بررسی تاثیر برخی تیمارهای هورمونی مختلف و نوع ریزنمونه بر کالوسزائی زعفران
دوره 5، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 231-239
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.36767.1120
خدیجه باقری، پژمان آزادی، میترا غلامی، مسعود میرمعصومی
چکیده زعفران زراعی علاوه بر اینکه گرانترین ادویه جهان است از نظر وجود متابولیتهای داروئی مهم و متعدد نیز حائز اهمیت ویژهای است. این گیاه تریپلوئید بوده و ایجاد بذر نمیکند. به دلیل عقیم بودن، موفقیتهای کسبشده با روشهای اصلاح سنتی بسیار اندک بوده است. ارائه یک دستورالعمل کالوسزائی کارآمد برای این گیاه از دو جهت مورد توجه است: اصلاح این گیاه از طریق مهندسی ژنتیک و تولید متابولیتهای ثانویه از طریق کشت کالوس است. در این پژوهش ابتدا پنج تیمار مختلف برای ضدعفونی بنهها اعمال شد، سپس ریزنمونههای لایه سلولی نازک به ضخامت حدود یک میلیمتر و ریزنمونههای معمولی به ضخامت یک سانتیمتر از بخش قاعدهای و رأسی بنه تهیه شد. ریزنمونهها در محیط MS با غلظتهای مختلف BAP،NAA و 2,4-D برای سه ماه در تاریکی در دمای 2± oc20 نگهداری شدند. براساس نتایج، مناسبترین تیمار ضدعفونی استفاده از قارچکش بنومیل و سپس استفاده از هیپوکلریت سدیم دو و نیم درصد میباشد. بالاترین میزان زندهمانی ریزنمونهها (90 درصد) در این تیمار مشاهده شد و تمامی ریزنمونهها عاری از آلودگی بودند. بالاترین میزان کالوسزایی (75 %) با ریزنمونههای لایه سلولی نازک بخش قاعدهای بنه در محیط حاوی دو میلیگرم در لیتر NAA و نیم میلیگرم در لیتر BAP بهدست آمد. این میزان کالوسزایی در تیمار یک گرم در لیتر 2,4-D از ریزنمونههای معمولی بخش قاعدهای بنه حاصل شد. با توجه به میزان کالوسزایی قابل قبول در ریزنمونههای لایه سلولی نازک و نیز مزیت این ریزنمونهها برای انتقال ژن، استفاده از آنها را میتوان توصیه کرد.
بررسی تأثیر وزن بنة مادری و دو روش کشت بر عملکرد گل و بنة دو اکوتیپ زعفران (.Crocus sativus L) در شرایط اقلیمی تبریز
دوره 3، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 251-259
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.11762
سعیده علیزاده سالطه
چکیده بهمنظور بررسی امکان و شرایط بهینه کشت زعفران در منطقه تبریز، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام گرفت. تیمارهای آزمایش شاملآ استفاده از دو اکوتیپ کاشمر و مرند در 4 سطح وزن بنه مادری (3 تا 5، 1/5 تا 7، 1/7 تا 9 و بیش از 9 گرم) و در دو روش کشت کپهای و ردیفی بودند. نتایج بهدستآمده نشان داد که شاخصهای عملکرد بنه زعفران بهطور معنیداری تحت تأثیر وزن بنه مادری و روش کشت قرار گرفتند، اما تأثیر دو اکوتیپ مورد کاشت معنیدار نبود. استفاده از بنههای مادری با وزن بیش از 9 گرم بیشترین تعداد کل بنه دختری در واحد سطح (65/342 بنه در مترمربع) و بیشترین عملکرد بنههای دختری (9/892 گرم در مترمربع) و همچنین بیشترین عملکرد گل را نشان داد. بررسی شاخصهای گلدهی زعفران در سال 91 نشان داد که با افزایش وزن بنههای کشت شده، عملکرد گل نیز افزایش یافت. بهنظر میرسد تولید بنههای با وزن بیشتر و به دنبال آن افزایش عملکرد گل، نیازمند استفاده از بنههای مادری درشت در زمان کشت میباشد. همچنین بیشترین عملکرد کلاله، در روش کشت ردیفی نسبت به کشت کپهای مشاهده گردید. نتایج حاصل از تأثیر دو روش کشت بر تعداد و وزن بنههای دختری تولید شده، حاکی از برتری کشت ردیفی نسبت به کشت کپهای بود. در مجموع، استفاده از بنههای مادری با وزن هفت گرم به بالا و نیز کاشت بنهها با روش ردیفی تأثیر مثبتی بر رشد و عملکرد زعفران نشان داد.
اثر محلول پاشی نیترات پتاسیم و تنظیم کننده رشد فورکلرفنورن بر عملکرد گل و بنه زعفران
دوره 11، شماره 3، 1402، صفحه 257-280
https://doi.org/10.22048/jsat.2023.352889.1477
نسیم رضوانی، مجید پوریوسف، افشین توکلی
چکیده زعفران از گیاهان بومی و ارزشمند ایران است که مصرف صحیح عناصر غذایی و تنظیمکنندههای رشدی، در رشد و نمو و تولید محصول آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف از این مطالعه ارزیابی تاثیر غلظتهای مختلف فورکلرفنورن و نیتراتپتاسیم بر خصوصیات بنههای دختری و عملکرد زعفران میباشد. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زنجان انجام شد. محلول پاشی در این مطالعه، مرحله اول در اوایل اسفند ماه و مرحله دوم در اوایل فروردین ماه انجام شد. با توجه به نتایج بهدست آمده اثرمتقابل فورکلرفنورن 5/2 و 5 میلیگرمدرلیتر در سطح نیترات پتاسیم 500 میلیگرمدرلیتر موجب کاهش تعداد بنه های دختری شد. ویژگی هایی مانند وزن بنه های دختری بیش از 7 گرم در مترمربع، قطر بنه، تعداد گل در مترمربع، میزان سافرانال، کروسین و پیکروکروسین در استفاده از تیمار اثرمتقابل فورکلرفنورن 5 میلیگرمدرلیتر و نیترات پتاسیم 1000 میلیگرمدرلیتر افزایش قابل توجهی پبدا کردند. بیشترین وزن تر و خشک کلاله به ترتیب به میزان 49/11 و 15/1 گرم در مترمربع با تیمار فورکلرفنورن در سطح 5 میلیگرم در لیتر حاصل شد. همچنین استفاده از نیترات پتاسیم در سطح 1000 میلیگرم در لیتر موجب افزایش وزن تر و خشک کلاله به ترتیب به میزان 22/10 و 01/1 گرم در مترمربع شد. بیشترین طو کلاله در تیمار فورکلرفنورن 10 میلیگرمدرلیتر و نیترات پتاسیم 250 میلیگرمدرلیتر بهدست آمد. با توجه به نتایج به دست آمده محلول پاشی فورکلرفنورن با غلظت 5 و نیترات پتاسیم با غلظت 1000 میلیگرم در لیتر، بهترین نتیجه را بر صفات مورد مطالعه داشت. بهطورکلی نتایج آزمایش کنونی حاکی از تأثیر مثبت محلول پاشی زعفران با فورکلرفنورن و نیترات پتاسیم، روی خصوصیات رشدی و عملکرد کلاله و بنه آن دارد. در کنار بهرهمندی از نیترات پتاسیم بهعنوان منبع تغذیهای برای افزایش فتونستز و رشد گیاه، استفاده از ترکیباتی مانند فورکلرفنورن باعث انتقال بهتر و بیشتر هیدراتهای کربن تولید شده از منبع به مخزن می شود که افزایش وزن بنههای دختری را به دنبال خواهد داشت.
واژههای کلیدی: بنه دختری، تعداد گل، سافرانال، عناصر غذایی، وزن بنه، کلاله
تأثیر تاریخ کاشت و اندازه بنه بر عملکرد گل و صفات فیزیولوژیک زعفران (Crocus sativus L.) در شرایط آب و هوایی دشت ورامین
دوره 2، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 265-276
https://doi.org/10.22048/jsat.2015.8620
فاطمه قبادی، مجید قربانی جاوید، علی سروشزاده
چکیده بهمنظور بررسی اثر تاریخهای مختلف کاشت و اندازه بنه مادری بر عملکرد و برخی صفات فیزیولوژیکی زعفران، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی پردیس ابوریحان- دانشگاه تهران واقع در دشت خشک ورامین در سال زراعی 93-1392 به اجرا درآمد. چهار تاریخ کاشت 20 خرداد، 16 شهریور، 5 مهر و 20 مهر و دو وزن بنه مادری شامل 9-5 گرم و 14-10 گرم بهعنوان تیمار مدنظر قرار گرفتند. صفات فیزیولوژی مورد ارزیابی شامل محتوای غلظت پرولین و پروتئین برگ و صفات عملکرد گل شامل تعداد گل و وزن خشک کلاله در مترمربع اندازهگیری شدند و تاریخ آغاز گلدهی در هر تیمار یادداشتبرداری گردید. نتایج این تحقیق نشان داد که کاشت بنههای درشت با وزن 14-10 گرم در تاریخ کشت 20 خردادماه بیشترین عملکرد را با تولید 7/62 عدد گل در مترمربع و 299/0 گرم کلاله خشک در مترمربع داشت. میزان غلظت پرولین برگ در بنههای ریز (9-5 گرم) در تاریخ کاشت 20 مهرماه و میزان غلظت پروتئین برگ در بنههای ریز (9-5 گرم) در تاریخ کشت 20 خردادماه بیشتر از سایر تاریخها بود. افزایش میزان غلظت پرولین موجب افزایش مقاومت گیاه نسبت به شرایط خشکی و همچنین سرما در بنههای کشتشده در تاریخ 20 مهر، بهخصوص بنههای کوچک شد. بهطورکلی، نتایج این تحقیق بیانگر آن است که عملکرد در سال اول بیشتر متأثر از اندازه بنه میباشد و کشت بنههای درشت (14-10 گرم) در تاریخ 20 خرداد در دشت ورامین، عملکرد مناسبی در سال اول در پی خواهد داشت.
ارزیابی روشهای مختلف استخراج برخواص آنتی اکسیدانی و ضدمیکروبی عصاره بنه زعفران
دوره 9، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 269-284
https://doi.org/10.22048/jsat.2021.231960.1396
مژگان اسماعیلیان، جواد فیضی، مسلم جهانی، سودابه عین افشار
چکیده در این مطالعه، روش استخراج با حلال (CSE) با استخراج به کمک امواج فراصوت (UAE) و استخراج با آب مادون بحرانی (SWE) برای استخراج ترکیبات موثره بنه زعفران (Crocus sativus ) مقایسه شد و برای بهینهیابی پارامترها از روش سطح پاسخ (RSM) و طرح مرکبمرکزی (CCD) استفاده شد. در روش CSE, دمای ˚C48، زمان 60 دقیقه و اتانول 80%، و در روش UAE دمای ˚C37، زمان 45 دقیقه، فرکانس 37 کیلوهرتز و اتانول 80% و در روش SWE نیز دمای ˚C180 و زمان 22 دقیقه به عنوان مقادیر بهینه انتخاب شدند. روش استخراج با آب مادون بحرانی بیشترین راندمان استخراج را داشته و بالاترین محتوای فنولی کل (6/807 میلیگرم معادل اسید گالیک در 100 گرم بنه زعفران) و فلاونوئید کل (2/12 میلیگرم معادل کوئرستین در 100 گرم بنه زعفران) در عصاره SWE اندازهگیری شد. مقدار محتوای فنولی و فلاونوئیدی عصاره SWE به ترتیب ۸ و ۱۲ برابر دو روش دیگر است. بالاترین و پایینترین فعالیت آنتی اکسیدانی نیز به ترتیب در نمونه استخراج شده به روش SWE و CSE مشاهده شد. اثر ضدباکتریایی عصارهها به روش ریزرقتسازی ارزیابی شد و حداقل غلظت کشندگی هر سه عصاره بهینه، نسبت به باکتریهای استافیلوکوکوس اورئوس و اشریشیاکلی به ترتیب 300 و mg mL-1 600 بدست آمد.
خدمات بوم نظام های مزارع زعفران در استانهای خراسان رضوی و جنوبی، ایران
دوره 13، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 277-290
https://doi.org/10.22048/jsat.2026.560835.1579
پرویز رضوانی مقدم، مهدی نصیری محلاتی، سرور خرم دل، فاطمه معلم بنهنگی
چکیده ارزیابی و کمیسازی خدمات اکوسیستم های کشاورزی مبتنی بر زعفران برای درک ارزش اقتصادی آنها و اطلاعرسانی در مورد استراتژیهای مدیریت پایدار ضروری است. این مطالعه به طور خاص با هدف تخمین و کسب درآمد از خدمات متعدد اکوسیستمی ارائه شده توسط مزارع زعفران انجام شد. دادههای اولیه با استفاده از پرسشنامه که از زعفرانکاران در شهرستانهای منتخب استانهای خراسان رضوی و جنوبی (مشهد، تربت جام، تربت حیدریه، خلیل آباد، بردسکن، بیرجند، زیرکوه و بشرویه) با مجموع ۱۲۰ پرسشنامه تکمیل شده، جمعآوری شد. با توجه به اهداف مطالعه، ارزش پنج نوع از خدمات اکوسیستم زعفران (مانند تولید غذا، تولید اکسیژن، تنوع زیستی، حفاظت و عدم مهاجرت) و دو مورد از پیامدهای منفی آنها (از جمله انتشار گازهای گلخانهای و نشت فسفر و نیتروژن) تخمین زده شد. نتایج نشان داد که کل ارزش خالص خدمات اکوسیستمی در مزارع مورد مطالعه ۳۹۳۵۳.۶ دلار آمریکا در هکتار در سال بود. علاوه بر این، در این تحقیق، جلوگیری از مهاجرت روستایی به عنوان یکی از عوامل خدمات فرهنگی معرفی و سالانه 24579.3 دلار آمریکا در هکتار تخمین زده شد. بر اساس نتایج، میانگین ارزش خدمات فرهنگی و خدماتی و تنوع زیستی به ترتیب 62، 43 و 5.8 درصد از کل ارزش خدمات اکوسیستمی در مزارع زعفران را تشکیل میدهند. این یافتهها اهمیت کلی ارزیابی خدخدمات اکوسیستمی در اکوسیستمهای کشاورزی زعفران را برای اطلاعرسانی در مورد مدیریت پایدار و تصمیمگیریهای سیاسی برجسته میکند.
مدلسازی تغییرات شیمیایی و میکروبی گل زعفران طی نگهداری با استفاده از شبکههای عصبی مصنوعی و الگوریتم ژنتیک
دوره 4، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 279-289
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.38668
الهام آذرپژوه، احمد احتیاطی، پروین شرایعی
چکیده زعفران به عنوان گرانترین محصول کشاورزی و دارویی جهان، ارزش ویژهای دارد. با توجه به بازه برداشت کوتاه این محصول، نگهداری گل زعفران در شرایط مناسب جهت فراوری با تأخیر، نیازمند بررسی عوامل مؤثر بر کاهش کیفیت زعفران است. اثر ضخامت انباشتگی، دمای نگهداری و زمان نگهداری گل زعفران بر شاخصهای شیمیایی کروسین، سافرانال و پیکروکروسین و آلودگیهای میکروبی کل، کلیفرم و کپک با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چند لایه مدل سازی گردید و ساختار شبکه با استفاده از الگوریتم تکاملی ژنتیک بهینه سازی شد. شبکه عصبی بهینه با ضریب تبین بالاتر از 94 درصد و خطای پایین، قادر به پیشبینی ویژگیهای کیفی زعفران تحت شرایط نگهداری بود. بررسی مدل نشان داد ضخامت انباشتگی تأثیر کمی در مقایسه با دما و زمان نگهداری بر کیفیت شیمیایی و میکروبی زعفران دارد در حالی که افزایش دمای نگهداری کاهش کیفیت شیمیایی و میکروبی را شدت میبخشد و زمان نگهداری نسبت به دما اثر کمتری دارد. نگهداری گل زعفران در دمای پایین و نزدیک به صفر درجه سانتیگراد برای حداکثر حفظ ترکیبات شیمیایی ارزشمند و کمترین توسعه آلودگی میکروبی طی نگهداری الزامی است.
ارزیابی کمی عملکرد برخی اکوتیپهای زعفران در شرایط اقلیمی حوزه آبریز دریاچه ارومیه
دوره 12، شماره 3، 1403، صفحه 283-304
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.444303.1526
عبدالله حسن زاده قورت تپه، فرشید طلعت، محمد رضائی مراد علی، فرخ غنی شایسته، رضا امیرنیا
چکیده این بررسی به منظور مقایسه و امکان سنجی رشد و عملکرد پیاز، گل، کلاله و برخی خصوصیات زراعی گیاه زعفران به عنوان الگوی کشت جایگزین با محصولات آب بر در آذربایجان غربی این بررسی به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی در3 تکرار در سه منطقه علیآباد نقده، قجلو میاندوآب و بالانج ارومیه، انجام شد. در هر منطقه 4 اکوتیپ کرقند، حوضسرخ، ژرف و شهنآباد به مدت 5 سال از شهریورماه سال 1396 تا 1400 کشت و مورد ارزیابی قرار گرفتند. از سال دوم تا سال پنجم اقدام به برداشت گل و صفات زراعی اکوتیپها شامل صفات تعداد گل، وزنتر گل، وزن خشک گلبرگ، پرچم و عملکرد کلاله تولیدی اندازهگیری و یا یادداشت برداری شد. دادههای بدست آمده بصورت تجزیه مرکب اسپلیت پلات در زمان (4 سال) آنالیز گردید. نتایج بررسیها نشان داد که اختلاف معنیداری در همه صفات اندازهگیری شده بین اکوتیپهای کشت شده وجود داشت. اثر متقابل مکان در اکوتیپ، سال در اکوتیپ و سال در مکان معنیدار بود. بیشترین عملکرد کلاله در منطقه علیآباد نقده معادل 17/5 کیلوگرم درهکتار تولید شد که به ترتیب نسبت به منطقه قجلو و بالانج 5/35 و 30 درصد بیشتر بود. از بین چهار اکوتیپ زعفران کشت شده، اکوتیپ کرقند و ژرف بترتیب با تولید 557/5 و 238/4 کیلوگرم درهکتار بالاترین وزن کلاله را داشتد. با توجه به نتایج اکوتیپهای کرقند و ژرف جهت کشت در بخشهای مرکز و جنوب استان آذربایجانغربی قابل توصیه میباشند و میتوان در هر سه منطقه نقده، بالانج و میاندوآب به کشت زعفران مبادرت نمود.
مطالعه اثر کودهای آلی و شیمیایی بر ویژگیهای بنههای دختری و گل زعفران (.Crocus sativus L)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 291-308
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.89478.1239
زکیه شریعتمداری، محمود شور، پرویز رضوانی مقدم، علی تهرانی فر، احمد احمدیان
چکیده بهمنظور ارزیابی ویژگیهای بنه دختری و عملکرد زعفران (Crocus sativus L.) در پاسـخ بـه کودهـای آلـی و شیمیایی آزمایشی طی دو سال زراعی 93-1392 بهصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرحهای کامل تصادفی با سه تکرار در شهرستان زاوه اجرا شد. فاکتور اول شامل کودآلی در 6 سطح (کود گوسفندی (10 تن در هکتار)، کود گاوی (30 تن در هکتار)، ورمی کمپوست (6 تن در هکتار)، کود مرغی (5 تن در هکتار)، کمپوست زباله شهری (9 تن در هکتار) و شاهد) و فاکتور دوم کود شیمیایی در دو سطح (مصرف کود شیمیایی (نیتروژن و فسفر به ترتیب 100 کیلوگرم در هکتار اوره و 80 کیلوگرم در هکتارسوپر فسفات تریپل) و عدم مصرف کود شیمیایی) بود. صفات مورد بررسی در این پژوهش صفات کمی بنههای دختری در سال کشت و صفات گل در سال دوم کشت بود. شاخصهای مورد ارزیابی شامل وزن کل بنه در واحد سطح، متوسط تعداد جوانهها در هر بنه، قطر بنه و تعداد بنههای دختری به تفکیک در گروههای وزنی، تعداد گل، وزنتر گل، وزنخشک کلاله و خامه در مترمربع و شاخص برداشت کلاله بود. مقایسه میانگین اثرات متقابل تیمارهای موردمطالعه نشان داد که بیشترین و کمترین تعدادکل بنه به ترتیب در تیمار شاهد + مصرف کودشیمیایی (228 بنه در مترمربع) و در تیمار کود مرغی + عدم مصرف کودشیمیایی (177 بنه در مترمربع) میباشد. بیشترین و کمترین وزنکل بنه (به ترتیب 67/1875 و 27/1623 گرم در مترمربع) و متوسط وزن بنه (به ترتیب 94/10 و 75/7 گرم در مترمربع) و متوسط قطر بنه (به ترتیب 3 و 72/2 سانتیمتر) و متوسط تعداد جوانه (به ترتیب 8 و 33/1 جوانه در هر بنه) بهترتیب در تیمار کود مرغی + عدم مصرف کود شیمیایی و تیمار شاهد + با مصرف کود شیمیایی بهدست آمد. تیمار شاهد + با مصرف کودشیمیایی بیشترین درصد بنه در گروه وزنی کمتر از 4 گرم (64/12 درصد) و 1/4 تا 8 گرم (31/10 درصد) را به خود اختصاص داد. بیشترین درصد بنه در گروه وزنی 1/8 تا 12 گرم (77/16 درصد)، درصد بنه در گروه وزنی 1/12 تا 16 گرم (10/18 درصد) و بیشتر از 1/16 گرم (38/31 درصد) در تیمار کود مرغی + بدون مصرف کودشیمیایی بهدست آمد. نتایج مقایسه میانگین اثرات متقابل تیمارهای موردمطالعه برویژگیهای گل زعفران نشانداد بیشترین و کمترین تعداد گل (بهترتیب 142 و 56 گل در مترمربع)، وزنتر گل (به ترتیب 20/50 و 60/17 گرم در مترمربع)، وزن خشک خامه (بهترتیب 405/0 و 169/0 گرم در مترمربع)، وزن خشک کلاله (بهترتیب 685/0 و 080/0 گرم در مترمربع) و شاخص برداشت کلاله (به ترتیب 0082/0 و 0011/0) درنتیجه مصرف کود مرغی + عدم مصرف کود شیمیایی و تیمار شاهد + مصرف کودشیمیایی حاصل شد. نتایج نشان داد عملکرد گل زعفران در سال دوم تحت تأثیر مستقیم وزن بنههای دختری تولیدشده در سال اول بود. بهطورکلی نتایج این آزمایش نشان داد کاربرد کودهای آلی در مقایسه با کود شیمیایی اثر بیشتری بر ویژگی بنههای دختری زعفران و عملکرد زعفران داشت.
بررسی امکان کاربرد علفکشها همراه با ادجونتها در کنترل علفهای هرز پهنبرگ زعفران
دوره 8، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 339-359
https://doi.org/10.22048/jsat.2020.211626.1372
زهرا حسینی ایوری، ابراهیم ایزدی دربندی، محمد کافی، حسن مکاریان
چکیده بهمنظور بررسی امکان مصرف دزهای مختلف برخی علفکشها در اختلاط با مواد افزودنی برای کنترل علفهای هرز پهنبرگ زعفران، آزمایشی مزرعهای در ﻗﺎﻟﺐ ﻃﺮح آﻣﺎری بلوک ﮐﺎﻣﻞ ﺗﺼﺎدﻓﯽ در ﺳﻪ ﺗﮑﺮار اﺟﺮا ﺷﺪ. ﻋﻮاﻣﻞ موردبررسی در اﯾﻦ آزﻣﺎﯾﺶ ﺷﺎﻣﻞ کاربرد علفکشهای اگزادیازون، اکسی فلورفن، ریم سولفورون و دای کامبا + تریتوسولفورون به ترتیب در مقادیر توصیهشده 500، 700، 10 و 150 گرم ماده مؤثره در هکتار بدون ماده افزودنی و در مقادیر کاهش یافته 375، 480، 5/7 و 112 گرم ماده مؤثره در هکتار بهتنهایی و در اختلاط با مواد افزودنی سیتوگیت (2/0درصد حجمی) و هیومیکس (25/0 درصد حجمی ) به همراه دو تیمار شاهد بدون کنترل و وجین دستی بودند. علفهای هرز هفتبند و شاهی وحشی با تراکم نسبی 26 و 5/20 درصد به ترتیب بیشترین تراکم را در میان علفهای هرز به خود اختصاص دادند. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻧﺸﺎن داد وﺟﯿﻦ ﮐﺮدن بهطور قابلملاحظهای عملکرد گل و بنه زعفران را اﻓﺰاﯾﺶ داد. کاهش دز علفکشهای اکسی فلورفن و اگزادیازون باعث کاهش خسارت این علفکشها به زعفران شد ولی افزودن سیتوگیت به این علفکشها خسارت گیاهسوزی در زعفران را افزایش داد. افزودن هیومیکس به این علفکشها تأثیری در افزایش یا کاهش گیاهسوزی نداشت. کاهش دز علفکشهای دای کامبا + تریتوسولفورون و ریم سولفورون اگرچه باعث کاهش گیاهسوزی و افزایش عملکرد زعفران شد ولی این علفکشها حتی در دز کاهشیافته نیز پتانسیل خسارت به مزارع زعفران را دارند. افزودن ماده افزودنی سیتوگیت به این علفکشها میتواند کاراییها این علفکشها در کنترل علفهای ﻫﺮز را افزایش دهد ولی با توجه به پتانسیل خسارت این علفکشها به زعفران کاربرد این علفکشها در مزارع زعفران حتی در دزهای کاهشیافته نیز توصیه نمیشود، تیمارهای کاربرد علفکش اکسی فلورفن در مقادیر 480 گرم ماده مؤثره در هکتار بهتنهایی و در اختلاط با هیومیکس، بهترین تیمارها جهت استفاده در زعفران بود درحالیکه امکان مصرف علفکش اگزادیازون در مقدار 375 گرم ماده مؤثره در هکتار برای کنترل علفهای هرز پهنبرگ زعفران نیز وجود دارد.
اثر محلولپاشی نانو کودهای مختلف بر برخی صفات فیزیولوژیک زعفران (.Crocus sativus L)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 345-359
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.54127.1160
مجید رستمی، معصومه ملکی، علیرضا عفتی
چکیده به منظور بررسی تأثیر نانو کودهای مختلف بر برخی صفات فیزیولوژیک زعفران، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با شش تیمار و سه تکرار در دانشگاه ملایر در سال زراعی 94-1393 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل نانو کودهای تک عنصرهی آهن، منگنز، بُر، پتاسیم، روی و شاهد بودند که با غلظت دو در هزار و بهصورت محلولپاشی جهت بهبود وضعیت تغذیه گیاه مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج بهدستآمده نشان داد که اثر محلولپاشی نانو کودها روی میزان محتوای نسبی آب، قند احیاکننده و قندهای غیر احیاکننده معنیدار بود. نانو کودهای مختلف از نظر کلروفیل a و کلروفیل کل اختلاف معنیداری با تیمار شاهد نداشتند با اینوجود بیشترین میزان کلروفیل a (mg.g-1 Fw 53/1) در تیمار نانو کود آهن و کمترین میزان آن (mg.g-1 Fw 93/0) در تیمار نانو کود منگنز مشاهده شد. تیمارهای آزمایشی تأثیر معنیداری بر میزان کلروفیل b و آنزیمهای کاتالاز و پراکسیداز نداشتند. علاوه بر این تأثیر نانو کودهای مختلف بر میزان پروتئین و فنل معنیدار بود. بیشترین میزان پروتئین (mg.g-1 Fw 56/1) در تیمارهای نانو کود پتاسیم و بُر با 12 درصد افزایش نسبت به شاهد مشاهده شد و کمترین میزان پروتئین برگ (mg.g-1 Fw 36/1) در تیمار نانو کود آهن به دست آمد که نسبت به تیمار شاهد سه درصد کاهش نشان داد. بیشترین میزان فنل (mg.g-1 Dw 27/0) با 5/10 درصد افزایش نسبت به شاهد در تیمار نانو کود منگنز مشاهده شد و فقط اختلاف این تیمار با شاهد معنیدار بود. بر اساس نتایج این آزمایش به نظر میرسد که کاربرد کلیه نانو کودهای مورد مطالعه با غلظت یکسان از لحاظ علمی قابل توصیه نیست.
ارزیابی تاثیر پارامترهای اقلیمی بر رفتار گلدهی و عملکرد زعفران(Crocus sativus L.) در استانهای خراسان رضوی و جنوبی
دوره 9، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 357-373
https://doi.org/10.22048/jsat.2021.283088.1423
حسین صحابی، فاطمه معلم بنهنگی
چکیده به منظور ارزیابی روند عملکرد زعفران و مطالعه رابطه نوسانات عملکرد زعفران با پارامترهای مختلف آب و هوایی پژوهشی در شهرستانهای مشهد، تربت حیدریه، کاشمر، بیرجند و قائن طی 20 سال(از سال 1377-1397) طراحی و اجرا شد. بررسی دادههای هواشناسی 20 سال گذشته نشان داد که در شهرهای مورد مطالعه به طور میانگین 33 درصد از میزان بارندگی کاسته و 5/0 درجه سانتیگراد بر میانگین درجه حرارت افزوده شد. این در حالی است که نتایج حاصل از رگرسیون بین عملکرد و پارامترهای آب و هوایی نشان داد که الگوی افزایش درجه حرارت و کاهش بارندگی در تمامی شهرستانهای مورد مطالعه تا حد قابل توجهی با روند کاهش عملکرد زعفران در طی این دوره انطباق داشت. نتایج حاصل از پژوهش همچنین نشان داد که طی 20 سال گذشته از مجموع شهرستانهای مورد مطالعه به طور میانگین سالانه 3/112 هکتار به سطح زیر کشت زعفران افزوده شده و در عین حال به طور میانگین 08/0 کیلوگرم در هکتار از عملکرد زعفران کاسته شده است. کاهش عملکرد زعفران در خراسان رضوی و جنوبی به طور قابل توجهی تحت تاثیر شاخصهای آب و هوایی قرار داشت. نتایج نشان داد که درجه حرارت حداکثر و میانگین درجه حرارت اصلیترین متغیرهای موثر برکاهش عملکرد زعفران بودند به طوریکه در تربت حیدریه متغیر میانگین دما به تنهایی 42 درصد از تغییر پذیری میزان عملکرد را تبیین کرد و در سایر شهرستانهای مورد مطالعه متغیر حداکثر دما بین 24 تا 56 درصد از تغییر پذیری عملکرد را پیش بینی کرد. همچنین نتایج حاصل از آنالیز سری زمانی عملکرد زعفران نشان داد که عملکرد زعفران تا سال 2025 در تمامی شهرستانهای مورد مطالعه روندی کاهشی و منفی از خود نشان خواهد داد. مشهد با شیبی در حدود 09/0 کیلوگرم در هکتار و کاشمر با شیبی در حدود 07/0 کیلوگرم در هکتار به ترتیب بیشترین و کمترین روند کاهشی عملکرد تا سال 2025 را نشان دادند
بررسی اثر تراکم کاشت، اندازه بنه و عمق کاشت بر کمیت و کیفیت بنه استحصالی از مزارع ازدیادی بنه زعفران
دوره 10، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 367-345
https://doi.org/10.22048/jsat.2023.368168.1474
حمید رضا شریفی، زهره نبی پور، حمیدرضا توکلی کاخکی
چکیده به منظور بررسی اثر تراکم کاشت، وزن بنه و عمق کاشت بر کمیت و کیفیت بنه استحصالی از مزارع تولید از مزارع ازدیادی بنه زعفران، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی (ایستگاه تحقیقات گناباد در سال زراعی 98-1397 و 99-1398 انجام شد. در این تحقیق تیمار تراکم کاشت (در چهار سطح 60، 90، 120 و 150 بنه در متر مربع) در کرت اصلی و فاکتوریل عمق کاشت (در دو سطح2± 15 و 2± 25سانتی متر از سطح خاک) و وزن بنه (در دو سطح 1±4و 1±8 گرم) در کرت فرعی قرار داشتند. نتایج نشان داد که تراکم بیشتر باعث افزایش تعداد بنه دختری در متر مربع و مجموع وزن کل بنههای دختری در متر مربع و کاهش میانگین وزن تر تک بنه شد. افزون بر این افزایش وزن بنه مادری و کاشت سطحی موجب افزایش تعداد بنه دختری، میانگین وزن تر تک بنه دختری، مجموع وزن تر کل بنههای دختری، و ضریب تکثیر گردید. اثر متقابل دوگانه تراکم × وزن بنه بر تعداد بنه دختری، مجموع وزن تر کل بنههای دختری، ، اثر متقابل تراکم × عمق کاشت بر میانگین وزن تک بنه و نسبت وزن بنه برداشت شده به کاشت شده و اثر متقابل وزن بنه × عمق کاشت بر تعداد بنه دختری در سال دوم میانگین وزن تر تک بنه و مجموع وزن تر کل بنههای دختری در متر مربع فقط در سال اول معنیدار بود. بر این اساس اثر افزایش وزن بنه مادری بر بهبود وزن تر بنههای دختری در عمق 15 بیشتر از 25 سانتی متر بود. در مجموع چنین بنظر میرسد که حداقل در مزارعی که با هدف استحصال بنههای بذری در سالهای اول کشت میشوند، استفاده از تراکم 120 بنه در متر مربع با استفاده از بنههای مادری استاندارد (یعنی میانگین وزن بنه 8 گرم) و کاشت سطحی (یعنی عمق کاشت 15 سانتی متر) قابل توصیه باشد ولی جهت مزارع عملکردی بنههای مادری درشتتر تنها در سالهای اولیه از اولویت نسبی برخوردار بوده و با افزایش سن مزرعه از اهمیت اثر آن کاسته میشود.
تأثیر زمان پرایمینگ بنه با سطوح مختلف جیبرلیک اسید بر صفات کمی و کیفی زعفران زراعی (Crocus sativus L.) در سال اول
دوره 13، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 389-402
https://doi.org/10.22048/jsat.2026.558779.1576
شیرین انصاریان مهابادی، علی احمدی، حسین مقدم، سیدعبدالله محمدی
چکیده یکی از روشهای بهبود تولید و کنترل گلدهی در گیاهان، کاربرد تنظیمکنندههای رشد مانند جیبرلیک اسید است. به منظور بررسی اثر زمان پرایمینگ بنههای زعفران با جیبرلیک اسید (GA3)، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در سال 1403 به اجرا درآمد. دو زمان کاشت (اواخرخرداد، اواخر شهریور) و چهار سطح جیبرلیک اسید (0، ۱۰۰، ۲۰۰ و ۴۰۰ میلی گرم در کیلوگرم) به صورت پرایمینگ بنه به عنوان تیمار مدنظر قرار گرفتند. صفات مورد ارزیابی تعداد جوانه، زمان تا آغاز جوانهزنی، تعداد گل، زمان تا آغاز گلدهی، ضریب تبدیل جوانه به گل، وزن خشک کلاله و صفات کیفی کلاله زعفران اندازهگبری شدند. نتایج نشان داد که پرایمینگ بنه های زعفران با ۱۰۰ میلی گرم در کیلوگرمجیبرلیک اسید در اواخر خرداد بهطور معنیدار ( ) تعداد گل، ضریب تبدیل جوانه به گل، وزنتر کلاله، وزن خشک کلاله، کروسین و سافرانال را افزایش داد اما پرایمینگ بنه در اواخر شهریور با ۲۰۰ میلی گرم در کیلوگرمجیبرلیک اسید منجر به افزایش معنیدار ( ) تعداد جوانه، تعداد گل، طول کلاله، وزنتر کلاله و وزن خشک کلاله و کاهش معنیدار ( ) زمان تا آغاز گلدهی و زمان تا آغاز جوانهزنی شد، گرچه در برخی صفات با سطح ۴۰0 میلی گرم در کیلوگرمدر یک گروه آماری قرار گرفتند. بهطورکلی نتایج این آزمایش نشان داد که اولاً پرایمینگ بنه در اواخر خردادماه با سطوح کم جیبرلیک اسید بهتر است اما پرایمینگ بنه در اواخر شهریورماه با سطوح بالاتر مفید است ثانیاً پرایمینگ بنه در اواخر خردادماه و سطح ۱۰۰ میلی گرم در کیلوگرمهورمون میتواند علاوه برافزایش صفات عملکرد میزان کروسین و سافرانال را افزایش دهد درحالیکه پرایمینگ بنه در اواخر شهریورماه علاوه بر افزایش صفات عملکرد میتواند زمان تا آغاز گلدهی و جوانهزنی را در سال اول کاهش دهد.
بررسی وضعیت آلودگی به بیماری پوسیدگی فوزاریومی بنه در مزارع زعفران ایران
دوره 11، شماره 4، 1402، صفحه 393-412
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.410910.1501
نیما خالدی، مهدی رضائی، مجتبی علیزاده فرد درآباد
چکیده بیماری پوسیدگی فوزاریومی یکی از مهمترین بیماریهای قارچی بنه زعفران در سراسر جهان است که میتواند منجر به کاهش عملکرد محصول و کیفیت بنههای دختری تولید شده شود. هدف از این پژوهش، جداسازی و شناسایی عوامل بیماری پوسیدگی فوزاریومی بنه زعفران و بررسی میزان بیماریزایی آنها میباشد. بهمنظور شناسایی گونههای Fusarium عامل بیماری پوسیدگی فوزاریومی از بنههای زعفران دارای علایم پوسیدگی از مزارع مختلف استانهای همدان، گلستان، کرمان، کردستان، سمنان، کرمانشاه، اردبیل، آذربایجانشرقی، خراسانشمالی، خراسانرضوی، اصفهان و خراسانجنوبی نمونهبرداری شد. جدایههای قارچی پس از جداسازی و خالصسازی، بر اساس ویژگیهای ریختشناختی و آغازگرهای اختصاصی گونه شناسایی و تأیید شدند. همچنین میزان بیماریزایی جدایهها با آزمون بیماریزایی بهصورت مصنوعی در گلخانه مطابق اصول کخ، روی بنههای زعفران بررسی شد. نتایج نشان داد که حدود 6/38 درصد از نمونهها، در دامنه 1 تا 5 درصد، آلوده به بیماری پوسیدگی فوزاریومی بودند. در مجموع، بر اساس ویژگیهای ریختشناختی و مولکولی 33 جدایه متعلق به گونههای Fusarium oxysporum (26 جدایه، 8/78 درصد) و F. solani sensu lato (7 جدایه، 2/21 درصد) شناسایی شدند. نتایج آزمون بیماریزایی نشان داد که تمامی جدایههای Fusarium spp. بیماریزا بوده و درجات مختلفی از شاخص بیماری را نشان میدهند. نتایج تعیین آزمون فرم اختصاصی گونه F. oxysporum روی گیاهان مختلف نشان داد که تمامی جدایهها روی گلایول، زنبق و زعفران زینتی ایجاد پژمردگی و زردی اندامهای هوایی، بافتمردگی و پوسیدگی اندام زیرزمینی نموده و تحت عنوان F. oxysporum f. sp. gladioli نام گرفتند. این اولین گزارش در مورد شناسایی گونه F. oxysporum f. sp. gladioli از مزارع زعفران در شهرستانهای ملایر، بیجار، کنگاور، پارس آباد، مرند، نطنز، نجفآباد و گونه F. solani sensu lato از مزارع زعفران در شهرستانهای آزادشهر، شیروان، اسفراین، کاشمر، نجف آباد، بشرویه از روی بنه زعفران میباشد. یافتههای این پژوهش، دیدگاههای جدیدی را درباره وضعیت سلامت بنههای زعفران به بیماری پوسیدگی فوزاریومی ارائه میدهد که میتواند در بازنگری استاندارد ملی سلامت بنههای زعفران و تعیین مناطق مستعد برای کشت بنه گواهی شده در ایران، مورد استفاده قرار گیرد.
ارزیابی پارامترهای فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و ویژگیهای مرتبط با کلاله زعفران در اکوتیپهای مختلف
دوره 12، شماره 4، 1403، صفحه 414-435
https://doi.org/10.22048/jsat.2025.480420.1542
سعید حسنیان بادی، جواد طباطبائیان، بنیامین ترابی
چکیده ارزیابی واکنش اکوتیپهای مختلف زعفران از نظر صفات فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و ویژگیهای مرتبط با کلاله، برای کشت در منطقهی خاص از اهمیت بالایی برخوردار است. از اینرو، پژوهشی با هدف ارزیابی صفات فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و ویژگیهای مرتبط با کلاله در پنج اکوتیپ زعفران (طرق-رود: EC1، نطنز: EC2، کاشان: EC3، بادرود: EC4 و قائنات: EC5) بهصورت گلدانی در فضای باز در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردستان در سال 1401 در قالب طرح آزمایشی کاملاً تصادفی در سه تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد که صفات عملکردی، کیفی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی در اکوتیپهای مورد بررسی تفاوت معنیدار داشتند. اکوتیپ EC2 از نظر صفات عملکردی نظیر قطر کلاله (09/2 میلیمتر)، طول کلاله (43/2 سانتیمتر)، تعداد گل (40/95 در مترمربع)، عملکرد تر گل (27/47 گرم در مترمربع) و عملکرد خشک کلاله (828/0 گرم در مترمربع) بهطور معنیداری برتر بود. مقادیر سافرانال، پیکروکروسین و کروسین در اکوتیپهای EC2، EC3 و EC4 بهطور قابل توجهی نسبت به سایر اکوتیپها بالاتر بود و بالاترین مقادیر این صفات در EC2 (بهترتیب 02/53، 1/175 و 6/202 E_(1 cm)^(1%)) مشاهده شد. محتوای رنگیزههای فتوسنتزی (کلروفیل a، b و کل) در اکوتیپ EC2 در مقایسه با سایر اکوتیپها از میانگین بالایی برخوردار بود. در مورد فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی، اکوتیپهای EC1 و EC4 بالاترین فعالیت را نشان دادند. نتایج همبستگی بین صفات نیز بیانگر ارتباط مثبت بین صفات عملکردی و کیفی بود. بهطور کلی، این پژوهش بهخوبی نشان میدهد که شرایط محیطی میتوانند تأثیرات قابل توجهی بر کیفیت و عملکرد زعفران داشته باشند و به انتخاب بهترین اکوتیپها برای کشت در مناطق مختلف کمک کنند. برای کشت در منطقه مورد مطالعه اکوتیپ EC2 قابل توصیه بعد از آزمایشات مزرعهای میباشد.
بررسی اثر کود دامی و الگوی کشت بر برخی از خصوصیات کمی گل و بنه زعفران زراعی (Crocus sativus L.) در شرایط اقلیمی گناباد
دوره 6، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 429-444
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.101708.1265
یاسر اسماعیلیان، محمد بهزاد امیری
چکیده به منظور بررسی واکنش گیاه دارویی زعفران به تراکم کاشت و سطوح مختلف کود دامی آزمایشی دو ساله به صورت اسپلیت پلات و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال های زراعی 95-1394 و 96-1395 در منطقه گناباد اجرا شد. عامل اصلی شامل فواصل روی ردیف 5، 10، و 15 سانتی متر و عامل فرعی بصورت شاهد (عدم مصرف کود)، و کاربرد 20، 40، و 60 تن در هکتار کود گاوی بود. نتایج آزمایش نشان داد حداکثر عملکرد گل تر در سال اول (4/127 کیلوگرم در هکتار) از کاربرد 60 تن در هکتار و در سال دوم (3/72 کیلوگرم در هکتار) از مصرف 40 تن در هکتار کود گاوی تحت تراکم کاشت 5 سانتی متر روی ردیف بدست آمد. بیشترین عملکرد کلاله تر در هر دو سال آزمایش (به ترتیب با مقادیر 300/10 و 383/5 کیلوگرم در هکتار) در اثر کاشت پرتراکم (فاصله روی ردیف 5 سانتی متر) و اعمال 40 تن در هکتار کود گاوی حاصل شد. عملکرد کلاله خشک نیز در نتیجه تأثیر همین تیمار به ترتیب با مقادیر 300/2 و 770/1 کیلوگرم در هکتار در دو سال آزمایش افزایش بیشتری در مقایسه با سایر تیمارها نشان داد. بالاترین تعداد بنه خواهری در هر دو سال آزمایش (به ترتیب 614 و 591 بنه در متر مربع) از کشت با بیشترین تراکم بنه حاصل شد. در سال اول، تیمار 40 تن در هکتار کود دامی بیشترین مقادیر (592 بنه در متر مربع) را داشته و در سال دوم، تیمار 60 تن در هکتار بالاترین مقادیر (572 بنه در متر مربع) را نشان داد. بیشترین عملکرد بنه در سال اول با میانگین 22724 کیلوگرم در هکتار از فاصله روی ردیف 5 سانتی متر و اعمال 40 تن در هکتار کود دامی حاصل شد. اما در سال دوم بیشترین میانگین (12429 کیلوگرم در هکتار) از همین تراکم کاشت و مصرف 60 تن در هکتار کود دامی بدست آمد. بنابراین، برای دستیابی به عملکرد اقتصادی مناسب در زراعت زعفران، کاربرد 40 تن در هکتار کود گاوی در تراکم کاشت 5×20 سانتی متر در شرایط اقلیمی و خاکی مشابه با محل این آزمایش پیشنهاد می گردد.
برنامه پیشنهادی برای استاندارد سازی تولید بنههای زعفران: موانع و ارائه راهکارها
دوره 7، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 457-479
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.119700.1287
سید محمد سیدی، پرویز رضوانی مقدم
چکیده زعفران (Crocus sativus L.) گیاهی ژئوفیت-تریپلوئید بوده و بر پایه رشد بنهها یا اندامهای زیرزمینی خود، تکثیر مییابد. با وجود اهمیت اندازه و کیفیت بنههای مادری در تولید زعفران، تاکنون برنامهای جامع پیرامون استانداردسازی بنههای آن تدوین نشده است. در این ارتباط، عدم وجود مزارع استاندارد جهت تولید بنههای با کیفیت، نبود معیار مشخصی جهت درجهبندی بنهها بر اساس اندازه یا ویژگیهای کیفی، نظارت ضعیف از سوی نهادهای ذیربط بر روند تولید و عرضه بنههای مادری مرغوب و همچنین نابسامانی در بازار عرضه و تقاضای بنههای زعفران، از مهمترین موانع در محقق نشدن چنین برنامهای به شمار میروند. همچنین اختلاط بنههای سالم و آلوده و نیز انبارداری بنههای زعفران بدون توجه به شرایط بهینه دمایی یا بهداشت محیطی از دیگر چالشهای چرخه تولید و فراوری این محصول میباشد. در این مقاله، ابتدا برخی موانع پیش روی برنامه استانداردسازی بنههای زعفران بررسی شده است و در ادامه، راهکارهای مؤثر جهت تولید بنههای استاندارد نظیر احداث مزارع تحت مدیریت، کنترل کیفیت ودرجهبندی بنههای برداشت شده و نیز انبارسازی اصولی بنههای زعفران ارائه شده است. همچنین تدوین برنامه ذکر شده بر پایه مواردی نظیر برگزاری دورههای آموزشی، نظارت فراگیر بر فعالیت بازار عرضه و تقاضای بنههای زعفران، حمایت از حقوق مصرفکنندگان و ارائه برنامههای تشویقی و بستههای حمایتی به تولیدکنندگان به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.
مطالعه اثر مدیریت آبیاری و محلول پاشی محرک های رشد بر عملکرد کمی و برخی ویژگی های کیفی زعفران
دوره 8، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 511-525
https://doi.org/10.22048/jsat.2020.226314.1390
محمد رضا مالکی، محمد جواد ثقه الاسلامی، سید غلامرضا موسوی، حسن فیضی
چکیده به منظور بررسی اثر زمان آبیاری و محلول پاشی برخی محرکهای رشد بر زعفران، آزمایشی در دو سال زراعی 96- 1395 و 97-1396 در شهرستان زاوه خراسان رضوی انجام و دادههای حاصل از سال دوم (97-1396) مورد تحلیل قرار گرفت. آزمایش به صورت کرتهای خرد شده بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار بود. عامل اصلی مدیریت آبیاری در 4 سطح I1 (آبیاری اول طبق عرف منطقه یعنی 20 مهر ماه)، I2 (آبیاری اول ده روز دیرتر از عرف منطقه (30 مهر ماه))، I3 (آبیاری طبق عرف منطقه به همراه یک آبیاری اضافی ده روز پس از آخرین آبیاری (20 مهر ماه+ 10 اردیبهشت ماه)) و I4 (آبیاری اول ده روز دیرتر از عرف منطقه به همراه یک آبیاری اضافی ده روز پس از آخرین آبیاری (30 مهر ماه+ 10 اردیبهشت ماه)) بودند. همچنین عامل فرعی شامل تیمارهای محلول پاشیG1 (شاهد بدون محلول پاشی)،G2 (محلول پاشی اسید سالسیلیک)، G3 (محلول پاشی کود کامل میکرو)، G4 (محلول پاشی نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم) و G5 (محلول پاشی نانوذرات دی اکسید سیلیسیم) بود. در این آزمایش صفات مختلف گل و بنه و ویژگیهای کیفی کلاله تعیین شد. نتایج مقایسه میانگینهای ویژگیهای بنه نشان داد تیمارهای محلول پاشی کود کامل میکرو و دی اکسید سیلیسیم بیشترین تعداد بنه دختری (56/5) را داشتند، به طوریکه کاربرد این دو ماده حدود 25 درصد افزایش نسبت به شاهد نشان دادند. همچنین آبیاریI4 با 06/7 کیلوگرم در هکتار کمترین، و آبیاری I1 با 463/10 کیلوگرم در هکتار بیشترین مقدار وزن خشک کلاله و خامه را به خود اختصاص دادند. محلولپاشی کود کامل میکرو با 275/10 کیلوگرم در هکتار وزن خشک کلاله و خامه برترین تیمار بود. بالاترین مقدار کروسین در بین تیمارهای محلولپاشی مربوط به کود کامل با 5/264 و دی اکسید تیتانیوم با 8/263 میلی گرم بر گرم بود. مقدار پیکروکروسین در تیمارهای کود کامل و اسید سالیسیلیک نسبت به شاهد دارای افزایش بود. همچنین تیمار محلول پاشی اسید سالیسیلیک با مقدار 930/0 میلی گرم بر گرم بیشترین میزان کلروفیل را نشان داد. به طور کلی به منظور کسب حداکثر عملکرد، آبیاری بر اساس عرف منطقه در 20 مهر ماه و همچنین مصرف کود کامل توصیه میشود.
بررسی تجربی اثر نوسانات نرخ ارز بر تقاضای صادرات زعفران ایران: رویکرد پویای میان گروهی تلفیقی (PMG)
دوره 3، شماره 1، بهار 1394، صفحه 34-42
https://doi.org/10.22048/jsat.2015.9610
محمدرضا کهنسال، امیرحسین توحیدی
چکیده نوسانات نرخ ارز به عنوان یک منبع ایجاد ریسک و نااطمینانی اثر بسیار مهمی بر حجم تجارت بینالملل و متعاقب آن بر تراز پرداختها دارد. با توجه به جایگاه مهم زعفران در صادرات غیرنفتی ایران، هدف اصلی این مطالعه بررسی تجربی اثر نوسانات نرخ ارز بر تقاضای صادرات زعفران ایران در 17 بازار مقصد طی دورهی 91-1371 است. استفاده از برآوردگر میان گروهی تلفیقی (PMG) و گارچ نمایی (EGARCH) در چارچوب دادههای تابلویی وجه تمایز این مطالعه نسبت به مطالعات پیشین است تا بتوان روابط کوتاهمدت و بلندمدت تقاضای صادرات زعفران ایران را برآورد نمود. با در نظر گرفتن سایر تعیینکنندههای تقاضای صادرات، نتایج مطالعه نشان داد، نوسانات نرخ ارز به طور معنیداری در بلندمدت اثر مثبتی بر تقاضای صادرات زعفران ایران دارد و این در حالی است که اثر کوتاهمدت آن منفی است. بنابراین، شفافسازی سیاستهای ارزی (به خصوص در دورههای کوتاهمدت) و توسعه بازارهای سلف ارزی نقش بسیار مهمی در جهت کاهش درجهی ریسک-گریزی صادرکنندگان ایران و افزایش صادرات زعفران در بازارهای جهانی ایفا مینمایند.
برنامه عملیاتی برندسازی محصول زعفران ایران
دوره 1، شماره 2، زمستان 1392، صفحه 39-68
https://doi.org/10.22048/jsat.2014.4817
ابوالفضل معصوم زاده، ابوالقاسم ابراهیمی، جعفر شمسی، خلیل دهنوی
چکیده با وجود تولید و صادرات گسترده محصول زعفران ایران، میتوان گفت هیچ برند قدرتمند و معتبری در بازار جهانی از زعفران ایران مشاهده نمیشود. به عبارت دیگر نبود برندهای قدرتمند از زعفران ایران در بازارهای جهانی باعث شده تقریباً هیچ نامی از ایران در این زمینه وجود نداشته باشد. از این رو آگاهی از اهمیت و جایگاه برندسازی برای محصولات صادراتی مانند زعفران و همچنین راهکارهایی که برندهای برتر برای حضور و بقا در بازار جهانی از آن بهره میبرند میتواند در این راستا راهگشا باشد. این مطالعه، با بررسی مبانی نظری، مطالعات تطبیقی و استفاده از نظرات خبرگان صنعت زعفران کشور بهوسیله مصاحبه عمیق و پرسشنامه به بررسی چالشهای پیش روی این صنعت پرداخته و با استفاده از ماتریس SWOT راهبردها و برنامههای عملیاتی را جهت برندسازی در این صنعت ارائه داده است. نتایج تحقیق نشان میدهد صنعت از نظر برندسازی وضعیت مناسبی ندارد و دارای نقاط ضعف و تهدیدهای فراوانی است. به همین منظور چهار دسته اصلی راهبُرد به منظور توسعه برندسازی در این صنعت ارائه شده که بهکارگیری آنها میتواند تضمینکننده بهبود وضعیت صنعت باشد.
بررسی دانش بومی زعفرانکاران پیرامون مسائل مرتبط با آبیاری (مطالعه موردی: خراسان جنوبی)
دوره 4، شماره 1، بهار 1395، صفحه 41-50
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.11896
حسین خزیمه نژاد، همایون فرهنگ فر، محمد علی بهدانی، مجتبی حسن پور
چکیده زعفرانکاران استان خراسان جنوبی اگرچه زحمت زیادی برای تولید هرچه بیشتر این محصول، متحمل میشوند، اما بهاندازه مطلوب، برداشت ندارند. این امر میتواند ناشی از عدم اطلاعات کافی آنان در رابطه با کشت علمی گیاه زعفران باشد. در این تحقیق، هدف آن است که با ارزیابی دانش بومی کشاورزان منطقه در مورد مسائل مرتبط با آبیاری زعفران، نقاط ضعف و قوت آنان مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان از طریق انتقال یافتههای این پژوهش به متولیان و کشاورزان، قدمهای مؤثری در جهت افزایش عملکرد، برداشت. برای بررسی این موضوع، پرسشنامهای محقق ساخت (شامل 11 پرسش در مورد مسائل مرتبط با آبیاری زعفران و 14 پرسش پیرامون اطلاعات عمومی و سؤالات ترویجی) به تعداد 235 عدد در بین جامعه آماری زعفرانکاران استان خراسان جنوبی بهصورت تصادفی (برای اینکه نمونه، نماینده جمعیت تحت مطالعه باشد) توزیع گردید. متغیر وابسته، نمره کل آزمودنیها برای پاسخ صحیح آنها بود. مقایسه آماری بین میانگین سطوح مختلف هر یک از متغیرهای مستقل (با اثر معنیدار) با استفاده از نرمافزار SAS و روش توکی-کرامر انجام شد. کسانی که در کلاسهای ترویجی شرکت نموده بودند، افرادی که بومی استان خراسان جنوبی بودند و همچنین کسانی که محصولات خود را بیمه کرده بودند در سطح معنیدار 1 درصد، به سؤالات بیشتری، پاسخ صحیح دادند. افرادی که در روستا زندگی میکردند در سطح معنیدار 5 درصد، به سؤالات بیشتری، پاسخ صحیح دادند. با توجه به نتایج تحقیق حاضر، افزایش سطح دانش کشاورزان منطقه از طریق برنامهریزیهای کوتاهمدت و بلندمدت، ضروری بهنظر میرسد.
اثرات روشهای مدیریت علفهای هرز بر تراکم و زیستتوده آنها و عملکرد زعفران
دوره 2، شماره 1، بهار 1393، صفحه 45-58
https://doi.org/10.22048/jsat.2014.6185
حسین زارع حسینی، رضا قربانی، محمدحسن راشد محصل، حسین رحیمی
چکیده بهمنظور بررسی و مقایسه روشهای شیمیایی و غیر شیمیایی مدیریت علفهای هرز مزارع زعفران(Crucus sativus) آزمایشهای مزرعهای طی سالهای 1388 تا 1390 در ایستگاه تحقیقات زعفران و گیاهان دارویی شهرستان گناباد بهصورت طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با 6 تیمار و سه تکرار به اجرا درآمد. تیمارها شامل گیاه پوششی جو (Hordeum vulgare)، مالچ بستر قارچ، علفکش گالانت سوپر (هالوکسی فوپ-آر- متیل) (EC%10)، علفکش شوالیه (مزوسولفوروم + یدوسولفوروم) (WG%6)، وجین دستی و شاهد (عدم کنترل) بودند. بهمنظور تعیین قابلیت کنترل علفهای هرز وزن خشک علفهای هرز و نیز وزن خشک برگ، وزن ترگل و وزن خشک کلاله زعفران اندازهگیری و مقایسه شد. بررسی وضعیت علفهای هرز مزرعه نشانداد که علفهای هرز غالب در محل موردمطالعه شامل جو دره (Hordeum murinum)، جو موشی (Hordeum spontaneum)، ازمک (Cardaria draba) و بومادران (Achillea millefolium) بودند. علفکش شوالیه تأثیر قابل قبولی در کنترل علفهای هرز برگ باریک و برگپهن داشته اما به نظر میرسد این علفکش بر رشد گیاه زعفران نیز اثرات منفی داشته زیرا تراکم گیاه زعفران را در سال بعد در کرتهای استفادهشده کاهش داد. علفکش گالانت سوپر علفهای هرز برگ باریک را بهخوبی کنترل نمود اما باعث کاهش عملکرد کلاله خشک و زیستتوده برگ زعفران نیز شد. مالچ استفادهشده نتوانست علفهای هرز را کنترل کند، اما باعث افزایش عملکرد نسبت به تیمار شاهد شد. گیاه پوششی جو تأثیر فراوانی در کاهش زیستتوده علفهای هرز برگ باریک و برگپهن داشت. تیمار گیاه پوششی جو کمترین زیستتوده علفهای هرز را سبب شده و همانند تیمار وجین دستی در کاهش زیستتوده علفهای هرز مؤثر بود. این گیاه پوششی به دلیل کنترل مناسب علفهای هرز، عدم ایجاد اثرات نامطلوب بر گیاه زعفران و همچنین تولید یک محصول جنبی بر سایر روشهای مطالعه شده در این تحقیق برتری داشت.
تعیین قابلیت تصاویر ماهواره ای لندست 8 در تخمین سطح زیر کشت زعفران (نمونه موردی: شهرستان تربت حیدریه)
دوره 6، شماره 1، بهار 1397، صفحه 49-60
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.48518.1194
جلیل فرزادمهر، کاظم تباکی بجستانی
چکیده زعفران محصولی استراتژیک است و برآورد سطح زیرکشت و در نهایت برآورد میزان تولید آن در محدودههای جغرافیایی خاص، لازمه برنامهریزی و تصمیمگیریهای مقتضی جهت انجام مبادلات اقتصادی و تجاری میباشد. بنابراین، سرعت و دقت در این قبیل ارزیابیها از اهمیت بالایی برخوردار است. استفاده تکنیکهای سنجش از دور، به دلیل فراهم آوردن دادههای به هنگام و قابلیت بالای آنالیز تصاویر و همچنین امکان مطالعه در یک محدوده وسیع و با دقت قابل قبول، میتواند کمک شایانی در این ارزیابیها ایفا نماید. در این مطالعه بهمنظور تعیین قابلیت تصاویر ماهوارهای لندست 8 در برآورد و ارزیابی سطح زیرکشت محصول زعفران در شهرستان تربتحیدریه، پس از اعمال پیش پردازشهای اولیه بر روی تصاویر ماهوارهای با استفاده از روشهای معمول پردازش تصاویر ماهوارهای، از جمله ترکیب باندی رنگ کاذب، آنالیز مؤلفههای اصلی، شاخصهای گیاهی (NDVI، SAVI، EVI، DVI، RVI و TSAVI) و طبقهبندی نظارتشده اراضی تحت کشت زعفران شناسایی شدند. جهت ارزیابی صحت نتایج طبقهبندی، نقشه تولیدی با نقاط واقعیت زمینی مشخصشده از طریق GPS مورد بررسی قرار گرفت. ضـریب کاپـا و صـحت کلـی به ترتیب 88 و 98 درصد محاسبه شد. مساحت سطح زیر کشت زعفران در این مطالعه 4572/19503 هکتار برآورد گردید که با توجه به آمار سازمان جهاد کشاورزی مبنی بر 22000 هکتار سطح زیر کشت زعفران این شهرستان در سال 1393، میتوان بیان داشت که تصاویر ماهوارهای لندست 8 از قابلیت بالایی برای تفکیک سریع اراضی زعفران در منطقه و تعیین سطح زیر کشت با دقت نسبتاً مناسب در مقیاس منطقهای برخوردار است.
بررسی و مقایسه خواص آنتی اکسیدانی، فنل های کل و فلاونوئیدهای گلبرگ زعفران (.Crocus sativus L) کاشته شده در مناطق مختلف استان لرستان
دوره 5، شماره 1، بهار 1396، صفحه 51-60
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.39231
علی محمدیان، حسن احمدوند، رضا کرمیان، رضا سیاه منصور، علی سپهوند، شهرام امیدواری
چکیده زعفران یکی از ارزشمندترین محصولات غذایی و دارویی است که از نظر کشاورزی و اقتصادی در ایران و جهان از اهمیت بالایی برخوردار میباشد. امروزه عوامل مخرب محیطی باعث میشوند که بدن انسان نتواند با رادیکالهای آزاد که طی عمل تنفس تولید میشوند مبارزه کند. در نتیجه سلولهای بدن توسط رادیکالهای آزاد تخریب شده و منجر به پیری زودرس و بیماریهایی مانند سرطان و تصلب شرائین میشوند. با توجه به محدود بودن کشت زعفران به چند کشور دنیا در زمینه تعیین خواص آنتیاکسیدانی گلبرگ زعفران تحقیقات زیادی صورت نگرفته است. این پژوهش جهت بررسی خاصیت آنتیاکسیدانی ترکیبات موجود در گلبرگهای زعفران و تعیین مقادیر فنلهای کل و فلاونوئیدها از مزارع کاشت زعفران استان لرستان انجام گرفت. پس از تعیین مزارع کاشت زعفران بروش سیستماتیک تصادفی از گلبرگهای زعفران نمونه مرکب (2 کیلوگرم گلبرگ زعفران) تهیه شد. سپس بهمنظور اندازهگیری و تعیین میزان خواص آنتیاکسیدانی، مقادیر فنل و فلاونوئیدهای کل موجود در عصاره گلبرگ زعفران بهترتیب از روشهای به دام اندازی رادیکالهای آزاد (روش DPPH)، روش فولین سیوکا و روش رنگ سنجی کلرید آلمینیوم استفاده گردید. نتایج مقایسات میانگین مقادیر IC50 موجود در گلبرگ زعفران مزارع مختلف با آزمون چند دامنهای دانکن نشانداد که مقدار IC50 مزارع نورآباد و ویسیان بترتیب با مقادیر 66/1 و 4/156میکروگرم بر میلیلیتر دارای بیشترین وکمترین خواص آنتیاکسیدانی در مقایسه با سایر مزارع دارا میباشند. نتایج مقایسه مقادیر فنلها و فلاونوئیدهای کل موجود در گلبرگ زعفران مزارع با آزمون چند دامنهای دانکن نشانداد که مقدار فنل کل با 8/1098میلیگرم گالیک اسید بر گرم عصاره هیدروالکلی مربوط به نورآباد و فلاونوئید با مقدار39/41 میلی گرم کوئرستین بر گرم عصاره هیدروالکلی مربوط به چغلوندی بیشترین مقادیر را در مقایسه با سایر مزارع به خود اختصاص دادند. نتایج مقایسه بین مقادیر IC50 به دست آمده از گلبرگهای زعفران مزارع مورد بررسی و BHT آنتیاکسیدان سنتزی و مصنوعی با آزمون حداقل اختلاف معنیداری (LSD) نشانداد که کمترین اختلاف به دست آمده متعلق به مزارع خرم آباد و چغلوندی بترتیب با مقادیر اختلاف 40/4 و 38/5 از بین سایر مزارع میباشد.
