بهینه اندازه بنه و تراکم زعفران به ترتیب با 7 گرم و 250 بنه در مترمربع برآورد شد.
بررسی تاثیر سطوح مختلف کمپوست زباله شهری و وزن بنه مادری بر عملکرد و خصوصیات رشدی زعفران (.Crocus sativus L)
دوره 4، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 169-184
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.38665
زهره قلی زاده، محمد حسین امینی فرد، محمد حسن سیاری زهان
چکیده مدیریت تغذیه و اندازه بنه مادری، از مهمترین عوامل مؤثر بر رشد و عملکرد زعفران به شمار میروند. به منظور بررسی اثر کمپوست زباله شهری و وزن بنه مادری بر شاخصهای عملکرد گل و ویژگیهای رشدی بنه زعفران، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه بیرجند، در سال زراعی 94-1393 اجرا شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 4 سطح کمپوست زباله شهری (0، 5، 10 و 20 تن در هکتار) و 3 سطح وزن بنه مادری (شامل گروههای وزنی 4-1/0، 8-1/4 و 12-1/8 گرم) و در 3 تکرار اجرا گردید. صفاتی نظیر تعداد و عملکرد گل تر، طول و وزن کلاله، وزن بنه، تعداد بنه دختری و تعداد جوانه در بنه مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که کمپوست زباله شهری بر وزن بنه همراه با فلس، تعداد بنه دختری و عملکرد گل تر و کلاله تأثیر معنیداری داشت، بطوریکه بالاترین وزن بنه همراه بافلس و تعداد بنه دختری (به ترتیب، 33/21 گرم در بنه و 11/2 عدد) از تیمار 10 تن در هکتار و پایینترین آنها (47/16 گرم در بنه و 66/1 عدد) در شاهد به دست آمد. وزن بنههای مادری نیز، عملکرد گل وکلاله، وزن بنه و قطر بنه دختری را تحت تأثیر معنی دار خود قرار داد، بطوریکه بالاترین وزن تازه و خشک کلاله (به ترتیب، 31/0 و 11/0 گرم در متر مربع) از بنههای 12-1/8 گرم و کمترین آنها (06/0 و 03/0 گرم در متر مربع) از بنههای 4-1/0 گرم بدست آمد. همچنین، اثر برهمکنش وزن بنه و کمپوست زباله شهری بر عملکرد گل و کلاله زعفران معنیدار گردید، بطوریکه بیشترین عملکرد گل و کلاله تر (به ترتیب 36/9 و 41/0 گرم در متر مربع) از تیمار 10 تن در هکتار کمپوست و بنههای 12-1/8 گرم بدست آمد. بر اساس نتایج این تحقیق، استفاده از کمپوست زباله شهری (10 تن در هکتار) و بنههای مادری درشت (12-1/8 گرم) به عنوان مؤثرترین تیمارها در این آزمایش، میتوانند نقش مؤثری در افزایش رشد بنه و عملکرد گل زعفران داشته باشند.
تأثیر مصرف برخی کودهای شیمیایی و بیولوژیک بر خصوصیات کمی وکیفی زعفران زراعی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 177-189
https://doi.org/10.22048/jsat.2014.7808
زهرا حیدری، حسین بشارتی، سعیده ملکی فراهانی
چکیده این مطالعه باهدف بررسی خصوصیات کیفی و کمی زعفران (.Crocus sativus L) تحت تأثیر مصرف کود شیمیایی نیتروژن و نیز تلقیح با باکتریهای محرک رشد بهصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 92-1391 در مزرعه تحقیقاتی زعفران دانشگاه شاهد انجام شد. فاکتورهای مورد بررسی شامل کود شیمیایی نیتروژن در سه سطح صفر، 25 و 50 کیلوگرم در هکتار و دو سطح کاربرد و عدم کاربرد کود زیستی شامل سودوموناسپوتیدا و باسیلوسلنتوس بودند. صفات مورد بررسی شامل وزن اندام هوایی، وزن تازه گل، تعداد گل در واحد سطح و وزنتر و خشک کلاله، میزان پروتئین، فسفر، آهن و روی،سطح و محتوی کلروفیل برگ، سافرانال، پیکروکروسین و کروسین کلاله بودند. نتایج نشان داد که تلفیق 50 کیلوگرم کود شیمیایی نیتروژن بههمراه کود زیستی باعث افزایش حدود 217 درصدی عملکرد خشک کلاله نسبت به شاهد شد. با مصرف 25 کیلوگرم کود شیمیایی نیتروژن سافرانال و کروسین کلاله بهترتیب 13/5 و 9/10 درصد کاهش یافت. کاربرد تلفیقی 25 کیلوگرم کود شیمیایی نیتروژن و کود زیستی بر مقدار پیکروکروسین به میزان 90/11 درصد نسبت به تیمار شاهد افزود. مصرف همزمان 50 کیلوگرم کود شیمیایی نیتروژن و کود زیستی کارآمدترین تیمار در افزایش عملکرد کلاله و خصوصیات کیفی برگ زعفران بود. در این تیمار میزان فسفر، روی و مس برگ زعفران به ترتیب 05/83، 36/69 و 6/86 درصد نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت. بهطورکلی تلقیح بنههای زعفران با باکتریهای سودوموناس و باسیلوس با اثر بر جذب عناصر غذایی باعث بهبود اکثر صفات کمی و کیفی زعفران شد.
بررسی روابط منبع و مخزن در زعفران با استفاده از ضرایب همبستگی در سطوح مختلف آبیاری و تغذیه
دوره 5، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 195-210
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.51480.1156
محمود غلامی، محمد کافی، حمیدرضا خزاعی
چکیده بهمنظور بررسی رابطه منبع و مخزن بین برگ و بنه زعفران، آزمایشی بهصورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سالهای 1392و 1393 در یک مزرعه آزمایشی واقع در شهرستان اشکذر یزد به اجرا درآمد. در این آزمایش سطوح آبیاری شامل 100%، 75% و 50% نیاز آبی و تیمار مدیریت کودی شامل شاهد، 10 تن در هکتار کود دامی یا ورمیکمپوست بهصورت توزیع روی سطح خاک، 5 و 10 تن در هکتار ورمیکمپوست بهصورت ردیفی در زیر ردیفهای کاشت، 10 لیتر در هکتار هیومستر سفرون در یک نوبت و در دو نوبت پس از گلدهی بودند. ضریب همبستگی پیرسون بین دادههای حاصل از طول برگ با وزن بزرگترین بنه بهدست آمده در پایان سال اول محاسبه و منحنی تغییرات این ضرایب برحسب زمان رسم گردید. نتایج نشان داد که تا حدود 40 روز پس از سبز شدن، ضریب همبستگی کاهش و پس از آن افزایش مییابد. ضریب همبستگی از حدود 80 روز پس از سبز شدن، به حداکثر مقدار رسید و تا پایان دوره رشد تقریباً ثابت ماند. همچنین بیشترین عملکرد بنه با مصرف 10 تن در هکتار ورمیکمپوست بهصورت ردیفی در زیر ردیفهای کاشت بهدست آمد. از بین تیمارهای آبیاری نیز بهترین نتایج در آبیاری کامل (عدم اعمال تنش آبی) حاصل شد.
تغییرات برخی از شاخصهای رشدی و عملکرد زعفران (Crocus sativus L.) در ارتفاعات مختلف از سطح دریا
دوره 10، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 195-214
https://doi.org/10.22048/jsat.2022.340439.1460
عباس جلالی، فائزه زعفریان، بنیامین ترابی، رحمت عباسی
چکیده زعفران در بسیاری از مناطق جهان با اقلیمهای مختلف کشت میشود. اما بهترین اقلیم برای رشد آن آب و هوای مدیترانهای با تابستان خشک میباشد. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی برخی شاخصهای رشد زعفران در سال 99-1398 در چهار منطقه با ارتفاع متفاوت از سطح دریا در شهرستان ساری انجام شد. این مناطق شامل دشت ساری (همتراز با سطح دریا)، سرکت (350 متر بالاتر از سطح دریا)، رسکت (900 متر بالاتر از سطح دریا) و مرگاو (1350 متر بالاتر از سطح دریا) می باشد. آزمایش حاضر در هر منطقه در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمار آزمایش شامل اندازه بنه در سه گروه وزنی ریز (2±4 گرم)، متوسط (2±10 گرم) و درشت (2±15 گرم) و صفات اندازهگیری شده شامل شاخص سطح برگ، ماده خشک تجمعی، سرعت رشد، سرعت نسبی رشد و عملکرد زعفران بود. نتایج نشان داد که روند توسعه سطح برگ زعفران در تمامی مناطق تحت مطالعه روندی غیرخطی داشته و از تابعی لجستیک-پیک پیروی میکند. بر اساس نتایج، تفاوت قابل توجهی بین روند توسعه سطح برگ در میان اندازههای مختلف بنه مادری در همه مناطق مشاهده شد و روند تغییرات شاخص سطح برگ طی فصل رشد برای بنه درشتتر نسبت به بنههای ریزتر از میزان بالاتری برخوردار بود. روند تغییرات تجمع ماده خشک نیز در تمامی مناطق مورد آزمایش از یک روند سیگموئیدی برخوردار بود. ینه درشت میزان تجمع ماده خشک بالاتری در طی فصل رشد نشان داد. اگر چه روند تغییرات سرعت رشد زعفران در مناطق با ارتفاع بالاتر از سطح پایینتری برخوردار بود؛ اما میزان نوسان سرعت رشد و یا بعبارتی اختلاف بین حداقل و حداکثر سرعت رشد طی فصل در دو منطقه مرتفعتر نسبت به مناطق پستتر کمتر بود. روند رشد زعفران در چهار منطقه نشان داد که در مناطق با ارتفاع بیشتر از سطح دریا طول فصل رشد بیشتر میشود و بدنبال رشد رویشی بیشتر و تخصیص ماده خشک بیشتر به اندام ذخیرهای، بنه بزرگتری تولید و پتانسیل افزایش عملکرد گل و کلاله خشک زعفران در سال بعد افزایش مییابد.
مقایسه شاخصهای کارایی فنی و اقتصادی مصرف آب در تولید گندم و زعفران در شهرستان قائنات
دوره 3، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 225-236
https://doi.org/10.22048/jsat.2015.11898
فاطمه یعقوبی، مجید جامی الاحمدی، محمد رضا بخشی، محمد حسن سیاری زهان
چکیده یکی از عوامل مهم در تعیین سیستمهای کشاورزی مناسب مناطق خشک و نیمهخشک، بهرهوری آب آنها میباشد. این تحقیق با هدف تعیین شاخصهای کارایی فنی و اقتصادی مصرف آب محصولات زعفران و گندم و همچنین شناخت عوامل تأثیرگذار بر آن در شهرستان قائنات واقع در استان خراسان جنوبی به اجرا درآمد که در آن 50 مزرعه گندم و 48 مزرعه زعفران در طی سال زراعی 91-1390 مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات لازم از قبیل عملکرد محصول، نوع منبع آبیاری، دبی منبع آبیاری، تعداد و مدت زمان آبیاری از طریق پرسشنامه جمعآوری گردید. حجم آب آبیاری کاربردی برای تولید محصول تعیین و بر مبنای آن شاخص کارایی فنی و اقتصادی مصرف آب محاسبه گردید. بر اساس نتایج حاصله شاخص کارایی مصرف آب برای کل زیستتوده و دانه تولیدی گندم به ترتیب 91/0 و 36/0 کیلوگرم در مترمکعب و برای کل زیستتوده و کلاله تولیدی زعفران 36/0 و 002/0 کیلوگرم در مترمکعب به دست آمد. میانگین کارایی اقتصادی مصرف آب در کل منطقه مورد بررسی برای گندم 4041 و برای زعفران 39962 ریال به ازای هر مترمکعب آب مصرفی برآورد گردید که مزارع پنجساله زعفران با بالاترین عملکرد بیشترین مقدار این شاخص را بین سنین مختلف مزارع زعفران به خود اختصاص دادند. در محصول گندم تحصیلات زارعین و مساحت مزرعه از عوامل تأثیرگذار بر دو شاخص مورد بررسی شناخته شد. همچنین بین دو شاخص مورد نظر و شوری خاک مزارع ارتباط منفی و معنیداری مشاهده گردید.
بررسی اثر رفتار جبرانی تراکم کاشت، وزن بنه مادری و عمق کاشت بر خصوصیات رویشی و عملکرد زعفران (Crocus.sativus L.)
دوره 9، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 227-248
https://doi.org/10.22048/jsat.2021.272865.1420
حمید رضا شریفی، زهره نبی پور، حمید رضا توکلی کاخکی
چکیده به منظور بررسی اثر رفتار جبرانی تراکم کاشت، وزن بنه و عمق کاشت بر خصوصیات رویشی و عملکرد کلاله زعفران (Crocus.sativus L.)، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی (ایستگاه تحقیقات گناباد) در سالهای زراعی 1399-1397 انجام شد. در این تحقیق تیمار تراکم کاشت (در چهار سطح 60، 90، 120 و 150 بنه در مترمربع) در کرت اصلی و فاکتوریل عمق کاشت (در دو سطح2±15 و 2±25سانتیمتر از سطح خاک) و وزن بنه (در دو سطح 1±4و 1±8 گرم) در کرت فرعی قرار داشتند. نتایج نشان داد که افزایش تراکم از 60 به 150 بنه در مترمربع باعث افزایش معنیدار تعداد گل، وزن تر گل و وزن خشک کلاله ،تعداد بوته سبز شده، تعداد برگ در بوته، میانگین طول تک برگ و مجموع طول برگ در متر مربع شد. بر این اساس افزایش وزن بنه از 4 به 8 گرم موجب افزایش معنیدار تعداد گل، وزن تر گل، وزن خشک کلاله، تعداد بوته سبز شده، تعداد برگ در بوته، میانگین طول تک برگ، مجموع طول برگ در متر مربع و مجموع طول برگ در بوته در سال اول و دوم و کاهش تعداد گل، وزن تر گل و وزن خشک کلاله در سال سوم شد. نتایج همچنین نشان داد که افزایش عمق کاشت از 15 به 25 سانتیمتر سبب کاهش معنیدار تمام صفات مورد بررسی زعفران گردید. اثر متقابل دوگانه و سه گانه بر صفات مورد بررسی عمدتاً معنیدار بود. در مجموع نتایج نشان داد استفاده از بنههای مادری درشتتر تنها در سالهای اولیه از اولویت نسبی برخوردار بوده و با افزایش سن مزرعه از اهمیت اثر آن کاسته میشود. بر این اساس چنین به نظر میرسد که میتوان در راهبردی متفاوت و با ترکیبی از عمق کمتر و بخصوص تراکم بیشتر نسبت به جبران اثر وزن بنه اقدام و در مجموع به عملکرد بیشتری دست یافت .
ارزیابی قابلیت گلآوری بنههای زعفران (Crocus sativus L.) تحت شرایط مزرعهای و کنترلشده در منطقه دشت ساری
دوره 11، شماره 3، 1402، صفحه 227-241
https://doi.org/10.22048/jsat.2023.405842.1494
فائزه زعفریان، عباس جلالی، حامد کاوه، فاطمه دلاورنیا
چکیده پژوهش حاضر بهمنظور دستیابی به بهترین شیوه کاشت و حصول حداکثر عملکرد گل و کلاله زعفران (Crocus sativus L.) در دشت ساری طی دو مرحله انجام شد. مرحله اول در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در طی سالهای 1401-1400 بهصورت کرتهای خرد شده و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل عمق زهکش (جوی) 15، 30 و 45 سانتیمتر در کرتهای اصلی و سه فاصله زهکش (عرض پشته) 50، 100 و 150 سانتیمتر در کرتهای فرعی بود. در مرحله دوم نگهداری بنههای تولید شده بهمدت 3 ماه در محیط انکوباسیون و سپس انتقال بنهها به دو محیط متفاوت هواکشت و مزرعه جهت ارزیابی عملکرد گل و کلاله زعفران صورت گرفت. صفات اندازهگیری شده شامل تعداد گل تولید شده، متوسط وزن گل و وزن کلاله خشک در شرایط مزرعه و هواکشت و همچنین میزان سافرانال، پیکروکروسین و کروسین در شرایط هواکشت بود. ارزیابی صفات زایشی زعفران در شرایط هواکشت نشان داد که با افزایش عمق زهکش و کاهش فاصله زهکش صفاتی مانند تعداد گل، وزن گل و وزن خشک کلاله افزایش یافت؛ بهطوریکه تیمار عمق زهکش 30 سانتیمتر با فاصله زهکش 100 سانتیمتر بالاترین مقادیر و افزایشی معادل 41، 40 و 45 درصد نسبت به میانگین مقادیر در کمترین عمق زهکش را نشان داد. البته اختلاف معنیداری با تیمار عمق زهکش 45 سانتیمتر و فاصله زهکش 100 سانتیمتر وجود نداشت. علاوه براین، نتایج نشان داد که با افزایش عمق زهکش و همچنین افزایش فاصله زهکش میزان پیکروکروسین کاهش یافت و همچنین اختلاف معنیداری بین تیمارهای مختلف برای میزان کروسین مشاهده نشد. مقایسه صفات زایشی گیاه در دو شرایط هواکشت و مزرعه نشان داد که تعداد گل، وزنتر گل و وزن خشک کلاله در شرایط مزرعه نسبت به هواکشت بهترتیب معادل 21، 20 و 12 درصد کاهش یافت. بهطور کلی، نتایج حاکی از آن بود که جهت دستیابی به بالاترین تولید زعفران در اراضی ساحلی، تکثیر بنه در مزرعه و در بسترهایی با عمق و فاصله زهکش بهترتیب 30 و 100 سانتیمتری و سپس گلگیری بنههای تولیدی در شرایط هواکشت میتواند شیوه اقتصادی مناسبی برای کشت یکساله زعفران در منطقه دشت ساری باشد.
مطالعه شاخصهای رشد و روند تسهیم مواد فتوسنتزی زعفران تحت تأثیر وزن بنه و میزان مصرف نهادههای زراعی
دوره 12، شماره 3، 1403، صفحه 229-260
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.466517.1536
حمیدرضا فلاحی، مهسا اقحوانی شجری، حسین صحابی، حسن فیضی
چکیده ارزیابی روند تسهیم مواد فتوسنتزی در طی فصل رشد زعفران میتواند منجر به شناسایی دورههای کلیدی رشد گیاه شود. با اعمال مدیریت زراعی متناسب با دورة رشد، میتوان به بهبود رشد بنه و در نهایت افزایش گلدهی زعفران کمک نمود. در این تحقیق روند تسهیم مواد فتوسنتزی بین اندامهای مختلف زعفران تحت تأثیر وزن بنه مادری (کمتر از 4 ، 4 تا 8 و 8 تا 12 گرم) و مدیریت تلفیقی و زمانبندی شدة نهادههای زراعی (کمنهاده و پُرنهاده)، بصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 96-1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی سرایان (دانشگاه بیرجند) بررسی شد. حداکثر وزن ریشه در ابتدای بهمنماه (70 روز پس از اولین آبیاری پاییزه) و حداکثر وزن برگ در 10 اسفندماه مشاهده شد و پس از آن کاهش یافت، اما پس از این تاریخ سرعت رشد بنه افزایش یافت و در یکماه پایانی فصل رشد (نیمه فروردین- نیمه اردیبهشت ماه سال 1396) به حداکثر مقدار خود رسید. در تمامی تیمارها بخش عمدة ذخایر بنة مادری در 100 روز اول پس از اولین آبیاری پاییزه مصادف با اواخر دیماه مصرف شد. تولید بنههای دختری و وزن کل آنها، 140 روز پس از اولین آبیاری پاییزه تسریع شد و حداکثر مقدار آن (بهترتیب 655 عدد و 4148 گرم در مترمربع) در انتهای فصل رشد، در شرایط کاشت بنههای درشت + نظام پرنهاده حاصل شد. بیشترین مقدار متوسط وزن هر بنه دختری (8/7 گرم) در انتهای فصل رشد، در شرایط کاشت بنههای مادری درشت + نظام کمنهاده حاصل شد؛ در حالیکه در شرایط کاشت بنههای مادری ریز استفاده از نظام پرنهاده موجب افزایش متوسط وزن بنه شد. در تمامی تیمارها، بیشترین سرعت رشد بنه در یکماه آخر فصل رشد (تقریبا 170 روز پس از اولین آبیاری پاییزه) مشاهده شد. وزن کل گیاه بطور معنیداری وابسته به وزن بنههای مادری بود، در حالیکه در هر سه گروه وزنی بنههای مادری بین دو سطح مصرف نهاده تفاوت معنیداری مشاهده نشد. بیشترین سرعت رشد گیاه (CGR) در ماه پایانی رشد گیاه و حداکثر میزان آن (3/74 گرم بر مترمربع بر روز) در تیمار کاشت بنههای درشت + نظام پرنهاده حاصل شد. سرعت رشد نسبی گیاه (RGR) در فواصل روزهای 100 تا 140 و 180 تا 200 روز پس از اولین آبیاری پاییزه افزایش یافت. طول دوره فعال پرشدن بنهها در بین تیمارها تفاوت معنیداری نداشت و حدود 45 روز بود. در انتهای فصل رشد، بیشترین و کمترین میزان انتقال مجدد مواد فتوسنتزی از برگها به بنههای دختری (بهترتیب 1016 و 220 کیلوگرم در هکتار) به ترتیب در تیمارهای کاشت بنههای درشت + نظام پرنهاده و کاشت بنههای ریز + نظام پرنهاده مشاهده شد. حداکثر کارایی انتقال مجدد (2/56 درصد) در تیمار کاشت بنههای 4 تا 8 گرم و اعمال نظام پرنهاده بدست آمد. بر اساس نتایج این تحقیق، ماه پایانی رشد زعفران از نظر افزایش وزن بنههای دختری و بهبود سرعت رشد بنه، بهعنوان کلیدیترین دوره شناسایی شد.
اثر غلظتهای مختلف اکسین بر تخصیص وزن بنه، ویژگیهای زایشی و عملکرد کلاله زعفران (Crocus sativus L.) در کشت ایروپونیک
دوره 13، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 230-247
https://doi.org/10.22048/jsat.2026.557109.1574
روح الله مرادی، حسن فیضی، امیرحسین سعیدنژاد، آرش قلعه گلاب
چکیده چکیده
این پژوهش بهمنظور ارزیابی اثرات پرایمینگ بنههای زعفران با غلظتهای مختلف اکسین (0، 1، 2.5، 5، 10، 25، 50، 100، 250، 500 و 1000 پیپیام) بر صفات رویشی، زایشی و تکثیری در شرایط کشت ایروپونیک انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار طی سالهای 2021–2022 در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید باهنر کرمان اجرا گردید. نتایج نشان داد پاسخ زعفران به پیشتیمار با NAA عمدتاً وابسته به دز بوده و الگوی دوفازی را نشان میدهد. بیشترین تحریک ظهور جوانههای جانبی در غلظتهای پایین مشاهده شد، بهطوریکه غلظتهای 5 و 10 پیپیام بهترتیب موجب افزایش معنیدار میانگین تعداد جوانههای جانبی به میزان حدود 75 و 66 درصد نسبت به شاهد شدند. در مقابل، غلظتهای میانی (بهویژه 50 و 100 پیپیام) تا حدودی تشکیل جوانه را مهار کردند و کمترین مقدار (4/1 جوانه) در غلظت 250 پیپیام ثبت شد. صفات زایشی از یک روند درجهدومی وابسته به دز پیروی کردند، بهگونهای که بیشترین تعداد گل، عملکرد گل و وزن خشک کلاله در غلظت 250 پیپیام بهدست آمد. همچنین طول برگ (4/14 سانتیمتر) و وزن خشک برگ (68/28 گرم در بوته) در این غلظت به بیشینه رسید. از نظر تکثیر بنه، بیشترین تعداد بنههای زایشی به ازای هر 100 بنه مادری در غلظت 10 پیپیام (525 بنه) و کمترین مقدار (258 بنه) در غلظت 250 پیپیام مشاهده شد. با این حال، میانگین وزن بنه زایشی در غلظت 250 پیپیام به حداکثر مقدار (06/11 گرم) رسید. توزیع وزن بنه بهطور قابلتوجهی تحت تأثیر غلظت اکسین قرار گرفت؛ بهطوریکه دزهای پایین (5–10 پیپیام) منجر به تولید سهم بیشتری از بنههای کوچک (<5 گرم؛ حدود 73% در 5 پیپیام و 63٪ در 10 پیپیام) شدند، در حالیکه غلظت 250 پیپیام سهم بنههای درشت (>10 گرم) را به حدود 45٪ افزایش داد. در مجموع، نتایج نشان میدهد که غلظتهای پایین اکسین (5–10 پیپیام) برای تکثیر انبوه مناسبتر هستند، در حالیکه سطوح میانی، بهویژه 250 پیپیام، برای افزایش عملکرد گل و تولید بنههای درشتتر که از نظر اقتصادی و تولیدی مطلوبترند، توصیه میشوند.
نقش اندازه بنه مادری و نوع کود بر کارایی مصرف نیتروژن در زعفران زراعی
دوره 2، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 243-254
https://doi.org/10.22048/jsat.2015.8618
علیرضا کوچکی، مهدی جمشید عینی، سید محمد سیدی
چکیده اندازه بنه مادری و مدیریت تغذیه، از مهمترین عوامل مؤثر بر میزان جذب نیتروژن در زعفران (Crocus sativus L.) میباشد. بهمنظور بررسی نقش کودهای دامی، شیمیایی و اندازه بنه مادری بر کارایی جذب و مصرف نیتروژن در زعفران، آزمایشی در دو سال زراعی 92-1391 و 93-1392 بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد به اجرا در آمد. در این مطالعه، اندازه بنه مادری در چهار سطح (4 گرم و کمتر از آن (کوچک)، 1/4 تا 8 گرم (متوسط)، 1/8 تا 12 گرم (نسبتاً بزرگ) و بیش از 12 گرم (بزرگ)) و منابع مختلف کود در سه سطح (کود دامی، کود شیمیایی (نیتروژن + فسفر) و شاهد (عدم مصرف کود)) به ترتیب عامل اول و دوم آزمایش در نظر گرفته شدند. بر اساس نتایج بهدستآمده، در هر دو سال اجرای، با افزایش اندازه بنه مادری جهت کاشت (از سطح کوچک به بزرگ)، میزان نیتروژن (بر حسب گرم در مترمربع) در بنههای دختری و کل بوته زعفران بهطور معنیداری افزایش یافت. علاوه بر این، استفاده از بنههای مادری بزرگتر جهت کاشت بهطور معنیداری منجر به افزایش کارایی جذب و مصرف نیتروژن در زعفران شد. همچنین در سال اول و دوم اجرای آزمایش، کارایی مصرف نیتروژن در نتیجه مصرف کود دامی به ترتیب به میزان 21 و 61 درصد بیش از کود شیمیایی بود.
بررسی تنوع ژنتیکی برخی نمونههای زعفران ایران با استفاده از نشانگرهای ملکولی RAPD و ISSR
دوره 4، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 257-265
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.38672
مجید شکرپور، زینب عابدی، سیامک کلانتری، سید علیرضا سلامی
چکیده زعفران یکی از با ارزشترین گیاهان دارویی و ادویهای در جهان است. با وجود قدمت کشت طولانی این گیاه در کشور، مطالعات اصلاحی محدودی به واسطه تولیدمثل غیرجنسی این گیاه انجام شده است. به منظور ارزیابی تنوع ژنتیکی ژرم پلاسم زعفران ایران، 65 نمونه مختلف زعفران از نواحی عمده کشت در خراسان شامل تربتحیدریه، گناباد، مه ولات، قائنات و فردوس جمعآوری و از طریق نشانگرهای مولکولی مورد مطالعه قرار گرفت. آغازگرهای RAPD و ISSR به کار رفته به ترتیب 43 و 122 مکان نشانگری و در مجموع 165 مکان نشانگری چندشکل با میانگین 5/7 نشانگر به ازای هر آغازگر تولید نمودند. شاخص تنوع در دامنه 7/0 تا 36/0 با میانگین 23/0 به دست آمد. همچنین شاخص نشانگری با میانگین 16/0 در دامنه 7/0 تا 24/0 متغیر بود. نمونههای مربوط به نواحی قائنات و مه ولات به ترتیب دارای بیشترین (03/83 درصد) و کمترین (73/52 درصد) چندشکلی بودند. گروهبندی نمونههای زعفران مورد مطالعه با استفاده از تجزیه خوشهای نشان داد که چهار گروه متمایز حاصل با محلهای جمعآوری آنها مطابقت کمی داشتند، درحالیکه گروهبندی مولکولی مناطق کشت زعفران تطابق نسبتاً مناسبی با فواصل جغرافیایی مربوطه داشت. بهطورکلی، نتایج تجزیه مولکولی در این مطالعه حاکی از وجود تنوع ژنتیکی در بین نمونههای زعفران ایران بود. از اینرو، امید میرود از طریق گزینش کلونهای برتر، پیشرفتهایی از نظر بهبود عملکرد کمی و کیفی زعفران حاصل شود.
ارزیابی تأثیر مبدأ بنه، وزن بنه و محلولپاشی برگی بر عملکرد کمی و کیفی زعفران (.Crocus sativus L)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 269-277
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.93779.1251
حسین صحابی، محسن جهان، علیرضا کوچکی، مهدی نصیری محلاتی
چکیده بنه مناسب و مدیریت عناصر غذایی، از مهمترین عوامل در بهبود تولید و کیفیت زعفران هستند. بهمنظور بررسی تأثیر وزن بنه و محلولپاشی برگی بر عملکرد کمی و کیفی گل دو توده زعفران ایرانی و اسپانیایی، آزمایشی در سالهای 95-1392 بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد به مرحله اجرا در آمد. مبدأ بنه مادری زعفران (شامل بنه ایرانی و اسپانیایی)، وزن بنهها در سه سطح شامل کمتر از 8 گرم (بنه ریز)، 1/8 تا 15 گرم (بنه متوسط) و1/15 تا 23 گرم (بنه درشت) و محلولپاشی برگی کود کامل (فسفیت پتاسیم + بیومین) در دو سطح (محلولپاشی و عدم محلولپاشی) به ترتیب عوامل اول، دوم و سوم آزمایش در نظر گرفته شدند. بر اساس نتایج آزمایش، با افزایش وزن بنه جهت کاشت، تعداد گل، عملکرد گلتر و عملکرد کلاله + خامه خشک زعفران بهطور معنیداری افزایش یافت، اما اثر محلولپاشی برگی بر شاخصهای ذکرشده معنیدار نبود. تعداد گل و عملکرد گلتر زعفران درنتیجه کاشت بنههای ایرانی، به ترتیب17، 13 و 14 درصد بیشتر از بنههای اسپانیایی بود. همچنین، عملکرد کلاله + خامه خشک حاصل از بنههای ایرانی در مقایسه با بنههای اسپانیایی تا 1/14 درصد افزایش یافت. با این وجود، غلظت پیکروکروسین در نتیجه کاشت بنههای اسپانیایی تا 8/3 درصد بیشتر از بنههای ایرانی بود. طبق نتایج این تحقیق، در کنار محلولپاشی بهینه عناصر غذایی، اهمیت سازگاری منشأ بنه با شرایط محیطی محل کاشت مورد تأکید میباشد.
اثر استفاده از نانو کود گاوی در مقایسه با کودهای شیمیایی و گاوی رایج بر عملکرد زعفران و برخی خصوصیات خاک
دوره 10، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 305-323
https://doi.org/10.22048/jsat.2022.366991.1470
حسام آریان پور، حسین صحابی، حسن فیضی، علی جان سالاریان، امیر سالاری
چکیده کودگاوی از متداولترین کودهای مصرفی در زعفرانکاری است، اما مشکل اصلی آن سرعت کم آزادسازی عناصر غذایی است؛ که کشاورز را بسمت استفاده از کودهای شیمیایی سوق میدهد. باورود فناوری نانو به عرصه کشاورزی انتظار میرود تا راهحل مناسبی برای بهبود زمان جذب کودهای آلی پیدا شود. نانوذرات کودگاوی با سطح ویژه بیشتر میتوانند مدت زمان تجزیه کودگاوی را کاهش دهند. از اینرو طرحی بصورت اسپلیتپلات در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی جهت مقایسه عملکرد کودهای شیمیایی و گاوی معمول با کودگاوی درمقیاس نانو برروی عملکرد زعفران و خصوصیات خاک اجرا شد. فاکتور اصلی در هفت سطح (شامل نانو کودگاوی به دومیزان پنج و 20تن درهکتار وبه دوصورت کاربرد بعنوان مالچ و مخلوط با خاک، کودگاوی معمولی بهمیزان 20تن در هکتار و به دوصورت مالچ و مخلوط با خاک وعدم مصرف کودگاوی) و فاکتورفرعی شامل کود شیمیایی NPK (در دوسطح مصرف و عدم مصرف) بودند. نتایج نشان داد که با نانوکردن کودگاوی نیمهعمر آن درخاک از حدود 36هفته به 11هفته کاهش یافت. تیمار مصرف نانوکودگاوی بهمیزان 20تن درهکتار بصورت مخلوط در خاک نسبت به تیمارهای کودگاوی معمولی، تیمار کود شیمیایی و شاهد بترتیب افزایش عملکرد خشک کلاله به میزان 7/43، 46 و 57 درصدی را نشان داد. نانوکردن کودگاوی سبب حفظ رطوبت بیشتر، مقاومت مکانیکی کمتر خاک ودرصد عناصر غذایی بیشتر درگیاه شد. درمقایسه دو روش مختلف مصرف کود، درروش مالچ میزان رطوبت بیشتر درخاک و مقاومت مکانیکی سطحی کمتر و در روش مخلوط میزان عناصر غذایی بیشتر دربرگ مشاهده شد. نتایج نشان داد درصورت نانوکردن کودگاوی، روش مخلوط نسبت به مالچ ارجحیت دارد. با نانوکردن کودگاوی، استفاده از روش مخلوط بهجای مالچ و کابرد سطوح بالاتر کودهای گاوی از تأثیر همافزایی کودهای شیمیایی درافزایش عملکرد کاسته شد، بطوریکه درتیمار کاربرد کودگاوی نانو بهمقدار 20تن درهکتار و بهروش مخلوط در خاک افزایش عملکرد معنیداری در اثر افزودن کود شیمیایی مشاهده نشد. همچنین اعمال تیمار کودگاوی نانو به مقدار پنج تن در هکتار نسبت به تیمار کودگاوی معمولی بهمیزان 20تن درهکتار، افزایش عملکرد 22درصدی نشان داد. درمجموع نتایج نشان داد که؛ میتوان با نانوکردن کودگاوی سبب افزایش 22درصدی عملکرد درکنار کاهش 75درصدی مصرف کودهای گاوی درفصل دوم رشد زعفران شد.
بررسی اثر محلولپاشی برگی عصاره جلبک دریایی و کود مایع مرغی بر رشد رویشی و عملکرد زعفران ( Crocus sativus L)
دوره 8، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 307-323
https://doi.org/10.22048/jsat.2020.219303.1382
محمدعلی بهدانی، مهدی گرامی صادقیان، سید وحید اسلامی، محمدحسین امینی فرد
چکیده مدیریت تغذیه یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر رشد و عملکرد زعفران به شمار میروند. به منظور بررسی اثر محلولپاشی عصاره جلبک دریایی آکادین و کود مایع مرغی بیومیکس، آزمایشی بر رشد رویشی، بنه و عملکرد زعفران انجام شد. این آزمایش درسالهای 1396 تا 1397 به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در شهرستان فردوس اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل چهار سطح جلبک دریایی آکادین (صفر، 1، 5/1 و 2 کیلوگرم در هزار لیتر آب) و چهار سطح کود مرغی مایع بیومیکس (صفر، 4، 5 و 6 در هزار) بودند. نتایج بیانگر تأثیر معنیدار تیمارهای مورد استفاده بر صفات مورد بررسی بود، بهطوریکه بیشترین تعداد گل (50/99 عدد گل در مترمربع)، عملکرد تَر گل (34/33 گرم در مترمربع)، وزن کلاله خشک زعفران (341/0 گرم در مترمربع)، وزن خشک برگ (592/0 گرم در بوته) و طول برگ (75/63 سانتیمتر) در تیمار 2 در هزار عصاره جلبک دریایی بدست آمد. علاوه بر این، نتایج نشان دهنده تأثیر معنیدار کود مایع مرغی بر تعداد و عملکرد گل تر (250/94 در مترمربع و 285/32 گرم در مترمربع بهترتیب)، طول برگ (66/60 سانتیمتر)، وزن تَر و خشک برگ (74/0 و 46/0 گرم در بوته بهترتیب) و وزن کل بنه دختری (02/37 گرم در بوته) بود. همچنین کمترین مقدار صفات ذکر شده نیز از تیمار شاهد مشاهده گردید. اثر متقابل این دو کود نیز بر وزن تَر و خشک برگ و وزن کل و متوسط قطر بنه دختری معنیدار بود، بهطوریکه وزن تَر و خشک برگ (210% و 273% بهترتیب) در تیمار 2 کیلوگرم در هزار عصاره جلبک دریایی و 6 در هزار کود مایع مرغی و وزن کل و متوسط قطر بنه دختری (33% و 50% بهترتیب) در تیمار 2 کیلوگرم در هزار عصاره جلبک دریایی و صفر در هزار کود مایع مرغی بیشترین افزایش را داشت. بر اساس نتایج این تحقیق، استفاده از عصاره جلبک دریایی آکادین (2 در هزار لیتر آب) به تنهایی یا همراه با کود مایع مرغی بیومیکس (6 در هزار) میتواند نقش مؤثری در افزایش رشد رویشی، بنه و عملکرد زعفران داشته باشد.
فراتحلیل پژوهشهای زراعی زعفران (.Crocus sativus L) با تاکید بر مصرف کودهای آلی و عملیات زراعی در ایران
دوره 5، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 311-327
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.34691.1124
محمود مختاری، علیرضا کوچکی، مهدی نصیری محلاتی
چکیده پژوهشهای زراعی زعفران در رابطه با تأثیر کودهای آلی (دامی، زیستی و کمپوست) و عملیات زراعی (تراکم، روش، تاریخ و عمق کاشت) سابقهای طولانی در ایران دارد. به دلیل پراکندگی و تفاوتهای موجود در نتایج آزمایشهای مختلف، در این بررسی از رهیافت فرا تحلیل استفاده شد. تعداد 47 مطالعه عملیات زراعی و 44 مطالعه کودهای آلی از میان 202 مطالعه انتخاب و تجزیه فراتحلیلی شدند. در مطالعات کودهای آلی، برتری کودهای دامی (گاوی) با تأثیر بر افزایش وزن خشک زعفران (493/1g=) با اطمینان 95% نسبت به سایر کودها مشاهده شد. مقادیر، 40 تا 50 تن در هکتار کودگاوی، 20 تا 30 تن در هکتار کمپوست که بهصورت ترکیب با کودهای زیستی (نیتروکسین همراه با باکتری تثبیتکننده ازت) استفاده شده بودند، مؤثرتر از مقادیر بالاتر هر یک از این کودها به تنهایی بوده است. مطالعات عملیات زراعی، برتری تراکم کاشت با تأثیر بر افزایش تعداد گل در هکتار را نشان داد. تراکمهای مطلوب 50 تا 100 بنه در مترمربع، میانگین وزن مطلوب هر بنه 10 تا 20 گرم و متوسط وزن بنه مصرفی 9 تا 12 تن بنه در هکتار بهدست آمد. روش کشت مناسب، روش ردیفی-کپهای (فاصله بین ردیف 20 سانتیمتر و روی ردیف 10 سانتیمتر) و بهترین تاریخهای کاشت، اواخر اردیبهشت تا دهه اول خرداد و مناسبترین عمق کاشت، عمق 15 تا 20 سانتیمتر بوده است. هدف از انجام این فرا تحلیل، درک بهتر مدیریت زراعی و کودی این محصول و ارائه بهترین مدیریت ممکن میباشد.
اثر غلظت و تعداد دفعات محلول پاشی سیلیس بر خصوصیات کمی و کیفی زعفران
دوره 9، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 323-341
https://doi.org/10.22048/jsat.2021.269270.1419
منصوره کرمانی، شهرام امیر مرادی
چکیده این پژوهش بهصورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در شهرستان مشهد در سال زراعی 1397-1396 بر روی یک مزرعه سه ساله زعفران اجرا شد. فاکتورهای آزمایشی شامل غلظتهای مختلف سیلیس (صفر، 3/0، 5/0، 75/0، 1، 2/1 و 5/1 لیتر درهکتار) و تعداد دفعات پاشش سیلیس (یک مرتبه، دو مرتبه و سه مرتبه) بود. محلولپاشی سیلیس (با برند تجاری کراپسیل) در تاریخهای 15 بهمن ماه ، اول اسفند ماه و 15 اسفندماه سال 1396 انجام شد. نتایج نشان داد که اثر اصلی سیلیس، تعداد دفعات پاشش و اثر متقابل آنها بر تمام صفات مورد بررسی معنیدار بود. مقایسه میانگین اثرهای متقابل فاکتورهای آزمایشی حاکی از آن بود که در غلظت 2/1 لیتر در هکتار محلولپاشی سیلیس در دو نوبت پاشش، بیشترین تعداد گل در بوته (693 گل)، وزن خشک برگ (56/3 گرم در گیاه)، وزن تر بنهها (25/67 گرم در گیاه)، طول کلاله (8/3 سانتیمتر)، وزن تر و خشک کلاله (به ترتیب 5/1656 و 39/14 کیلوگرم در هکتار)، سافرانال (33 درصد) و کروسین (75/192 درصد) بهدست آمد. بیشترین میزان پیکروکروسین (35/66 درصد) در غلظت 5/1 لیتر در هکتار در دو نوبت پاشش بهدست آمد. لذا، کاربرد سیلیس با غلظت 2/1 لیتر در هکتار در دو مرحله پاشش بهترین تیمار بود و توانست تعداد گل در بوته، وزن تر بنهها و وزن خشک کلاله را به ترتیب 5/26 ، 106 و 2/21 درصد نسبت به شاهد افزایش دهد.
اثر نوسانات دما، بارندگی و عوامل مدیریتی بر شاخصهای گلدهی زعفران در استان خراسان رضوی
دوره 13، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 341-365
https://doi.org/10.22048/jsat.2026.566599.1583
رامین اسمی، سرور خرم دل، عاطفه میرزائیان
چکیده این مطالعه بهمنظور بررسی عملکرد گل و کلاله و برخی ویژگیهای کمی زعفران تحت تأثیر عوامل مهم اقلیمی و مدیریت زراعی در 10 شهرستان در استان خراسان رضوی (شامل بجستان، باخرز، بردسکن، گناباد، قوچان، مشهد، مهولات، تایباد، تربتحیدریه و زاوه) بهصورت پرسشنامهای طی دو سال 1401 و 1402 انجام شد. صفات مورد مطالعه شامل زمان تا شروع گلدهی، طول دوره گلدهی، عملکرد گل، عملکرد کلاله و شاخص برداشت کلاله بودند. تجزیه خوشهای برای گروهبندی تیمارها انجام شد. نتایج نشان داد که اثر ساده سن مزرعه، تعداد آبیاری، آبیاری تابستانه، اقلیم و سال و اثر متقابل اقلیم×سال بر بیشتر شاخصهای گلدهی معنیدار (05/0≥p) بود. دامنه طول دوره گلدهی طی سالهای 1401 و 1402 به ترتیب 5/17-2/12 و 1/12-2/8 روز ثبت شد. بیشترین طول دوره گلدهی در سالهای 1401 و 1402 به ترتیب مربوط به زاوه و باخرز بود و کمترین میزان نیز در هر دو سال برای بجستان مشاهده شد. بیشترین و کمترین دامنه کاهش طول دوره گلدهی در سال دوم نسبت به سال اول به ترتیب برای تایباد و زاوه ثبت گردید. دامنه عملکرد گل طی سالهای 1401 و 1402 به ترتیب برابر با 95/799-5/278 و 8/360-1/152 کیلوگرم در هکتار بود؛ به طوریکه در هر دو سال بیشترین و کمترین عملکرد به ترتیب به تایباد و بردسکن اختصاص داشت. دامنه کاهش عملکرد گل در سال دوم نسبت به سال اول برابر با 67-34 درصد محاسبه شد که بیشترین و کمترین میزان به ترتیب برای زاوه و بجستان ثبت شد. نتایج همبستگی بین پارامترهای اقلیمی و عملکرد نشان داد که قویترین همبستگی معنیدار بین عملکرد با میانگین دمای ماه مرداد و مجموع بارندگی اسفند ماه مشاهده شد. به طوریکه با افزایش میانگین دما در ماه مرداد، عملکرد کاهش و با افزایش میزان بارندگی در ماه اسفند عملکرد بهبود خواهد یافت. از آنجا که دوره انتقال مجدد مواد فتوسنتزی به بنههای دختری در زمستان رخ میدهد، وقوع بارندگی در طی مرحله رویشی در فصل زمستان (مانند اسفند) مهم است. کلیه شاخصهای گلدهی در شهرستانهای دارای اقلیم سردتر نسبت به گرمتر بالاتر بود. از طرف دیگر، افت عملکرد گل و کلاله در سال دوم در شهرستانهای گرمتر نسبت به سردتر به دلیل خسارت کمتر سرما پایینتر (تفاوت 33 درصدی عملکرد گل بین گرمترین و سردترین شهرستان) بود. به طور کلی، بر اساس نتایج این مطالعه پیشنهاد میشود از راهبردهای فشردهسازی اکولوژیک نظیر سایهاندازی سطح خاک در طی ماههای گرم تابستان، کاشت بنههای درشت و با تراکم بالا و کاهش سن مزرعه به منظور تخفیف اثر تغییر اقلیم در مدیریت پایدار زعفران بهرهگیری نمود.
پاسخ رشدی بنه های دختری زعفران به شرایط نگهداری بنه مادری در طی دوره رکود تابستانه
دوره 11، شماره 4، 1402، صفحه 345-370
https://doi.org/10.22048/jsat.2023.406637.1495
سجاد مرادی مقدم، حمیدرضا فلاحی، محمدعلی بهدانی، سهراب محمودی
چکیده شرایط نگهداری بنة مادری زعفران در طی دورة رکود تابستانه، شامل مراحل خواب حقیقی و خواب ظاهری، رشد رویشی و فرایند تولید بنههای دختری را تحت تأثیر قرار میدهد و از اینرو انجام مطالعات علمی در این زمینه ضروری است. در این راستا، آزمایشی مزرعهای در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 99-1398 در شهرستان قاینات اجرا شد. تیمارهای آزمایش عبارت بودند از: 1- کشت بنهها در 15 خردادماه و استقرار در دمای محیط، 2- کشت بنهها در 15 خردادماه + مصرف بقایای گیاهی، 3- کشت بنهها در 15 خردادماه + انجام آبیاری تابستانه، 4- نگهداری بنهها در محیط آزاد (سایه و دمای 30 تا 32 درجة سانتیگراد) به مدت سه ماه و کشت آنها در 15 شهریور، 5- نگهداری بنهها در انکوباتور (دمای ثابت 25 درجه سانتیگراد و محیط تاریک) به مدت سه ماه و کشت آنها در 15 شهریورماه، 6- نگهداری بنهها در انکوباتور (با دمای متغیر 20، 25 و مجدد 20 درجة سانتیگراد و به مدت یک ماه در هر دما) و کشت آنها در 15 شهریورماه و 7- نگهداری تلفیقی بنهها در محیط آزاد (دو ماه از 15 خرداد تا 15 مرداد) و انکوباتور (یک ماه در دمای 25 درجه سانتیگراد از 15 مرداد تا 15 شهریور) و کشت آنها در 15 شهریورماه. صفات مورد مطالعه شامل طول، تعداد و وزن برگ، تعداد و وزن کل بنههای دختری، وزن بنه دختری اصلی، متوسط وزن بنه و نیز تعداد و عملکرد بنههای دختری در گروههای وزنی مختلف بودند. نتایج نشان داد که تیمار کشت گیاه در 15 خرداد همراه با مصرف بقایای گیاهی بیشترین مقادیر طول و تعداد برگ (به ترتیب 35 سانتیمتر و 9 عدد در بنه) را سبب گردید. انکوباسیون بنهها در دمای متغیر و سپس کشت آنها در شهریور منجر به افزایش معنیدار وزن کل بنههای دختری شد، در حالی که انکوباسیون در دمای ثابت و کشت در شهریورماه بیشترین اثر را بر تعداد بنه در واحد سطح داشت (2022 عدد در متر مربع). بیشترین و کمترین مقدار متوسط وزن هر بنة دختری بهترتیب در تیمارهای کشت در خرداد + مصرف بقایای گیاهی (23/7 گرم) و انکوباسیون در دمای ثابت (22/2 گرم) + کشت در شهریور حاصل شد؛ که در مقایسه با متوسط وزن بنههای مادری کشت شده (15 گرم) کاهش یافت. تیمار کاشت در خرداد + مصرف بقایای گیاهی باعث کاهش تعداد بنههای ریز با وزن کمتر از 6 گرم و افزایش تعداد بنههای دختری در گروههای وزنی 9 تا 12 و 12 تا 15 گرم شد. نگهداری بنههای مادری در دمای متغیر انکوباتور + کشت در شهریور منجر به افزایش تعداد و عملکرد بنههای دختری با وزن بیش از 15 گرم شد. در مجموع، تیمارهای کاشت بنه در خرداد همراه با مصرف بقایای گیاهی و نگهداری بنههای مادری در دمای متغیر انکوباتور و سپس کاشت آنها در شهریور که بهترتیب 66 و 61 درصد از عملکرد بنههای دختری تولید شده در آنها در گروههای وزنی بیش از 9 گرم قرار گرفتند، به عنوان تیمارهای برتر از نظر بهبود رشد بنههای دختری زعفران شناسایی و معرفی شدند.
زعفران: کلید جوانی و تاخیر در پیری
دوره 12، شماره 4، 1403، صفحه 371-390
https://doi.org/10.22048/jsat.2025.498961.1554
فاطمه رجبیان، حسین حسین زاده
چکیده پیری فرایندی پیش رونده و تدریجی است که با کاهش و اختلال در عملکرد سلولها، بافتها و ارگانها در موجودات زنده همراه است و بر کیفیت زندگی و افزایش خطر بروز بیماریهای مختلف مؤثر است. عدم تعادل بین تولید گونههای فعال اکسیژن و حذف آنها توسط سیستمهای دفاعی آنتی اکسیدانی در بدن، منجر به بروز استرس اکسیداتیو، التهاب، اپوپتوز و مهار اتوفاژی، و همچنین بهدنبال افزایش محصولات نهایی گلیکاسیون پیشرفته، پیری رخ میدهد. امروزه، با افزایش جمعیت سالمندان راهکارهای ضد پیری به یک موضوع مهم در جهان تبدیل شدهاست. زعفران از کلالههای خشک گلهای گیاه Crocus sativus از خانواده Iridaceae بهدست میآید که بهدلیل رنگ، طعم و رایحه ان قرن هاست بهعنوان ادویه استفاده میشود. امروزه، زعفران و ترکیبات فعال آن (کروسین، کروستین، و سافرانال) بهدلیل خواص ضد پیری مورد توجه قرار گرفتهاند. هدف این مقاله مروری فراهم کردن اطلاعاتی در زمینه اثر زعفران و ترکیبات فعال آن بر مهار پیری با توضیح مکانیسم عمل احتمالی است. در مقاله مروری حاضر، اطلاعات از PubMed، Scopus، Web of science و Google scholar با استفاده از کلمات کلیدی Saffron، Crocin، Crocetin، Safranal، Crocus sativus L، Aging و Age-related، از ابتدا تا سال 2024 جمع آوری شدند. زعفران و مواد موثره ان احتمالاً بهدلیل اثر قوی آنتی اکسیدانی با پاکسازی گونههای فعال اکسیژن و مهار استرس اکسیداتیو، سبب کاهش آسیب اکسیداتیو، مهار اپوپتوز و مرگ سلولی میشوند. همچنین با اثر ضد التهاب قوی دارای خواص تقویتکننده سلامت میباشند. در چندین مطالعه، اثرات محافظتی زعفران و ترکیبات فعال آن، در به تعویق انداختن روند پیری در بافتهای مختلف مورد ارزیابی قرار گرفته است. بهطور کلی، نتایج این مطالعات نشانمیدهد که، زعفران و ترکیبات فعال آن بهدلیل ظرفیت بالای آنتی اکسیدانی و پاکسازی رادیکالهای آزاد با بهبود وضعیت سیستم دفاعی آنتیاکسیدان و مهار استرس اکسیداتیو در سلول، و بهدنبال آن مهار اپوپتوز، و التهاب شده و در به تعویق انداختن روند پیری مؤثر است.
ارزیابی اثر حاصلخیزکنندههای خاک و آبیاری تابستانه بر عملکرد گل و بنه زعفران
دوره 6، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 393-414
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.70724.1205
قربانعلی اسدی، سرور خرم دل، رضا قربانی، بهاره بیچرانلو
چکیده به منظور بررسی تأثیر کودهای آلی، شیمیایی و بیولوژیکی و آبیاری تابستانه بر خصوصیات رشد، بنه، گل و کلاله زعفران، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد طیسه سال زراعی 93-1392، 94-1393 و 95-1394 انجام شد. فاکتور اولشامل کود دامی (a1)، کود شیمیایی (NPK) (a2)، تیوباسیلوس (a3)، گوگرد (a4)، a4+a3و شاهد (a5) و فاکتور دوم، آبیاریتابستانه در سه سطح شامل عرف منطقه (A: بدون آبیاری تابستانه)،A+ یک نوبت آبیاری تابستانه (اول مرداد) و A+ دو نوبت آبیاری تابستانه (اول تیر+اول مرداد) بود.صفات مورد مطالعه شامل تعداد و وزن تر گل، وزن خشک کلاله، وزن خشک برگ،قطر بنه، وزن بنه در چهار گروه وزنی (4-2، 8-1/4، 16-1/8و بیش از 1/16 گرم)، وزن خشک بنههای دختری، درصد بنههای دارای ریشه انقباضی، تعداد و وزن خشک جوانههای گل دهنده بود. تجزیه و تحلیل نتایج سال سوم نشان داد کهاثر متقابل کود و آبیاری تابستانه، بر تمام صفات مورد بررسی به جز وزن خشک کلاله، بنههای با وزن بیش از 16 گرم و وزن خشک بنههای دختری معنیدار بود (01/0p≤). بیشترین تعداد گل در متر مربع (7/282)، وزن تر گل (g/m22/103) و وزن خشک کلاله (g/m273/1)، وزن خشک برگ (g/m233/13)، وزن خشک جوانهها (g/m261/4)، تعداد جوانههای گل دهنده در بنه (627/2)، درصد بنههای دارای ریشه انقباضی (41/58)، قطر بنه ( cm61/3) و گروههای مختلف وزنی بنه در تیمار کود دامی و A+یک نوبت آبیاری تابستانه مشاهده شد.
بررسی اثر پلاسمای سرد بر ویژگی های میکروبی و شیمیایی زعفران
دوره 7، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 425-439
https://doi.org/10.22048/jsat.2019.112244.1276
مریم اکبریان، فخری شهیدی، محمدجواد وریدی، آرش کوچکی، سحر روشنک
چکیده زعفران گرانترین محصول کشاورزی جهان میباشد و ایران بزرگترین تولیدکننده زعفران در جهان است، آلودهشدن زعفران در مراحل مختلف فرایند تولید، علاوه بر کاهش کیفیت منجر به کاهش اعتبار در بازار جهانی و صادرات میشود. لذا انتخاب یک روش مناسب جهت غیرفعالسازی فلور میکروبی زعفران ضرورت دارد. در بین روشهای مختلفی که برای غیرفعال کردن میکروبها استفاده میشوند، پلاسمای سرد به علت وجود مزایای بالقوه بیشمار از قبیل طبیعت غیرسمی، هزینههای عملیاتی پایین، کاهش قابل توجه مصرف آب طی فرایندهای ضد عفونی، و امکان کاربرد آن برای محصولات غذایی متنوع، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. پلاسما حالتی از گاز یونیزه شده شامل یونها، الکترون، اشعه ماورابنفش و گونههای واکنش مانند رادیکالها، اتمها و مولکولهای بر انگیخته است که قادر به غیرفعالسازی میکروارگانیسمها میباشد. در این پژوهش پلاسمای سرد با استفاده از دو نوع گاز شامل نیتروژن و هوا تولید و اثر تابش پلاسما در مدت زمان های صفر، 3، 6، 9 و 12 دقیقه بر ویژگیهای شیمیایی و میکروبی (باکتری اشرشیاکلی، انتروکوکوس فکالیس، کپک و مخمر) زعفران بررسی گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد اثر میکروب کشی پلاسمای نیتروژن نسبت به پلاسما هوا کمتر بوده و با افزایش زمان تابش پلاسما میزان غیرفعال سازی میکروارگانیسمها افزایش یافت. حداکثر کاهش بار میکروبی در زمان 12 دقیقه در ولتاژ 18 کیلوولت مشاهده شد و جمعیت باکتری اشرشیاکلی، انتروکوکوس فکالیس، کپک و مخمر به ترتیب به میزان 2/69، 2/48، 1/95 سیکل لگاریتمی کاهش یافت. نتایج همچنین نشان داد که افزایش زمان تابش پلاسما، میزان کروسین، پیکروکروسین و سافرانال را به طور معنیدار (0/50˂p) کاهش داد. میزان کاهش کروسین، سافرانال و پیکروکروسین در زمان 12 دقیقه به ترتیب 6/01، 4/04، 5/44 درصد بود.
تأثیر آرایشهای کشت مخلوط با پنیرک بر عملکرد پیازهای دختری و گل و خصوصیات کیفی زعفران در سال سوم
دوره 8، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 479-495
https://doi.org/10.22048/jsat.2020.210799.1371
سرور خرم دل، فاطمه معلم بنهنگی، سید جلیل داورپناه
چکیده مزرعه زعفران، طی شروع دوره رکود تا گلدهی بدون رشد است و افزایش درجه حرارت خاک و کاهش کارایی استفاده از زمین از جمله مشکلات اصلی تککشتی این گیاه محسوب میشوند. به منظور بررسی تأثیر انواع آرایشهای کشت مخلوط گیاه دارویی چندساله پنیرک (Malva sylvetris L.) با زعفران (Crocus sativus L.)بر رشد پیاز و عملکرد گل به منظور تخفیف اثر تغییر اقلیم و گرمایش جهانی، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، در سه سال زراعی 95-1394 و 96-1395 و 97-1396 به اجرا درآمد. تیمارها شامل فاصله ردیف 15، 30، 45 و 60 سانتیمتر زعفران از پنیرک و کشت خالص پنیرک و زعفران بودند. نتایج سال سوم نشان داد که اثر آرایشهای کشت مخلوط با پنیرک بر شاخصهای عملکرد گل و پیاز زعفران معنیدار بود. مقایسه بین تیمارهای خالص با مخلوط نشان داد که بیشترین تعداد گل، عملکرد کلاله خشک و عملکرد پیازهای دختری در کشت خالص به ترتیب برابر با 81 گل در متر مربع، 2115/0 گرم بر متر مربع و 51/26 گرم بر مترمربع مشاهده شد. در بین تیمارهای کشت مخلوط نیز بیشترین مقدار برای فاصله ردیف 30 سانتیمتر به ترتیب با 46 گل در متر مربع، 155/0 گرم بر متر مربع و 39/13 گرم بر متر مربع بدست آمد. محتوی کروسین، پیکروکروسین و سافرانال تحت تأثیر معنیدار کشت مخلوط با پنیرک قرار نگرفت. اثر کشت مخلوط با زعفران بر وزن گل تر، وزن خشک گل و تعداد شاخه جانبی پنیرک معنیدار بود. بیشترین وزن خشک گل پنیرک برای فاصله ردیف 60 سانتیمتر با 89/28 گرم بر متر مربع مشاهده شد. دامنه نسبت برابری زمین 77/1-01/1 محاسبه شد که بالاترین میزان برای فاصله ردیف 15 سانتیمتری پنیرک از زعفران بود.
اثر آللوپاتیک عصاره آبی برگ و بنه زعفران (Crocus sativus L.) بر جوانهزنی و رشد گیاهچه علفپشمکی (Bromus tectorum L.) و خاکشیر (Descurainia sophia L.)
دوره 3، شماره 1، بهار 1394، صفحه 13-24
https://doi.org/10.22048/jsat.2014.9606
زینب علی پور، سهراب محمودی
چکیده این پژوهش بهمنظور مطالعه و ارزیابی خاصیت آللوپاتیک عصاره آبی برگ و بنه زعفران بر جوانهزنی و شاخصهای رشد گیاهچه علف پشمکی و خاکشیر (دو علف هرز رایج مزارع زعفران) در سال 1392 در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند انجام شد. آزمایش برای هر گونه علف هرز بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل نوع اندام زعفران در دو سطح (برگ و بنه) و غلظت عصاره در 5 سطح (0، 5/0، 1، 5/1 و 2 درصد وزنی-حجمی عصاره آبی) بود. غلظتهای مختلف عصاره برگ و بنه زعفران درصد جوانهزنی هر دو گونه علف هرز را کاهش داد. کمترین درصد جوانهزنی علف پشمکی و خاکشیر به ترتیب با 65 و 66 درصد کاهش نسبت به شاهد از تیمارهای غلظت 2 درصد عصاره بنه حاصل شد. سرعت جوانهزنی علف پشمکی در غلظت 2 درصد عصاره برگ نسبت به شاهد 71 درصد کاهش یافت ولی سرعت جوانهزنی خاکشیر تحت تأثیر غلظتهای متفاوت عصاره برگ و بنه قرار نگرفت. همچنین غلظتهای متفاوت عصاره برگ و بنه زعفران شاخصهای طول ساقهچه و ریشهچه و وزن ساقهچه و ریشهچه را در گونههای مورد مطالعه کاهش داد. برازش مدل لجستیک سه پارامتری، رابطه بین سطوح مختلف عصاره آبی و درصد جوانهزنی بذور علف پشمکی و خاکشیر را بهخوبی توجیه نمود. نتیجه مقایسات گروهی بین عصاره برگ و بنه زعفران نشان داد که بیشترین اثر بازدارندگی صفات در علف پشمکی مربوط به عصاره برگ و در خاکشیر مربوط به عصاره بنه زعفران بود.
مقایسه و بررسی اثر تراکم و وزن بنه بر عملکرد و اجزاء عملکرد زعفران در بسترهای خاکی و هیدروپونیک در تونل پلاستیکی
دوره 1، شماره 2، زمستان 1392، صفحه 14-28
https://doi.org/10.22048/jsat.2014.4815
عبداله ملافیلابی، علیرضا کوچکی، پرویز رضوانی مقدم، مهدی نصیری محلاتی
چکیده زعفران گرانبهاترین ادویه جهاناست که امروزه کاربردهای وسیعی درصنایع غذایی، دارویی، صنعتی و رنگرزی دارد. متوسط عملکرد در ایران 83/4 کیلوگرم در هکتار میباشد. این تحقیق با هدف بررسی اثر وزن و تراکم بنه برعملکرد و اجزاء عملکردگیاه زعفران تحت شرایط کشت خاکی و هیدروپونیک انجام گرفت. برای این منظور، سه اندازه مختلف بنه (8-6 ،10-8 و 10 گرم به بالا) و سه تراکم بنه (50،100و 150 بنه در مترمربع) در آزمایش فاکتوریل درقالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار درداخل تونل پلاستیکی پیشبینی شد. صفات مورد بررسی در این طرح عبارتند از تعداد گل ، وزن تر و خشک گل، وزن تر و خشک کلاله ، وزن تر و خشک خامه و وزن تر و خشک کلاله و خامه. نتایج نشان داد که اثرات اصلی نوع بستر، اندازه و تراکم بنه در تمامی صفات معنیداربود. اثرات متقابل نوع بسترو اندازه بنه درتمامی صفات درسطح 5 در صد معنیدار بوده به جزء وزن خشک گل، وزن خشک کلاله وخامه که تفاوت معنیدار دیده نشده است. همچنین اثرات متقابل بین نوع بستر و تراکم بنه، اندازه و تراکم بنه و اثرات متقابل بین نوع بستر، اندازه و تراکم بنه درهیچ کدام از صفات موردمطالعه معنیدار نشده است. بیشترین عملکرد زعفران در بنههای 10 گرم به بالا بهدست آمد که باکاهش اندازه بنه، تمامی صفات کاهش معنی داری پیدا کرد، همچنین نتایج نشان داد که کمترین عملکرد (وزن خشک کلاله) در بستر کشت هیدروپونیک با تراکم 50 بنه در مترمربع به میزان 14/4 کیلو گرم در هکتار و بیشترین عملکرد در بستر کشت خاکی و با تراکم 150 بنه در مترمربع معادل 36/7 کیلوگرم در هکتار و در سال اول حاصل شد.
