با همکاری انجمن علمی گیاهان دارویی ایران
نویسنده = زعفریان، فائزه
کشاورزی و علوم پایه

تاثیر گیاهان پوششی بر رشد علف‌های‌ هرز و عملکرد بنه زعفران (Crocus sativus L.) در شهرستان نکا

دوره 12، شماره 1، 1403، صفحه 41-54

https://doi.org/10.22048/jsat.2024.420827.1511

امیر محمد زرگریان، فائزه زعفریان، عباس جلالی، وحید اکبرپور

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر انواع گیاهان پوششی بر تراکم و زیست توده علف‌های هرز مزرعه زعفران به صورت طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار واقع در شهرستان نکا در سال 1401 اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی اعمال شده در مزرعه زعفران شامل: کشت گیاهان پوششی شبدر ایرانی (Trifolium resupinatum)، جو (Hordeum vulgare)، شنبلیله (Trigonella foenum – graecum L.) و کلزا (Brassica napus)، تیمار عدم وجین و بدون کشت گیاه پوششی (شاهد اول) و وجین علف‌های هرز و بدون کشت گیاه پوششی (شاهد دوم) بودند. صفات تراکم و زیست توده علف‌های هرز پهن‌برگ و باریک‌برگ، تراکم علف هرز غالب در مزرعه و شاخص تنوع گونه‌ای شانون وینر و همچنین اندازه‌گیری صفات مربوط به عمکرد بنه زعفران شامل تعداد بنه دختری، عملکرد کل بنه دختری، متوسط وزن بنه دختری، متوسط قطر بنه و عملکرد بنه در گروه‌های وزنی مختلف در واحد متر مربع بود. نتایج نشان داد که با کشت گیاه پوششی جو، کمترین تراکم و زیست توده علف هرز مشاهده شد؛ بطوری که کشت آن به ترتیب موجب کاهش 96 و 88 درصدی زیست توده علف هرز پهن‌برگ و باریک‌برگ شد. علاوه ‌براین، در بین گیاهان پوششی، بیشترین تنوع گونه‌ای علف هرز مربوط به کلزا و کمترین تنوع مربوط به جو به ترتیب برابر با 93/0 و 43/0 می‌باشد. با مقایسه گیاهان پوششی بیشترین عملکرد کل بنه دختری مربوط به کلزا، شبدر، شنبلیله و سپس جو به ترتیب معادل 9/1273، 1243، 8/1234 و 2/1175 گرم در متر مربع بود و بیشترین عملکرد کل بنه، متوسط وزن بنه و عملکرد بنه بالای 8 گرم با کشت گیاه پوششی کلزا بدست آمد که نسبت به شاهد بدون وجین به ترتیب معادل 6، 79 و 14 درصد افزایش نشان داد. بطور کلی، هرچند که با اعمال وجین علف هرز شاخص‌های عملکرد بنه زعفران در این تیمار نسبت به سایر تیمارها برتری داشت، اما این نکته را باید مد نظر داشت که با کشت گیاهان پوششی ضمن پایداری و حاصلخیزی نظام تولید در درازمدت، مزیت اقتصادی بالاتری را در نهایت برای کشاورز به همراه دارد.

کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی قابلیت گل‌آوری بنه‌های زعفران (Crocus sativus L.) تحت شرایط مزرعه‌ای و کنترل‌شده در منطقه دشت ساری

دوره 11، شماره 3، 1402، صفحه 227-241

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.405842.1494

فائزه زعفریان، عباس جلالی، حامد کاوه، فاطمه دلاورنیا

چکیده پژوهش حاضر به‌منظور دستیابی به بهترین شیوه کاشت و حصول حداکثر عملکرد گل و کلاله زعفران (Crocus sativus L.) در دشت ساری طی دو مرحله انجام شد. مرحله اول در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در طی سال‌های 1401-1400 به‌صورت کرت‌های خرد شده و در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل عمق زهکش (جوی) 15، 30 و 45 سانتی‌متر در کرت‌های اصلی و سه فاصله زهکش (عرض پشته) 50، 100 و 150 سانتی‌متر در کرت‌های فرعی بود. در مرحله دوم نگهداری بنه­های تولید شده به‌مدت 3 ماه در محیط انکوباسیون و سپس انتقال بنه­ها به دو محیط متفاوت هواکشت و مزرعه جهت ارزیابی عملکرد گل و کلاله زعفران صورت گرفت. صفات اندازه­گیری شده شامل تعداد گل تولید شده، متوسط وزن گل و وزن کلاله خشک در شرایط مزرعه و هواکشت و همچنین میزان سافرانال، پیکروکروسین و کروسین در شرایط هواکشت بود. ارزیابی صفات زایشی زعفران در شرایط هواکشت نشان داد که با افزایش عمق زهکش و کاهش فاصله زهکش صفاتی مانند تعداد گل، وزن گل و وزن خشک کلاله افزایش یافت؛ به‌طوری‌که‌ تیمار عمق زهکش 30 سانتی‌متر با فاصله زهکش 100 سانتی‌متر بالاترین مقادیر و افزایشی معادل 41، 40 و 45 درصد نسبت به میانگین مقادیر در کمترین عمق زهکش را نشان داد. البته اختلاف معنی­داری با تیمار عمق زهکش 45 سانتی­متر و فاصله زهکش 100 سانتی­متر وجود نداشت. علاوه ‌براین، نتایج نشان داد که با افزایش عمق زهکش و همچنین افزایش فاصله زهکش میزان پیکروکروسین کاهش یافت و همچنین اختلاف معنی­داری بین تیمارهای مختلف برای میزان کروسین مشاهده نشد. مقایسه صفات زایشی گیاه در دو شرایط هواکشت و مزرعه نشان داد که تعداد گل، وزن­تر گل و وزن خشک کلاله در شرایط مزرعه نسبت ‌به هواکشت به‌ترتیب معادل 21، 20 و 12 درصد کاهش یافت. به‌طور کلی، نتایج حاکی از آن بود که جهت دستیابی به بالاترین تولید زعفران در اراضی ساحلی، تکثیر بنه در مزرعه و در بسترهایی با عمق و فاصله زهکش به‌ترتیب 30 و 100 سانتی‌متری و سپس گل­گیری بنه­های تولیدی در شرایط هواکشت می­تواند شیوه اقتصادی مناسبی برای کشت یکساله زعفران در منطقه دشت ساری باشد.

کشاورزی و علوم پایه

تغییرات برخی از شاخص‌های رشدی و عملکرد زعفران (Crocus sativus L.) در ارتفاعات مختلف از سطح دریا

دوره 10، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 195-214

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.340439.1460

عباس جلالی، فائزه زعفریان، بنیامین ترابی، رحمت عباسی

چکیده زعفران در بسیاری از مناطق جهان با اقلیم‌های مختلف کشت می‌شود. اما بهترین اقلیم برای رشد آن آب و هوای مدیترانه‌ای با تابستان خشک می‌باشد. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی برخی شاخص‌های رشد زعفران در سال 99-1398 در چهار منطقه با ارتفاع متفاوت از سطح دریا در شهرستان ساری انجام شد. این مناطق شامل دشت ساری (هم‌تراز با سطح دریا)، سرکت (350 متر بالاتر از سطح دریا)، رسکت (900 متر بالاتر از سطح دریا) و مرگاو (1350 متر بالاتر از سطح دریا) می باشد. آزمایش حاضر در هر منطقه در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمار آزمایش شامل اندازه بنه در سه گروه وزنی ریز (2±4 گرم)، متوسط (2±10 گرم) و درشت (2±15 گرم) و صفات اندازه‌گیری شده شامل شاخص سطح برگ، ماده خشک تجمعی، سرعت رشد، سرعت نسبی رشد و عملکرد زعفران بود. نتایج نشان داد که روند توسعه سطح برگ زعفران در تمامی مناطق تحت مطالعه روندی غیرخطی داشته و از تابعی لجستیک-پیک پیروی می‌کند. بر اساس نتایج، تفاوت قابل توجهی بین روند توسعه سطح برگ در میان اندازه‌های مختلف بنه مادری در همه مناطق مشاهده شد و روند تغییرات شاخص سطح برگ طی فصل رشد برای بنه درشت‌تر نسبت به بنه‌های ریزتر از میزان بالاتری برخوردار بود. روند تغییرات تجمع ماده خشک نیز در تمامی مناطق مورد آزمایش از یک روند سیگموئیدی برخوردار بود. ینه درشت میزان تجمع ماده خشک بالاتری در طی فصل رشد نشان داد. اگر چه روند تغییرات سرعت رشد زعفران در مناطق با ارتفاع بالاتر از سطح پایین‌تری برخوردار بود؛ اما میزان نوسان سرعت رشد و یا بعبارتی اختلاف بین حداقل و حداکثر سرعت رشد طی فصل در دو منطقه مرتفع‌تر نسبت به مناطق پست‌تر کمتر بود. روند رشد زعفران در چهار منطقه نشان داد که در مناطق با ارتفاع بیشتر از سطح دریا طول فصل رشد بیشتر می‌شود و بدنبال رشد رویشی بیشتر و تخصیص ماده خشک بیشتر به اندام ذخیره‌ای، بنه بزرگتری تولید و پتانسیل افزایش عملکرد گل و کلاله خشک زعفران در سال بعد افزایش می‌یابد.