ارزیابی کاربرد کود بیولوژیک فولزایم پلاس اسپی و اسید آمینه آمینوفول بر برخی صفات رویشی و زایشی زعفران
دوره 12، شماره 3، 1403، صفحه 305-326
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.465316.1534
مینا غلامپور، حسین صادقی، وحید اکبرپور
چکیده عملکرد و گلدهی گیاه زعفران به عوامل متعددی از جمله اندازه بنهها بستگی دارد. تولید بنههای دختری و عملکرد گل به اندازه بنههای مادری بستگی دارد. بنههای بزرگ تعداد بنه دختری و گل بیشتری در واحد سطح تولید میکنند. در این پژوهش تأثیر تغذیه اسیدآمینه آمینوفول و کود بیولوژیک فولزایم پلاس اسپی بهطور همزمان بر اندازه بنهها و عملکرد کلالهها مورد مطالعه قرار گرفت. این پژوهش در سال زراعی 98-1397 در شهر فریم واقع در 65 کیلومتری جنوب شهرستان ساری با ارتفاع 818 متری از سطح دریا به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با نه تیمار و سه تکرار انجام شد. در این پژوهش، بنههای زعفران از توده تربت جام تهیه شد. تیمارهای آزمایشی عبارتند از: محرک زیستی اسیدآمینه آمینوفول (صفر، 125 و 250 میلیلیتر در لیتر) و کود بیولوژیک فولزایم پلاس اسپی (صفر، 5/2 و پنج گرم در لیتر). نتایج نشان داده است که برهمکنش محلولپاشی آمینوفول و کاربرد فولزایم پلاس اسپی بر وزن تر برگ در سطح احتمال یک درصد و بر تعداد برگ، وزن خشک برگ، وزن تر بنه دختری، قطر بنه دختری، وزن تر گل و گلبرگ در سطح احتمال پنج درصد معنیدار شد. بیشترین تعداد برگ در بوته، وزن تر برگ در بوته، وزن خشک برگ در بوته با کاربرد همزمان کود بیولوژیک فولزایم پلاس اسپی و محرک زیستی آمینوفول (A2F2) به دست آمد. برهمکنش کود بیولوژیک فولزایم پلاس اسپی و محرک زیستی آمینوفول (A2F1) بیشترین وزن تر بنه دختری و قطر بنه دختری را نشان داد، به طوری که صفات وزن تر بنه دختری و قطر بنه دختری به ترتیب افزایش 71/57 درصدی و 56/22 درصدی نسبت به شاهد داشت. بیشترین وزن تر گل و وزن تر گلبرگ با کاربرد همزمان کود بیولوژیک فولزایم پلاس اسپی و محرک زیستی آمینوفول (A2F1) حاصل شد. کاربرد کودهای زیستی و بیولوژیک بر صفات مورفولوژیکی برگ و بنه زعفران اثرات مثبت و افزاینده داشت و سبب توسعه اندام فتوسنتزکننده و افزایش رشد بنههای دختری شد به گونهای که کاربرد توأم این دو ترکیب سبب تولید بنههای دختری با وزن بیش از 20 گرم شد.
تاثیر گیاهان پوششی بر رشد علفهای هرز و عملکرد بنه زعفران (Crocus sativus L.) در شهرستان نکا
دوره 12، شماره 1، 1403، صفحه 41-54
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.420827.1511
امیر محمد زرگریان، فائزه زعفریان، عباس جلالی، وحید اکبرپور
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر انواع گیاهان پوششی بر تراکم و زیست توده علفهای هرز مزرعه زعفران به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار واقع در شهرستان نکا در سال 1401 اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی اعمال شده در مزرعه زعفران شامل: کشت گیاهان پوششی شبدر ایرانی (Trifolium resupinatum)، جو (Hordeum vulgare)، شنبلیله (Trigonella foenum – graecum L.) و کلزا (Brassica napus)، تیمار عدم وجین و بدون کشت گیاه پوششی (شاهد اول) و وجین علفهای هرز و بدون کشت گیاه پوششی (شاهد دوم) بودند. صفات تراکم و زیست توده علفهای هرز پهنبرگ و باریکبرگ، تراکم علف هرز غالب در مزرعه و شاخص تنوع گونهای شانون وینر و همچنین اندازهگیری صفات مربوط به عمکرد بنه زعفران شامل تعداد بنه دختری، عملکرد کل بنه دختری، متوسط وزن بنه دختری، متوسط قطر بنه و عملکرد بنه در گروههای وزنی مختلف در واحد متر مربع بود. نتایج نشان داد که با کشت گیاه پوششی جو، کمترین تراکم و زیست توده علف هرز مشاهده شد؛ بطوری که کشت آن به ترتیب موجب کاهش 96 و 88 درصدی زیست توده علف هرز پهنبرگ و باریکبرگ شد. علاوه براین، در بین گیاهان پوششی، بیشترین تنوع گونهای علف هرز مربوط به کلزا و کمترین تنوع مربوط به جو به ترتیب برابر با 93/0 و 43/0 میباشد. با مقایسه گیاهان پوششی بیشترین عملکرد کل بنه دختری مربوط به کلزا، شبدر، شنبلیله و سپس جو به ترتیب معادل 9/1273، 1243، 8/1234 و 2/1175 گرم در متر مربع بود و بیشترین عملکرد کل بنه، متوسط وزن بنه و عملکرد بنه بالای 8 گرم با کشت گیاه پوششی کلزا بدست آمد که نسبت به شاهد بدون وجین به ترتیب معادل 6، 79 و 14 درصد افزایش نشان داد. بطور کلی، هرچند که با اعمال وجین علف هرز شاخصهای عملکرد بنه زعفران در این تیمار نسبت به سایر تیمارها برتری داشت، اما این نکته را باید مد نظر داشت که با کشت گیاهان پوششی ضمن پایداری و حاصلخیزی نظام تولید در درازمدت، مزیت اقتصادی بالاتری را در نهایت برای کشاورز به همراه دارد.
