اثر تلقیح بنه با ریزجانداران مفید و ورمیکمپوست بر عملکرد کمی و کیفی زعفران (Corcus sativus L.) در ارومیه
دوره 13، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 367-388
https://doi.org/10.22048/jsat.2026.578760.1591
پریسا پاشاخانی، سید محمدرضا احتشامی، رضا امیرنیا
چکیده این پژوهش با هدف بررسی خصوصیات کمی و کیفی زعفران (Corcus sativus L.) تحت تأثیر تلقیح بنه با ریزجانداران حلکننده فسفر در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار طی دو سال زراعی 1399-1398 و 1400-1399 در مزرعه پژوهشی دانشگاه ارومیه انجام شد. عوامل مورد بررسی شامل شاهد بدون مصرف کود شیمیائی فسفر و بدون تلقیح بنه، مصرف 100 درصد کود شیمیائی فسفر توصیه شده براساس نتایج آزمون خاک و بدون تلقیح، تلقیح بنه با باکتری سودوموناس (Pseudomonas fluorescens)، تلقیح بنه با قارچ مایکوریزا (Glomus etunicatum)، ورمیکمپوست (10 تن در هکتار در زمان کاشت)، تلقیح بنه با سودوموناس و قارچ مایکوریزا، تلقیح بنه با سودوموناس + ورمیکمپوست، تلقیح بنه با قارچ مایکوریزا + ورمیکمپوست، تلقیح بنه با سودوموناس و قارچ مایکوریزا + ورمیکمپوست بودند. براساس نتایج حاصل از این پژوهش، تیمار تلفیقی ورمیکمپوست با سودوموناس و تیمار قارچ مایکوریزا بر عملکرد کمی و کیفی زعفران اثر مثبت و معنیداری داشت. در بیشتر صفات مورد مطالعه بیشترین مقادیر در تیمارهای تلفیقی کود زیستی بهدست آمد، هر چند این اختلاف در برخی صفات با کود شیمیائی فسفر معنیدار نبود. بیشترین وزن تر و خشک بنهها در تیمار تلفیقی ورمیکمپوست با سودوموناس (3/6 و 8/1 کیلوگرم در مترمربع) و تیمار مایکوریزا (89/5 و 71/1 کیلوگرم در مترمربع)، بیشترین عملکرد وزن تر و خشک کلاله در تیمار تلفیقی ورمیکمپوست با سودوموناس (018/0 و 007/0 گرم در مترمربع) و همچنین تیمار مایکوریزا (017/0 و 005/0 گرم در مترمربع) مشاهده شد. نتایج نشان داد عملکرد تر و خشک خامه زعفران در تیمارهای کود زیستی و همچنین تلفیق کود زیستی با ورمیکمپوست بود که اختلاف معنیداری با کود شیمیائی فسفر و شاهد داشت. بیشترین میزان کروسین در تیمار تلفیقی ورمیکمپوست با مایکوریزا (5/24 %)، تیمار مایکوریزا (8/23 %) و تیمار تلفیقی ورمیکمپوست با سودوموناس و مایکوریزا (7/23 %) بهدست آمد که به ترتیب نسبت به شاهد 61/10، 98/7 و 59/7 درصد افزایش نشان داد. بیشترین میزان سافرانال در تیمار ورمیکمپوست (41 %) مشاهده شد، هر چند که با تیمار تلفیقی ورمیکمپوست با مایکوریزا (37 %) و کود شیمیائی فسفر (39 %) اختلاف معنیداری نداشت. ضمن این که کاربرد کودهای زیستی و تلفیق آنها سبب افزایش میزان پیکروکروسین کلاله زعفران شد، به طوری که اختلاف معنیداری با تیمار کود شیمیائی فسفر نداشت. بهطور کلی با توجه به نتایج بهدست آمده میتوان گفت تغذیه زعفران با ورمیکمپوست و تلقیح با ریزجانداران تأثیر قابلتوجهی بر رشد و عملکرد زعفران داشتند. استفاده از این کودها به عنوان یک رویکرد قابل قبول برای کاهش مصرف بیش از حد کودهای شیمیایی در عین حفظ عملکرد منطقی به نظر میرسد.
پیشبینی عملکرد زعفران برمبنای خصوصیات خاک با استفاده از مدلهای رگرسیونی و شبکههای عصبی مصنوعی در منطقه وامنان استان گلستان
دوره 9، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 159-175
https://doi.org/10.22048/jsat.2020.240519.1404
فاطمه تشکری، علی محمدی ترکاشوند، عباس احمدی، مهرداد اسفندیاری
چکیده زعفران (Crocus sativus L.)یکی از محصولات کشاورزی با ارزش میباشد که فقط در مناطق محدودی از دنیا کشت میشود. امروزه با توجه به ارزش اقتصادی زعفران، کشاورزان زیادی بدون توجه به توانایی و قابلیت اراضی برای کشت این گیاه، صرفاً با توجه به مشابهت اقلیمی اقدام به کشت آن در برخی مناطق کشور نمودهاند که گاهی اوقات نتایج رضایتبخشی در پی نداشته است. پیشبینی عملکرد زعفران با توجه به خصوصیات خاک میتواند به ارزیابی قابلیت اراضی برای کشت این گیاه ارزشمند کمک نماید. بدین منظور در یکی از مناطق جدید کشت زعفران در منطقه وامنان استان گلستان، تعداد 100 نمونه خاک برداشت و خصوصیات فیزیکی و شیمیائی شامل درصد اجزای تشکیل دهنده بخش معدنی بافت خاک، عناصر غذایی فسفر و پتاسیم قابل دسترس، نیتروژن کل، شاخص واکنش خاک، هدایت الکتریکی، ماده آلی و کربنات کلسیم معادل پس از برداشت، وزن تر گل زعفران بر حسب کیلوگرم در هکتار به دست آمد. با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و ایجاد مدلهای متفاوت با مجموعه دادههای متفاوتی از خصوصیات خاک به عنوان ورودی و عملکرد زعفران به عنوان خروجی، توانایی این مدل در پیشبینی عملکرد زعفران با مدلهای رگرسیونی مقایسه شد. بر اساس نتایج ضریب همبستگی، مؤثرترین عوامل بر عملکرد زعفران، فسفر قابل دسترس و ماده آلی بودند. بررسی نتایج مدلهای ایجاد شده در دوره آزمون نشان داد مقادیر ضریب تبیین (R2) از 45/0 تا 89/0 متغیر میباشد. با بررسی مدلهای برتر میتوان نتیجهگیری نمود که مدل بهینه در برآورد عملکرد زعفران وقتی به دست آمد که فسفر، ماده آلی، آهک و پتاسیم ورودیهای مدل بودند و مقادیر R2 و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) آن نیز به ترتیب برابر 874/0 و 996/0 کیلوگرم بر هکتار به دست آمدند.
اثر تراکم کاشت و منابع کودهای آلی و شیمیایی بر جذب فسفر توسط بنههای دختری زعفران طی دوره رشد گیاه
دوره 2، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 289-301
https://doi.org/10.22048/jsat.2015.8622
حسن فیضی، سید محمد سیدی، حسین صحابی
چکیده جهت بررسی اثر تراکم کاشت و منابع کودهای آلی و شیمیایی بر روند تشکیل بنههای دختری زعفران و جذب فسفر توسط آنها، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 12 تیمار و سه تکرار در دانشگاه فردوسی مشهد به اجرا درآمد. منابع مختلف کودی شامل تیمار شاهد (عدم مصرف کود)، کود شیمیایی (150 کیلوگرم در هکتار نیتروژن + 75 کیلوگرم در هکتار فسفر) و کود گاوی (25 تن در هکتار) بهعنوان عامل اول و تراکمهای (25، 50، 75 و 100 بنه در مترمربع) بهعنوان عامل دوم آزمایش بودند. همچنین پنج نمونهبرداری از بنههای زعفران در طی فصل رشد (30 آبان، 30 آذر، 30 دی، 31 فروردین و 31 اردیبهشت) انجام شد. طبق نتایج آزمایش، بیشترین تعداد بنههای دختری کمتر از 4 گرم در بوته (8/5 بنه در بوته) در زمان نمونهبرداری چهارم مشاهده گردید و پس از آن تعداد این بنهها در بوته کاهش یافت. در هر یک از سطوح تراکم، کاربرد کود دامی در مقایسه با کود شیمیایی نقش بیشتری در افزایش معنیدار تعداد، وزن بنههای دختری و میزان جذب فسفر در آنها (1/4 تا 8 و 1/8 تا 12 گرمی در بوته) داشت. همچنین در زمان نمونهبرداری پنجم، کاربرد کود دامی نسبت به کود شیمیایی منجر به افزایش معنیدار تعداد بنههای بیش از 8 گرم در بوته و نیز میزان فسفر در بنههای بیش از 8 گرم در بوته (تا حدود دو برابر) شد. بهنظر میرسد کاهش تراکم کاشت بنهها میتواند از طریق افزایش درصد تشکیل بنههای درشتتر بهازای هر بوته، تا حدودی کاهش عملکرد زعفران در واحد سطح را جبران کند.
