مقایسه عملکرد ابزارهای سرهمبندی ترنسکریپتوم در گیاه زعفران زراعی (.Crocus sativus L)
دوره 7، شماره 1، بهار 1398، صفحه 69-80
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.87859.1235
مریم واحدی، سید علیرضا سلامی، مجید شکرپور، حسن رضادوست
چکیده زعفران گیاه دارویی و ادویهای ارزشمند متعلق به خانواده زنبق و بهعنوان منبع غنی از آپوکاروتنوئیدها در جهان محسوب میشود. به دلیل سایز بزرگ و پیچیدگی ژنوم زعفران توالییابی آن بهعنوان چالش مطرح است. با ظهور تکنیکهای توالییابی نسل بعد، توالییابی RNA بهعنوان منبع غنی مطالعات بیولوژیکی توسعه یافته است. سرهمبندی ترنسکریپتومها از تعداد بیشمار خوانشهای کوتاه منبعی غنی برای مطالعه گونههایی که ژنوم مرجع آنها در دسترس نیست فراهم میکند. اما سرهمبندی قرائتها و رسیدن به نتیجه مطلوب بهویژه برای گیاهان پلیپلوئید همواره یک چالش بزرگ محسوب میشود. در این مطالعه کارایی ابزارهای مختلف سرهمبندی با توجه به فاکتورهایی همچون طول N50، تعداد کل یونیژنها و درصد همردیفی مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که Bridger بهعنوان ابزاری بهتر جهت سرهمبندی قرائتهای ترنسکریپتوم زعفران است که میتواند سرهمبندی بر اساس پارامترهای تعداد ترنسکریپتها، طول N50، اندازه کل سرهمبندی و درصد همردیفی قرائتها به ترنسکریپتوم فراهم آورد. Velvet/Oases بالاترین درصد درهمریختگی را نشان میدهد که منجر میشود اعضای مختلف یک خانواده ژنی که شباهت بالایی به یکدیگر دارند در یک ترنسکریپت سرهمبندی شوند. نتایج حاصل از این تحقیق میتواند به محققان در جهت انتخاب بهتر ابزار سرهمبندی و توسعه ابزارهای موجود راهکارهایی را ارائه نماید.
بررسی تنوع ژنتیکی در زعفران های با بیش از سه کلاله با استفاده از نشانگرمولکولی SSR و ISSR
دوره 7، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 347-358
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.104167.1266
محمد علی بهدانی، علی ایزانلو
چکیده زعفران زراعی به عنوان با ارزشترین ادویه جهان از نظر ژنتیکی کلون مونومورفی بوده، ولی تفاوتهایی نیز در فنوتیپ و کیفیت گزارش شده است که مهمترین تنوع فنوتیپی از نظر زراعی و اقتصادی، وجود گلهای با بیش از سه کلاله است، بنابراین هدف از این تحقیق استفاده از نشانگرهای مولکولی مختلف جهت مطالعه مولکولی زعفران های با بیش از 3 کلاله در منطقه و اندازهگیری تنوع ژنتیکی بین آنها بود. در این تحقیق، کلونهای زعفران با بیش از سه کلاله بهطور کامل همراه با خاک اطراف ریشه از مزارع کشاورزان جمعآوری و بطور کامل در جعبههای پلاستیکی، جهت حفظ شرایط زیستی، مستقر گردیدند. استخراج DNA به روش CTAB از برگهای گل دارای بیش از سه کلاله انجام شد. زعفرانهای با بیش از سه کلاله در مقایسه با حالت معمولی دارای گلهای بزرگتر و تعداد گلبرگهای به نسبت بیشتری بودند. بیشترین فراوانی تعداد کلاله در بین نمونههای بیش از سه کلاله مربوط به چهار و پنج کلاله با 38 درصد بود. نمونههای دارای شش کلاله با فراوانی 14 درصد مشاهده شد. در بین نمونههای جمعآوری شده تنها یک نمونه با تعداد کلاله هفت نیز مشاهده گردید. از مجموع 48 آغازگر ISSR آزمون شده روی نمونه DNAی بالک، تنها 16 آغازگر تشکیل نوار دادند. نتایج حاصل از الکتروفورز ژل آگاروز برای آغازگرهای ISSR نشان داد که محدوده نوارهای تشکیل شده در فاصله 100 تا 1000 جفت باز بود. با بررسی نوارهای تشکیل شده برای آغازگرهای ISSR، چندشکلی قابل ملاحظهای بین کلونهای مختلف زعفران مورد بررسی مشاهده نشد. لذا، براساس این سیستم نشانگری تنوع ژنتیکی بین کلونهای با تعداد کلاله متفاوت ملاحظه نشد. از بین نشانگرهای SSR آزمون شده، 10 نشانگر چند شکلی را بین کلون ها نشان دادند. نتایج تجزیه همبستگی براساس ضریب همبستگی اسپیرمن نشان داد که ارتباط معنیدار آماری بین هیچ کدام از آللهای نشانگر ریزماهواره و تعداد کلالهها مشاهده نشد.
بررسی تأثیر فرآیند خشک کردن بر ویژگی های رنگی گلبرگ زعفران با استفاده از ماشین بینایی
دوره 7، شماره 1، بهار 1398، صفحه 81-91
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.91656.1241
صدیقه کسعلی، سعید مینایی، مهدی عیاری
چکیده خشک کردن یکى از روشهاى رایج براى افزایش ماندگارى گیاهان دارویی و محصولات کشاورزى است. در این پژوهش، فرآیند خشک کردن گلبرگهای زعفران با خشک کن هوای داغ لایه نازک در پنج سطح دمای 40، 60، 80، 100 و 120 درجه سلسیوس و سه سرعت هوای 5/0، 1 و 5/1 متر بر ثانیه و تأثیرات آنها بر پارامترهای رنگی (مقادیر G ,R و B) مورد بررسی قرار گرفت. به کمک سامانه ماشین بینایی، تصاویر رنگی از نمونههای خشک شده گلبرگ زعفران، دریافت و با استفاده از الگوریتمهای پردازش تصویر، مورد پردازش قرار گرفت. ویژگی-های رنگی (RGB) آنها نیز استخراج گردید. از سوی دیگر میزان آنتوسیانین به روش pH افتراقی و ویژگیهایL*a*b* نمونهها به منظور تعیین شرایط مناسب خشک کردن اندازهگیری شدند. دادههای حاصل با استفاده از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی مورد تجزیه و تحلیل آمـاری قرار گرفتنـد. نتایج بررسی نشان داد بیشترین مقادیرRGB مربوط به محدوده دمای 80 تا 100 درجه سلسیوس است که نشان دهندهی بیشترین نسبت و شدت رنگهای قرمز، سبز و آبی میباشد. همچنین در این بازه دمایی بیشترین میزان آنتوسیانین (21/482 میلیگرم بر لیتر) و کمترین مقدار تغییرات رنگ (∆E) بدست آمد که مطلوبیت نسبی این بازه برای خشک کردن گلبرگهای زعفران را نشان میدهد.
بررسی عوامل اثرگذار بر مصرف کودهای شیمیایی در مزارع زعفران (مطالعه موردی: شهرستان گناباد)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 359-376
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.120688.1289
آرش دوراندیش، محمدرضا رمضانی، میلاد امینی زاده
چکیده یکی از مهمترین محصولات تولیدی و صادراتی کشاورزی ایران زعفران است که تولید آن منبع اصلی درآمد بسیاری از مناطق روستایی در شرق کشور بهشمار میآید. با این وجود، عملکرد مزارع زعفران طی سالهای 1394-1350 حدود 36 درصد کاهش یافته است. شهرستان گناباد در استان خراسان رضوی بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان زعفران در ایران نیز با این مشکل مواجه است. شواهد و بررسیهای میدانی گویای این است که استفاده زیاد از نهادههای شیمیایی به خصوص کودهای شیمیایی میتواند بهعنوان یکی از عوامل اصلی این کاهش عملکرد مطرح باشد. بنابراین هدف مطالعه حاضر بررسی عوامل مؤثر بر مصرف کودهای شیمیایی با تأکید بر نقش نگرش و آگاهی زعفرانکاران است. برای دستیابی به اهداف پژوهش، تعداد 105 پرسشنامه بر اساس روش نمونهگیری تصادفی نسبی تکمیل و از الگوی لاجیت ترتیبی استفاده شد. نتایج نشان داد که دو متغیر نگرش زعفرانکاران نسبت به کشاورزی پایدار و آگاهی نسبت به عوامل کاهشدهنده عملکرد اثر منفی و معنیداری بر احتمال استفاده کشاورزان از کود شیمیایی دارد. در حالی که متغیرهای درآمد کشاورزان، سن، سطح تحصیلات و بیمه کشاورزی اثر مثبت و معنیداری بر احتمال استفاده از کود شیمیایی توسط کشاورزان دارند. بنابراین اتخاذ سیاستهای مناسب به منظور بهبود نگرش کشاورزان نسبت به فعالیتهای کشاورزی پایدار و افزایش آگاهی زعفرانکاران از آثار منفی و بلندمدت استفاده بیرویه کودهای شیمیایی، جلب اعتماد کشاورزان معتمد و با تجربه برای کاهش استفاده از کودهای شیمیایی و تجدید نظر در محتوای کلاسهای آموزشی و ترویجی نقش تعیینکنندهای در بهبود الگوی مصرفی کشاورزان از کود شیمیایی دارد.
ارزیابی کیفی، کمی و اقتصادی تناسب اراضی جلگه رخ شهرستان تربتحیدریه جهت کشت گندم و زعفران
دوره 7، شماره 1، بهار 1398، صفحه 93-109
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.87421.1233
مهدی عباس زاده، امیر سالاری، حمید روحانی
چکیده شناخت منابع سرزمین بهمنظور استفاده بهینه از آن و متناسب با توان تولید هر زمین، گام مهمی در دستیابی به توسعه پایدار با حفظ نظام اکولوژیکی بهشمار می رود. هدف از این مطالعه تعیین تناسب کیفی، کمی و اقتصادی اراضی تربت حیدریه (جلگه رخ) خراسان رضوی برای محصولات گندم (Triticum aestivum) و زعفران (Crocus sativus) میباشد. بدین منظور مشخصات اقلیمی و خصوصیات خاک منطقه با نیازهای هر محصول مقایسه گردیده و با بهرهگیری از روش فائو و بر اساس روش پارامتریک (ریشه دوم) کالوگیره و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) تناسب کیفی اراضی تعیین گردید. ارزیابی کمی بر اساس میزان عملکرد واقعی در هر واحد اراضی و ارزیابی اقتصادی بر اساس سود ناخالص در واحد سطح انجام گردید. نتایج تناسب کیفی نشان داد علیرغم آنکه درمنطقه شاخص اقلیم و پتانسیل تولید محصولات بالاتر بوده ولی بهدلیل محدودیت ویژگیهای خاکی، تناسب کیفی ارضی متوسط (S2) میباشد. این محدودیت برای زعفران بیشتر است. مقایسه تناسب کیفی و کمی نشان داد که عموماً کلاس تناسب کمی برابر یا بالاتر است، خصوصاً این تفاوت در محصول زعفران بیشتر مشهود است. نتایج تناسب اقتصادی نیز بیانگر آن است که محصول زعفران در مقایسه با گندم سودآورتر بوده ولی بهدلیل محدودیتهای خاک امکان توسعه کشت این محصول در منطقه با محدودیت مواجه است. بهطوریکه در برخی از واحدهای اراضی اساسأ کشت این محصول توصیه نمیگردد. با توجه به پتانسیل تولید بالای گندم برابر 12260 کیلو گرم در هکتار کشت این محصول با درجات مختلف تناسب توصیه میگردد. بهنظر میرسد با اقدامات اصلاحی و بهبود خواص فیزیکی خاک، امکان افزایش راندمان تولید را در اکثر واحدها مقدور خواهد بود.
ارزیابی ریسک خشکسالی زعفران با استفاده از روش مونت کارلو
دوره 7، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 377-396
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.119530.1286
سیبویه اقا محمدی، عباس خاشعی سیوکی، علی شهیدی، سیدرضا هاشمی
چکیده تغییرات اقلیمی و پدیدههایی از جمله خشکسالی در میزان عملکرد محصولات کشاورزی موثر هستند. یکی از راهکارهای مقابله با این پدیدهها، جایگزینی مدیریت ریسک به جای مدیریت بحران است، بهطوریکه با ارزیابی ریسک، قبل از وقوع بحران، میزان خسارتها به حداقل میرسد. در این پژوهش نیز در جهت کاهش خسارتهای ناشی از خشکسالی بهعنوان پدیدهای طبیعی و غیر قابل کنترل، بر روی محصول زعفران، به ارزیابی ریسک خشکسالی با استفاده از روش شبیهسازی مونتکارلو پرداخته شد. شاخص خشکسالی بارش استاندارد شده (SPI) ماهانه و میانگین دمای ماهانه به عنوان متغیرهای مستقل در تابع توزیع عملکرد محاسبه میشود. با کمک روش فراابتکاری شبکه عصبی مصنوعی (ANN)، ارتباط بین متغیرهای مستقل (دما و SPI) و متغیر وابسته (عملکرد محصول زعفران) برقرار میشود. سپس دادهی تصادفی از متغیرهای مستقل ساخته میشود و با شبکه عصبی مصنوعی آموزش یافته، 2000 عملکرد شبیهسازی شده تولید میگردد. انتخاب یک ایستگاه مرجع و با استفاده از توزیع تجمعی به دست آمده، عامل ریسک محاسبه شد و با رسم نمودار عامل ریسک-عملکرد استاندارد، ریسک نسبی ایستگاههای مورد مطالعه بررسی شده است. نتایج بهدست آمده از این پژوهش نشان داد که بیشترین سالهای مورد مطالعه در محدوده نرمال قراردارند و فراوانی خشکسالی در چهار ایستگاه خراسان جنوبی دو برابر ایستگاههای مورد مطالعه در خراسان رضوی میباشد. همینطور شبکه عصبی مصنوعی با ضریب همبستگی 85/0 توانست به خوبی عملکرد را پیشبینی نماید. در پایان بر اساس نتایج بهدست آمده از نمودار ریسک-عملکرد استاندارد، ایستگاههای قاین، بیشترین و نهبندان کمترین ریسک نسبی نسبت به ایستگاه مرجع (تربتحیدریه) را داشتند.
بررسی سیاست توسعه کشت زعفران در راستای کاهش مصرف آب در دشت مشهد
دوره 7، شماره 1، بهار 1398، صفحه 111-123
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.92655.1247
مرتضی اشرفی، محمود هوشمند، محمد رضا لطفعلی پور، کامران داوری
چکیده دشت مشهد در استان خراسان رضوی و جزو دشتهای ممنوعه و ممنوعهی بحرانی است. با عنایت به اینکه در اثر بهرهبرداریهای بیرویه و غیرمجاز از منابع آب زیرزمینی، سـطح آب زیرزمینـی در آن بـه تدریج پایین رفته و با کسری مخزن مواجه شدهاست ، انتخاب استراتژیهای مناسب برای کاهش مصرف آب در این دشت ضروری است. سیاستهای متنوعی برای کاهش مصرف آب کشاورزی توسط محققین پیشنهاد گردیده که از جمله آنها سیاست توسعه کشت محصولات با نیاز آبی پایین همچون زعفران است. این سیاست ممکن است راه حل مناسبی برای مقابله با مصرف روزافزون آب باشد اما از آنجا که سیاستهای مختلف دارای ابعاد اقتصادی متفاوتی میباشند، لذا بایستی تاثیرگذاری هر سیاست در تحقق اهداف و همچنین پیامدهای هر سیاست با دقت مورد بررسی قرار گیرند. در این راستا پیامدهای سیاست گسترش کشت زعفران در 5 سناریوی تخصیص حداقل 5%، 7.5%، 10%، 12.5% و 15 درصد از کل سطح زیرکشت 3 شهرستان واقع شده در دشت مشهد(مشهد، بینالود و چناران)، با استفاده از مدل برنامهریزی ریاضی اثباتی بررسی شد. نتایج نشان داد که با اعمال این سیاست، در هر 3 شهرستان درآمد کشاورزان افزایش خواهد یافت اما مصرف آب فقط در شهرستان بینالود به مقدار کمی کاهش مییابد و در دو شهرستان دیگر تغییری نمیکند زیرا با گسترش کشت زعفران، به جای کاهش سطح زیرکشت محصولات با نیاز آبی بالا، سطح زیرکشت گندم و جو که نیاز آبی کمتری نسبت به زعفران دارند کاهش مییابد و بنابراین کاهشی در مصرف آب ایجاد نمیشود. بنابراین سیاست گسترش کشت زعفران توام با عدم کاهش مجموع سطح زیر کشت گندم و جو باشد و اثرات آن مورد بررسی قرار گرفت و مشاهده گردید که اعمال این سیاست باعث میشود که مصرف آب در هر سه شهرستان کاهش و درآمد کشاورزان به نحو مطلوبی افزایش یابد.
الگوی برنامه ریزی توسعه کشت زعفران با تأکید بر مدیریت منابع آبی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 397-410
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.105171.1271
بهاره زندی دره غریبی، علیرضا کرباسی، تکتم محتشمی
چکیده پایین بودن بازدهی آب مصرفی در بخش کشاورزی اتخاذ استراتژیهای بهینهسازی الگوی کشت و لذا مصرف آب را، بهخصوص در مناطق کمآبی همچون کشور ایران ضروری کرده است. زعفران میتواند محصولی مناسب ازنظر صرفهجویی در مصرف آب باشد. هدف از اجرای این مطالعه بررسی تأثیر توسعه کشت زعفران بر تخصیص منابع آب و افزایش درآمد کشاورزان از طریق بهکارگیری الگویی مبتنی بر رهیافتی توسعهیافته از برنامهریزی ریاضی مثبت است که در آن امکان اعمال توسعه کشت در آینده، به همراه برآورد تخصیص آب از طریق یک تابع تولید مبتنی بر مقدار آب آبیاری، وجود دارد. نمونه موردبررسی را 200 نفر از بهره برداران زعفران در شهرستانهای تربتحیدریه و زاوه دراستان خراسان رضوی در سال 94-1393 تشکیل میدهد. اطلاعات با استفاده از نرمافزار GAMS مورد تجزیهوتحلیل قرارگرفته است. نتایج سناریوهای افزایش در سطح زیر کشت زعفران، پیامدهای مثبت این سیاست را افزایش سود خالص و کاهش مصرف آب در سطح هر سه گروه مزارع کوچک، متوسط و بزرگ ارزیابی می کند که بیانگر تأثیر اجرای آن بر حفظ و پایداری منابع آب منطقه است. نتایج سناریوی افزایش منابع آب در دسترس که به بهرهبرداران امکان میداد بخشی از زمینهای بالقوه خود را به کشت زعفران اختصاص دهند، نتایج یکنواختی برای گروههای مختلف مزارع نشان نمیدهد. بهطوریکه افزایش در سطح زیر کشت زعفران در مزارع کوچک به میزان 43/38 هکتار، در مزارع متوسط 11/52 هکتار و در مزارع گروه سوم 3/47 هکتار برآورد شده است.
اثر شوک درآمدهای نفتی بر صادرات زعفران ایران
دوره 7، شماره 1، بهار 1398، صفحه 125-136
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.44171.1128
سید حسین محمدزاده، علیرضا کرباسی
چکیده درآمدهای نفتی نقش مهمی در اقتصاد ایران دارد. درطی سالهای گذشته، بهطور متوسط 60% درآمد دولت و 80% درآمد صادرات ایران از نفتوگاز بوده است. از دیگرسوی ایران بهعنوان بزرگترین صادرکننده زعفران بخش قابل توجهی از ارزش صادراتی جهانی این محصول را به خود اختصاص داده است. با توجه به تأثیرگذاری درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران به عنوان مهمترین منبع درآمدی، بررسی تأثیر شوک حاصل از نوسانات این درآمدها بر اقتصاد ایران ضروری بهنظر میرسد. از این رو مطالعه حاضر به بررسی اثر شوک درآمدهای نفتی بر صادرات زعفران ایران پرداخته است. در این راستا از دادههای سریزمانی دوره 95-1354 و الگوهای جوهانسون- جوسیلیوس و تصحیح خطا برای برآورد روابط بلندمدت و کوتاهمدت بین متغیرهای الگو استفاده شده است. یافتههای پژوهش بیانگر این است که نرخ ارز مؤثر واقعی در بلندمدت و کوتاهمدت تأثیر معنیدار مثبت بر صادرات زعفران درکشور دارد. شاخص قیمتداخلی زعفران به قیمت جهانی آن و بهرهوری زعفران نیز با اینکه اثرشان از لحاظ آماری معنیدار نیست ولی تأثیر آن از لحاظ علامت بهترتیب منفی و مثبت است. شوک درآمدهای نفتی نیز طبق انتظار درکوتاهمدت و بلندمدت دارای اثر منفی بر صادرات زعفران بوده است.
بررسی عوامل موثر بر صادرات زعفران ایران به کشورهای بریکس (رهیافت پانل دیتا)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 411-420
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.127233.1293
محمد آقاپور صباغی
چکیده تحلیل عوامل موثر بر صادرات بهویژه در ارتباط با بازارهای جدید در بخش کشاورزی یکی از مهمترین عوامل موثر بر رشد و توسعه صادرات محصولاتی مانند زعفران است. تحقیق حاضر باهدف بررسی عوامل اثرگذار بر صادرات زعفران ایران به کشورهای بریکس انجامیافته است. برای این منظور مدل دادههای پانل در دوره زمانی 2015-1990 به کار گرفتهشده است. نتایج برآورد الگوی تصادفی نشان میدهد که تولید ناخالص داخلی کشورهای بریکس، نرخ واقعی ارز و جمعیت اثر مثبت و قیمت صادراتی اثر منفی بر صادرات زعفران ایران به کشورهای بریکس دارند. با توجه به بالا بودن سطح درآمد سرانه در کشورهای بریکس و اثر مثبت آن بر میزان صادرات زعفران، انجام برنامهریزی و سیاستگذاری در جهت تقویت روابط با این کشورها، عاملی مهم در زمینه توسعه صادرات محصول زعفران خواهد بود. از سویی با توجه به کشش کم قیمت وارداتی زعفران در کشورهای مذکور، پیشنهاد میگردد، اقدامات لازم در جهت ارتقاء و بهبود سطح بستهبندی و فرآوری این محصول که ممکن است منجر به افزایش نسبی قیمت گردد، انجام شود.
پایش شوری خاک و عملکرد کلاله زعفران تحت تاثیر شوری آب آبیاری و کاربرد نیتروژن
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 بهمن 1404
https://doi.org/10.22048/jsat.2026.565646.1581
سیده الهه هاشمی، شهاب مداح حسینی، هادی پیراسته انوشه، ابراهیم صداقتی
چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر آبیاری با سطوح مختلف هدایت الکتریکی و مقادیر متفاوت نیتروژن بر عملکرد کلاله زعفران و تغییرات شوری خاک انجام شد. نتایج نشان داد عملکرد کلاله با افزایش شوری در هر دو سال، به ویژه سال دوم، کاهش معنیدار یافت؛ بهطوریکه در سال دوم در تیمار 11 دسی زیمنس برمتر هیچ بوته ای سبز نشد. کاهش عملکرد در اثر بیشترین سطح شوری در سال اول و دوم به ترتیب 3/75 و 9/80 درصد بود. بیشترین عملکرد در شوریهای 2 و 5 دسیزیمنس برمتر از تیمار 50 کیلوگرم نیتروژن در هکتار و در شوری 8 دسیزیمنس برمتر از تیمار 25 کیلوگرم نیتروژن در هکتار به دست آمد. تاثیر آبیاری با آب شور بر هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک از 50 روز پس از کاشت مشاهده شد و با گذشت زمان تا 150 روز پس از کاشت تیمارهای شوری آب منجر به افزایش ECe در در دو عمق صفر تا 30 و 30 تا 60 سانتیمتری گردیدند. در این زمان، میانگین ECe دو عمق در تیمارهای آب آبیاری با شوری 2، 5، 8 و 11 دسیزیمنس برمتر به ترتیب برابر با 0/3، 1/8، 9/10 و 9/13 دسیزیمنس برمتر بود. در سال دوم، تیمارها تفاوتهای ایجاد شده در سال اول خود را به طور نسبتا یکسان در طول فصل رشد حفظ کردند. با توجه بهدست آمدن رابطه رگرسیونی خوب بین قرائت دستگاه EM38 و ECe، میتوان شوری ظاهری (ECa) را با استفاده از دستگاه EM38 برآورد کرد. تفاوتها بین ECa در تیمارهای نیتروژن و شوری بسیار مشخص گردید، به طوری که بیشترین ECa از تیمار 11 دسیزیمنس برمتر بهدست آمد. به طورکلی نتایج نشان داد که با پذیرفتن اندکی کاهش عملکرد از آب های نیمه شور برای زراعت زعفران استفاده کرد. در شوری کم 50 و در شوری های متوسط 25 کیلوگرم نیتروژن در هکتار برای بهبود عملکرد زعفران مناسب است. با رعایت سهم آبشویی مناسب شرایط شور و پایداری شوری خاک، انتظار میرود که شوری خاک در پایان فصل رشد به طور میانگین 4/1 برابر آب آبیاری باشد و شوری خاک در پایان فصل رشد زعفران بین 94/0 تا 44/1 برابر ابتدای فصل باشد.
تأثیر تلقیح میکوریزایی و کاربرد اسید هیومیک بر رشد بنههای دختری و عملکرد کلالة زعفران تحت رژیمهای آبیاری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 تیر 1405
https://doi.org/10.22048/jsat.2026.560084.1578
امین اله عباسی، محمد گلوی، محمود رمرودی، حمید رضا فلاحی، میثم خاوری
چکیده به منظور بررسی تأثیر تلقیح میکوریزایی و مصرف اسید هیومیک بر رشد بنههای دختری زعفران (Crocus sativus L.) تحت دو رژیم آبیاری، آزمایشی در سال زراعی 96-1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی سرایان، دانشگاه بیرجند اجرا شد. آزمایش به صورت کرتهای دو بارخرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. دور آبیاری (فواصل 20 و 40 روز) بهعنوان عامل اصلی و کاربرد اسید هیومیک (صفر و پنج کیلوگرم در هکتار) و تلقیح میکوریزایی (Glumus mossea، G.intraradices و عدم تلقیح) بهترتیب بهعنوان عامل فرعی و فرعی- فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که تیمار آبیاری بر وزن کل برگها، وزن فلسها، تعداد بنههای دختری در گروههای مختلف وزنی، کاربرد اسید هیومیک بر تعداد کل بنههای دختری، وزن فلسها، وزن بنه، تعداد بنههای دختری در گروههای مختلف وزنی و تلقیح میکوریزایی بر وزن کل بنههای دختری در بوته، تعداد جوانههای گل دهنده در بنه، وزن فلس و تعداد بنههای دختری در گروههای مختلف وزنی تأثیر معنیداری داشتند. بیشترین وزن برگ و عملکرد خشک کلاله (7/1 گرم در مترمربع) در شرایط دور آبیاری با فواصل 20 روز، تلقیح با G.mossea و کاربرد اسید هیومیک و کمترین آنها در دور آبیاری با فواصل 40 روز، عدم تلقیح میکوریزایی و عدم کاربرد اسید هیومیک حاصل شد. بیشترین تعداد بنههای دختری (61/5 بنه در بوته) و تعداد جوانه (6/14 جوانه در هر بنه) در شرایط مصرف توام G.mossea و اسید هیومیک در دور آبیاری 20 روز بهدست آمد. در تمامی تیمارهای آزمایشی بیشترین توزیع بنههای دختری در گروه وزنی کمتر از 4 گرم بود. بیشترین تعداد بنههای دختری درشت با وزن 8 تا 12 گرم در دور آبیاری 20 روز همراه با کاربرد اسید هیومیک و تلقیح توسط G.mossea مشاهده شد، هر چند که در تیمار فوق بیشترین تعداد بنههای ریز نیز ثبت گردید. در مجموع، کاربرد اسید هیومیک و تلقیح میکوریزایی باعث افزایش نسبی وزن برگ و عملکرد خشک کلاله و افزایش وزن و تعداد بنههای دختری در دور آبیاری 20 روز گردید.
