با همکاری انجمن علمی گیاهان دارویی ایران
نویسنده = حمید رضا فلاحی
کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی اثرات مصرف هیومیک اسید و تلقیح میکوریزایی بر گلدهی و کیفیت کلالة زعفران تحت دو رژیم آبیاری

دوره 13، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 265-276

https://doi.org/10.22048/jsat.2026.562450.1580

امین الله عباسی، محمد گلوی، محمود رمرودی، حمیدرضا فلاحی

چکیده مصرف نهاده­های زیستی یکی از موارد مهم مدیریتی در زمینه تولید پایدار گیاهان دارویی است. در این پژوهش اثرات مصرف هیومیک اسید و تلقیح میکوریزایی به همراه دو رژیم آبیاری بر رشد زایشی و کیفیت کلاله زعفران (Crocus sativus L.) مورد ارزیابی قرار گرفت. تحقیق در قالب اسپلیت-اسپلیت پلات بر پایة طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فواصل آبیاری (20 و 40 روز یکبار) به­عنوان عامل اصلی، هیومیک اسید (صفر و پنج کیلوگرم در هکتار) به عنوان عامل فرعی و تلقیح میکوریزایی (عدم تلقیح، Glomus mossea و G. intraradices) به­عنوان عامل فرعی-فرعی لحاظ شدند. صفات مورد مطالعه شامل تعداد گل، سرعت گلدهی، عملکرد گل، عملکرد گلبرگ، عملکرد خامه، عملکرد کلاله و شاخص­های ارزیابی کیفیت کلاله شامل محتوای کروسین، پیکروکروسین و سافرانال بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر سه­گانه عوامل آزمایشی بر روی تمامی شاخص­های مورد مطالعه معنی­دار بود. استفاده از فواصل آبیاری کوتاه­تر (20 روز) همراه با کاربرد هیومیک اسید و تلقیح توسط G. mossea به طور معنی­داری باعث افزایش عملکرد گل تر (63/79 گرم بر مترمربع)، کلاله خشک (88/0 گرم بر مترمربع)، خامه خشک (22/0 گرم بر مترمربع) و گلبرگ خشک (88/9 گرم بر مترمربع) شد. بیشترین محتوای کروسین (5/274 بر مبنای جذب محلول آبی یک درصد در طول موج 440 نانومتر) در تیمار فواصل آبیاری 40 روز همراه با مصرف هیومیک اسید و تلقیح با میکوریزای گونة G. mossea بدست آمد، در حالی­که بیشترین مقادیر سافرانال (80/35 بر مبنای جذب محلول آبی یک درصد در طول موج 330 نانومتر) و پیکروکروسین (5/124 بر مبنای جذب محلول آبی یک درصد در طول موج 257 نانومتر) در تیمار فواصل آبیاری 20 روز همراه با کاربرد هیومیک اسید و تلقیح با G. mossea حاصل شد. همچنین، فواصل آبیاری طولانی­تر (40 روز) بدون کاربرد هیومیک اسید و میکوریزا، منجر به تولید کمترین مقادیر کروسین و سافرانال شد. در مجموع، مصرف تلفیقی هیومیک اسید با میکوریزای گونة G. mossea در شرایط آبیاری بیشتر منجر به بهبود کمیت و کیفیت زعفران شد. همچنین نتایج نشان داد اگرچه مصرف نهاده­های زیستی در زراعت زعفران سودمند است، ولی نتایج حاصل از اثرات کاربرد منفرد و تلفیقی این نهاده­ها می­تواند متفاوت باشد. از طرفی دیگر، اثر متقابل دو یا چند نهادة زیستی بسته به عواملی مانند میزان فراهمی آب و گونة میکوریزا می­تواند متغیر باشد.

کشاورزی و علوم پایه

مطالعه عملکرد زراعی و سودآوری اقتصادی کشت مخلوط زیره سبز و زعفران تحت شرایط اقلیمی منطقه قهستان خراسان جنوبی

دوره 13، شماره 1، بهار 1404، صفحه 43-58

https://doi.org/10.22048/jsat.2025.483002.1552

عباس قربانی، سهراب محمودی، سید وحید اسلامی، حمیدرضا فلاحی

چکیده این تحقیق به منظور بررسی جنبه‌های زراعی و اقتصادی کشت مخلوط افزایشی زیره سبز و زعفران در منطقه قهستان استان خراسان جنوبی و در مزرعه تحقیقاتی زیر نظر دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در سال زراعی ۱۴۰۲- ۱۴۰۱ انجام گرفت. به منظور ارزیابی عملکرد زعفران در کشت مخلوط با زیره سبز، آزمایشی به صورت طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در داخل مزرعه زعفران سه ساله کاملا یکنواخت انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل تراکم‌های مختلف کشت مخلوط افزایشی زیره سبز در زعفران، شامل صفر، ۳۰، ۶۰ و ۱۲۰ بوته در مترمربع (به ترتیب معادل صفر، ۲۵، ۵۰ و ۱۰۰ درصد تراکم مطلوب آن) بود. نتایج این پژوهش نشان داد که شاخص LER در تمامی تیمارهای مورد آزمایش، بالاتر از یک بود. مطابق نتایج، بیشترین عملکرد کلاله زعفران در تیمار مخلوط با ۶۰ بوته زیره سبز در مترمربع به میزان ۴۱/۰ کیلوگرم در هکتار حاصل شد. بیشترین میزان شاخص برابری زمین، ۹۴/۱ و ۹۲/۱ به ترتیب در تیمار ۳۰ و ۶۰ بوته زیره سبز در مترمربع به‌دست آمد. مجموع ارزش نسبی (RVT) نیز در تمامی نسبت‌های کشت، بیشتر از یک بود. بیشترین مقدار شاخص سودمندی اقتصادی(IA) به میزان ۰۷۴/۰ نیز در تیمار مخلوط زعفران با ۶۰ بوته زیره سبز در مترمربع، حاصل شد. از این رو، نسبت‌های کشت مخلوط افزایشی زیره سبز در مزارع زعفران به ویژه تراکم 60 بوته زیره سبز در مترمربع، ضمن عدم تأثیر معنی‌دار بر عملکرد زعفران، به جهت استفاده بهتر از زمین و سودمندی اقتصادی، به کشاورزان این منطقه توصیه می‌گردد.

کشاورزی و علوم پایه

مطالعه شاخص‌های رشد و روند تسهیم مواد فتوسنتزی زعفران تحت تأثیر وزن بنه و میزان مصرف نهاده‌های زراعی

دوره 12، شماره 3، 1403، صفحه 229-260

https://doi.org/10.22048/jsat.2024.466517.1536

حمیدرضا فلاحی، مهسا اقحوانی شجری، حسین صحابی، حسن فیضی

چکیده ارزیابی روند تسهیم مواد فتوسنتزی در طی فصل رشد زعفران می­تواند منجر به شناسایی دوره­های کلیدی رشد گیاه شود. با اعمال مدیریت زراعی متناسب با دورة رشد، می­توان به بهبود رشد بنه و در نهایت افزایش گلدهی زعفران کمک نمود. در این تحقیق روند تسهیم مواد فتوسنتزی بین اندام­های مختلف زعفران تحت تأثیر وزن بنه مادری (کمتر از 4 ، 4 تا 8 و 8 تا 12 گرم) و مدیریت تلفیقی و زمان­بندی شدة نهاده­های زراعی (کم­نهاده و پُرنهاده)، بصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار  در سال زراعی  96-1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی سرایان (دانشگاه بیرجند) بررسی شد. حداکثر وزن ریشه در ابتدای بهمن­ماه (70 روز پس از اولین آبیاری پاییزه) و حداکثر وزن برگ در 10 اسفندماه مشاهده شد و پس از آن کاهش یافت، اما پس از این تاریخ سرعت رشد بنه افزایش یافت و در یک­ماه پایانی فصل رشد (نیمه فروردین- نیمه اردیبهشت ماه سال 1396) به حداکثر مقدار خود رسید. در تمامی تیمارها بخش عمدة ذخایر بنة مادری در 100 روز اول پس از اولین آبیاری پاییزه مصادف با اواخر دی­ماه مصرف شد. تولید بنه­های دختری و وزن کل آن­ها، 140 روز پس از اولین آبیاری پاییزه تسریع شد و حداکثر مقدار آن (به­ترتیب 655 عدد و 4148 گرم در مترمربع) در انتهای فصل رشد، در شرایط کاشت بنه­های درشت + نظام پرنهاده حاصل شد. بیشترین مقدار متوسط وزن هر بنه دختری (8/7 گرم) در انتهای فصل رشد، در شرایط کاشت بنه­های مادری درشت + نظام کم­نهاده حاصل شد؛ در حالی­که در شرایط کاشت بنه­های مادری ریز استفاده از نظام پرنهاده موجب افزایش متوسط وزن بنه شد. در تمامی تیمارها،  بیشترین سرعت رشد بنه در یک­ماه آخر فصل رشد (تقریبا 170 روز پس از اولین آبیاری پاییزه) مشاهده شد. وزن کل گیاه بطور معنی­داری وابسته به وزن بنه­های مادری بود، در حالی­که در هر سه گروه وزنی بنه­های مادری بین دو سطح مصرف نهاده تفاوت معنی­داری مشاهده نشد. بیشترین سرعت رشد گیاه (CGR) در ماه پایانی رشد گیاه و حداکثر میزان آن (3/74 گرم بر مترمربع بر روز) در تیمار کاشت بنه­های درشت + نظام پرنهاده حاصل شد. سرعت رشد نسبی گیاه (RGR) در فواصل روزهای 100 تا 140 و 180 تا 200 روز پس از اولین آبیاری پاییزه افزایش یافت. طول دوره فعال پرشدن بنه­ها در بین تیمارها تفاوت معنی­داری نداشت و حدود 45 روز بود. در انتهای فصل رشد، بیشترین و کمترین میزان انتقال مجدد مواد فتوسنتزی از برگ­ها به بنه­های دختری (به­ترتیب 1016 و 220 کیلوگرم در هکتار) به ترتیب در تیمارهای کاشت بنه­های درشت + نظام پرنهاده و کاشت بنه­های ریز + نظام پرنهاده مشاهده شد. حداکثر کارایی انتقال مجدد (2/56 درصد) در تیمار کاشت بنه­های 4 تا 8 گرم و اعمال نظام پرنهاده بدست آمد. بر اساس نتایج این تحقیق، ماه پایانی رشد زعفران از نظر افزایش وزن بنه­های دختری و بهبود سرعت رشد بنه، به­عنوان کلیدی­ترین دوره شناسایی شد.

کشاورزی و علوم پایه

پاسخ رشدی بنه های دختری زعفران به شرایط نگهداری بنه مادری در طی دوره رکود تابستانه

دوره 11، شماره 4، 1402، صفحه 345-370

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.406637.1495

سجاد مرادی مقدم، حمیدرضا فلاحی، محمدعلی بهدانی، سهراب محمودی

چکیده شرایط نگهداری بنة مادری زعفران در طی دورة رکود تابستانه، شامل مراحل خواب حقیقی و خواب ظاهری، رشد رویشی و فرایند تولید بنه­های دختری را تحت تأثیر قرار می­دهد و از این­رو انجام مطالعات علمی در این زمینه ضروری است. در این راستا، آزمایشی مزرعه­ای در قالب طرح  بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 99-1398 در شهرستان قاینات اجرا شد. تیمارهای آزمایش عبارت بودند از: 1- کشت بنه­ها در 15 خرداد­ماه و استقرار در دمای محیط، 2- کشت بنه­ها در 15 خرداد­ماه + مصرف بقایای گیاهی، 3- کشت بنه­ها در 15 خرداد­ماه + انجام آبیاری تابستانه،  4- نگهداری بنه­ها در محیط آزاد (سایه و دمای 30 تا 32 درجة سانتی­گراد) به مدت سه ماه و کشت آن­ها در 15 شهریور، 5- نگهداری بنه­ها در انکوباتور (دمای ثابت 25 درجه سانتی­گراد و محیط تاریک) به مدت سه ماه و کشت آن­ها در 15 شهریورماه، 6- نگهداری بنه­ها در انکوباتور (با دمای متغیر 20، 25 و مجدد 20 درجة سانتی­گراد و به مدت یک ماه در هر دما) و کشت آنها در 15 شهریورماه و 7- نگهداری تلفیقی بنه­ها در محیط آزاد (دو ماه از 15 خرداد تا 15 مرداد) و انکوباتور (یک ماه در دمای 25 درجه سانتی­گراد از 15 مرداد تا 15 شهریور) و کشت آنها در  15 شهریورماه. صفات مورد مطالعه شامل طول، تعداد و وزن برگ، تعداد و وزن کل بنه­های دختری، وزن بنه­ دختری اصلی، متوسط وزن بنه­ و نیز تعداد و عملکرد بنه­های دختری در گروه­های وزنی مختلف بودند. نتایج نشان داد که تیمار کشت گیاه در 15 خرداد همراه با مصرف بقایای گیاهی بیشترین مقادیر طول و تعداد برگ (به ترتیب 35 سانتی­متر و 9 عدد در بنه) را سبب گردید. انکوباسیون بنه­ها در دمای متغیر و سپس کشت آنها در شهریور منجر به افزایش معنی­دار وزن کل بنه­های دختری شد، در حالی که  انکوباسیون در دمای ثابت و کشت در شهریورماه بیشترین اثر را بر تعداد بنه در واحد سطح داشت (2022 عدد در متر مربع). بیشترین و کمترین مقدار متوسط وزن هر بنة دختری به­ترتیب در تیمارهای کشت در خرداد + مصرف بقایای گیاهی (23/7 گرم) و انکوباسیون در دمای ثابت (22/2 گرم) + کشت در شهریور حاصل شد؛ که در مقایسه با متوسط وزن بنه­های مادری کشت شده (15 گرم) کاهش یافت. تیمار کاشت در خرداد + مصرف بقایای گیاهی باعث کاهش تعداد بنه­های ریز با وزن کمتر از 6 گرم و افزایش تعداد بنه­های دختری در گروه­های وزنی 9 تا 12 و 12 تا 15 گرم شد. نگهداری بنه­های مادری در دمای متغیر انکوباتور + کشت در شهریور منجر به افزایش تعداد و عملکرد بنه­های دختری با وزن بیش از 15 گرم شد. در مجموع، تیمارهای کاشت بنه در خرداد همراه با مصرف بقایای گیاهی و نگهداری بنه­های مادری در دمای متغیر انکوباتور و سپس کاشت آنها در شهریور که به­ترتیب 66  و 61 درصد از عملکرد بنه­های دختری تولید شده در آن­ها در گروه­های وزنی بیش از 9 گرم قرار گرفتند، به عنوان تیمارهای برتر از نظر بهبود رشد بنه­های دختری زعفران شناسایی و معرفی شدند.

کشاورزی و علوم پایه

اثر محلول پاشی عصاره جلبک دریایی و برخی عناصر غذایی بر گلدهی و محتوای آپوکارتنوئیدهای کلاله زعفران

دوره 11، شماره 4، 1402، صفحه 371-391

https://doi.org/10.22048/jsat.2024.410290.1500

سید محمد موسوی پور، حسن فیضی، حسین صحابی، حمیدرضا فلاحی

چکیده با توجه به اهمیت و نقش عناصر غذایی و عصاره جلبک دریایی در بهبود عملکرد زعفران و با هدف افزایش عملکرد کلاله زعفران با استفاده از کاربرد عناصر کم مصرف و پرمصرفی نظیر کلسیم، منیزیم، آهن و منگنز، آزمایشی جهت بررسی اثر محلول­پاشی جلبک دریایی و برخی عناصر غذایی بر صفات کمی و کیفی زعفران (Crocus sativus L.) انجام شد. این تحقیق به­صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار در شهرستان نیشابور در سال 1401-1400 اجرا شد. فاکتور اول عصاره جلبک دریایی (صفر و دو لیتر در هکتار) و فاکتور دوم محلول­پاشی عناصر غذایی شامل عدم محلول­پاشی به عنوان تیمار شاهد، دفندر عناصر آهن با غلظت 5/1 (حاوی آهن، نیتروژن و اسید آمینه)، روی با غلظت 1، بُر با غلظت 5/1 (حاوی بُر و اسید آمینه)، منگنز با غلظت 2 (حاوی منگنز، روی و گوگرد)، منیزیوم با غلظت 2 و کلسیم با غلظت 2 لیتر در هکتار (حاوی کلسیم و نیتروژن) بودند. مصرف تمامی عناصر غذایی در مقایسه با عدم مصرف آن­ها و نیز مصرف عصارة جلبک در مقایسه با عدم کاربرد آن موجب افزایش معنی­دار عملکرد گل و کلاله شد. بر اساس نتایج اثر متقابل فاکتورهای آزمایشی، بیشترین تعداد گل (8/68 عدد در مترمربع) در تیمار مصرف همزمان منگنز و عصارة جلبک، بالاترین عملکرد گل (5/33 گرم در مترمربع) در شرایط مصرف همزمان جلبک و بُر و بیشترین عملکرد کلاله خشک (48/0 گرم در مترمربع) از کاربرد همزمان منیزیم و عصارة جلبک به دست آمد که به­ترتیب 8/63، 7/16 و 0/17 درصد بیشتر از تیمار شاهد (عدم مصرف عصارة جلبک و ریزمغذی) بود. در شرایط عدم مصرف عناصر غذایی، کاربرد منفرد عصاره جلبک موجب افزایش معنی­دار محتوای پیکروکروسن به میزان 9/15، کروسین به میزان 5/9 و سافرانال به میزان 6/10 درصد شد. مصرف همزمان کلسیم با جلبک دریایی محتوای پیکروکروسین و کروسین کلاله را افزایش داد، در حالیکه مصرف تلفیقی سایر عناصر غذایی با عصارة جلبک موجب بهبود این صفات نشد. بیشترین و کمترین محتوای سافرانال (به­ترتیب 7/37 و 35/32 میزان جذب در طول موج 330 نانومتر) از تیمارهای مصرف منیزیم بدون عصارة جلبک و شاهد (عدم مصرف جلبک و عناصر غذایی)  به دست آمد. در مجموع اگرچه کاربرد همه عناصر مورد مطالعه در کنار جلبک دریایی نسبت به شاهد باعث بهبود عملکرد شدند ولی به منظور افزایش عملکرد کلاله پیشنهاد می شود از عنصر منیزیم به همراه جلبک دریایی و به منظور بهبود کیفیت زعفران از عصاره جلبک دریایی استفاده شود.

کشاورزی و علوم پایه

تحلیل و توصیف مهم‌ترین عوامل زراعی مؤثر بر خلاء عملکرد مزارع زعفران

دوره 11، شماره 1، 1402، صفحه 23-51

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.359357.1468

حمید رضا فلاحی، علیجان سالاریان

چکیده این پژوهش توصیفی به‌صورت مصاحبه و تکمیل پرسشنامه (125 عدد) در بین کشاورزان زعفران‌کار شهرستان تربت‌حیدریه در سال 1399-1400 انجام گرفت. هدف از اجرای این تحقیق توصیف مهم‌ترین دلایل بالا بودن خلاء عملکرد مزارع زعفران از طریق مقایسه مهم‌ترین عملیات زراعی مرتبط با زراعت این گیاه در بین سه گروه از کشاورزان (معمولی، ماهر و پیشرو یا خبره) و نیز مقایسه روش‌های بکارگیری شده توسط کشاورزان با توصیه‌های کارشناسان علم زعفران بود. تقسیم‌بندی کشاورزان در هر یک از سه گروه، بر اساس عملکرد کلاله در ارتباط با سن مزرعه بود. قبل از تحقیق روایی پرسشنامه تأیید شد و پایایی آن نیز با استفاده از روش بازآزمایی تعیین گردید. نتایج نشان داد، هیچکدام از کشاورزان معمولی و ماهر تحصیلات کشاورزی نداشتند، در حالی‌که 15 درصد از کشاورزان پیشرو دارای تحصیلات کشاورزی بودند. میانگین سال‌های تحصیلات کشاورزان معمولی، ماهر و پیشرو به-ترتیب 1/7، 5/7 و 9/10 سال بود. بیشترین تعداد کشاورزان معمولی و ماهر (به‌ترتیب 2/46 و 7/35 درصد) در شهریور و بیشترین تعداد کشاورزان پیشرو (5/37 درصد) در خردادماه کشت زعفران را انجام می‌دهند. میانگین مصرف بنه توسط کشاورزان معمولی، ماهر و پیشرو به‌ترتیب 9/8، 9/8 و 5/10 تن در هکتار و میانگین مقدار توصیه شده توسط کارشناسان 4/10 تن در هکتار بود. تمامی کارشناسان زراعت زعفران روش کشت دانه‌تسبیحی را توصیه نمودند که به‌ترتیب با رویة 30، 1/43 و 4/44 کشاورزان معمولی، ماهرو پیشرو هماهنگی داشت. حداقل وزن بنه توصیه شده توسط کارشناسان کشاورزی 8 گرم بود، که از این نظر 7/18 درصد کشاورزان معمولی، 25 درصد کشاورزان ماهر و 100 درصد کشاورزان پیشرو با این توصیه هماهنگی داشتند. وجین دستی رایج-ترین روش کنترل علف‌های هرز در بین کشاورزان بود و توصیة اکثر کارشناسان مبنی بر حفظ بقایای برگ زعفران به‌عنوان مالچ، توسط بیشتر کشاورزان اعمال نمی‌شود. بیشتر کارشناسان بهره‌برداری از مزرعه به مدت 5 تا 6 سال و بیشتر کشاورزان بهره‌برداری به مدت 7 تا 8 سال را مناسب دانستند. در مجموع، پایین بودن سطح دانش عمومی و زراعی، روش کاشت کپه‌ای، کاشت بنه‌های مادری با وزن کم، تاریخ کاشت نامناسب و بهره‌برداری طولانی‌مدت از مزرعه از جمله مهم‌ترین موارد مدیریت ناصحیح مزارع زعفران خصوصاً توسط کشاورزان معمولی بود.

کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی مدیریت آبیاری و تغذیه ای زعفران در بین گروه های مختلف تولیدکننده در مقایسه با توصیه های کارشناسان

دوره 10، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 390-371

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.357060.1466

حمید رضا فلاحی، علیجان سالاریان

چکیده این تحقیق به صورت پرسشنامه‌ای و نیز با کمک گرفتن از نتایج آنالیز خاک (محتوای مادة آلی، نیتروژن، فسفر و پتاسیم) مزارع زعفران شهرستان تربت‌حیدریه در سال 1400-1399 اجرا شد. در این پژوهش روش‌های مدیریت آبیاری و تغذیه‌ای زعفران در بین سه گروه‌ تولیدکننده (کشاورزان پیشرو یا خبره، کشاورزان ماهر و کشاورزان معمولی) مورد بررسی قرار گرفت و با توصیه‌های کارشناسان علم زعفران مقایسه شد. قرارگیری کشاورزان در سه طبقة مورد اشاره بر اساس عملکرد کلاله در ارتباط با سن مزرعه بود. نتایج نشان داد بیشتر کشاورزان ماهر و پیشرو از روش مدیریت تغذیه تلفیقی مصرف کود آلی با کود شیمیایی استفاده می‌کنند (حدود 65 درصد)، در حالی‌که مصرف منفرد کود شیمیایی در بین کشاورزان معمولی بیشترین فراوانی (5/47 درصد) را داشت. میانگین مصرف کود دامی برای کشاورزان معمولی، ماهر و پیشرو به‌ترتیب 0/5، 3/6 و 7/10 تن در هکتار در سال (کمتر از مقدار 2/19 تن توصیه شده توسط کارشناسان) و میانگین مصرف نیتروژن به‌ترتیب 5/49، 5/56 و 87 کیلوگرم در هکتار در سال (در برابر 3/93 کیلوگرم توصیه شده توسط کارشناسان) بود. مصرف فسفر و خصوصاً پتاسیم در بین کشاورزان چندان متداول نبود. میانگین محتوای ماده آلی مزارع 68/0 درصد، نیتروژن 041/0 درصد، فسفر 1/16 و پتاسیم 292 قسمت در میلیون بود که بیانگر فقر خاک-های زیرکشت زعفران از نظر مادة آلی و تا حدودی نیتروژن می‌باشد. تعداد دفعات مصرف برگی عناصر غذایی برای مزارع کشاورزان معمولی، ماهر و پیشرو به‌ترتیب 23/0، 65/0 و 0/1 نوبت در هر سال و متوسط تعداد دفعات آبیاری به‌ترتیب 2/3، 6/3 و 6/4 نوبت در طی فصل رشد زعفران بود که کمتر از مقادیر توصیه شده توسط متخصصان می‌باشد (به‌ترتیب 55/2 و 8/5 نوبت در سال). آبیاری تابستانه (4/44 درصد از کشاورزان) و نیز روش آبیاری بارانی (8/26 درصد از کشاورزان) در بین کشاورزان پیشرو رواج بیشتری داشت. در مجموع، فقر ماده آلی و کمبود نیتروژن خاک، عدم رعایت تعداد دفعات مناسب محلول‌پاشی برگی و عدم استفاده روش‌های آبیاری نوین از مهمترین ضعف‌های مدیریتی مزارع زعفران بود.

کشاورزی و علوم پایه

اصول استانداردسازی تولید زعفران ارگانیک در ایران

دوره 9، شماره 1، بهار 1400، صفحه 43-79

https://doi.org/10.22048/jsat.2020.236760.1402

حمید رضا فلاحی، محمدعلی بهدانی، پرویز رضوانی مقدم، مجید جامی الاحمدی

چکیده بسیاری از مراحل تولید، فرآوری، تجارت و مصرف زعفران (Crocus sativus L.) در ایران بر مبنای دانش بومی پایه‌ریزی شده و بیشتر تولیدات این گیاه در مزارعِ کوچک با همکاری خانوادگی و با بهره‌گیری از نهاده‌ها و فناوری‌های محلیِ بوم‌سازگار شکل می‌گیرد. بر این اساس بخش قابل توجهی از تولید زعفران در ایران قرابت بالایی با اصول کشاورزی ارگانیک دارد، ولی از نظر قواعد و استانداردهای مربوط به این نظامِ تولیدی، صرفاً به‌عنوان محصول شبه‌ارگانیک تلقی می‌شود. کشاورزی ارگانیک یک نظام جامع تولید است که به جنبه‌های کمی و کیفی تولیدات کشاورزی در تمامی مراحل چرخة تولید از مزرعه تا سفره و نیز به مسایلی مانند عدالت، روابط اجتماعی، سلامت خاک و حقوق تمامی جانداران کوچک و بزرگِ دخیل در فرآیند تولید توجه می‌نماید. بر اساس این تعریف و با در نظر گرفتن اصولِ حاکم بر شیوه‌های تولید زعفران در بوم‌نظام‌های کشاورزی ایران، با ارایة استانداردهای پیشنهادی می‌توان زمینة مناسبی برای هدفمند شدن تولید ارگانیک این گیاه ایجاد نمود که ضمن افزایش درآمد کشاورزان منجر به حفظ و افزایش سهم ایران از بازار جهانی این گیاه دارویی ارزشمند، خواهد شد. در این مقاله، برای هر یک از مراحل چرخة تولید زعفران با کمک‌گیری از نتایج تحقیقات علمیِ مربوط به زعفران و نیز استانداردهای بین‌المللی، منطقه‌ای و ملیِ مرتبط با تولیدات ارگانیک، یکسری اصول کلی، پیشنهادها (توصیه‌ها)، الزامات و تبصره‌ها ارایه شده است. توصیه‌های ارایه شده عمدتاً با هدف افزایش عملکرد کمیِ محصول ارایه شده است، در حالی‌که با رعایت الزاماتِ پیشنهادی می-توان به کیفیت بالاتری از زعفران دست یافت. افزون بر این، مجموعه دستورالعمل‌های پیشنهادی در این مقاله، کمک خواهد نمود تا در کنار حفظ و بهبود کمیت و کیفیت محصول در تمامی مراحل چرخة تولید زعفران، سایر اهداف و قواعد مرتبط با کشاورزی ارگانیک نیز تأمین گردد. در برنامة پیشنهادی کنونی به موضوعات مرتبط با زراعت (تولید و انتخاب بنه، انتخاب و آماده‌سازی زمین، کاشت، تغذیه، آبیاری، کنترل عوامل تنش‌زای زنده و ...)، به‌نژادی، برداشت و پس از برداشت (جابجایی و ذخیره‌سازیِ گل؛ جداسازی، خشک کردن، درجه‌بندی، بسته‌بندی، برچسب‌زنی و ذخیره‌سازیِ کلاله) و نیز مختصری به موضوع فرآوری و مسایل حقوقی مربوط به تولید زعفران ارگانیک توجه شده است.

کشاورزی و علوم پایه

تأثیر سطوح مختلف کود محرک زیستی نوافل و وزن بنه مادری بر رشد رویشی، گلدهی و محتوای کلروفیل زعفران

دوره 7، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 441-455

https://doi.org/10.22048/jsat.2019.133954.1303

سکینه خندان ده ارباب، محمد حسین امینی فرد، حمید رضا فلاحی، حامد کاوه

چکیده به­منظور بررسی اثر وزن بنه مادری و مصرف کود محرک زیستی نوافل بر رشد برگ­ها، محتوای کلروفیل و عملکرد گل و کلاله زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح آماری بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1396- 1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند انجام شد. عوامل آزمایشی شامل کود زیستی نوافل (به­صورت مایع با نام تجاری Novafol و حاوی 28 درصد اسید آمینه، با مقادیر صفر، 2 و 4 لیتر در هکتار به­صورت غوطه­وری بنه و مصرف در آب آبیاری) و وزن بنه مادری (4-1/0، 8-1/4 و12-1/8 گرم به­ترتیب به­عنوان بنه­های ریز، متوسط و درشت) بودند. مصرف کود زیستی نوافل بر صفات تعداد گل، عملکرد گل، عملکرد­ کلاله و محتوای کلروفیل a تأثیر معنی­داری داشت. بیشترین تعداد گل (5/16 عدد در متر­مربع)، عملکرد گل­تر (63/5 گرم در متر­مربع)، عملکرد کلاله خشک (108 میلی­گرم در متر­مربع) و غلظت کلروفیل a (09/1 میلی­گرم در گرم وزن­تر برگ) از تیمار کاربرد 4 لیتر در هکتار و کمترین مقادیر مربوط به صفات تعداد گل (22/14 در متر­مربع)، عملکرد گل (55/4 گرم در متر­مربع)، عملکرد کلاله خشک (85 میلی­گرم در متر­مربع) و کلروفیل a (97/0 میلی­گرم در گرم وزن تر) در شاهد (عدم مصرف کود زیستی نوافل) به دست آمد، اما از حیث صفات مذکور تفاوت آماری معنی­­­­­­داری بین سطوح 2 و 4 لیتر در هکتار کود زیستی نوافل یافت نشد. وزن بنه­های مادری نیز تمامی صفات مورد مطالعه را بطور معنی­داری تحت تأثیر قرار داد. بیشترین مقدار طول کلاله (1/25 میلی­متر)، عملکرد گل (4/10 گرم در مترمربع)، طول برگ (42/31) و متوسط وزن تر و خشک برگ (به ترتیب 29/0 و 083/0 گرم در بوته) از بنه­های درشت (12-1/8 گرم) و کمترین مقدار آن­ها از بنه­های ریز (کمتر از 4 گرم) به­دست آمد. برهم­کنش وزن بنه مادری و مصرف کود محرک زیستی نوافل نیز بر محتوای کلروفیل b و کلروفیل کل و نیز تعداد برگ در بوته معنی­دار شد. بیشترین غلظت کلروفیل b و کلروفیل کل (به ترتیب 77/1 و 95/2 میلی­گرم در گرم وزن تر برگ) و تعداد برگ (58/7 عدد در بوته) از تیمار مصرف 4 لیتر در هکتار کود محرک زیستی نوافل  و بنه­های درشت بدست آمد. در مجموع، استفاده از کود محرک زیستی نوافل به میزان 4 لیتر در هکتار رشد رویشی و زایشی گیاه را بهبود بخشید. کاشت بنه­های مادری درشت نیز نقش مؤثری در افزایش رشد و عملکرد زعفران داشت.

کشاورزی و علوم پایه

تأثیر کود آلی و شیمیایی بر رشد و گلدهی گیاه زعفران در دو رژیم آبیاری

دوره 6، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 147-166

https://doi.org/10.22048/jsat.2017.71511.1207

حمید رضا فلاحی، سهراب محمودی

چکیده برهم­کنش مدیریت آبیاری و تغذیه­ عامل مهمی در رشد بنه و گلدهی زعفران است. در خصوص مدیریت آبیاری زعفران نیز برخی معتقدند که مصرف آب بیش از مقادیر رایج در زراعت این گیاه می­تواند سودمند باشد. بر این اساس، در آزمایشی اثرات رژیم آبیاری [فواصل آبیاری دو و چهار هفته (بدون لحاظ کردن میزان بارندگی) به­ترتیب معادل با مصرف 3600 (تیمار آبیاری رایج در مناطق نیمه­خشک) و 7200 (تیمار پُرآبیاری) مترمکعب در هکتار در طی فصل رشد] و مصرف کودهای آلی (30 تن در هکتار کود گاوی بر اساس نتایج آنالیز خاک) و شیمیایی (220، 150 و 100 کیلوگرم در هکتار به ترتیب از کودهای اوره، سوپر فسفات تریپل و سولفات پتاسیم بر اساس توصیة کودی حاصل از نتایج آنالیز خاک) به همراه تیمار شاهد (عدم مصرف کود) بر برخی شاخص­های فیزیولوژیکی رشد، تولید بنه و گل در این گیاه بررسی شد. این آزمایش به­صورت فاکتوریل بر مبنای طرح بلوک­ کامل تصادفی با سه تکرار در سال­ زراعی 95-1394 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی سرایان وابسته به دانشگاه بیرجند اجرا شد. شاخص­های رشد رویشی در طی چرخة اول رشد گیاه از پاییز 1394 تا اواسط بهار 1395 تعیین شد و صفات مرتبط با گلدهی نیز در پاییز 1395 ارزیابی گردید. زیست­توده کل گیاه در طی اولین فصل رشد روندی افزایشی داشت و در دو ماه پایانی رشد در هر دو رژیم آبیاری در شرایط استفاده از کود آلی قبل از کاشت گیاه، بیش از سایر تیمارها بود. سرعت رشد گیاه در اوایل (90 روز اول رشد)، اواسط (روزهای 90 تا 150 رشد) و اواخر (روزهای 150 تا 180 رشد) دوره رشد زعفران به ترتیب کند (کمتر از 9/3 گرم در مترمربع زمین در روز)، سریع (9/3 تا 12 گرم در مترمربع زمین در روز) و حدواسط (حدود 5/5 گرم در مترمربع زمین در روز) بود و بیشترین مقدار آن با حدود 12 گرم در مترمربع زمین در روز، در شرایط مصرف کود آلی و 145 روز پس از اولین آبیاری پاییزه حاصل شد. نسبت وزن برگ (وزن برگ به وزن کل گیاه شامل برگ، غلاف و بنه) نیز در تمامی تیمارها از حدود دو ماه پس از اولین آبیاری پاییزه تا انتهای فصل رشد روندی کاهشی داشت و در شرایط مصرف منابع تغذیه­ای مقادیر نسبتاً بیشتری را نشان داد. مصرف کود آلی به میزان 15 درصد تعداد بنه و 13 درصد وزن کل بنه­های دختری موجود در هر بوته را نسبت به تیمار عدم مصرف کود افزایش داد. بیشترین متوسط وزن هر بنه با 4/6 گرم در تیمار آبیاری با فواصل دو هفته و مصرف کود آلی حاصل شد. بیشترین تعداد گل (98 گل در مترمربع)، عملکرد گل (3/24 گرم در مترمربع)، عملکرد کلاله + خامه (56/0 گرم در مترمربع) و گلبرگ خشک (7/3 گرم در مترمربع) در تیمار مصرف کود گاوی در دور آبیاری چهار هفته به دست آمد. در تیمارهای بدون کود و مصرف کود آلی، بیشترین عملکرد گل و کلاله در دور آبیاری چهار هفته و در تیمار مصرف کود شیمیایی در دور آبیاری دو هفته مشاهده شد؛ بنابراین، به نظر می­رسد حداقل در سال اول کاشت که تراکم گیاهی و سطح تعرق­کنندة زعفران کم می­باشد، مصرف 3600 مترمکعب آب در هر هکتار در طی فصل رشد همراه با مصرف کود آلی سودمند باشد.

کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی خصوصیات رشدی بنه‌های دختری زعفران تحت تأثیر نظام‌های کشاورزی رایج و ارگانیک

دوره 5، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 133-147

https://doi.org/10.22048/jsat.2016.40887

محمدعلی بهدانی، غلامرضا زمانی، حمید رضا فلاحی، محمدحسن سیاری زهان، علیرضا صمدزاده

چکیده در زراعت زعفران، تولید و استفاده از بنه­های مادریِ دارای وزن مناسب یکی از مهم­ترین عوامل تأثیرگذار بر میزان گلدهی گیاه می­باشد. در همین راستا این تحقیق با هدف بررسی تأثیر نظام­های مختلف کم­نهاده، متوسط نهاده و پرنهادة ارگانیک و رایج بر رشد بنه­های دختری زعفران در طی یک دورة رشد یک­سالة گیاه از مهرماه 1394 تا اردیبهشت ماه سال 1395 در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار به اجرا درآمد. به منظور انطباق تیمارهای آزمایشی با قوانین کشاورزی ارگانیک، طول دورة گذاری معادل با 24 ماه قبل از کاشت در این پژوهش در نظر گرفته شد و در طی آن از مصرف نهاده­های ممنوعه پرهیز شد. بر اساس نتایج تجزیة واریانس اثر تیمارهای آزمایشی بر اکثر صفات مربوط به رشد بنه­های دختری معنی­دار بود. مقایسة میانگین تیمارها نشان داد که میزان تفاوت­ها در درون هر نظام کاشت بسیار ناچیز، ولی مقدار تفاوت بین دو نظام کاشت رایج و ارگانیک قابل توجه بود. وزن کل بنه­های موجود در هر کلون و تعداد جوانه­های گل­دهنده به ازای هر بنه در نظام­های کاشت ارگانیک به‌طور متوسط حدود 40 درصد بیشتر از نظام­های کاشت رایج بود. مقادیر متوسط وزن تک­بنه نیز برای سیستم­های ارگانیک و رایج به ترتیب 75/4 و  54/2 گرم تعیین شد. در نظام کاشت ارگانیک درصد بنه­های دختری با وزن کمتر از 5 گرم کمتر از نظام کاشت رایج بود (70 درصد در مقابل 84 درصد)، در حالی­که در نظام کاشت مذکور درصد بنه­های دختری دارای وزن 5 تا 10 گرم (5/14 در مقابل 13 درصد) و بیش از 10 گرم (16 در مقابل 3 درصد) بیشتر از سیستم کاشت رایج بود. متوسط تعداد جوانة گل دهنده در هر بنه همبستگی معنی­داری با وزن کل بنه­های موجود در هر کلون (**58/0)، میانگین وزن تک بنه (**64/0) و نیز تعداد بنه­های ریز (**57/0-) و درشت (**61/0) موجود در هر کلون نشان داد. بر اساس ضرایب همبستگی، میانگین وزن تک بنه نیز ارتباطی قوی با تعداد بنة موجود در هر کلون (**55/0-)، وزن بنه­های موجود در هر کلون (**73/0) و نیز تعداد بنه­های ریز (**89/0-) و درشت (**81/0) موجود در هر کلون داشت. در مجموع، استفاده از مدیریت ارگانیک در مقایسه با نظام زراعی رایج تأثیر مطلوبی بر بهبود صفات رشدی بنه­های دختری زعفران به خصوص میانگین وزن بنه و تعداد جوانه­های دارای پتانسیل گلدهی اعمال نمود.

کشاورزی و علوم پایه

تأثیر پیش‌تیمار بنة مادری با سطوح مختلف اسید سالیسیلیک و نیترات پتاسیم بر عملکرد گل، بنه و شاخص‌های فلورسانس کلروفیل زعفران

دوره 5، شماره 1، بهار 1396، صفحه 21-35

https://doi.org/10.22048/jsat.2017.38893

مانی جباری، مهدی خیاط، حمید رضا فلاحی، علیرضا صمدزاده

چکیده زعفران یکی از با ارزش­ترین گیاهان دارویی ایران است که در حوزة پراکنش خود تحت تأثیر برخی از تنش­های محیطی می­باشد. بنابراین، مصرف ترکیبات هورمونی و غذایی می­تواند ضمن کاهش آثار سوء تنش، موجبات افزایش رشد و عملکرد گیاه را فراهم سازد. به همین منظور آزمایشی در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با چهار تکرار با هدف بررسی اثر غوطه­وریِ بنه­های مادری زعفران در سطوح مختلف اسید سالیسیلیک (5/0، 1 و 2 میلی مولار) و نیترات پتاسیم (250، 500، 1000 میلی­گرم بر لیتر) به همراه تیمار شاهد (آب مقطر به عنوان سطح صفر برای هر یک از ترکیبات مورد استفاده) روی برخی صفات مرتبط با رشد رویشی و زایشیِ زعفران در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی بیرجند در سال زراعی 1394 اجرا شد. صفات مورد بررسی شامل وزن­تر گل، وزن­تر گلبرگ، وزن­تر کلاله، طول کلاله، طول برگ، وزن و قطر بنة مادری و دختری، میزان کلروفیل کل و فلورسانس کلروفیل (با هدف بررسی تأثیر تیمارهای آزمایشی بر خسارت احتمالیِ ناشی از تنش گرمای تابستانه) بودند. نتایج نشان داد که بیشترین میزان Fv، Fv/Fm،F'v/F'm (به­ترتیب 117، 27/0 و 44/0)، کلروفیل کل (85/0 میکروگرم بر گرم وزن­تر)، وزن­ترگل، وزن­ترگلبرگ، وزن­ترکلاله (به ترتیب 9/36، 1/32 و 2/4 گرم در متر مربع)، طول کلاله و طول برگ (به­ترتیب 6/29 میلی­متر و 7/37 سانتی­متر) در تیمار غوطه­وریِ بنه در محلول 2 میلی­مولار اسید سالیسیلیک و بیشترین میزان F'm به مقدار 434 در سطح 5/0 میلی­مولار اسید سالیسیلیک به دست آمد. تیمار مصرف 1000 میلی­گرم بر لیتر نیترات پتاسیم نیز به ترتیب موجب افزایش 19 و 30 درصدیِ مقادیر قطر و وزن بنه دختری گردید. در مجموع، نتایج این آزمایش نشان داد که غوطه­وری بنه­های مادری زعفران در محلول‌های اسید سالیسیلیک و نیترات پتاسیم موجب بهبود رشد و عملکرد زعفران می­شود.

کشاورزی و علوم پایه

بررسی خصوصیات بنه‌های دختری زعفران (.Crocus sativus L) در پاسخ به تاریخ کاشت، مدیریت آبیاری و کاشت گیاهان همراه

دوره 4، شماره 1، بهار 1395، صفحه 3-18

https://doi.org/10.22048/jsat.2016.11895

علیرضا کوچکی، پرویز رضوانی مقدم، حمید رضا فلاحی، مهسا اقحوانی شجری

چکیده انتخاب و تهیه بنة مناسب از عوامل مهم کسب عملکرد مطلوب در زراعت زعفران می‌باشد. به‌منظور مطالعه اثر برخی فاکتورهای زراعی بر رشد بنه‌های دختری زعفران، آزمایشی در فاصله سال‌های 90-1388 به‌صورت کرت‌های دو بار خردشده بر مبنای طرح پای‌ بلوک‌های کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. فاکتورهای آزمایشی شامل تاریخ کاشت (اول خرداد، اول مرداد و اول مهرماه سال 1388)، مدیریت آبیاری (آبیاری و عدم انجام آبیاری پس از هر تاریخ کاشت و تکرار آن در سال دوم به‌عنوان آبیاری تأخیری بهاره، آبیاری تابستانه و آبیاری زودهنگام پاییزه) و کاربرد گیاهان همراه در مزرعه زعفران [شبدر ایرانی (Trifolium resupinatum)، خلر (Lathyrus sativus) و شاهد] بودند. در پایان چرخة دوم رشد زعفران (بهار سال 1390) نمونه‌برداری از بنه‌های دختری صورت گرفت و پاسخ رشدی آن‌ها به فاکتورهای آزمایشی، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که با تأخیر در کاشت از خرداد به مهرماه، تعداد بنه‌های دختری و تعداد ریشه‌های انقباضی در هر کلون به ترتیب 25 و 33 درصد افزایش یافت. با این وجود، مقادیر وزن کل بنه‌های دختری در هر کلون، تعداد جوانه گل‌دهنده در هر بنه، تعداد کل جوانه‌ها در هر بنه و نیز وزن و قطر هر بنه دختری در تاریخ کاشت خردادماه به ترتیب 21، 70، 40، 32 و 37 درصد بیشتر از تاریخ کاشت مهرماه بود. تیمار آبیاری، موجب افزایش 12 درصدی تعداد بنه‌های دختری و ریشه‌های انقباضی در هر کلون و کاهش 19 درصدی تعداد جوانه گل‌دهنده، کاهش 11 درصدی تعداد کل جوانه‌ها و نیز کاهش 19 درصدی وزن تک بنه و کاهش 8 درصدی قطر هر بنة دختری شد. کاربرد گیاهان همراه نیز بر برخی از خصوصیات زراعی بنه‌های دختری زعفران مانند وزن کل بنه‌های دختری موجود در هر کلون (8 درصد)، نسبت وزن بنه به پوشال (14 درصد)، تعداد جوانه‌ های گل‌دهنده (10 درصد) و وزن متوسط هر بنة دختری (10 درصد) تأثیر مثبت داشت. در مجموع، کاشت بنه‌های زعفران در طول دوره استراحت حقیقی، عدم انجام آبیاری پس از کاشت، پرهیز از آبیاری تابستانه در اول مردادماه و کاربرد گیاهان همراه، متوسط وزن بنه‌های دختری تولیدشده به‌عنوان مهم‌ترین عامل اثرگذار بر عملکرد زعفران را افزایش داد.