اثر نوسانات دما، بارندگی و عوامل مدیریتی بر شاخصهای گلدهی زعفران در استان خراسان رضوی
دوره 13، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 341-365
https://doi.org/10.22048/jsat.2026.566599.1583
رامین اسمی، سرور خرم دل، عاطفه میرزائیان
چکیده این مطالعه بهمنظور بررسی عملکرد گل و کلاله و برخی ویژگیهای کمی زعفران تحت تأثیر عوامل مهم اقلیمی و مدیریت زراعی در 10 شهرستان در استان خراسان رضوی (شامل بجستان، باخرز، بردسکن، گناباد، قوچان، مشهد، مهولات، تایباد، تربتحیدریه و زاوه) بهصورت پرسشنامهای طی دو سال 1401 و 1402 انجام شد. صفات مورد مطالعه شامل زمان تا شروع گلدهی، طول دوره گلدهی، عملکرد گل، عملکرد کلاله و شاخص برداشت کلاله بودند. تجزیه خوشهای برای گروهبندی تیمارها انجام شد. نتایج نشان داد که اثر ساده سن مزرعه، تعداد آبیاری، آبیاری تابستانه، اقلیم و سال و اثر متقابل اقلیم×سال بر بیشتر شاخصهای گلدهی معنیدار (05/0≥p) بود. دامنه طول دوره گلدهی طی سالهای 1401 و 1402 به ترتیب 5/17-2/12 و 1/12-2/8 روز ثبت شد. بیشترین طول دوره گلدهی در سالهای 1401 و 1402 به ترتیب مربوط به زاوه و باخرز بود و کمترین میزان نیز در هر دو سال برای بجستان مشاهده شد. بیشترین و کمترین دامنه کاهش طول دوره گلدهی در سال دوم نسبت به سال اول به ترتیب برای تایباد و زاوه ثبت گردید. دامنه عملکرد گل طی سالهای 1401 و 1402 به ترتیب برابر با 95/799-5/278 و 8/360-1/152 کیلوگرم در هکتار بود؛ به طوریکه در هر دو سال بیشترین و کمترین عملکرد به ترتیب به تایباد و بردسکن اختصاص داشت. دامنه کاهش عملکرد گل در سال دوم نسبت به سال اول برابر با 67-34 درصد محاسبه شد که بیشترین و کمترین میزان به ترتیب برای زاوه و بجستان ثبت شد. نتایج همبستگی بین پارامترهای اقلیمی و عملکرد نشان داد که قویترین همبستگی معنیدار بین عملکرد با میانگین دمای ماه مرداد و مجموع بارندگی اسفند ماه مشاهده شد. به طوریکه با افزایش میانگین دما در ماه مرداد، عملکرد کاهش و با افزایش میزان بارندگی در ماه اسفند عملکرد بهبود خواهد یافت. از آنجا که دوره انتقال مجدد مواد فتوسنتزی به بنههای دختری در زمستان رخ میدهد، وقوع بارندگی در طی مرحله رویشی در فصل زمستان (مانند اسفند) مهم است. کلیه شاخصهای گلدهی در شهرستانهای دارای اقلیم سردتر نسبت به گرمتر بالاتر بود. از طرف دیگر، افت عملکرد گل و کلاله در سال دوم در شهرستانهای گرمتر نسبت به سردتر به دلیل خسارت کمتر سرما پایینتر (تفاوت 33 درصدی عملکرد گل بین گرمترین و سردترین شهرستان) بود. به طور کلی، بر اساس نتایج این مطالعه پیشنهاد میشود از راهبردهای فشردهسازی اکولوژیک نظیر سایهاندازی سطح خاک در طی ماههای گرم تابستان، کاشت بنههای درشت و با تراکم بالا و کاهش سن مزرعه به منظور تخفیف اثر تغییر اقلیم در مدیریت پایدار زعفران بهرهگیری نمود.
خدمات بوم نظام های مزارع زعفران در استانهای خراسان رضوی و جنوبی، ایران
دوره 13، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 277-290
https://doi.org/10.22048/jsat.2026.560835.1579
پرویز رضوانی مقدم، مهدی نصیری محلاتی، سرور خرم دل، فاطمه معلم بنهنگی
چکیده ارزیابی و کمیسازی خدمات اکوسیستم های کشاورزی مبتنی بر زعفران برای درک ارزش اقتصادی آنها و اطلاعرسانی در مورد استراتژیهای مدیریت پایدار ضروری است. این مطالعه به طور خاص با هدف تخمین و کسب درآمد از خدمات متعدد اکوسیستمی ارائه شده توسط مزارع زعفران انجام شد. دادههای اولیه با استفاده از پرسشنامه که از زعفرانکاران در شهرستانهای منتخب استانهای خراسان رضوی و جنوبی (مشهد، تربت جام، تربت حیدریه، خلیل آباد، بردسکن، بیرجند، زیرکوه و بشرویه) با مجموع ۱۲۰ پرسشنامه تکمیل شده، جمعآوری شد. با توجه به اهداف مطالعه، ارزش پنج نوع از خدمات اکوسیستم زعفران (مانند تولید غذا، تولید اکسیژن، تنوع زیستی، حفاظت و عدم مهاجرت) و دو مورد از پیامدهای منفی آنها (از جمله انتشار گازهای گلخانهای و نشت فسفر و نیتروژن) تخمین زده شد. نتایج نشان داد که کل ارزش خالص خدمات اکوسیستمی در مزارع مورد مطالعه ۳۹۳۵۳.۶ دلار آمریکا در هکتار در سال بود. علاوه بر این، در این تحقیق، جلوگیری از مهاجرت روستایی به عنوان یکی از عوامل خدمات فرهنگی معرفی و سالانه 24579.3 دلار آمریکا در هکتار تخمین زده شد. بر اساس نتایج، میانگین ارزش خدمات فرهنگی و خدماتی و تنوع زیستی به ترتیب 62، 43 و 5.8 درصد از کل ارزش خدمات اکوسیستمی در مزارع زعفران را تشکیل میدهند. این یافتهها اهمیت کلی ارزیابی خدخدمات اکوسیستمی در اکوسیستمهای کشاورزی زعفران را برای اطلاعرسانی در مورد مدیریت پایدار و تصمیمگیریهای سیاسی برجسته میکند.
اثر سال برداشت بنه بر ویژگیهای زراعی و عملکرد بنههای دختری و گل زعفران (Crocus sativus L.)
دوره 10، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 101-116
https://doi.org/10.22048/jsat.2022.296998.1431
علیرضا کوچکی، سرور خرم دل، فاطمه معلم بنهنگی
چکیده زعفران (Crocus sativus L.) گیاهی ژئوفیت و عقیم است که به صورت رویشی از طریق تشکیل بنه تکثیر مییابد. در هر فصل زراعی، این گیاه مراحل مختلف رشد را با گلدهی آغاز و با تولید بنههای دختری از بنه مادری ادامه میدهد. بنههای دختری روی بنه مادری تشکیل میشوند. دوره زندگی این گیاه میتواند هشت تا ده سال ادامه یابد. به منظور مطالعه اثر سال برداشت بنه بر عملکرد بنههای دختری و گل زعفران، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، طی چهار سال زراعی متوالی 95-1394، 96-1395، 97-1396 و 98-1397 اجرا شد. تیمارها شامل چهار سال برداشت بنه به عنوان تیمارهای یک ساله، دو ساله، سه ساله و چهار ساله بودند. صفات مورد مطالعه شامل تعداد گل، وزن تر گل، وزن خشک کلاله، وزن خشک بنههای دختری و تعداد بنههای دختری در واحد سطح، قطر بنههای دختری و تعداد و وزن بنههای دختری در پنج گروه وزنی <4، 8-4، 12-8، 16-12 و >16 گرم بودند. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد گل (1/67 گل در متر مربع)، وزن تر گل (31/32 گرم در متر مربع) و وزن خشک کلاله (761/0 گرم در مترمربع) برای سال برداشت دوم مشاهده شد. اما بیشترین تعداد و وزن بنههای دختری در واحد سطح برای سال برداشت سوم به ترتیب با 5/189 بنه در متر مربع و 91/603 گرم در متر مربع بدست آمد. اگرچه تعداد بنههای دختری تا سال چهارم افزایش یافت، اما بیشتر بنهها در سال برداشت چهارم دارای وزن کمتر از 12 گرم بودند و این موضوع نشاندهنده نیاز به جابجایی بنهها و کاشت مجدد آنها در ابتدای سال چهارم است.
اثر حاصلخیزکنندههای مختلف خاک بر خصوصیات رشد و عملکرد زعفران: فراتحلیل مطالعات مزرعهای
دوره 10، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 129-147
https://doi.org/10.22048/jsat.2022.323216.1449
سرور خرم دل، محمود مختاری، هدی لطیفی
چکیده هدف از فراتحلیل شناخت دقیق از نتایج پژوهشهای مورد بررسی میباشد. این روش آماری تحلیل مجموعهای از مطالعات بوده که با هدف تلفیق یافته ها انجام میشود. به دلیل پراکندگی و تفاوت در نتایج آزمایشات تأثیر حاصلخیزکنندههای خاک بر عملکرد زعفران، در این بررسی از روش فراتحلیل استفاده شد. بر این اساس، 71 مطالعه انتخاب شدند که 14 مطالعه مربوط به کود زیستی، 16 مطالعه کمپوست، 14 مطالعه اسید هیومیک، 16 مطالعه کود دامی، 26 مطالعه کودهای شیمیایی (NPK) و 16 مطالعه تلفیق کودها بودند. بر اساس نتایج، بیشترین اندازه اثر مربوط به تأثیر اسید هیومیک بر عملکرد کلاله خشک (434/3=g) بود. پس از اسید هیومیک، کودهای زیستی، شیمیایی و کمپوست در رتبه های بعدی قرار گرفتند. خطای استاندارد کمپوست (101/0=E) کمترین مقدار و با دقت بالاتر محاسبه شد، بنابراین با فاصله اطمینان 95% قابل توصیه است. بر اساس نتایج آزمون همبستگی بگ و مازومدار، کلیه مطالعات بجز اسید هیومیک بر عملکرد خشک کلاله، اسید هیومیک بر عملکرد ترکلاله، کود دامی بر تعداد گل، کود شیمیایی بر وزن کلاله خشک، کود شیمیایی بر عملکرد گل تر همگن بودند. در میان مقادیر مصرف کودهای دامی، بالاترین و پایین ترین اندازه اثر به ترتیب برای 60 تن کود گاوی در هکتار و 5 تن در هکتار کود مرغی محاسبه شد. نتایج فراتحلیل مصرف مقادیر کود کمپوست بر عملکرد خشک کلاله زعفران نشان داد، مقدار 60 تن در هکتار بیشترین اندازه اثر را دارد. بیشترین اندازه اثر مقادیر اسید هیومیک بر عملکرد کلاله خشک برای 30 کیلوگرم در هکتار محاسبه شد. با توجه به نتایج، به نظر میرسد که مطالعات انجام شده در زمینه اثر حاصلخیزکننده های خاک بر زعفران فاقد برنامهریزی بلندمدت برای رفع مشکلات میباشد و بیشتر بر حسب سلیقه، سهولت اجرا و یا تقلید از منابع خارجی انجام شده است. بر این اساس، نتایج این مطالعه مبنایی برای تجزیه و تحلیل مدیریت کود و ارائه راهبردهای توسعهای بر اساس یافته های علمی موجود فراهم مینماید.
ارزیابی ردپای کربن برای نظامهای تولید زعفران در استانهای خراسان
دوره 9، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 249-267
https://doi.org/10.22048/jsat.2021.255436.1413
سرور خرم دل، مهدی نصیری محلاتی، عبداله سلطان احمدی، مینا هوشمند، محمد جواد مصطفوی
چکیده ردپای کربن (CF) میزان انتشار گازهای گلخانهای به ازای واحد سطح در بومنظامهای کشاورزی است. از آنجا که نهادههای ورودی نقش مهمی در انتشار گازهای گلخانهای به اتمسفر دارد، شاخص اکولوژیکی CF برای ارزیابی تبعات زیستمحیطی در بومنظامهای کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد. هدف از این مطالعه، برآورد CF و کارایی کربن (CE) در نظامهای تولید زعفران در استانهای خراسان شمالی، جنوبی و رضوی بود. همچنین آنالیز ارزیابی چرخه حیات برای کمیسازی اثر فعالیتهای کشاورزی بر محیط زیست در نظامهای تولید زعفران انجام گردید. شاخصهای مورد بررسی شامل پتانسیل گرمایش جهانی، پتانسیل اسیدی شدن، پتانسیل اوتریفیکاسیون در زیرگروههای خشکی و آبی، انتشار مستقیم و غیرمستقیم N2O، انتشار N2O تحت تاثیر آبشویی و تصعید، ورودیهای کربن (Ci)، خروجیهای کربن (Co)، CF و CE بودند. نتایج این مطالعه نشان داد که کمترین پتانسیل گرمایش جهانی در نظامهای تولید زعفران برای خراسان جنوبی برابر با 43/339 کیلوگرم معادل CO2 به ازای یک کیلوگرم گل محاسبه گردید. کمترین شاخص بومشناخت (EcoX) مربوط به استان خراسان جنوبی (با 039/0 EcoX به ازای یک کیلوگرم گل) بود. انتشار اکسید نیتروس در استانهای خراسان جنوبی، رضوی و شمالی به ترتیب 51/95974، 4/199674 و 344723 کیلوگرم N2O به ازای یک هکتار برآورد گردید. بالاترین انتشار N2O تحت تاثیر فرآیندهای آبشویی و تصعید برای استان خراسان شمالی (به ترتیب با 21/1 و 23/24 کیلوگرم N2O به ازای یک هکتار) محاسبه شد. بالاترین ورودیها و خروجیهای کربن مربوط به خراسان شمالی به ترتیب با 52/117986 و 56/15135 کیلوگرم کربن به ازای یک هکتار بود. بیشترین ردپای کربن مربوط به خراسان شمالی با 8/7 و بالاترین کارایی کربن برای خراسان جنوبی با 18/0 بدست آمد. سوخت فسیلی و خاکورزی فشرده مهمترین عوامل انتشار CO2 تعیین گردیدند. بنابراین، انتخاب خاکورزیهای حفاظتی و کاهش یافته، وارد کردن گونههای تثبیتکننده نیتروژن، گونههای پوششی و کودهای سبز در تناوب زراعی با زعفران و افزایش کارایی مصرف نیتروژن را میتوان به عنوان راهکارهای اکولوژیک برای بهبود عملکرد اقتصادی نظامهای زعفران همراه با کاهش تبعات زیستمحیطی و تخفیف ردپای کربن این سیستمهای زراعی مدنظر قرار داد.
شاخصهای تولید بنههای استاندارد و سالم زعفران
دوره 9، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 121-141
https://doi.org/10.22048/jsat.2021.233278.1401
محمد زکی عقل، سرور خرم دل، علیرضا کوچکی، جعفر نباتی، احمد نظامی، امین میر شمسی کاخکی، عبداله ملافیلابی، پرویز رضوانی مقدم، مهدی نصیری محلاتی
چکیده تولید پایدار زعفران به عنوان یکی از اهداف کلان و راهبردی کشاورزی ایران نیازمند تدوین یک برنامه مشخص و سازماندهی شده است. در طی نیم قرن گذشته توسعه زراعت زعفران در ایران بیش از هر محصول دیگری انجام شده و سطح زیر کشت آن تا 8/37 برابر افزایش یافته است. با این وجود، میانگین عملکرد در واحد سطح از این توسعه تبعیت نکرده و با شیبی منفی در حال کاهش است به نحوی که میانگین تولید از 76/5 کیلوگرم در هکتار در سال 1352 به 62/3 کیلوگرم در هکتار در سال 1397 رسیده است. همچنین برآورده شده که خلاء عملکرد 90-64 درصدی در مزارع ایران وجود دارد. آفات و بیماریهای زعفران مانند کنه زعفران (Rhizoglyphus robini)، پوسیدگی بنه زعفران، پوسیدگی خشک بنه زعفران (Burkholderia gladioli) و بیماریهای ویروسی زعفران نیز از جمله عوامل مؤثر در کاهش کمی و کیفی محصول زعفران در مزارع هستند. از سوی دیگر اختلاط بنههای آلوده و سالم، بنههای با کیفیت پایین و انبارداری نامناسب بنهها نیز از معضلات تولید این محصول میباشد. زعفران بوسیله بنههای دختری خود تکثیر میشود و افزایش عملکرد زعفران در ارتباط مستقیم با کیفیت بنه مادری است. دستیابی به بنههای بذری استاندارد و سالم به عنوان تنها ابزار تکثیر گیاه در طبیعت پیش نیاز هر گونه برنامهریزی برای افزایش عملکرد زعفران است. این مقاله شاخصهای مورد نیاز جهت دستیابی و گواهی هستههای اولیه، بنههای مادری و بنههای بذری زعفران را در برنامه استاندارد سازی بنه زعفران توصیف میکند. بدون شک استفاده از بنههای استاندارد عاری از بیماری در کنار توجه به سایر شاخصهای بومشناختی و فیزیولوژیکی گیاه و اجرای مدیریت مناسب موجب افزایش عملکرد و بهبود سنجههای تولید پایدار خواهد شد.
بهینهسازی کود دامی و محلولپاشی برگی با دلفارد بر عملکرد گل و بنه زعفران ((Crocus sativus L. با استفاده از مدلسازی سطح-پاسخ
دوره 9، شماره 1، بهار 1400، صفحه 3-27
https://doi.org/10.22048/jsat.2020.223741.1385
سرور خرم دل، فاطمه معلم بنهنگی، جواد شباهنگ
چکیده در این مطالعه، بهینهسازی سطوح کود دامی و محلولپاشی برگی با دلفارد بر عملکرد گل و بنه و خصوصیات کیفی زعفران با استفاده از RSM انجام شد. این آزمایش با 13 تیمار و 2 تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در دو سال زراعی 95-1394 و 96-1395 انجام شد. تیمارها بر اساس سطوح پایین و بالای کود دامی (0 و 100 تن در هکتار) و غلظت محلولپاشی برگی با دلفارد ® (0 و 10 پی-پیام) تعیین شدند. شاخصهای عملکرد گل، عملکرد بنههای دختری و خصوصیات کیفی بعنوان متغیر وابسته اندازهگیری و تغییرات آنها با مدل رگرسیونی ارزیابی شد. به منظور ارزیابی کیفیت مدل برازش شده از آزمون عدم برازش استفاده شد. بسندگی مدل با استفاده از آنالیز واریانس مورد ارزیابی قرار گرفت. کیفیت مدلهای برازش شده با ضریب تبیین (R2) ارزیابی شد. در نهایت، بهینهسازی کود دامی و غلظت محلولپاشی برگی بر اساس سناریوی اقتصادی انجام شد. نتایج نشان داد که اثر جزء خطی بر خصوصیات کیفی، اثر جزء درجه دو بر وزن خشک کلاله، میانگین قطر، تعداد و میانگین وزن بنه و محتوی کروسین و اثر متقابل بر شاخصهای عملکرد گل معنیدار بود. آزمون عدم برازش در مورد هیچ یک از صفات معنیدار نشد که نشاندهنده برازش مطلوب مدل درجه دو کامل بود. بیشترین مقدار مشاهده شده تعداد بنه-های دختری برای تیمار 50 تن در هکتار کود دامی+ بدون محلولپاشی (38/41 بنه در متر مربع) مشاهده شد. بیشترین مقدار مشاهده شده وزن خشک کلاله برای مصرف 100 تن در هکتار کود دامی بدون محلولپاشی (با 33/156 میلیگرم بر متر مربع) بدست آمد. بیشترین مقدار مشاهده شده خصوصیات کیفی زعفران شامل محتوی پیکروکروسین، کروسین و سافرانال برای تیمار 100 تن در هکتار کود دامی+ 10 پیپیام محلولپاشی با دلفارد (به ترتیب با 91/89 E1%257، 98/180 E1%440 و 15/40 E1%330) بدست آمد. در سناریوی اقتصادی وزن خشک کلاله، تعداد بنههای دختری و محتوی کروسین همزمان مد نظر قرار گرفت و مقادیر بهینه کود دامی و محلولپاشی برگی با دلفارد به ترتیب برابر با 67/92 تن در هکتار و 2/1 پیپیام بدست آمد.
تأثیر آرایشهای کشت مخلوط با پنیرک بر عملکرد پیازهای دختری و گل و خصوصیات کیفی زعفران در سال سوم
دوره 8، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 479-495
https://doi.org/10.22048/jsat.2020.210799.1371
سرور خرم دل، فاطمه معلم بنهنگی، سید جلیل داورپناه
چکیده مزرعه زعفران، طی شروع دوره رکود تا گلدهی بدون رشد است و افزایش درجه حرارت خاک و کاهش کارایی استفاده از زمین از جمله مشکلات اصلی تککشتی این گیاه محسوب میشوند. به منظور بررسی تأثیر انواع آرایشهای کشت مخلوط گیاه دارویی چندساله پنیرک (Malva sylvetris L.) با زعفران (Crocus sativus L.)بر رشد پیاز و عملکرد گل به منظور تخفیف اثر تغییر اقلیم و گرمایش جهانی، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، در سه سال زراعی 95-1394 و 96-1395 و 97-1396 به اجرا درآمد. تیمارها شامل فاصله ردیف 15، 30، 45 و 60 سانتیمتر زعفران از پنیرک و کشت خالص پنیرک و زعفران بودند. نتایج سال سوم نشان داد که اثر آرایشهای کشت مخلوط با پنیرک بر شاخصهای عملکرد گل و پیاز زعفران معنیدار بود. مقایسه بین تیمارهای خالص با مخلوط نشان داد که بیشترین تعداد گل، عملکرد کلاله خشک و عملکرد پیازهای دختری در کشت خالص به ترتیب برابر با 81 گل در متر مربع، 2115/0 گرم بر متر مربع و 51/26 گرم بر مترمربع مشاهده شد. در بین تیمارهای کشت مخلوط نیز بیشترین مقدار برای فاصله ردیف 30 سانتیمتر به ترتیب با 46 گل در متر مربع، 155/0 گرم بر متر مربع و 39/13 گرم بر متر مربع بدست آمد. محتوی کروسین، پیکروکروسین و سافرانال تحت تأثیر معنیدار کشت مخلوط با پنیرک قرار نگرفت. اثر کشت مخلوط با زعفران بر وزن گل تر، وزن خشک گل و تعداد شاخه جانبی پنیرک معنیدار بود. بیشترین وزن خشک گل پنیرک برای فاصله ردیف 60 سانتیمتر با 89/28 گرم بر متر مربع مشاهده شد. دامنه نسبت برابری زمین 77/1-01/1 محاسبه شد که بالاترین میزان برای فاصله ردیف 15 سانتیمتری پنیرک از زعفران بود.
بهینهسازی تأثیرمقدار بنه مادری و کمپوست زباله شهری بر عملکرد گل و بنه زعفران با استفاده از مدلسازی سطح-پاسخ در سال اول
دوره 8، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 165-184
https://doi.org/10.22048/jsat.2019.184094.1350
فاطمه پارساپور، پرویز رضوانی مقدم، سرور خرم دل
چکیده مدل سطح-پاسخ (RSM) مجموعهای از تکنیکهای آماری مورد استفاده برای بهینهسازی نهادههای تولید میباشد. این آزمایش با هدف بررسی تأثیر سطوح کمپوست زباله شهری و بنه بر شاخصهای عملکرد گل زعفران با استفاده ازمدلسازی سطح-پاسخ در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 97-1396 اجرا شد. تیمارها شامل کمپوست زباله شهری با سه سطح ( 0، 10 و 20 تن در هکتار) و وزن بنه مادری با سه سطح (5، 10 و 15 تن در هکتار) بودند، که با توجه به سطوح بالا و پایین هریک از فاکتورها توسط نرم افزار Minitab. V.17 تعیین شدند. وزن خشک کلاله، وزن خشک خامه، وزن تر گل، تعداد گل،تعداد بنه، وزن خشک بنه و تعداد جوانه در هر بنه به عنوان متغیرهای وابسته مورد اندازهگیری قرار گرفتند و تغییرات این متغیرها با استفاده از مدل رگرسیونی ارزیابی شد. به منظور ارزیابی کیفیت و بسندگی مدل از آزمون عدم برازش و آنالیز واریانس استفاده شد. معادله چند جمله ای درجه دوم کامل برای تعیین معنیداری مدل و اجزای مدل و ضریب تبیین (R2) برای ارزیابی کیفیت مدل برازش شده مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که اثر جزء خطی بین کمپوست زباله شهری و مقدار بنه بر تمام صفات مورد مطالعه به جز وزن تر گل، وزن خشک بنه 4-0 گرم و تعداد جوانه در بنههای موجود در گروههای وزنیِ 4-0 و 8-4 گرم معنیدار بود. اثر درجه دو متغیر مستقل کمپوست زباله شهری و مقدار بنه در صفات تعداد گل، وزن ترگل، وزن خشک کلاله، وزن خشک خامه، تعداد بنه در گروههای وزنیِ 4-0، 8-4 و >8 گرم، وزن خشک بنه 8-4 و >8 گرم و تعداد جوانه در گروه وزنیِ>8 گرم معنیدار بود. همچنین برهمکنش معنیداری بین کمپوست زباله شهری و مقدار بنه در متغیرهای تعداد گل، وزن تر گل، وزن خشک کلاله، وزن خشک خامه، تعداد بنه در گروههای وزنیِ 8-4 و >8 گرم، وزن خشک بنه در گروههای 8-4 و >8 گرم و تعداد جوانه در گروه وزنیِ>8 گرم مشاهده شد. آزمون عدم برازش در مورد هیچکدام از صفات معنیدار نشدکه این امر نشاندهنده برازش مطلوب مدل رگرسیون درجه دوکامل بود. بیشترین تعداد گل، وزن تر گل، عملکرد کلاله خشک و همچنین وزن خشک خامه مربوط به تیمار 5 تن بنه در هکتار+20 تن در هکتار کمپوست زباله شهری بدست آمد. مقدار بهینه وزن بنه، مقدار کمپوست زباله شهری و درجه مطلوبیت برای صفات مرتبط با گل به ترتیب 5 تن در هکتار، 20 تن در هکتار و 92/0 d=و برای صفات مرتبط با بنه، 12 تن در هکتار و 20 تن در هکتار و95/0 d=محاسبه گردید. براساس نتایج حاصله، کمپوست زباله شهری و وزن بنه مادری بر اکثر صفات مربوط به بنه اثر مثبت گذاشتند.
اثر مقدار و زمان کاربرد مالچ بقایای گندم بر گلدهی و خصوصیات مرفولوژیکی بنههای دختری زعفران Crocus sativus L
دوره 7، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 301-318
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.115772.1280
محمدرضا هریوندی، پرویز رضوانی مقدم، سرور خرم دل، علی اکبر مویدی
چکیده بهمنظور بررسی تأثیر زمان پخش و مقادیر کاربرد کاه و کلش گندم بر عملکرد گل و بنه گیاه دارویی زعفران آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهایکامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی گناباد وابسته به مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی (بخش زعفران و گیاهان دارویی) در دو سال زراعی 95-94 و 96-95 اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل مقدار کاربرد کلش گندم (2، 4، 6 و 8 تن در هکتار) و زمان کاربرد کلش گندم (اول خردادماه، 15تیرماه و اول شهریورماه بهصورت پخش سطحی) بودند. نتایج تجزیه واریانس حاکی از تأثیر معنیدار زمان پخش مالچ کلش گندم، مقادیر کاربرد مالچ و نیز اثر متقابل آنها بر تمامی شاخصهای گلدهی زعفران در سطح یک درصد بود. پخش مالچ کلش در اول خردادماه در مقایسه با اول شهریورماه بیشترین تأثیر را در افزایش تعداد گل، عملکرد گل و عملکرد کلاله خشک زعفران (بهترتیب تا 7/41 ، 9/16و 50 درصد) داشت. همچنین تمامی شاخصهای موردمطالعه بنههای دختری زعفران بهطور معنیداری تحت تأثیر زمان پخش مالچ کلش، سطوح کلش و نیز اثرات متقابل آنها در سطح یک درصد قرار گرفت. در بین تیمارهای موردبررسی، بیشترین افزایش در عملکرد بنههای بیش از 8 گرم (7/687گرم) و عملکرد کل بنههای دختری زعفران(4/1382گرم ) در نتیجه کاربرد 8 تن مالچ کلش در خردادماه مشاهده شدکه نسبت به تیمار مصرف 2 تن در هکتار بقایا در همان تاریخ بهترتیب افزایش2/62 و 7/77درصدی را نشان میدهد.
بررسی اثرات زیستمحیطی نظامهای تولید زعفران (Crocus sativus L.) تحت تأثیر اندازه زمین با استفاده از ارزیابی چرخه حیات
دوره 7، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 207-225
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.129172.1296
سرور خرم دل، مهدی نصیری محلاتی، فاطمه معلم بنهنگی، عبداله ملافیلابی
چکیده ارزیابی چرخه حیات (LCA) راهکاری شناخته شده و دقیق برای مقایسه اثرات زیستمحیطی فعالیتهای مختلف شامل مدیریت نظامهای کشاورزی است. از آنجا که نوع نهادههادر کشاورزی نقش مهمی در بروز آلودگیهای زیستمحیطی و انتشار گازهای گلخانهای دارد، LCA به طور گستردهای برای ارزیابی این اثرات در محصولات زراعی مورد استفاده قرار میگیرد. هدف این مطالعه، بررسی اثرات زیست محیطی نظامهای تولید زعفران در استان خراسان رضوی تحت تأثیر اندازه زمین (کمتر از 5/0، 1-5/0 و بیشتر از 1 هکتار) با استفاده از LCA بود. نهادههای مصرفی طی سالهای اول تا ششم با استفاده از پرسشنامه (13 مزرعه از هر اندازه زمین) جمعآوری شد. LCA بر اساس روش ISO14044، در چهار گام شامل مشخصسازی اهداف و حوزه عمل، ممیزی چرخه حیات، ارزیابی تأثیر چرخه حیات و تلفیق، نتیجهگیری و تفسیر نتایج محاسبه گردید.واحد کارکردی معادل یک کیلوگرم گل در نظر گرفته شد. گروههای تأثیرمورد مطالعه شامل گرمایش جهانی، اسیدی شدن و اوتریفیکاسیون (در محیطهای خشکی و آبی) بود. در آخرین مرحله، شاخص بومشناخت (Ecox) محاسبه شد. برای سنجش قابلیت روایی پرسشنامه، ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. نتایج نشان داد که ضریب آلفای کرونباخ برابر با 84%=α محاسبه گردید. میانگین پتانسیل گروههای تأثیر گرمایش جهانی، اسیدی شدن، اوتریفیکاسیون در محیطهای آبی و خشکی به ترتیب 41/53±41/115 کیلوگرم معادل CO2، 16/0±35/0 کیلوگرم معادل SO2، 27/0±58/0 کیلوگرم معادل NOx و 09/0±20/0 کیلوگرم معادل PO4 به ازای یک کیلوگرم گل محاسبه شد. بیشترین سهم انتشار گازهای گلخانهای در گروه تأثیر گرمایش جهانی مربوط به CH4 بود. بالاترین سهم انتشار آلایندهها در گروههای تأثیر اوتریفیکاسیون آبی و خشکی و اسیدی شدن به NH3 اختصاص داشت. بهطور کلی، نتایج نشان داد که اندازه زمین، میزان مصرف نهادهها و اثرات زیست محیطی را در واحد عملکرد گل تحت تأثیر قرارداد و گروههای اوتریفیکاسیون و گرمایش جهانی حساسیت بیشتری نسبت به شدت فشردهسازی تحت تأثیر اندازه زمین دارند، بنابراین افزایش کارایی مصرف منابع، یکی از رویکردهای مناسب برای کاهش اثرات زیست محیطی همگام با بهبود عملکرد اقتصادی در واحد سطح است.
تأثیر سطوح مختلف عمق کاشت و مقادیر مختلف بنه بر عملکرد گل و بنه زعفران (.Crocus sativus L)
دوره 7، شماره 1، بهار 1398، صفحه 55-67
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.85800.1232
فاطمه معلم بنهنگی، پرویز رضوانی مقدم، قربانعلی اسدی، سرور خرم دل
چکیده به منظور مطالعه تاثیر سطوح مختلف عمق کاشت و مقادیر مختلف بنه بر عملکرد گل و بنه زعفران، آزمایشی در سال زراعی 94-1393 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، به صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل مقادیر مختلف بنه برای کاشت در چهار سطح 7، 8، 9 و 10 تن بنه در هکتار و عمق کاشت بنه در سه سطح 15،10 و 20 سانتیمتر از سطح خاک بود. نتایج آزمایش نشان داد که عملکرد و تعداد بنههای دختری تحت تأثیر اثرات ساده تیمار ها قرار گرفت. اثر متقابل مقادیر مختلف بنه و عمق کاشت تأثیر معنیداری بر سایر صفات مورد بررسی گل و بنه زعفران داشت. افزایش مقدار بنه تا 9 تن در هکتار و کاهش عمق کاشت به 10 سانتیمتر سبب افزایش عملکرد گل تر، وزن خشک کلاله، تعداد گل و قطر بنههای دختری در سال اول شد. بیشترین مقدار عملکرد بنه دختری مربوط به تیمار 8 تن بنه در هکتار بود به طوریکه عملکرد بنه دختری نسبت به تیمار 7 تن بنه در هکتار و 10 تن بنه در هکتار به ترتیب 2/33 و 9/15 درصد افزایش داشت، همچنین بیشترین و کمترین وزن خشک بنه در عمق کاشت 10 و 20 سانتیمتر به دست آمد. تیمار 10 تن بنه در هکتار با تعداد بنه معادل 173 بنه در متر مربع بیشترین تعداد بنه دختری را به خود اختصاص داد به طوری که افزایش مقدار بنه کشت شده از 7 تن به 10 تن باعث افزایش 101 درصدی در تعداد بنه های دختری تولید شده شد. باتوجه به عملکرد پایین زعفران در سال اول، افزایش مقدار بنه مصرفی تا حد مطلوب و کاهش عمق کاشت میتواند علاوه بر افزایش عملکرد گل زعفران در سال اول منجر به تولید بنههای دختری درشتتر جهت عملکرد بهتر در سالهای بعد شود
ارزیابی اثر حاصلخیزکنندههای خاک و آبیاری تابستانه بر عملکرد گل و بنه زعفران
دوره 6، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 393-414
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.70724.1205
قربانعلی اسدی، سرور خرم دل، رضا قربانی، بهاره بیچرانلو
چکیده به منظور بررسی تأثیر کودهای آلی، شیمیایی و بیولوژیکی و آبیاری تابستانه بر خصوصیات رشد، بنه، گل و کلاله زعفران، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد طیسه سال زراعی 93-1392، 94-1393 و 95-1394 انجام شد. فاکتور اولشامل کود دامی (a1)، کود شیمیایی (NPK) (a2)، تیوباسیلوس (a3)، گوگرد (a4)، a4+a3و شاهد (a5) و فاکتور دوم، آبیاریتابستانه در سه سطح شامل عرف منطقه (A: بدون آبیاری تابستانه)،A+ یک نوبت آبیاری تابستانه (اول مرداد) و A+ دو نوبت آبیاری تابستانه (اول تیر+اول مرداد) بود.صفات مورد مطالعه شامل تعداد و وزن تر گل، وزن خشک کلاله، وزن خشک برگ،قطر بنه، وزن بنه در چهار گروه وزنی (4-2، 8-1/4، 16-1/8و بیش از 1/16 گرم)، وزن خشک بنههای دختری، درصد بنههای دارای ریشه انقباضی، تعداد و وزن خشک جوانههای گل دهنده بود. تجزیه و تحلیل نتایج سال سوم نشان داد کهاثر متقابل کود و آبیاری تابستانه، بر تمام صفات مورد بررسی به جز وزن خشک کلاله، بنههای با وزن بیش از 16 گرم و وزن خشک بنههای دختری معنیدار بود (01/0p≤). بیشترین تعداد گل در متر مربع (7/282)، وزن تر گل (g/m22/103) و وزن خشک کلاله (g/m273/1)، وزن خشک برگ (g/m233/13)، وزن خشک جوانهها (g/m261/4)، تعداد جوانههای گل دهنده در بنه (627/2)، درصد بنههای دارای ریشه انقباضی (41/58)، قطر بنه ( cm61/3) و گروههای مختلف وزنی بنه در تیمار کود دامی و A+یک نوبت آبیاری تابستانه مشاهده شد.
ارزیابی اقتصادی خدمات و کارکردهای بومنظامهای تولید زعفران در استان خراسان رضوی
دوره 6، شماره 1، بهار 1397، صفحه 73-89
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.59190.1183
سرور خرم دل، پرویز رضوانی مقدم، افسانه امین غفوری
چکیده ارزشگذاری خدمات بومنظامها، مطلوبترین راهکار برای جلب توجه جامعه و سیاستگزاران و تلاش در جهت حفظ و ارتقاء آنها میباشد. این مطالعه با هدف برآورد ارزش اقتصادی خدمات و تبعات زیستمحیطی روشهای مدیریت در مزارع زعفران استان خراسانرضوی در سال 1394 انجام شد. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامهها در 75 مزرعه زعفران استخراج گردید. ارزش شش نوع از خدمات اکوسیستمی این مزارع (همچون تولید اکسیژن، تولید غذا، تنوع زیستی و خدمات فرهنگی) و دو مورد از تبعات منفی (شامل تولید گازهای گلخانهای و جریان نیتروژن و فسفر) بر اساس بهای دلار (معادل ریالی ارزش دلار در سال 2014 میلادی) برآورد گردید. نتایج نشان داد که میانگین این خدمات به ترتیب برابر با 106×21/54، 106×84/266، 106×24/60، 106×6/29 و 106×58/10 ریال در هکتار در سال محاسبه شد که سهم انواع خدمات شامل تولید غذا، اکسیژن، تنوع زیستی و خدمات فرهنگی از کل به ترتیب 39، 35، 19 و 7 درصد بود. دامنه تبعات منفی مزارع زعفران شامل انتشار گازهای گلخانهای و جریان نیتروژن و فسفر به ترتیب 106×54/18- تا 106×18/8-، 106×18/5- تا 106×07/4- ریال در هکتار در سال برآورد گردید. میانگین ارزش خدمات مزارع زعفران در استان خراسانرضوی با کسر تبعات منفی 106×57/136 ریال در هکتار در سال محاسبه شد.
بررسی ساختار جوامع و تنوع گونهای علفهای هرز در مزارع زعفران خراسان
دوره 5، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 211-229
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.47168.1139
سرور خرم دل، پرویز رضوانی مقدم، عبداله ملافیلابی، سحر ولی زاده
چکیده پوششهای گیاهی علفهای هرز در بومنظامهای زراعی از تعداد زیادی گونه تشکیل شدهاند که در واکنش به عملیات زراعی ظهور پیدا کردهاند. به منظور بررسی ساختار جوامع و تنوع گونهای علفهای هرز مزارع زعفران استان خراسان، جمعیت علفهای هرز در هفت شهرستان (شامل مشهد، نیشابور، گناباد، تربتجام، تربتحیدریه، بیرجند و قائن) در سالهای 1393 و 1394 مورد بررسی قرار گرفت. جهت بررسی از مرحلههای رشد رویشی، رکود تا گلدهی زعفران در مجموع 50 مزرعه به صورت تصادفی انتخاب و نمونهبرداری از علفهای هرز به روش سیستماتیک و مطابق الگوی دبلیو و با استفاده از قاب 1×1 متر مربعی انجام شد. گروهبندی شهرستانها با استفاده از تجزیه خوشهای به روش سلسله مراتبی پیوسته کامل بر اساس فواصل اقلیدسی انجام شد. شاخصهای مورد بررسی شامل ضریب ثبات، سیمپسون، شانون وینر، مارگالف و منهینیک بودند. نتایج نشانداد که گونههای هرز غالب 50 گونه و متعلق به 19 خانواده میباشند که خانوادههای غلات، شببو، کاسنی و بقولات بهترتیب با 11، 9، 8 و 6 گونه غالب بودند. گونههای هرز عمدتاً دولپه، سه کربنه، سمج و یکساله بودند. بیشترین ضریب ثبات در مقایسه مرحلههای رشدی زعفران به ترتیب برای خارشتر (Alhagi camelorum)، یولاف وحشی (Avena fatua) و بومادران (Achillea millefolium) با 81/30، 11/24 و 14/12 بهدست آمد. همچنین تمام گونههای هرز بجز خارشتر (به عنوان گونه پایدار) و یولاف وحشی (بهعنوان گونه موقتی)، بهصورت گونههای اتفاقی شناخته شدند. بالاترین شاخصهای تنوع علفهای هرز مربوط بهمرحله رشد رویشی زعفران بود. ضریب همبستگی بین تراکم علفهای هرز و درصد خسارت عملکرد زعفران برابر با 98/0=R2 محاسبه شد. بر اساس آنالیز کلاستر، شهرستانهای مورد مطالعه از نظر شاخصهای تنوع زیستی علفهای هرز در سطح تشابه 75 درصد در سه گروه طبقهبندی شدند.
اثر نسبت های کشت مخلوط ردیفی نخود و زعفران بر عملکرد و برخی خصوصیات رشدی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 93-103
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.17360
قربانعلی اسدی، سرور خرم دل، محمد حسن هاتفی فرجیان
چکیده به منظور بررسی تأثیر نسبتهای کشت مخلوط افزایشی نخود با گیاه نقدینه زعفران بر خصوصیات کمی و عملکرد، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با هفت تیمار و سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در دو سال زراعی 1391-1393 اجرا شد. تیمارها شامل 100% زعفران+20% نخود، 100% زعفران+40% نخود، 100% زعفران+60% نخود، 100% زعفران+80% نخود، 100% زعفران+ 100% نخود و کشت خالص دو گیاه بود. صفات مورد مطالعه شامل ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در بوته، تعداد دانه در غلاف و وزن صد دانه و عملکرد بیولوژیکی و دانه نخود و تعداد گل، وزن تر گل، وزن تر کلاله و وزن خشک کلاله زعفران بودند. نتایج نشان داد که اثر نسبتهای کشت مخلوط با زعفران بر ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی، تعداد غلاف، تعداد دانه در غلاف، تعداد دانه در بوته، عملکرد بیولوژیکی و عملکرد دانه نخود معنیدار بود (05/0p≤). بالاترین عملکرد بیولوژیکی و دانه نخود برای کشت خالص به ترتیب با 3/608 و 9/282 کیلوگرم در هکتار و کمترین مقادیر برای تیمار 100% زعفران+ 100% نخود به ترتیب با 5/122 و 94/55 کیلوگرم در هکتار مشاهده گردید. اثر نسبتهای کشت مخلوط ردیفی با نخود بر تعداد گل، وزن تر گل، وزن تر کلاله و وزن خشک کلاله زعفران در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود (01/0p≤). بالاترین تعداد گل و وزن خشک کلاله زعفران برای کشت خالص به ترتیب برابر با 89/103 گل در متر مربع و 47/0 گرم کلاله در متر مربع و کمترین مقادیر برای 100% زعفران+ 20% نخود به ترتیب با 94/28 گل در بوته و 14/0 گرم کلاله در متر مربع مشاهده گردید. با افزایش درصد حضور نخود از 20 درصد به 100 درصد در کشت مخلوط افزایشی با زعفران، وزن خشک کلاله به ترتیب 142، 116، 41 و 5 درصد افزایش یافت. بدین ترتیب، با توجه کشت مخلوط زعفران با گیاهان تثبیتکننده نیتروژن نظیر نخود را بایستی جهت بهبود عملکرد این گیاه نقدینه به عنوان راهکار جایگزین اکولوژیکی در مدیریت پایدار آن مدنظر قرار داد.
اثر کود دامی و محلول پاشی برگی بر خصوصیات زراعی و عملکرد زعفران (.Crocus sativus L) در مزرعه شش ساله
دوره 3، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 237-249
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.11897
عبداله ملافیلابی، سرور خرم دل
چکیده زعفران (Crocus sativus L.) گرانترین محصول کشاورزی و دارویی است و فراهمی متعادل عناصر غذایی نقش بسیار مهمی در گلانگیزی و بهبود رشد بنههای مادری آن ایفاء میکند. با توجه به اهمیت اثر مدیریت حاصلخیزی خاک بر عملکرد گل زعفران، این آزمایش با هدف بررسی اثر کود دامی و تغذیه برگی بر ویژگیهای بنه دختری و عملکرد گل در مزرعه شش ساله زعفران در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در محل مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد طی دو سال زراعی 93-1392 و 94-1393 اجرا شد. تیمارها شامل یارامیلاکمپلکس (A)، هیومستار (B)، کود کامل (C)، دلفارد (D)، کود دامی از نوع گاوی پوسیده (E)، E+A، E+B، E+C، E+D و شاهد بودند. بیست تن در هکتار کود دامی در اواخر پاییز ماه سال 1392 بر سطح خاک پخش شد. اعمال تیمارهای مختلف تغذیه برگی به صورت محلولپاشی برگی طی سه نوبت در مرحله رشد رویشی زعفران در اول صبح در اوایل و اواخر اسفند و اواخر فروردین ماه (با غلظت هفت میلیگرم بر کیلوگرم) انجام شد. نتایج نشان داد که اثر کود دامی و محلولپاشی بر وزن خشک فلس، برگ و بنه، طول برگ، سرعت ظهور برگ و گل، تعداد گل و وزن تر گل و وزن خشک کلاله زعفران معنیدار (01/0≥p) بود. بالاترین سرعت ظهور برگ و گل برای کود دامی+محلولپاشی با کود کامل به ترتیب با 34/7 برگ در روز و 17/11 گل در روز مشاهده شد. بیشترین وزن تر گل و وزن خشک کلاله برای کود دامی+محلولپاشی با کود کامل به ترتیب با 77/69 و 66/0 گرم بر متر مربع به دست آمد و کمترین میزان برای شاهد با 30/27 و 26/0 گرم بر متر مربع حاصل شد. بدین ترتیب، با در نظر گرفتن لزوم بکارگیری مدیریت اکولوژیک و عدم وجود سیستم ریشهای گسترده در زعفران، توصیه میشود جهت افزایش تولید به ویژه در مزارع چندساله از کودهای آلی به ویژه کود دامی همراه با تغذیه برگی استفاده گردد.
