تاثیر دگرآسیبی گیاه زعفران (.Crocus sativus L) برخصوصیات جوانه زنی و رشدگیاهچه جو وحشی (Hordeum spontaneum)و مرغ (Agropayron repense)
دوره 6، شماره 1، بهار 1397، صفحه 35-48
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.54263.1163
مهدی قسمتی، محمد حسین امینی فرد، معصومه عبدالهی، معصومه شاکری
چکیده بهمنظور بررسی خصوصیات جوانهزنی و رشد اولیه گیاهچه دو علف هرز جو وحشی (Hordeum spontaeum) و مرغ (Agropayron repense) تحت تأثیر غلظتهای عصاره آبی بنه و برگ زعفران (.Crocus sativus L) دو آزمایش مجزا برای هریک از گونهها بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی بیرجند در سال 1394 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل دو نوع اندام زعفران در دو سطح (برگ و بنه) و غلظت عصاره در پنج سطح (0، 0.5 ،1، 1.5 و 2 درصد وزنی- حجمی عصاره آبی) بود. نتایج نشان داد که غلظتهای مختلف عصاره برگ و بنه زعفران درصد جوانهزنی هر دو گونه علف هرز را کاهش داد. کمترین درصد و سرعت جوانهزنی جو وحشی و مرغ بهترتیب از تیمارهای دو درصد عصارهی برگ و دو درصد عصاره بنه حاصل شد. همچنین غلظتهای متفاوت عصاره برگ و بنه، شاخصهای طول ریشهچه، وزنتر گیاهچه و وزن خشک گیاهچه را بهطور معنیداری کاهش داد. برازش مدل لجستیک سه پارامتری، رابطه بین سطوح مختلف عصاره آبی و درصد جوانهزنی بذور جو وحشی و مرغ را بهخوبی توجیه نمود. همچنین مقایسات گروهی بین عصاره برگ و بنه زعفران نشان داد که اثر بازدارندگی عصاره برگ و بنه برای هر دو علف هرز یکسان بوده و تفاوت معنیداری با یکدیگر نداشتند. بهطورکلی نتایج نشان داد که عصاره برگ زعفران بیشترین تأثیر را بر جو وحشی و عصاره بنه بیشترین تأثیر را بر علف هرز مرغ داشتند. لذا نتایج این تحقیق، تأییدکننده این مطلب است که میتوان از اثرات دگرآسیبی زعفران، جهت کاهش این دو علف هرز در مزرعه بهره جست.
بررسی تاثیر کودهای آلی و میکروارگانیسمهای موثر((EM بر ویژگیهای بنههای دختری زعفران (.Crocus sativus L)
دوره 5، شماره 1، بهار 1396، صفحه 37-49
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.34377.1110
سعیده مداحی، مهدی پارسا، مرتضی گلدانی، محمد کافی
چکیده به منظور بررسی تأثیر کود شیمایی و کودهای آلی بههمراه مصرف میکروارگانیسمهای مؤثر (EM) بر خصوصیات بنهی زعفران، آزمایشی در سال زراعی 93-1392 در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و 16 تیمار در شهر ریوش اجرا گردید. فاکتورهای آزمایشی شامل 1-کود شیمایی (حاوی 12 درصد ازت از منبع اوره و نیترات، 8 درصد فسفر، 4 درصد پتاسیم و کلاتهای آهن، روی، منگنز و مس) 2- کود دامی 40 تن در هکتار 3- کود دامی 40 تن در هکتار+ EM 4- کود دامی 80 تن در هکتار 5- کود دامی 80 تن در هکتار+EM 6- ورمیکمپوست 10 تن در هکتار 7- ورمیکمپوست 10 تن در هکتار+EM 8- ورمیکمپوست 15 تن در هکتار 9- ورمیکمپوست 15 تن در هکتار+EM 10- ورمیکمپوست 20 تن در هکتار 11- ورمیکمپوست 20 تن در هکتار+EM 12- ورمیواش 13- ورمیواش+EM 14- کود دامی 40 تن در هکتار+ورمیواش 15- کود دامی 40 تن در هکتار+ ورمیواش+EM و 16- شاهد (عدم مصرف کود) بود.نتایج تجزیه واریانس حاکی از اثرات معنیدار تیمارهای کودی بر صفات مورد بررسی زعفران به استثنای تعداد کل بنههای دختری بود.بر اساس نتایج آزمایش، بیشترین افزایش در عملکرد کل بنههای دختری (715 گرم در مترمربع)، تعداد بنههای دختری بیشتر از 8 گرم (57 بنه در مترمربع)، در نتیجهی کاربرد کود شیمیایی حاصل شد که این تأثیر با اثر کود دامی 40 تن در هکتار+ورمیواش+EM برابری کرد. بر اساس نتایج مقایسات گروهی کاربرد EM همراه با ورمیکمپوست و کود دامی نسبت به مصرف ورمیکمپوست و کود دامی به تنهایی بهطور معنیداری باعث کاهش صفات مورد بررسی زعفران شد.
بررسی امکان جایگزینی کود دامی با سایر بهبود دهندههای رشد آلی در زراعت زعفران (Crocus sativus L) در وزنهای مختلف بنه مادری
دوره 8، شماره 1، بهار 1399، صفحه 37-57
https://doi.org/10.22048/jsat.2019.165266.1331
مهدی ابراهیمی، محسن پویان، محمد مهدی نژاد
چکیده این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر بهبود دهندههای رشد آلی (امولسیون آلی-معدنی با نام تجاری امیک، اسیدهیومیک با نام تجاری هیوماکس، کود دامی و شاهد بدون تغذیه) و وزن بنه مادری (0 تا 4 گرم، 1/4 تا 8 گرم و 1/8 تا 12 گرم) بر عملکرد گل و بنه زعفران، بهصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی، با سه تکرار طی سالهای زراعی 97- 1396 و 98- 1397 در مجتمع تحقیقات گیاهان دارویی جهاد دانشگاهی خراسان جنوبی اجرا گردید. بر اساس نتایج استفاده از بهبوددهندههای رشد آلی در مقایسه با شاهد بر اکثر صفات مورد بررسی در سال اول کشت تأثیر معنیداری نداشت. اما در سال دوم و طی دوره 21 روزه گلدهی زعفران، تیمار کود دامی وزن خشک کلاله را نسبت به تیمار شاهد، هیوماکس و اُمیک به ترتیب 3/77، 7/71 و 9/58 درصد افزایش داد. با برازش خط رگرسیونی بین عملکرد تجمعی کلاله و روزهای پس از گلدهی مشخص شد که عملکرد زعفران در تیمارهای کود دامی، اُمیک، هیوماکس و شاهد به ترتیب 01/19، 43/11، 92/10 و 65/10 میلیگرم در روز افزایش مییابد. بعلاوه بالاترین وزن خشک گل در سال دوم با 2858 میلیگرم در مترمربع به تیمار کود دامی تعلق داشت. اما بالاترین میزان صفات مورد مطالعه در هر دو سال به تیمار بنه بزرگ و پایینترین آن به تیمار بنه کوچک تعلق داشت. در سال اول وزن کلاله در تیمار بنه بزرگ با 22/82 میلیگرم در مترمربع نسبت به تیمار بنه کوچک حدود 190 برابر بیشتر بود؛ هرچند این اختلاف در سال دوم به کمتر از 3 برابر کاهش یافت. بعلاوه بالاترین تعداد (36/466 عدد در مترمربع) و وزن (55/936 گرم در مترمربع) بنه دختری نیز در تیمار بنههای مادری بزرگ به دست آمد. اما در سال دوم آزمایش با کاهش اختلاف بین سطوح وزن بنه مادری، تأثیر دو سطح بنه بزرگ و متوسط بر وزن کلاله، وزن گل و تعداد گل به لحاظ آماری معنیدار نبود. نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از کود دامی در زراعت زعفران به دلیل ویژگیهای منحصربهفرد آن ازجمله بهبود شرایط فیزیکی خاک توسط سایر بهبوددهندههای رشد آلی قابل جبران نیست. بعلاوه اجتناب از کاشت بنههای مادری با وزن کمتر از 4 گرم به دلیل تأثیر نامطلوبی که بر عملکرد اقتصادی زعفران دارد، باید مورد توجه کشاورزان قرار گیرد.
تجزیه و تحلیل بیوانفورماتیکی توالیهای EST کلاله زعفران (.Crocus sativus L) به منظور تعیین جهتگیری کارکردی ژنوم و شبکه ژنی
دوره 1، شماره 1، پاییز 1392، صفحه 40-54
https://doi.org/10.22048/jsat.2013.4810
معصومه علی اکبری، روح اله شاملو دشت پاگردی، اسماعیل ابراهیمی
چکیده روشهای ژنومیکس کارکردی نظیر تجزیه و تحلیل توالیهای EST، امکان شناسایی، بررسی بیان و مطالعه رونوشتهای ژنی درگیر در شبکههای تنظیمی و متابولیکی را فرآهم آوردهاند. در این پژوهش به منظور شناسایی جهت گیری کارکردی ژنوم و تعیین شبکه ژنی درگیر در تکامل کلاله زعفران، 6202 توالی EST مربوط به کتابخانهی کلاله بالغ زعفران مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. پس از پیرایش اولیه توالیها، دسته بندی و هم گذاری آنها انجام شد که منتج به ایجاد 910 unigene (604 کانتیگ و 304 سینگلتون) گردید. جستجوی بلاست ایکس نشان داد که 570 unigene دارای hit مشخص در بین پروتئینهای آرابیدوپسیس بودند و برای سایر توالیها hit مشخصی شناسایی نشد. گروهبندی و Gene enrichment analysis توالیها آنها را در 31 گروه کارکردی مختلف قرار داد که حضور 12 گروه در سطح آماری 1% معنیدار گردید. شبکه ژنی مربوط به توالی های با حضور بالا (بیش از 20 رونوشت)، نشان داد که ارتباطات ژنی پیچیده ای در کلاله بالغ زعفران وجود دارد. نتایج مشخص نمود که مسیر علامتدهی جاسمونیک اسید و عوامل رونویسی مربوط به آن همچون MYB21 و Zinc finger ها سهم بزرگی از شبکه تنظیمی را به خود اختصاص میدهند و نقش کلیدی ای در تنظیم متابولیسم اولیه و ثانویه کلاله و به خصوص متابولیسم کارتنوئیدها (به عنوان مهم ترین متابولیت های زعفران)، بر عهده دارند. ژنهای شناسایی شده در این پژوهش می توانند نامزدهای مناسبی برای دستورزی تکامل و متابولیسم کلاله زعفران باشند.
سرهمبندی ترنسکریپتوم و شناسایی نشانگرهای EST-SSR در زعفران
دوره 10، شماره 1، بهار 1401، صفحه 41-49
https://doi.org/10.22048/jsat.2022.318852.1446
محمدرضا رضائی، حمید رضا شریفی، علیرضا سیفی
چکیده گیاهCrocus sativus ، گیاهی تریپلویید است که به روش رویشی با استفاده از بنه تکثیر میشود. به دلیل تولید مثل غیرجنسی، تفرق صفات و تنوع ژنتیکی در این گیاه با محدودیت مواجه است. نشانگرهای EST-SRR مزایایی از جمله همغالبیت، اختصیاصیت برای لوکوس خاص و پلیمورفیسم بالا نسبت به نشانگرهای دیگر دارند. با توجه به دردسترس بودن دادههای ترنسکریپتوم، امکان شناسایی نشانگرهای EST-SSR برای مطالعات پلیمورفیسم در گیاه زعفران وجود دارد. جهت توسعه نشانگرهای EST-SSR، دادههای RNA-Seq گیاه زعفران از NCBI دریافت شدند. سپس کنترل کیفیت و پیرایش دادهها به ترتیب توسط ابزارهای FastQC و Trimmomatic انجام گرفت. با استفاده از این دادهها و ابزار RNA-Bloom، سرهمبندی ترنسکریپتوم انجام گرفت. ابزار CD-HIT-EST برای حذف ترنسکریپتهای مشابه و تکراری استفاده شد. کیفیت ترنسکریپتوم با استفاده از BUSCO مورد ارزیابی قرار گرفت و درصد ترنسکریپتهای کامل، حدود 90 درصد به دست آمد. پس از دستیابی به ترنسکریپتوم با کیفیت در زعفران، از نرمافزار MISA برای شناسایی EST-SSR ها در ترنسکریپتوم استفاده شد. طراحی آغازگر با استفاده از نرمافزار Primer3 برای توالیهای EST-SSR، انجام شد. تعداد 35459 توالی SSR شناسایی شدند و آغازگر برای آنها طراحی گردید. از تعداد 10 جفت آغازگر که برای تکثیر PCR روی DNA زعفران انتخاب شدند، 7 جفت آغازگر در اندازه پیشبینی شده تکثیر شدند که نشان از کارایی 70 درصدی نشانگر دارد. نشانگرهای EST-SSR شناسایی شده در این پژوهش در مطالعات ژنتیکی زعفران میتوانند مورد استفاده قرار گیرند.
تاثیر گیاهان پوششی بر رشد علفهای هرز و عملکرد بنه زعفران (Crocus sativus L.) در شهرستان نکا
دوره 12، شماره 1، 1403، صفحه 41-54
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.420827.1511
امیر محمد زرگریان، فائزه زعفریان، عباس جلالی، وحید اکبرپور
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر انواع گیاهان پوششی بر تراکم و زیست توده علفهای هرز مزرعه زعفران به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار واقع در شهرستان نکا در سال 1401 اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی اعمال شده در مزرعه زعفران شامل: کشت گیاهان پوششی شبدر ایرانی (Trifolium resupinatum)، جو (Hordeum vulgare)، شنبلیله (Trigonella foenum – graecum L.) و کلزا (Brassica napus)، تیمار عدم وجین و بدون کشت گیاه پوششی (شاهد اول) و وجین علفهای هرز و بدون کشت گیاه پوششی (شاهد دوم) بودند. صفات تراکم و زیست توده علفهای هرز پهنبرگ و باریکبرگ، تراکم علف هرز غالب در مزرعه و شاخص تنوع گونهای شانون وینر و همچنین اندازهگیری صفات مربوط به عمکرد بنه زعفران شامل تعداد بنه دختری، عملکرد کل بنه دختری، متوسط وزن بنه دختری، متوسط قطر بنه و عملکرد بنه در گروههای وزنی مختلف در واحد متر مربع بود. نتایج نشان داد که با کشت گیاه پوششی جو، کمترین تراکم و زیست توده علف هرز مشاهده شد؛ بطوری که کشت آن به ترتیب موجب کاهش 96 و 88 درصدی زیست توده علف هرز پهنبرگ و باریکبرگ شد. علاوه براین، در بین گیاهان پوششی، بیشترین تنوع گونهای علف هرز مربوط به کلزا و کمترین تنوع مربوط به جو به ترتیب برابر با 93/0 و 43/0 میباشد. با مقایسه گیاهان پوششی بیشترین عملکرد کل بنه دختری مربوط به کلزا، شبدر، شنبلیله و سپس جو به ترتیب معادل 9/1273، 1243، 8/1234 و 2/1175 گرم در متر مربع بود و بیشترین عملکرد کل بنه، متوسط وزن بنه و عملکرد بنه بالای 8 گرم با کشت گیاه پوششی کلزا بدست آمد که نسبت به شاهد بدون وجین به ترتیب معادل 6، 79 و 14 درصد افزایش نشان داد. بطور کلی، هرچند که با اعمال وجین علف هرز شاخصهای عملکرد بنه زعفران در این تیمار نسبت به سایر تیمارها برتری داشت، اما این نکته را باید مد نظر داشت که با کشت گیاهان پوششی ضمن پایداری و حاصلخیزی نظام تولید در درازمدت، مزیت اقتصادی بالاتری را در نهایت برای کشاورز به همراه دارد.
اصول استانداردسازی تولید زعفران ارگانیک در ایران
دوره 9، شماره 1، بهار 1400، صفحه 43-79
https://doi.org/10.22048/jsat.2020.236760.1402
حمید رضا فلاحی، محمدعلی بهدانی، پرویز رضوانی مقدم، مجید جامی الاحمدی
چکیده بسیاری از مراحل تولید، فرآوری، تجارت و مصرف زعفران (Crocus sativus L.) در ایران بر مبنای دانش بومی پایهریزی شده و بیشتر تولیدات این گیاه در مزارعِ کوچک با همکاری خانوادگی و با بهرهگیری از نهادهها و فناوریهای محلیِ بومسازگار شکل میگیرد. بر این اساس بخش قابل توجهی از تولید زعفران در ایران قرابت بالایی با اصول کشاورزی ارگانیک دارد، ولی از نظر قواعد و استانداردهای مربوط به این نظامِ تولیدی، صرفاً بهعنوان محصول شبهارگانیک تلقی میشود. کشاورزی ارگانیک یک نظام جامع تولید است که به جنبههای کمی و کیفی تولیدات کشاورزی در تمامی مراحل چرخة تولید از مزرعه تا سفره و نیز به مسایلی مانند عدالت، روابط اجتماعی، سلامت خاک و حقوق تمامی جانداران کوچک و بزرگِ دخیل در فرآیند تولید توجه مینماید. بر اساس این تعریف و با در نظر گرفتن اصولِ حاکم بر شیوههای تولید زعفران در بومنظامهای کشاورزی ایران، با ارایة استانداردهای پیشنهادی میتوان زمینة مناسبی برای هدفمند شدن تولید ارگانیک این گیاه ایجاد نمود که ضمن افزایش درآمد کشاورزان منجر به حفظ و افزایش سهم ایران از بازار جهانی این گیاه دارویی ارزشمند، خواهد شد. در این مقاله، برای هر یک از مراحل چرخة تولید زعفران با کمکگیری از نتایج تحقیقات علمیِ مربوط به زعفران و نیز استانداردهای بینالمللی، منطقهای و ملیِ مرتبط با تولیدات ارگانیک، یکسری اصول کلی، پیشنهادها (توصیهها)، الزامات و تبصرهها ارایه شده است. توصیههای ارایه شده عمدتاً با هدف افزایش عملکرد کمیِ محصول ارایه شده است، در حالیکه با رعایت الزاماتِ پیشنهادی می-توان به کیفیت بالاتری از زعفران دست یافت. افزون بر این، مجموعه دستورالعملهای پیشنهادی در این مقاله، کمک خواهد نمود تا در کنار حفظ و بهبود کمیت و کیفیت محصول در تمامی مراحل چرخة تولید زعفران، سایر اهداف و قواعد مرتبط با کشاورزی ارگانیک نیز تأمین گردد. در برنامة پیشنهادی کنونی به موضوعات مرتبط با زراعت (تولید و انتخاب بنه، انتخاب و آمادهسازی زمین، کاشت، تغذیه، آبیاری، کنترل عوامل تنشزای زنده و ...)، بهنژادی، برداشت و پس از برداشت (جابجایی و ذخیرهسازیِ گل؛ جداسازی، خشک کردن، درجهبندی، بستهبندی، برچسبزنی و ذخیرهسازیِ کلاله) و نیز مختصری به موضوع فرآوری و مسایل حقوقی مربوط به تولید زعفران ارگانیک توجه شده است.
مطالعه عملکرد زراعی و سودآوری اقتصادی کشت مخلوط زیره سبز و زعفران تحت شرایط اقلیمی منطقه قهستان خراسان جنوبی
دوره 13، شماره 1، بهار 1404، صفحه 43-58
https://doi.org/10.22048/jsat.2025.483002.1552
عباس قربانی، سهراب محمودی، سید وحید اسلامی، حمیدرضا فلاحی
چکیده این تحقیق به منظور بررسی جنبههای زراعی و اقتصادی کشت مخلوط افزایشی زیره سبز و زعفران در منطقه قهستان استان خراسان جنوبی و در مزرعه تحقیقاتی زیر نظر دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در سال زراعی ۱۴۰۲- ۱۴۰۱ انجام گرفت. به منظور ارزیابی عملکرد زعفران در کشت مخلوط با زیره سبز، آزمایشی به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در داخل مزرعه زعفران سه ساله کاملا یکنواخت انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل تراکمهای مختلف کشت مخلوط افزایشی زیره سبز در زعفران، شامل صفر، ۳۰، ۶۰ و ۱۲۰ بوته در مترمربع (به ترتیب معادل صفر، ۲۵، ۵۰ و ۱۰۰ درصد تراکم مطلوب آن) بود. نتایج این پژوهش نشان داد که شاخص LER در تمامی تیمارهای مورد آزمایش، بالاتر از یک بود. مطابق نتایج، بیشترین عملکرد کلاله زعفران در تیمار مخلوط با ۶۰ بوته زیره سبز در مترمربع به میزان ۴۱/۰ کیلوگرم در هکتار حاصل شد. بیشترین میزان شاخص برابری زمین، ۹۴/۱ و ۹۲/۱ به ترتیب در تیمار ۳۰ و ۶۰ بوته زیره سبز در مترمربع بهدست آمد. مجموع ارزش نسبی (RVT) نیز در تمامی نسبتهای کشت، بیشتر از یک بود. بیشترین مقدار شاخص سودمندی اقتصادی(IA) به میزان ۰۷۴/۰ نیز در تیمار مخلوط زعفران با ۶۰ بوته زیره سبز در مترمربع، حاصل شد. از این رو، نسبتهای کشت مخلوط افزایشی زیره سبز در مزارع زعفران به ویژه تراکم 60 بوته زیره سبز در مترمربع، ضمن عدم تأثیر معنیدار بر عملکرد زعفران، به جهت استفاده بهتر از زمین و سودمندی اقتصادی، به کشاورزان این منطقه توصیه میگردد.
بهبود برنامهریزی آبیاری زعفران با استفاده از اندازهگیریهای میدانی و مدل سازی گیاهی
دوره 11، شماره 1، 1402، صفحه 53-69
https://doi.org/10.22048/jsat.2023.386578.1481
امیر اکبری، علی نقی ضیائی، سید محمدرضا ناقدی فر، پرویز رضوانی مقدم، مهدی غلامی شرفخانه
چکیده زعفران یکی از ارزشمندترین ادویههای جهان به شمار میآید و باتوجه به ارزش اقتصادی بالا و نیاز آبی پایین، کشت آن در شرق ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این پژوهش که در سال زراعی 1401-1400در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد صورت گرفت، مدل اکواکراپ جهت شبیهسازی عملکرد گیاه زعفران با استفاده از اندازهگیریهای میدانی واسنجی و صحتسنجی شد. بدین منظور رطوبت خاک، زیستتوده و سطح سایهانداز گیاه با تفکیک زمانی نسبتا بالا در طول فصل رشد اندازهگیری گردید. مقدار ضریب همبستگی پیرسون، میانگین ریشه مربعات خطا، شاخص توافق ویلموت و ضریب کارایی نش - ساتکلیف برای شبیهسازی رطوبت به ترتیب 87/0، 8/7 میلیمتر،92/0 و 62/0 ، برای زیستتوده گیاه 99/0، 3/0 تن برهکتار، 99/0 و 98/0 و همچنین برای سطح سایهانداز گیاه 98/0 ،5 درصد، 98/0 و 93/0 به دست آمد. بازههای حساس گیاه زعفران از طریق بررسی تغییرات وزن بنه دختری ، زیستتوده و بهرهوری آب در طول مراحل مختلف رشد نسبت به تنش آبی تعیین و یک سناریوی اصلاحشده جهت بهبود وضعیت آبیاری مزرعه پیشنهاد گردید. با اعمال این سناریو و اجرای مدل، مقدار وزن بنه دختری از 550/5 به 693/7 تن بر هکتار و زیست توده از 204/7 به 395/9 تن بر هکتار افزایش یافت. مقدار بهرهوری آب نیز از 50/3 به 69/3 کیلوگرم بر مترمکعب رسید و 85 میلیمتر آب صرفهجویی شد.
تأثیر مصرف خاکی و محلولپاشی ریز جانداران مؤثر بر ویژگیهای رشدی زعفران در حضور کودهای شیمیایی و آلی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 105-117
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.17361
حسن ریوندی، حمید مروی، متین جامی معینی
چکیده بهمنظور بررسی اثر روش مصرف ریزجانداران مؤثر بر ویژگیهای رشدی زعفران در حضور کودهای شیمیایی و آلی، آزمایشی در سال زراعی 93-1392 در شهرستان ششتمد خراسان رضوی انجام شد. آزمایش بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. فاکتور اصلی آزمایش شامل روش مصرف ریزجانداران مؤثر (EM) در سه سطح عدم مصرف، مصرف خاکی EM و محلولپاشی EM و فاکتور فرعی شامل مصرف کودهای آلی و شیمیایی در چهار سطح عدم مصرف، مصرف خاکی اسید هیومیک، مصرف خاکی کود 20, 20, 20+TE و مصرف خاکی اسید هیومیک + مصرف خاکی 20, 20, 20+TE بودند. نتایج نشان داد که مصرف خاکی و محلولپاشی EM ارتفاع بوته را تحت تأثیر قرار نداد، اما باعث افزایش معنیدار تعداد بنه، عملکرد بنه، وزن خشک اندام هوایی و تعداد جوانه در هر بنه در مقایسه با شرایط عدم مصرف EM گردید. متوسط وزن بنه در واکنش به مصرف خاکی و محلولپاشی EM کاهش یافت. بیشترین تعداد بنه (33/220 در مترمربع)، عملکرد بنه (33/1023 گرم در مترمربع) و وزن خشک اندام هوایی (02/43 گرم در مترمربع) در تیمار مصرف خاکی EM، بیشترین تعداد جوانه در بنه (68/8) در تیمار محلولپاشی EM و بیشترین متوسط وزن بنه (10/5 گرم) در شرایط عدم مصرف EM به دست آمد. استفاده از کود 20, 20, 20+TE و همچنین مصرف تلفیقی اسید هیومیک و کود 20, 20, 20+TE باعث افزایش تعداد بنه، عملکرد بنه، وزن خشک اندام هوایی و تعداد جوانه در بنه در مقایسه با شرایط عدم مصرف کود و همچنین مصرف خاکی اسید هیومیک گردید. بیشترین متوسط وزن بنه در تیمار مصرف خاکی اسید هیومیک بهدست آمد. مصرف خاکی و محلولپاشی EM باعث بهبود واکنش ویژگیهای رشدی زعفران به مصرف کودهای آلی و شیمیایی گردید. با توجه به نتایج، مصرف خاکی EM و کود 20, 20, 20+TE جهت تولید حداکثر عملکرد بنه در زعفران قابل توصیه میباشد.
ارزیابی سازگاری اکوتیپهای مختلف زعفران زراعی با شرایط آب و هوایی شهرستان مراغه
دوره 3، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 107-119
https://doi.org/10.22048/jsat.2015.10380
امین انصاف، بهمن زاهدی، علی اصغر علیلو
چکیده بهمنظور بررسی سازگاری برخی اکوتیپهای زعفران زراعی (sativusCrocus) نسبت به شرایط اقلیمی شهرستان مراغه، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و طی دو سال متوالی (1392-1393) اجرا شد. اکوتیپهای موردمطالعه شامل بردسکن، سبزوار، تربتحیدریه، کاشمر، تایباد، آبرود، دوغآباد، اسفیوخ، مرند 1، مرند 2، بناب 1 و بناب 2 بودند. صفات مورد ارزیابی شامل وزن تر کلاله، وزن خشک کلاله، طول خامه، طول کلاله، درصد سبز شدن، سرعت سبز شدن، ارتفاع گل، درصد گلدهی، سرعت گلدهی، وزن تر و خشک گل و عملکرد خشک کلاله در واحد سطح بود. نتایج نشان داد تمامی اکوتیپها از درصد سبز شدن و استقرار خوبی در سال اول برخوردار بودند، ولی با شروع یخبندان، اکوتیپهای آبرود، اسفیوخ و تایباد سازگاری کمتری به دماهای پایین نشان دادند. بین اکوتیپها از لحاظ صفات تعداد گل در واحد سطح، درصدگلدهی، درصد سبز شدن و میانگین وزن تر گل در سطح احتمال 05/0 اختلاف معنیداری وجود داشت. همچنین اختلاف آماری معنیداری در سطح احتمال 01/0 برای سرعت گلدهی و سبز شدن در بین اکوتیپهای موردبررسی مشاهده شد. بالاترین درصد سبز شدن در سال دوم مربوط به اکوتیپ مرند 2 بود، ولی اکوتیپ سبزوار بالاترین سرعت گلدهی و بیشترین درصد گلدهی را به خود اختصاص داد. با وجود پایین بودن عملکرد اکوتیپهای مرند 1 و سبزوار در سال استقرار، این دو اکوتیپ در سال دوم بیشترین عملکرد را نشان دادند، بهطوریکه مقدار تولید سال دوم اکوتیپ سبزوار 5/1 کیلوگرم در هکتار و اکوتیپ مرند 1 4/1 کیلوگرم در هکتار بود. در مجموع، نتایج نشان داد که اکوتیپهای مرند جهت کاشت در شهرستان مراغه مناسب بوده و استفاده از بنههای خارج از استان توصیه نمیگردد.
بررسی برخی پاسخهای فیزیولوژیک سه توده بومی زعفران (.Crocus sativus L) ایران به تنش شوری
دوره 2، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 127-136
https://doi.org/10.22048/jsat.2014.7270
مهدی نقی زاده، محمود غلامی شبستری، محدثه شمس الدین سعید
چکیده بهمنظور بررسی اثر تنش شوری بر برخی رفتارهای فیزیولوژیکی گیاه زعفران، سه توده بومی جمعآوریشده از شهرستانهای گناباد، فردوس و تربتحیدریه تحت اثر شوری آب آبیاری با مقادیر هدایت الکتریکی5/0، 3، 6، 9 و 12 دسی زیمنس بر متر طی دو سال آزمایشی در زیر یک محافظ باران و در گلدان در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات شوری یزد انجام شد که سه سطح توده بومی و پنج سطح شوری در آنها بهصورت فاکتوریل توزیع شدند. پس از سبز شدن یکنواخت بنهها، بهتدریج و با فواصل زمانی هفتگی، آبشور با هدایت الکتریکی موردنظر برای آبیاری هر گلدان اضافه شد و کسر آبشویی 30 درصد برای کنترل شوری خاک اعمال گردید. نتایج نشان داد که با افزایش میزان شوری، محتوی نسبی آب 26/6 درصد، وزن خشک اندام هوایی 80/19 درصد، تعداد کل برگ 042/17 درصد، وزن خشک بنه 42/49 درصد، غلظت قندهای احیاکننده در بنه و برگ 36/43 و 72/23 درصد کاهش و میزان نشت یونی غشاء سلولی در بنه و برگ 34 و 27 درصد، غلظت یون سدیم 70 درصد، نسبت سدیم به پتاسیم 66/66 درصد و غلظت پرولین در برگ 88/2 برابر نسبت به شاهد افزایش یافت، که در اکثر موارد این نوسانات با اعمال تنش 3 دسی زیمنس بر متر آب آبیاری مشاهده میگردد. نتایج همچنین نشان داد که توده بومی گناباد ازنظر صفات رشدی مثل تعداد کل برگ، وزن خشک اندام هوایی و تعداد کل بنه نسبت به دو توده دیگر برتری دارد اما ازنظر مقدار کلروفیل b، مجموع کلروفیل a و b، توده بومی فردوس از برتری نسبی برخوردار است.
اثر حاصلخیزکنندههای مختلف خاک بر خصوصیات رشد و عملکرد زعفران: فراتحلیل مطالعات مزرعهای
دوره 10، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 129-147
https://doi.org/10.22048/jsat.2022.323216.1449
سرور خرم دل، محمود مختاری، هدی لطیفی
چکیده هدف از فراتحلیل شناخت دقیق از نتایج پژوهشهای مورد بررسی میباشد. این روش آماری تحلیل مجموعهای از مطالعات بوده که با هدف تلفیق یافته ها انجام میشود. به دلیل پراکندگی و تفاوت در نتایج آزمایشات تأثیر حاصلخیزکنندههای خاک بر عملکرد زعفران، در این بررسی از روش فراتحلیل استفاده شد. بر این اساس، 71 مطالعه انتخاب شدند که 14 مطالعه مربوط به کود زیستی، 16 مطالعه کمپوست، 14 مطالعه اسید هیومیک، 16 مطالعه کود دامی، 26 مطالعه کودهای شیمیایی (NPK) و 16 مطالعه تلفیق کودها بودند. بر اساس نتایج، بیشترین اندازه اثر مربوط به تأثیر اسید هیومیک بر عملکرد کلاله خشک (434/3=g) بود. پس از اسید هیومیک، کودهای زیستی، شیمیایی و کمپوست در رتبه های بعدی قرار گرفتند. خطای استاندارد کمپوست (101/0=E) کمترین مقدار و با دقت بالاتر محاسبه شد، بنابراین با فاصله اطمینان 95% قابل توصیه است. بر اساس نتایج آزمون همبستگی بگ و مازومدار، کلیه مطالعات بجز اسید هیومیک بر عملکرد خشک کلاله، اسید هیومیک بر عملکرد ترکلاله، کود دامی بر تعداد گل، کود شیمیایی بر وزن کلاله خشک، کود شیمیایی بر عملکرد گل تر همگن بودند. در میان مقادیر مصرف کودهای دامی، بالاترین و پایین ترین اندازه اثر به ترتیب برای 60 تن کود گاوی در هکتار و 5 تن در هکتار کود مرغی محاسبه شد. نتایج فراتحلیل مصرف مقادیر کود کمپوست بر عملکرد خشک کلاله زعفران نشان داد، مقدار 60 تن در هکتار بیشترین اندازه اثر را دارد. بیشترین اندازه اثر مقادیر اسید هیومیک بر عملکرد کلاله خشک برای 30 کیلوگرم در هکتار محاسبه شد. با توجه به نتایج، به نظر میرسد که مطالعات انجام شده در زمینه اثر حاصلخیزکننده های خاک بر زعفران فاقد برنامهریزی بلندمدت برای رفع مشکلات میباشد و بیشتر بر حسب سلیقه، سهولت اجرا و یا تقلید از منابع خارجی انجام شده است. بر این اساس، نتایج این مطالعه مبنایی برای تجزیه و تحلیل مدیریت کود و ارائه راهبردهای توسعهای بر اساس یافته های علمی موجود فراهم مینماید.
ارزیابی خصوصیات رشدی بنههای دختری زعفران تحت تأثیر نظامهای کشاورزی رایج و ارگانیک
دوره 5، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 133-147
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.40887
محمدعلی بهدانی، غلامرضا زمانی، حمید رضا فلاحی، محمدحسن سیاری زهان، علیرضا صمدزاده
چکیده در زراعت زعفران، تولید و استفاده از بنههای مادریِ دارای وزن مناسب یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر میزان گلدهی گیاه میباشد. در همین راستا این تحقیق با هدف بررسی تأثیر نظامهای مختلف کمنهاده، متوسط نهاده و پرنهادة ارگانیک و رایج بر رشد بنههای دختری زعفران در طی یک دورة رشد یکسالة گیاه از مهرماه 1394 تا اردیبهشت ماه سال 1395 در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار به اجرا درآمد. به منظور انطباق تیمارهای آزمایشی با قوانین کشاورزی ارگانیک، طول دورة گذاری معادل با 24 ماه قبل از کاشت در این پژوهش در نظر گرفته شد و در طی آن از مصرف نهادههای ممنوعه پرهیز شد. بر اساس نتایج تجزیة واریانس اثر تیمارهای آزمایشی بر اکثر صفات مربوط به رشد بنههای دختری معنیدار بود. مقایسة میانگین تیمارها نشان داد که میزان تفاوتها در درون هر نظام کاشت بسیار ناچیز، ولی مقدار تفاوت بین دو نظام کاشت رایج و ارگانیک قابل توجه بود. وزن کل بنههای موجود در هر کلون و تعداد جوانههای گلدهنده به ازای هر بنه در نظامهای کاشت ارگانیک بهطور متوسط حدود 40 درصد بیشتر از نظامهای کاشت رایج بود. مقادیر متوسط وزن تکبنه نیز برای سیستمهای ارگانیک و رایج به ترتیب 75/4 و 54/2 گرم تعیین شد. در نظام کاشت ارگانیک درصد بنههای دختری با وزن کمتر از 5 گرم کمتر از نظام کاشت رایج بود (70 درصد در مقابل 84 درصد)، در حالیکه در نظام کاشت مذکور درصد بنههای دختری دارای وزن 5 تا 10 گرم (5/14 در مقابل 13 درصد) و بیش از 10 گرم (16 در مقابل 3 درصد) بیشتر از سیستم کاشت رایج بود. متوسط تعداد جوانة گل دهنده در هر بنه همبستگی معنیداری با وزن کل بنههای موجود در هر کلون (**58/0)، میانگین وزن تک بنه (**64/0) و نیز تعداد بنههای ریز (**57/0-) و درشت (**61/0) موجود در هر کلون نشان داد. بر اساس ضرایب همبستگی، میانگین وزن تک بنه نیز ارتباطی قوی با تعداد بنة موجود در هر کلون (**55/0-)، وزن بنههای موجود در هر کلون (**73/0) و نیز تعداد بنههای ریز (**89/0-) و درشت (**81/0) موجود در هر کلون داشت. در مجموع، استفاده از مدیریت ارگانیک در مقایسه با نظام زراعی رایج تأثیر مطلوبی بر بهبود صفات رشدی بنههای دختری زعفران به خصوص میانگین وزن بنه و تعداد جوانههای دارای پتانسیل گلدهی اعمال نمود.
ریزپوشانی عصاره زعفران با استفاده از نشاسته حاصل از پیاز آن
دوره 13، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 152-169
https://doi.org/10.22048/jsat.2025.534167.1568
راضیه علیپور، رضا کاراژیان، حجت کاراژیان
چکیده زعفران گرانترین ادویهی جهان است که علاوه بر مصارف خوراکی، در طب سنتی و دارویی کاربرد داشته و جزو ارزشمندترین منابع به دلیل وجود ترکیبات زیست فعال می باشد. ریزپوشانی فرایندی برای به دام انداختن ترکیبات فعال و موثره در داخل ذرات به منظور آزاد سازی آنها در زمان و مکان مناسب میباشد؛ این تکنولوژی می تواند باعث افزایش پایداری ترکیبات موثره شود. استفاده از خشک کن پاششی یکی از تکنیکهای متداول در فرایند ریزپوشانی به شمار میآید. در این پژوهش ترکیبات زیست فعال زعفران در پوشش دیوارهای نشاسته استخراجی از پیاز آن در سطوج 5%، 10% و 20% توسط خشک کن پاششی، ریزپوشانی شدند. فعالیت آبی پودر تولیدی، اندازه ذرات و پراکندگی ذرات و میزان مواد موثره عصاره زعفران (کروسین، سافرانال و پیکروکروسین) اندازه گیری شد. تصاویر میکروسکوپ الکترونی به منظور نحوه به دام انداختن ترکیبات موثره هسته مورد ارزیابی قرار گرفت و نشان داد که نمونه با ماده دیواره ای 20% نشاسته، از نظر ریخت شناسی میکروکپسول نسبت به سایر نمونهها بهتر و به دلیل کرویت نسبت به مابقی نمونه ها ارجحیت داشت. همچنین با افزایش سطح مواد دیوارهای، فعالیت آبی نمونههای تولیدی کاهش یافت(173/0). کاهش اندازه ذرات به 7/88نانومتر با افزایش غلظت مواد دیواره ای منجر به تشکیل میکروکپسول پایدار شد، که مانع از بهم پیوستگی و تجمع ترکیبات در طول فرآیند ریزپوشانی گردید. مقادیر مثبت پتانسیل زتا که با افزایش سطوح دیواره، افزایش نشان داد(mv 25)، دلیل دیگری بر پایداری بیشتر سیستم بود. راندمان ریزپوشانی تمام نمونه ها 96% بدست آمد. حضور 5% ترکیبات دیوارهای نقش حفاظتی بیشتری در برابر ترکیبات رنگی ریزپوشانی شده زعفران داشت(56/0 نانومتر). بنابراین ریزپوشانی عصاره زعفران با استفاده از نشاسته استخراجی از پیاز آن میتواند ترکیبات موثره زعفران را حفظ کند.
پیشبینی عملکرد زعفران برمبنای خصوصیات خاک با استفاده از مدلهای رگرسیونی و شبکههای عصبی مصنوعی در منطقه وامنان استان گلستان
دوره 9، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 159-175
https://doi.org/10.22048/jsat.2020.240519.1404
فاطمه تشکری، علی محمدی ترکاشوند، عباس احمدی، مهرداد اسفندیاری
چکیده زعفران (Crocus sativus L.)یکی از محصولات کشاورزی با ارزش میباشد که فقط در مناطق محدودی از دنیا کشت میشود. امروزه با توجه به ارزش اقتصادی زعفران، کشاورزان زیادی بدون توجه به توانایی و قابلیت اراضی برای کشت این گیاه، صرفاً با توجه به مشابهت اقلیمی اقدام به کشت آن در برخی مناطق کشور نمودهاند که گاهی اوقات نتایج رضایتبخشی در پی نداشته است. پیشبینی عملکرد زعفران با توجه به خصوصیات خاک میتواند به ارزیابی قابلیت اراضی برای کشت این گیاه ارزشمند کمک نماید. بدین منظور در یکی از مناطق جدید کشت زعفران در منطقه وامنان استان گلستان، تعداد 100 نمونه خاک برداشت و خصوصیات فیزیکی و شیمیائی شامل درصد اجزای تشکیل دهنده بخش معدنی بافت خاک، عناصر غذایی فسفر و پتاسیم قابل دسترس، نیتروژن کل، شاخص واکنش خاک، هدایت الکتریکی، ماده آلی و کربنات کلسیم معادل پس از برداشت، وزن تر گل زعفران بر حسب کیلوگرم در هکتار به دست آمد. با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و ایجاد مدلهای متفاوت با مجموعه دادههای متفاوتی از خصوصیات خاک به عنوان ورودی و عملکرد زعفران به عنوان خروجی، توانایی این مدل در پیشبینی عملکرد زعفران با مدلهای رگرسیونی مقایسه شد. بر اساس نتایج ضریب همبستگی، مؤثرترین عوامل بر عملکرد زعفران، فسفر قابل دسترس و ماده آلی بودند. بررسی نتایج مدلهای ایجاد شده در دوره آزمون نشان داد مقادیر ضریب تبیین (R2) از 45/0 تا 89/0 متغیر میباشد. با بررسی مدلهای برتر میتوان نتیجهگیری نمود که مدل بهینه در برآورد عملکرد زعفران وقتی به دست آمد که فسفر، ماده آلی، آهک و پتاسیم ورودیهای مدل بودند و مقادیر R2 و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) آن نیز به ترتیب برابر 874/0 و 996/0 کیلوگرم بر هکتار به دست آمدند.
تاثیر عمق و بسترهای مختلف کشت بر برخی ویژگیهای مورفولوژیکی و شاخصهای کیفی زعفران (Crocus sativus L.) در سیستم هیدروپونیک
دوره 12، شماره 2، 1403، صفحه 161-178
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.437740.1522
الهام رحیمی، سمیه قاسمی، شیما شهبازی منشادی
چکیده باتوجه به ارزش اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی زعفران و از طرفی اهمیت پایداری تولید و عملکرد بیشتر از طریق مدیریت صحیح محصول، چنین به نظر میرسد که به کارگیری فناوریهای نوین در تولید و افزایش محصول زعفران اجتنابناپذیر است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر نوع بستر و عمق کشت بنه بر برخی ویژگیهای مورفوفیزیولوژیکی زعفران در سیستم هیدروپونیک انجام شد. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سه نوع بستر کشت (کوکوپیت، خاکاره و کمپوست خاکاره) و دو عمق کشت بنه (پنج و 10 سانتیمتر) بود. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش، نوع بستر کشت تأثیر معناداری بر تمام صفات مورد بررسی به جز وزن خشک کلاله و پیکروکروسین داشت. بهطوری که مقدار کلروفیل کل (1.82، 1.06 و 0.75) و مقدار سافرانال کلاله زعفران (19.1، 18.9 و 17) به ترتیب در بستر کمپوست خاک اره، کوکوپیت و خاک اره بیشتر بود. اثر متقابل نوع بستر و عمق کشت بر تعداد گل، وزن خشک گل و کلاله و مقدار کروسین معنادار بود. بیشترین میانگین تعداد گل (29.5) و وزن خشک گل زعفران (3.32 گرم) در بستر کمپوست خاک اره و عمق کشت 10 سانتیمتر مشاهده گردید. وزن خشک کلاله زعفران نیز در هر دو عمق کشت، در تیمار کمپوست خاک اره بهطور معناداری بیشتر از بسترهای کوکوپیت و خاک اره بود. همچنین، بیشترین مقدار کروسین (مقدار 230) در بستر خاک اره و عمق کشت 10 سانتیمتر مشاهده شد. به طور کلی، با توجه به تأثیر مثبت کمپوست خاک اره در بهبود عملکرد و کیفیت زعفران، استفاده از کمپوست خاک اره و عمق کشت 10 سانتیمتر برای تولید زعفران در سیستم هیدروپونیک توصیه میشود.
ارزیابی عملکرد روشهای مدلسازی گروهی در شبیهسازی نیاز آبی زعفران
دوره 11، شماره 2، 1402، صفحه 163-182
https://doi.org/10.22048/jsat.2023.394323.1486
احمد جعفرزاده، عباس خاشعی سیوکی، علی شهیدی
چکیده مدلسازی گروهی بهعنوان یک مقوله نوظهور در بسیاری از رشتههای مهندسی بهخصوص زمینههای مختلف مهندسی آب در حال گسترش است. تخمین دقیق نیاز آبی زعفران به عنوان محصول راهبردی شرق کشور یکی از مهمترین اقدامات تأثیرگذار در برنامهریزی منابع آب منطقه خواهد بود. از اینرو، این پژوهش اقدام به بررسی عملکرد مدلسازی گروهی در بهبود مدلسازی نیاز آبی زعفران در منطقه بیرجندِ استان خراسان جنوبی کرد. دادههای واقعی نیاز آبی زعفران در سال دوم کشت در گام نخست در محل آزمایشگاه لایسیمتری دانشگاه بیرجند جمعآوری شد. مدلسازی نیاز آبی زعفران با استفاده از دادههای اقلیمی و نیاز آبی زعفران در بستر ماشین یادگیری درخت تصمیم انجام شد. همچنین، از دو روش Boosting و Bagging جهت ارتقای نتایج مدل درخت تصمیم استفاده شد. بهمنظور کمی کردن اثر مدلسازی گروهی آزمونهای مقایسهای متعددی نظیر شاخصهای ارزیابی (RMSE و MAE)، مقایسه توزیع پراکنش دادهها (تحلیل وایولین Violin assessment)، ارزیابی کم/بیش تخمینی، مقایسه سری زمانی و تحلیل بهبود خطا استفاده شد. نتایج نشان داد که علیرغم دقت و کارایی نسبی مدل درخت تصمیم در شبیهسازی نیاز آبی زعفران، امکان بهبود نتایج همچنان وجود دارد. همچنین، نتایج اثبات کرد که مدلسازی گروهی ظرفیت بالقوهی خوبی در زمینه ارتقای نتایج دارد. بهطوریکه یادگیری گروهی بانظارت (Boosting) دقت مدل درخت تصمیم را بیش از 30 درصد بهبود بخشید (کاهش قدر مطلق خطا از 36 میلیمتر به 65/23 میلیمتر) و این موضوع عامل کاهش RMSE را از 44/0 میلیمتر به 07/0 میلیمتر شد. علاوهبر این، نتایج آزمونهای مقایسهای تأیید کرد که خروجی تولید شده توسط روش Boosting از کیفیت بسیار بهتری نسبت به خروجی مدل درخت تصمیم و روش Bagging برخوردار است.
اثر زمان محلولپاشی کودهای آلی و شیمیایی بر عملکرد و اجزای عملکرد زعفران
دوره 6، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 167-179
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.72599.1211
محمد امامی، محمد آرمین، متین جامی معینی
چکیده بهمنظور بررسی اثر زمان محلولپاشی و نوع کود بر عملکرد و اجزای عملکرد زعفران، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 95-1394 در شهرستان ششتمد استان خراسان رضوی اجرا شد. فاکتورهای مورد بررسی شامل نوع کود در پنج سطح: اسید هیومیک (نیم لیتر در هکتار)، آمینواسید (نیم لیتر در هکتار)، کود کامل (2 لیتر در هکتار)، مخلوط کود کامل و آمینواسید (یک لیتر در هکتار+نیم لیتر در هکتار) و یک تیمار شاهد بدون مصرف کود و همچنین زمان محلولپاشی در دو سطح (اول بهمن و اول اسفند) بودند. تعداد گل در مترمربع، طول کلاله، عملکرد گلتر، عملکرد کلاله+خامه و عملکرد کلاله مورد اندازه گیری قرار گرفت. نتایج آزمایش نشان داد که بالاترین تعداد گل در مترمربع (5/68)، میانگین طول کلاله (57/2 سانتیمتر)، عملکرد گلتر (6/200 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد کلاله+خامه (6/3 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد کلاله (75/1 کیلوگرم در هکتار) با مصرف کود کامل+آمینواسید مشاهده شد. اثر زمان محلولپاشی بر تعداد گل در مترمربع، طول کلاله، عملکرد گلتر، عملکرد کلاله+خامه و عملکرد کلاله معنیدار بود. محلولپاشی در اول بهمن، باعث بهبود عملکرد و اجزای عملکرد زعفران نسبت به محلولپاشی در اول اسفند گردید. واکنش عملکرد و اجزای عملکرد به نوع کود مصرفی بر اساس زمان محلولپاشی متفاوت بود. مصرف کود کامل در اوایل بهمن در مقایسه با سایر کودها مناسبتر بود، در حالیکه استفاده از کود کامل+آمینواسید یا کود کامل در اول اسفند عملکرد و اجزای عملکرد گل بیشتری در مقایسه با سایر کودها داشت.
تأثیر کود گاوی بر عملکرد و خصوصیات مورفولوژیک و فیزیولوژیک زعفران تحت تنش شوری (Crocus sativus L.)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 171-184
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.98710.1257
رضا اصغری، محمد رضا داداشی، سید علیرضا رضوی، حسن فیضی، سعید بختیاری
چکیده به منظور مطالعه اثرات تنش شوری آب آبیاری و مقادیر مختلف کود گاوی بر خصوصیات مورفولوژیک و فیزیولوژیک زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی در منطقه جلگه رخ تربت حیدریه (در مزرعهای که دومین سال کشت آن بود) در سال 1394 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل چهار سطح شوری آب آبیاری به عنوان عامل اصلی (1 (تیمار شاهد)، 4، 7 و 10 دسی زیمنس بر متر) و مقادیر کود گاوی (عامل فرعی) در چهار سطح شامل شاهد (بدون کود)،20، 40 و 60 تن در هکتار بودند که به صورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. صفات مورد بررسی شامل تعداد و وزن تر گل، وزن خشک کلاله، میزان کلروفیل برگ، محتوی پرولین برگ، قطر، وزن تر و خشک بنه بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثرات مقادیر مختلف کود گاوی و سطوح تنش شوری بر کلیه صفات مورد مطالعه در سطح یک درصد معنیدار بود. بیشترین تعداد گل، عملکرد گل و وزن خشک کلاله در تیمار شوری شاهد (یک دسی زیمنس بر متر) و مصرف 60 تن در هکتار کود گاوی بدست آمد. با افزایش سطوح شوری تا 7 دسی زیمنس بر متر، میزان کلروفیل a، b و کل افزایش و پس از آن به شدت کاهش یافت به طوریکه این میزان کاهش در تیمار شوری 10 دسی زیمنس بر متر نسبت به شاهد به ترتیب 6/6، 9/16 و 12 درصد بود. نتایج حاکی از افزایش معنیدار پرولین (2/14 درصد) در سطوح شوری 10 دسی زیمنس بر متر نسبت به شاهد بود. علاوه بر این قطر، وزن تر و خشک بنه نیز با افزایش سطوح شوری کاهش یافت به طوریکه میزان کاهش در تیمار شوری 10 دسی زیمنس بر متر نسبت به شاهد به ترتیب 5/13، 5/32 و 6/32 درصد بود. به طور کلی نتایج نشان داد که استفاده از کود گاوی باعث کاهش اثرات مخرب تنش شوری بر عملکرد گل و بنه زعفران میشود.
مطالعه فلوریستیک علفهای هرز مزارع زعفران (Crocus sativus L. ) بخش چشمهساران شهرستان آزادشهر
دوره 8، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 185-209
https://doi.org/10.22048/jsat.2019.183023.1347
کامبیز خرمالی، ابراهیم غلامعلیپور علمداری، مهدی زارعی، زینب اورسجی، لیلا آهنگر
چکیده تحقیقی بهمنظور مطالعه فلوریستیک علفهای هرز مزارع زعفران (Crocus sativus L.) واقع در بخش چشمهساران شهرستان آزادشهر جهت گزارش پراکنش و تنوع گونهای جمعیت علفهای هرز انجام شد. برای این منظور، مزارع زعفران با سطح زیر کشت بالغ بر 3 هکتار در سه منطقه شامل روستاهای نرآب، وامنان و تیلآباد مورد شناسایی قرار گرفت. شناسایی و نمونهبرداری از علفهای هرز در مرحله رشد رویشی زعفران (بنه دختری) در سال 1396 انجام شد. تعداد 45 کوآدرات برای هر مزرعه مورد برررسی قرار گرفت و سپس تعداد و نوع گونه علفهرز در هر کوآدرات بهتفکیک شمارش گردید. گونههای هرز بر اساس نام فارسی، نام علمی، جنس، تیره، شکل برگ، مسیر فتوسنتزی، شکل رویشی و چرخه زندگی طبقهبندی شدند. نتایج ترکیب گونهای علفهای هرز در مزارع زعفران مناطق سه گانه نشان داد که منطقه نرآب با 54 گونه از بیشترین تعداد برخوردار بود. علفهرز سیزاب ایرانی و گندمک در نرآب و سیزاب ایرانی در وامنان از علفهای هرز غالب در این مناطق بوده که از بیشترین تراکم و فراوانی نسبی برخوردار بودند. در مقابل علفهرز جو موشی در منطقه تیلآباد از لحاظ تراکم و فراوانی بیشترین میزان را دارا بود. این امر میتواند بهدلیل تفاوت در مختصات جغرافیایی، شرایط آب و هوایی محلهای نمونهبرداری، توان رقابتی علفهای هرز و روشهای مدیریتی کنترل آنها در مزارع زعفران باشد. نتایج تنوع گونهای علفهای هرز نشان داد که مناطق تیلآباد و نرآب بهترتیب از بیشترین و کمترین شاخص غالبیت بهمیزان 13/0 و 08/0 برخوردار بودند. در مقابل، بیشترین غنای منهینگ، مارگالف و یکنواختی علفهای هرز به منطقه نرآب بهترتیب معادل 67/0، 55/2 و 97/0 اختصاص داشت. همچنین مناطق نرآب و وامنان بهترتیب از بیشترین مقدار عددی شاخص سیمپسون (92/0) و شانون- وینر (64/2) برخوردار بودند. در مجموع نتایج نشان داد که مزارع زعفران در دو منطقه نرآب و وامنان از لحاظ حضور تعداد گونهای و شاخصهای جمعیتی علفهای هرز از بیشترین تشابه برخوردار بودند.
بررسی تأثیر نوع ریز نمونه و هورمون برکالوس زایی و باززایی زعفران (.Crocus sativus L)
دوره 3، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 195-202
https://doi.org/10.22048/jsat.2015.10390
محسن سجادی فرد، مقصود پژوهنده
چکیده زعفران (.Crocus sativus L) یکی از گیاهان دارویی است که دارای مواد مغذی و دارویی میباشد. کشتبافت زعفران میتواند عملکرد کمی و کیفی این محصول را ارتقا داده و درآمدزایی کشاورزان و صادرات آن را افزایش دهد. در این مطالعه 36 نوع ترکیب هورمونی متفاوت در شرایط تاریکی و 9 ترکیب هورمونی متفاوت در شرایط تیمار سرمایی 4 درجه سانتیگراد با استفاده از ریزنمونههای متفاوت (بنه، برگ، بخش انتهایی برگ و فلس اطراف برگ) مورد بررسی قرار گرفت. جهت بررسی میزان رشد بنهها، میزان کالوسزایی و میزان باززایی با 3 تکرار برای هر تیمار، شاخصهای طول اندام هوایی گیاه (cm)، درصد کالوسزایی و درصد باززایی اندازهگیری شد و تحلیلهای آماری صورت گرفت. در بین انواع ریزنمونهها تنها ریزنمونههای بنه نسبت به کالوسزایی در محیط MS حاوی هورمونهای (mg/l 1) IBA و (mg/l 2) BAP هم در شرایط تاریکی و هم در شرایط سرما پاسخ مناسبی دادند. بالاترین درصد باززایی در محیط MS با ترکیب هورمونی (mg/l 3/0) TDZ، (mg/l 1) BAP، (mg/l 2) IBA و (mg/l 01/0) GA3 و در شرایط سرما بدست آمد.
دستهبندی و پیشبینی کلاله سهشاخه و چندشاخه زعفران با استفاده از ابزارهای آماری یادگیری ماشینی بدوننظارت
دوره 2، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 199-204
https://doi.org/10.22048/jsat.2014.7810
امیرحسین بیکی
چکیده زعفران یک گیاه تریپلوئید و عقیم است که در همه کشورها بهعنوان یک ادویه و گیاه دارویی مورد استفاده قرار میگیرد. کلاله مهمترین قسمت گیاه زعفران میباشد. تاکنون هیچ روش مطمئن مولکولی برای شناسایی و پیشبینی گونههای دارای کلاله سه و چندشاخه ارائه نشده است. در این بررسی بر اساس نشانگرهای مولکولی چندشکلی توالی مربوط تکثیر یافته و با استفاده از الگوریتمهای بیوانفورماتیکی مختلف،روشهای جدیدی برای پیشبینی کلاله زعفران ارائه شده است. پنج آلل M131400، M151200، M151100، M10850 و G6500 بهعنوان مهمترین دستهبندی کننده با دقت پیشبینی بالا بر اساس مدلهای Attribute Weighting انتخاب شدند که دارای پتانسیل بالایی برای خوشهبندی و تشخیص کلاله سهشاخه ازچندشاخه هستند. دستهبندی بدون یادگیری بر اساس الگوریتمهای K-Means و K-Medoids قادر به خوشهبندی صحیح کلاله زعفران هستند. نتایج نشان میدهد که برای اولین بار، روشهای دادهکاوی میتوانند شیوهای بسیار مؤثر، با دقت و صحت بالای 90 درصد برای تمایز ژنتیکی کلاله سهشاخه از چندشاخه مورد استفاده قرار گیرد. این روشها میتوانند در مکانیابی ژنی و انتخاب به کمک بیومارکرها مورد استفاده قرار گیرند.
اثر مقدار زئولیت و مدیریت آبیاری بر برخی خصوصیات بنه زعفران
دوره 4، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 201-213
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.38673
عباس خاشعی سیوکی، محسن احمدی، سیدرضا هاشمی، امین چالاک
چکیده زعفران (Crocus sativus L.) گیاهی نیمه گرمسیری و گرانبها است که توسط بنه تکثیر میشود. با توجه به اهمیت وزن بنه در عملکرد زعفران، بررسی اثر عوامل مختلف ازجمله تنش آبی بربنه اهمیت مییابد. بدین منظور تحقیقی بهصورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی طی سالهای 1394-1392 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند انجام شد. تیمار زئولیت در چهار سطح (Z0: صفر، Z1: 5/0، Z2: 1 و Z3: 2 درصد وزنی) و تیمار آبیاری در سه سطح (I1: آبیاری سنتی، I2: آبیاری با تخلیه 70 درصد رطوبتی و I3: آبیاری کامل) در سه تکرار در نظر گرفتهشدند. نتایج نشانداد که سطح مصرف زئولیت اثر معنیداری بر متوسط وزن بنه، تعداد بنه با وزن کمتر از 2 گرم، تعداد بنه با وزن بین 6 تا 8 گرم و تعداد بنه خواهری داشت (P≤0.01). مدیریت آبیاری نیز اثر معنیداری بر متوسط وزن بنه (P≤0.01)، تعداد بنه با وزن بین 6 تا 8 گرم و تعداد بنه خواهری داشت (P≤0.05). وزن بنه در تیمارهای بدون کاربرد زئولیت (Z0I1، Z0I2 و Z0I3) نسبت به Z3I3 کاهش معنیداری داشتند (P≤0.05). همچنین تیمارهای Z3I3، Z3I2 و Z1I3 بیشترین و تیمارهای Z0I1 و Z0I2 کمترین تعداد بنههای خواهری را داشتند. با در نظر گرفتن کاهش مصرف زئولیت و آب آبیاری، تیمار Z2I1 را میتوان بهعنوان مناسبترین تیمار پیشنهاد کرد بهطوریکه وزن بنه را نسبت به تیمارهای Z0I1، Z0I2 و Z0I3 به ترتیب 64/26، 88/23 و 81/17 درصد افزایش داد.
مکانیابی و تشخیص گل زعفران با استفاده از تکنیکهای پردازش تصویر
دوره 10، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 227-260
https://doi.org/10.22048/jsat.2022.290185.1427
مصطفی دهباشی، امیر رجایی، حسین کاردان مقدم
چکیده زعفران یکی از با ارزشترین گیاهان زراعی موجود در روی کره زمین میباشد، که این گیاه به عنوان گرانترین محصول کشاورزی و دارویی جهان جایگاه ویژه ای در بین محصولات صنعتی و صادراتی کشور ایران دارد. یکی از مشکلاتی که در تولید این گیاه وجود دارد، برداشت به موقع آن از روی زمین و جداسازی کلاله (شاخه) های قرمز زعفران از بقیه قسمتهای گل زعفران می باشد، چرا که عمدتاً گلهای زعفران در یک بازه زمانی بسیار کوتاه به ثمر میرسند و همچنین برداشت و جداسازی آن در این بازه زمانی محدود بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش، سعی شدهاست که با استفاده از تکنیکهای پردازش تصویر به بحث و بررسی نحوه شناسایی گل زعفران در روی زمین پرداخته شود. در مرحله اول برای شناسایی گل زعفران از تبدیلات فضاهای رنگی استفاده نموده، سپس از طریق هیستوگرام و آستانه مینیمم نسبت به بخشبندی و حذف پیکسلهای اضافی اقدام شده است. بدینمنظور، برای شناسایی گل از تبدیل فضای RGB به فضای YCbCr و برای تشخیص سایر اشیاء موجود در تصویر از ترکیب فضاهای رنگی HSI و YCgCr استفاده و از هیستوگرام مؤلفه Cb برای تشخیص اولیه گل زعفران بهره بردهاند. سپس، برخی از پیکسلهایی که به اشتباه تشخیص داده شدهاند، با کمک مقدار آستانه حذف گردیده اند. در مرحله بعدی، برگهای سوزنیشکل گیاه زعفران، که بر روی گلها قرار گرفتهاند با استفاده از عملیات مورفولوژیک الگوریتم پیشنهادی ترمیم و رویهم افتادگی گلها بازسازی شده است. در گام بعدی، نوع گل زعفران (غنچه، شکسته، گل باز شده) تعیین گردیده و قابل برداشت بودن و یا مناسب نبودن گل زعفران برای برداشت تعیین شده است. در انتها مرکز گلهایی که قابل برداشت تعیین شده اند، مشخص و در اختیار ربات برداشت زعفران قرار میگیرد. میانگین نتایج ارزیابی، با معیار دقت، فراخوانی، F-measure، درستی و ضریب همبستگی به ترتیب 79/99، 42/99، 60/99، 91/99 و 50/99 برای روش پیشنهادی حاصل شده است.
