اثر غلظتهای مختلف اکسین بر تخصیص وزن بنه، ویژگیهای زایشی و عملکرد کلاله زعفران (Crocus sativus L.) در کشت ایروپونیک
دوره 13، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 230-247
https://doi.org/10.22048/jsat.2026.557109.1574
روح الله مرادی، حسن فیضی، امیرحسین سعیدنژاد، آرش قلعه گلاب
چکیده چکیده
این پژوهش بهمنظور ارزیابی اثرات پرایمینگ بنههای زعفران با غلظتهای مختلف اکسین (0، 1، 2.5، 5، 10، 25، 50، 100، 250، 500 و 1000 پیپیام) بر صفات رویشی، زایشی و تکثیری در شرایط کشت ایروپونیک انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار طی سالهای 2021–2022 در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید باهنر کرمان اجرا گردید. نتایج نشان داد پاسخ زعفران به پیشتیمار با NAA عمدتاً وابسته به دز بوده و الگوی دوفازی را نشان میدهد. بیشترین تحریک ظهور جوانههای جانبی در غلظتهای پایین مشاهده شد، بهطوریکه غلظتهای 5 و 10 پیپیام بهترتیب موجب افزایش معنیدار میانگین تعداد جوانههای جانبی به میزان حدود 75 و 66 درصد نسبت به شاهد شدند. در مقابل، غلظتهای میانی (بهویژه 50 و 100 پیپیام) تا حدودی تشکیل جوانه را مهار کردند و کمترین مقدار (4/1 جوانه) در غلظت 250 پیپیام ثبت شد. صفات زایشی از یک روند درجهدومی وابسته به دز پیروی کردند، بهگونهای که بیشترین تعداد گل، عملکرد گل و وزن خشک کلاله در غلظت 250 پیپیام بهدست آمد. همچنین طول برگ (4/14 سانتیمتر) و وزن خشک برگ (68/28 گرم در بوته) در این غلظت به بیشینه رسید. از نظر تکثیر بنه، بیشترین تعداد بنههای زایشی به ازای هر 100 بنه مادری در غلظت 10 پیپیام (525 بنه) و کمترین مقدار (258 بنه) در غلظت 250 پیپیام مشاهده شد. با این حال، میانگین وزن بنه زایشی در غلظت 250 پیپیام به حداکثر مقدار (06/11 گرم) رسید. توزیع وزن بنه بهطور قابلتوجهی تحت تأثیر غلظت اکسین قرار گرفت؛ بهطوریکه دزهای پایین (5–10 پیپیام) منجر به تولید سهم بیشتری از بنههای کوچک (<5 گرم؛ حدود 73% در 5 پیپیام و 63٪ در 10 پیپیام) شدند، در حالیکه غلظت 250 پیپیام سهم بنههای درشت (>10 گرم) را به حدود 45٪ افزایش داد. در مجموع، نتایج نشان میدهد که غلظتهای پایین اکسین (5–10 پیپیام) برای تکثیر انبوه مناسبتر هستند، در حالیکه سطوح میانی، بهویژه 250 پیپیام، برای افزایش عملکرد گل و تولید بنههای درشتتر که از نظر اقتصادی و تولیدی مطلوبترند، توصیه میشوند.
تأثیر کاربرد سطوح مختلف ماده آلی بر کاهش اثرات منفی تنش خشکی در گیاه زعفران (Crocus sativus L.)
دوره 12، شماره 3، 1403، صفحه 261-282
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.476495.1540
روح الله مرادی، شیما رمضانی، سیدمسعود ضیائی
چکیده زعفران دارای مقاومت نسبی به تنش خشکی است، اما تایید شده است به دلیل عدم توسعهیافتگی ریشههای این گیاه، تنش خشکی باعث کاهش رشد و عملکرد زعفران میشود. در این تحقیق بهمنظور بررسی پتانسیل ماده آلی بر کاهش شدت تنش خشکی بر گیاه زعفران، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار بهصورت گلدانی در دانشگاه تربت حیدریه در سال 1403-1402 انجام شد. تیمارها شامل دو سطح تنش خشکی (عدم تنش (90 درصد ظرفیت زراعی) و تنش (50 درصد ظرفیت زراعی)) و اضافه کردن پنج سطح ماده آلی (ترکیب کود دامی و خاکبرگ به نسبت 3 به 1) به خاک شامل 5/2، 5، 10، 20 و 40 درصد بود و در تیمار شاهد از هیچ ماده آلی استفاده نشد. صفات مورد بررسی شامل طول برگ، وزن برگ، وزن ریشه، تعداد بنه، وزن بنه، کارایی مصرف آب و غلظت و جذب عناصر نیتروژن، فسفر، پتاسیم بود. نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد تنش خشکی در کلیه سطوح ماده آلی، تأثیر منفی بر صفات رشدی مورد بررسی داشت. بهعنوان مثال در تیمار عدم مصرف ماده الی، کمبود آب به ترتیب منجر به کاهش 67 و 58 درصدی میانگین وزن بنه و کلاله نسبت به عدم تنش شد. در کلیه سطوح ماده آلی، غلظت نیتروژن و پتاسیم در شرایط تنش بیشتر از عدم تنش بود ولی غلظت فسفر در شرایط عدم تنش بیشتر از تنش بود. کاربرد کلیه سطوح ماده آلی منجر به افزایش شاخصهای مورد بررسی هم در شرایط تنش و هم عدم تنش شد که اثر آن در شرایط تنش مشهودتر بود. در شرایط عدم تنش، اختلاف معنیداری از نظر صفات مورد بررسی بین سطوح 20 و 40 درصد ماده آلی مشاهده نشد ولی در شرایط تنش خشکی، بیشترین میزان صفات مورد ارزیابی در زمان استفاده از 40 درصد ماده آلی بدست آمد که اختلاف معنیداری با دیگر سطوح دارا بود. در شرایط تنش خشکی، کاربرد 40 درصد ماده آلی منجر به افزایش میانگین وزن بنه از 13/2 به 34/8 گرم شد. در سطوح 0، 5/2، 5، 10 و 20 درصد ماده آلی کارایی مصرف آب در شرایط عدم تنش بهطور معنیداری بیشتر از کمبود آب بود ولی این شاخص در سطح 40 درصد ماده آلی در شرایط تنش خشکی (82/1 کیلوگرم بر مترمکعب) بهطور معنیداری بیشتر از عدم تنش (48/1 کیلوگرم بر مترمکعب) بود. بهطورکلی، نتایج این تحقیق نشان داد که کاربرد ماده آلی میتواند به میزان چشمگیری اثرات منفی تنش خشکی را تعدیل نموده و باعث افزایش معنیدار رشد برگ و بنه زعفران در این شرایط شود. در کشت گلدانی، باتوجه به کارایی اقتصادی کاربرد 20 درصد ماده آلی در شرایط تنش توصیه می شود. برای اجرا در مقیاس بزرگتر، نیاز است این آزمایش برای شرایط مزرعهای نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.
بررسی تاثیر پیش تیمار بنه بر برخی خصوصیات فیزیولوژیکی و بنه دختری زعفران (Crocus sativus L.) در شرایط تنش خشکی
دوره 12، شماره 1، 1403، صفحه 27-40
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.436406.1519
سید مسعود ضیائی، حسن فیضی، عباس خاشعی سیوکی، حسین صحابی
چکیده زعفران گیاه ارزشمندی است که در سیکل زندگی خود، عموماً با تنش کم آبی روبرو است. از این رو، به منظور بررسی اثر پرایمینگ پیاز زعفران بر خصوصیات بنه و فیزیولوژیک این محصول تحت شرایط تنش خشکی، آزمایشی بصورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار به اجرا در آمد. تیمارهای آزمایش شامل دو سطح آبیاری بر اساس 70 و 50 درصد ظرفیت زراعی به عنوان کرت اصلی و شش -تیمار پرایمینگ بنه شامل عدم پرایمینگ (شاهد)، نیترات پتاسیم، اکسین، جیبرلین، نانو ذره دیاکسید سیلیسم و هیدروپرایمینگ به عنوان کرت فرعی بودند. نتایج نشان داد که افزایش شدت تنش خشکی از 70 به 50 درصد ظرفیت مزرعه، به ترتیب باعث افزایش 5/38، 1/59 و 3/57 درصدی در مقدار کلروفیل a، کلروفیل b و کاروتنوئیدها و کاهش 6/32 و 20 درصدی به ترتیب در نسبت کلروفیل a/b و میزان پروتئین گردید. پرایمینگ پیاز مادری با دو هورمون اکسین و جیبرلین، بطور معنیداری میزان پروتئین را افزایش داد و بیشترین وزن بنه دختری در سطح تیماری هورمون جیبرلین، به میزان 72/3 گرم در بوته مشاهده شد. دو سطح تیماری هورمون جیبرلین و اکسین، در شرایط تنش خشکی ملایم، بطور معنیداری بیشترین تعداد بنه دختری را از خود نشان دادند و هورمون جیبرلین، در شرایط تنش خشکی ملایم، بطور معنی-داری بیشترین قطر بنه دختری، به میزان 28 میلیمتر را به خود اختصاص داد. در مجموع پرایمینگ پیاز زعفران با دو هورمون جیبرلین و اکسین جهت بهبود صفات فیزیولوژیک و خصوصیات بنه خصوصاً در شرایط وقوع تنش خشکی توصیه میگردد.
پاسخ رشدی بنه های دختری زعفران به شرایط نگهداری بنه مادری در طی دوره رکود تابستانه
دوره 11، شماره 4، 1402، صفحه 345-370
https://doi.org/10.22048/jsat.2023.406637.1495
سجاد مرادی مقدم، حمیدرضا فلاحی، محمدعلی بهدانی، سهراب محمودی
چکیده شرایط نگهداری بنة مادری زعفران در طی دورة رکود تابستانه، شامل مراحل خواب حقیقی و خواب ظاهری، رشد رویشی و فرایند تولید بنههای دختری را تحت تأثیر قرار میدهد و از اینرو انجام مطالعات علمی در این زمینه ضروری است. در این راستا، آزمایشی مزرعهای در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 99-1398 در شهرستان قاینات اجرا شد. تیمارهای آزمایش عبارت بودند از: 1- کشت بنهها در 15 خردادماه و استقرار در دمای محیط، 2- کشت بنهها در 15 خردادماه + مصرف بقایای گیاهی، 3- کشت بنهها در 15 خردادماه + انجام آبیاری تابستانه، 4- نگهداری بنهها در محیط آزاد (سایه و دمای 30 تا 32 درجة سانتیگراد) به مدت سه ماه و کشت آنها در 15 شهریور، 5- نگهداری بنهها در انکوباتور (دمای ثابت 25 درجه سانتیگراد و محیط تاریک) به مدت سه ماه و کشت آنها در 15 شهریورماه، 6- نگهداری بنهها در انکوباتور (با دمای متغیر 20، 25 و مجدد 20 درجة سانتیگراد و به مدت یک ماه در هر دما) و کشت آنها در 15 شهریورماه و 7- نگهداری تلفیقی بنهها در محیط آزاد (دو ماه از 15 خرداد تا 15 مرداد) و انکوباتور (یک ماه در دمای 25 درجه سانتیگراد از 15 مرداد تا 15 شهریور) و کشت آنها در 15 شهریورماه. صفات مورد مطالعه شامل طول، تعداد و وزن برگ، تعداد و وزن کل بنههای دختری، وزن بنه دختری اصلی، متوسط وزن بنه و نیز تعداد و عملکرد بنههای دختری در گروههای وزنی مختلف بودند. نتایج نشان داد که تیمار کشت گیاه در 15 خرداد همراه با مصرف بقایای گیاهی بیشترین مقادیر طول و تعداد برگ (به ترتیب 35 سانتیمتر و 9 عدد در بنه) را سبب گردید. انکوباسیون بنهها در دمای متغیر و سپس کشت آنها در شهریور منجر به افزایش معنیدار وزن کل بنههای دختری شد، در حالی که انکوباسیون در دمای ثابت و کشت در شهریورماه بیشترین اثر را بر تعداد بنه در واحد سطح داشت (2022 عدد در متر مربع). بیشترین و کمترین مقدار متوسط وزن هر بنة دختری بهترتیب در تیمارهای کشت در خرداد + مصرف بقایای گیاهی (23/7 گرم) و انکوباسیون در دمای ثابت (22/2 گرم) + کشت در شهریور حاصل شد؛ که در مقایسه با متوسط وزن بنههای مادری کشت شده (15 گرم) کاهش یافت. تیمار کاشت در خرداد + مصرف بقایای گیاهی باعث کاهش تعداد بنههای ریز با وزن کمتر از 6 گرم و افزایش تعداد بنههای دختری در گروههای وزنی 9 تا 12 و 12 تا 15 گرم شد. نگهداری بنههای مادری در دمای متغیر انکوباتور + کشت در شهریور منجر به افزایش تعداد و عملکرد بنههای دختری با وزن بیش از 15 گرم شد. در مجموع، تیمارهای کاشت بنه در خرداد همراه با مصرف بقایای گیاهی و نگهداری بنههای مادری در دمای متغیر انکوباتور و سپس کاشت آنها در شهریور که بهترتیب 66 و 61 درصد از عملکرد بنههای دختری تولید شده در آنها در گروههای وزنی بیش از 9 گرم قرار گرفتند، به عنوان تیمارهای برتر از نظر بهبود رشد بنههای دختری زعفران شناسایی و معرفی شدند.
تحلیل و توصیف مهمترین عوامل زراعی مؤثر بر خلاء عملکرد مزارع زعفران
دوره 11، شماره 1، 1402، صفحه 23-51
https://doi.org/10.22048/jsat.2022.359357.1468
حمید رضا فلاحی، علیجان سالاریان
چکیده این پژوهش توصیفی بهصورت مصاحبه و تکمیل پرسشنامه (125 عدد) در بین کشاورزان زعفرانکار شهرستان تربتحیدریه در سال 1399-1400 انجام گرفت. هدف از اجرای این تحقیق توصیف مهمترین دلایل بالا بودن خلاء عملکرد مزارع زعفران از طریق مقایسه مهمترین عملیات زراعی مرتبط با زراعت این گیاه در بین سه گروه از کشاورزان (معمولی، ماهر و پیشرو یا خبره) و نیز مقایسه روشهای بکارگیری شده توسط کشاورزان با توصیههای کارشناسان علم زعفران بود. تقسیمبندی کشاورزان در هر یک از سه گروه، بر اساس عملکرد کلاله در ارتباط با سن مزرعه بود. قبل از تحقیق روایی پرسشنامه تأیید شد و پایایی آن نیز با استفاده از روش بازآزمایی تعیین گردید. نتایج نشان داد، هیچکدام از کشاورزان معمولی و ماهر تحصیلات کشاورزی نداشتند، در حالیکه 15 درصد از کشاورزان پیشرو دارای تحصیلات کشاورزی بودند. میانگین سالهای تحصیلات کشاورزان معمولی، ماهر و پیشرو به-ترتیب 1/7، 5/7 و 9/10 سال بود. بیشترین تعداد کشاورزان معمولی و ماهر (بهترتیب 2/46 و 7/35 درصد) در شهریور و بیشترین تعداد کشاورزان پیشرو (5/37 درصد) در خردادماه کشت زعفران را انجام میدهند. میانگین مصرف بنه توسط کشاورزان معمولی، ماهر و پیشرو بهترتیب 9/8، 9/8 و 5/10 تن در هکتار و میانگین مقدار توصیه شده توسط کارشناسان 4/10 تن در هکتار بود. تمامی کارشناسان زراعت زعفران روش کشت دانهتسبیحی را توصیه نمودند که بهترتیب با رویة 30، 1/43 و 4/44 کشاورزان معمولی، ماهرو پیشرو هماهنگی داشت. حداقل وزن بنه توصیه شده توسط کارشناسان کشاورزی 8 گرم بود، که از این نظر 7/18 درصد کشاورزان معمولی، 25 درصد کشاورزان ماهر و 100 درصد کشاورزان پیشرو با این توصیه هماهنگی داشتند. وجین دستی رایج-ترین روش کنترل علفهای هرز در بین کشاورزان بود و توصیة اکثر کارشناسان مبنی بر حفظ بقایای برگ زعفران بهعنوان مالچ، توسط بیشتر کشاورزان اعمال نمیشود. بیشتر کارشناسان بهرهبرداری از مزرعه به مدت 5 تا 6 سال و بیشتر کشاورزان بهرهبرداری به مدت 7 تا 8 سال را مناسب دانستند. در مجموع، پایین بودن سطح دانش عمومی و زراعی، روش کاشت کپهای، کاشت بنههای مادری با وزن کم، تاریخ کاشت نامناسب و بهرهبرداری طولانیمدت از مزرعه از جمله مهمترین موارد مدیریت ناصحیح مزارع زعفران خصوصاً توسط کشاورزان معمولی بود.
اثر انواع مالچ شیمیایی و آلی بر جمعیت علفهای هرز و خصوصیات رشدی و عملکردی زعفران در منطقه قائنات
دوره 9، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 143-158
https://doi.org/10.22048/jsat.2021.267233.1417
زهره ناتوان، روح الله مرادی، مهدی نقی زاده، نسیبه پورقاسمیان
چکیده بهمنظور بررسی تأثیر انواع مختلف مالچ شیمیایی و آلی بر تراکم و زیست توده علفهای هرز و برخی خصوصیات زراعی زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه چهار ساله زعفران در شهرستان قاین در سال 1397 تا 1399 اجرا شد. تیمارها شامل استفاده از انواع مختلف مالچ برای کنترل علف هرز شامل عدم کنترل، وجین دستی، پلاستیک شفاف و پلاستیک سیاه (به ضخامت 15 تا 20 میکرومتر)، بقایای برگ انگور، کلش گندم، برگ انار، برگ پسته، کلش جو، تفاله موم زنبور عسل و پوشال بنه زعفران (به ضخامت 5 تا 10 سانتیمتر) بود. نتایج نشان داد که کلیه مالچهای مورد استفاده به استثنای پلاستیک شفاف باعث کاهش معنی دار تعداد گونه، تراکم، وزن خشک و تنوع شانون علف هرز نسبت به تیمار عدم وجین شدند. پایینترین وزن خشک علفهای هرز مربوط به مالچ پلاستیک سیاه (22/52 گرم علف هرز در متر مربع) و کلش گندم (123 گرم علف هرز در متر مربع) بود. رابطه منفی بین وزن (R=-0.79) و تراکم علف هرز (R=-0.68) با عملکرد زعفران وجود داشت. استفاده از کلیه مالچهای مورد بررسی بجز پلاستیک شفاف باعث افزایش معنی دار عملکرد بنه، گل و کلاله زعفران نسبت به شرایط عدم وجین شدند. تفاله موم زنبور عسل و کلش گندم به ترتیب بالاترین تعداد گل (151 و 135 گل در متر مربع) و عملکرد کلاله (89/4 و 32/4 کیلوگرم در هکتار) را دارا بودند، که به ترتیب باعث افزایش 213 و 177 درصدی عملکرد کلاله نسبت به تیمار عدم وجین شدند. مالچ پلاستیک سیاه، برگ انار و برگ انگور اختلاف معنی داری با تیمار وجین دستی از نظر رشد و عملکرد زعفران نشان ندادند. بطور کلی، نتایج تایید نمود که استفاده از کلیه مالچهای مورد استفاده به استثنای پلاستیک شفاف منجر به کنترل مناسب علف هرز و بهبود خصوصیات عملکردی زعفران نسبت به عدم وجین شدند و قابل توصیه برای کشاورزان میباشند.
تأثیر پرایمینگ بنه با اسید سالیسیلیک و وزن بنه مادری بر گلدهی و خصوصیات کیفی کلاله زعفران
دوره 7، شماره 1، بهار 1398، صفحه 41-53
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.96404.1254
شیرین انصاریان مهابادی، ایرج اله دادی، مجید قربانی جاوید، الیاس سلطانی
چکیده اسید سالیسیلیک یکی از هورمون های گیاهی است که نقش محوری در تنظیم رشد و فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاهان ایفا میکند. به منظور مطالعه تأثیر هورمون اسید سالیسیلیک و وزن بنه مادری بر گل دهی زعفران، آزمایشی در سال 96- 95 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی زعفران پردیس ابوریحان دانشگاه تهران انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل پیش تیمار بنه با هورمون اسید سالیسیلیک (شاهد و کاربرد با غلظت 1 و 2 میلی مولار) و وزن بنه مادری شامل بنههای ریز با وزن (3 تا 5 گرم) و بنه های درشت با وزن (5 تا 8 گرم) بودند. نتایج نشان داد که اثر وزن بنه مادری بر صفات عملکردی شامل وزن تر گل، طول گل، وزن تر کلاله، وزن تر مادگی، طول کلاله، طول مادگی و بر صفات کیفی کلاله شامل میزان کروسین، پیکروکروسین و سافرانال معنی دار بود. مقدار این صفات در شرایط استفاده از بنه های مادری درشت نسبت به بنه ریز بیشتر بود. اثر وزن بنه مادری بر صفت وزن خشک کلاله در این پژوهش معنی دار نبود. هرچند اثر متقابل اسید سالیسیلیک و وزن بنه مادری بر صفات مورد بررسی معنی دار نبود، اما نتایج مقایسه میانگین ها نشان داد تیمار پرایمینگ بنه با غلظت 2 میلی مولار اسید سالیسیلیک بیشترین وزن تر گل (99.5 کیلوگرم در هکتار)، وزن خشک کلاله (1.45 کیلوگرم در هکتار) و کمترین زمان تا سبز شدن (47 روز پس از کاشت) را منجر شد. همچنین بیشترین میزان ماده مؤثره پیکروکروسین، مربوط به تیمار پرایمینگ بنه با غلظت 1 میلی مولار اسید سالیسیلیک بود. میزان کروسین در تیمار پرایمینگ بنه با غلظت 2 میلی مولار اسید سالیسیلیک و میزان سافرانال در سطح 1 میلی مولار بیشتر بود. به طور کلی نتایج این آزمایش نشان داد که کاشت بنه های مادری درشت همراه با کاربرد اسید سالیسیلیک باعث بهبود برخی خصوصیات کمی و کیفی کلاله زعفران گردید.
مقایسه تأثیر روش ها و سطوح آبیاری بر سطح برگ و تولید بنه دختری در گیاه زعفران (.Crocus sativus L)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 279-290
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.46986.1137
محمد کریمی فرزقی، حمیدرضا خزاعی، محمد کافی، احمد نظامی
چکیده به منظور مقایسه تأثیر روشها و سطوح آبیاری بر سطح برگ و تولید بنه دختری در گیاه زعفران آزمایشی در سال زراعی 93-1392 بهصورت اسپلیتپلات در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در منطقه جلگهرخ تربت حیدریه اجرا شد. عامل اصلی شامل سه روش آبیاری (کرتی، قطرهای و بارانی) و عامل فرعی سه سطح آبیاری (100، 75 و 50 درصد نیاز آبی زعفران) بود. صفات مورد بررسی شامل وزن خشک، تعداد، قطر و طول برگ، وزن خشک، اندازه و تعداد بنه دختری و نیز وزن و طول غلاف بودند. نمونهبرداریهای آزمایش برای تعیین صفات برگ و غلاف در 10 اردیبهشت و برای تعیین صفات بنه در 10 خردادماه 93 انجام گرفت. نتایج نشان داد در تیمارهای روش آبیاری، بیشترین وزن خشک بنه، وزن برگ و غلاف، اندازه و تعداد بنه دختری، تعداد، قطر و طول برگ در روش آبیاری قطرهای مشاهده شد. همچنین بهترین عملکرد بنه نیز در روش آبیاری قطرهای و کمترین میزان این شاخص در روش آبیاری کرتی بهدست آمد، آبیاری زعفران به روش قطرهای باعث افزایش تعداد بنههای دختری نسبت به دو روش بارانی و کرتی (به ترتیب 10 و 34 درصد) شد. اثر سطوح آبیاری نیز بر اغلب صفات مورد بررسی معنیدار بود و بیشترین میزان عملکرد مربوط به سطح آبیاری 100 درصد و کمترین مقدار آن مربوط به تیمار تأمین 50 درصد نیاز آبی بود، کاهش آبیاری از سطح 100 به 50 درصد نیاز آبی گیاه، تعداد بنههای دختری و وزن آ نها را شدیداً کاهش داد (به ترتیب 62 و 86 درصد). در مجموع بیشترین سطح فتوسنتزی گیاه زعفران و نیز حداکثر تعداد کل و وزن کل بنههای دختری در روش آبیاری قطرهای و در سطح تأمین 100 درصد نیاز آبی بهدست آمد.
اثرات دگر آسیبی عصاره اندامهای مختلف گیاه زعفران بر رشد و جوانهزنی علف های هرز جوموشی (.Hordeum murinum L) و خاکشیر (.Descurainia sophia L)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 219-236
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.62688.1197
سید علیرضا موسوی، حسن فیضی، احمد احمدیان، ابراهیم ایزدی دربندی
چکیده به منظور بررسی اثر دگرآسیبی اندامهای زعفران بر رشد و جوانهزنی دو گونه علف هرز جوموشی و خاکشیر آزمایشی در دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تربت حیدریه در سال 1394 انجام شد. آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار انجام شد. تیمارها شامل عصاره اندامهای زعفران در سه سطح برگ، بنه و ترکیب برگ و بنه و غلظتهای مختلف هر عصاره در شش سطح (صفر، 1، 5/2، 5، 10 و 20 درصد) بودند. نتایج نشان داد که عصاره زعفران دارای آثار منفی بر رشد و پارامترهای جوانهزنی شامل طول و وزن ریشه، ساقه و گیاهچه، سرعت جوانهزنی، درصد جوانهزنی، شاخص بنیه بذر و تعداد بذر نرمال در هر دو گونه علف هرز بود. بیشترین سرعت جوانهزنی در علف هرز جوموشی (48/10) در کاربرد 5/2 درصد عصاره برگ و بنه به دست آمد. همچنین در این علف هرز بالاترین شاخص بنیه بذر با میانگین 75/21 در کاربرد 5/2 درصد عصاره برگ و کمترین آن با میانگین 75/10 در کاربرد 20 درصد عصاره برگ و بنه به دست آمد. در علف هرز خاکشیر بالاترین شاخص بنیه بذر (21) و تعداد بذر نرمال (75/15) به ترتیب در غلظت یک درصد عصاره برگ و بنه و غلظت 5/2 درصد عصاره بنه و کمترین آنها در 20 درصد عصاره برگ و بنه مشاهده شد. کاربرد عصاره برگ و بنه نسبت به عصاره برگ و بنه بهصورت جدا بهطور معنیداری باعث کاهش صفات جوانهزنی شد. بهطورکلی نتایج نشان داد که استفاده از عصاره زعفران در غلظتهای 10 و 20 درصد بهطور مؤثری سبب کاهش رشد و نمو علفهای هرز جوموشی و خاکشیر در مرحله جوانهزنی میشود.
تأثیر وزن بنه مادری و محلولپاشی برگی بر عملکرد گل و بنه دو توده زعفران (.Crocus sativus L) ایرانی و اسپانیایی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 123-131
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.40888
حسین صحابی، محسن جهان، علیرضا کوچکی، مهدی نصیری محلاتی
چکیده اندازه بنه مادری، مدیریت تغذیهای و نوع بنه از مهمترین عوامل در تعیین عملکرد و کیفیت زعفران ((Crocus sativus L. به شمار میروند. بهمنظور بررسینقش وزن بنه مادری و محلولپاشی برگی بر عملکرد گل و بنه دو توده زعفران ایرانی و اسپانیایی آزمایشی طی دو سال زراعی (94-1393، 93-1392) در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. آزمایش بهصورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام گرفت. تیمارهای آزمایش شامل نوع بنه در دو سطح (ایرانی و اسپانیایی)، وزن بنه مادری در سه سطح (8 - 1، 15- 1/8 و 23- 1/15 گرم) و محلولپاشی برگی در دو سطح (صفر و 7 درصد کود کامل شامل فسفیت پتاسیم و بیومین) بود. بر اساس نتایج آزمایش، با افزایش وزن بنه مادری، تعداد گل در هر مترمربع، وزن گلتر و عملکرد کلاله خشک زعفران بهطور معنیداری افزایش یافت. علاوه بر این، استفاده از بنه مادری بزرگتر بهطور معنیداری منجر به افزایش تعداد بنه دختری و عملکرد کل بنههای دختری شد. اثر محلولپاشی برگی نیز بر تعداد گل در واحد سطح و عملکرد کلاله خشک زعفران معنیدار بود، ولی بر تعداد کل بنه دختری در واحد سطح تأثیر معنیداری نداشت. اثر نوع بنه بر تعداد گل در واحد سطح، وزنتر گل، وزن خشک (کلاله + خامه) و وزن خشک بنه معنیدار بود؛ بنابراین، بیشترین تعداد گل (6/48 در مترمربع)، وزنتر گل (3/24 گرم در مترمربع) و وزن خشک کلاله + خامه (25/0 گرم در مترمربع) مربوط به اندازه بنه مادری 1/15 تا 23 گرم و کمترین مقدار مربوط به اندازه بنه کمتر از 8 گرم بود. همچنین بیشترین تعداد گل (7/43 در مترمربع)، وزنتر گل (8/21 گرم در متر مربع) و وزن خشک گل (23/0 گرم در مترمربع) طی دو سال آزمایش مربوط به بنههای ایرانی بود. بر اساس نتایج، استفاده از بنههای مادری ایرانی با وزن مناسب جهت کاشت (بیش از 15 گرم) همراه با محلولپاشی برگی میتواند در افزایش عملکرد گل و بنه زعفران مفید باشد.
ارزیابی سازگاری اکوتیپهای مختلف زعفران زراعی با شرایط آب و هوایی شهرستان مراغه
دوره 3، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 107-119
https://doi.org/10.22048/jsat.2015.10380
امین انصاف، بهمن زاهدی، علی اصغر علیلو
چکیده بهمنظور بررسی سازگاری برخی اکوتیپهای زعفران زراعی (sativusCrocus) نسبت به شرایط اقلیمی شهرستان مراغه، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و طی دو سال متوالی (1392-1393) اجرا شد. اکوتیپهای موردمطالعه شامل بردسکن، سبزوار، تربتحیدریه، کاشمر، تایباد، آبرود، دوغآباد، اسفیوخ، مرند 1، مرند 2، بناب 1 و بناب 2 بودند. صفات مورد ارزیابی شامل وزن تر کلاله، وزن خشک کلاله، طول خامه، طول کلاله، درصد سبز شدن، سرعت سبز شدن، ارتفاع گل، درصد گلدهی، سرعت گلدهی، وزن تر و خشک گل و عملکرد خشک کلاله در واحد سطح بود. نتایج نشان داد تمامی اکوتیپها از درصد سبز شدن و استقرار خوبی در سال اول برخوردار بودند، ولی با شروع یخبندان، اکوتیپهای آبرود، اسفیوخ و تایباد سازگاری کمتری به دماهای پایین نشان دادند. بین اکوتیپها از لحاظ صفات تعداد گل در واحد سطح، درصدگلدهی، درصد سبز شدن و میانگین وزن تر گل در سطح احتمال 05/0 اختلاف معنیداری وجود داشت. همچنین اختلاف آماری معنیداری در سطح احتمال 01/0 برای سرعت گلدهی و سبز شدن در بین اکوتیپهای موردبررسی مشاهده شد. بالاترین درصد سبز شدن در سال دوم مربوط به اکوتیپ مرند 2 بود، ولی اکوتیپ سبزوار بالاترین سرعت گلدهی و بیشترین درصد گلدهی را به خود اختصاص داد. با وجود پایین بودن عملکرد اکوتیپهای مرند 1 و سبزوار در سال استقرار، این دو اکوتیپ در سال دوم بیشترین عملکرد را نشان دادند، بهطوریکه مقدار تولید سال دوم اکوتیپ سبزوار 5/1 کیلوگرم در هکتار و اکوتیپ مرند 1 4/1 کیلوگرم در هکتار بود. در مجموع، نتایج نشان داد که اکوتیپهای مرند جهت کاشت در شهرستان مراغه مناسب بوده و استفاده از بنههای خارج از استان توصیه نمیگردد.
اثر تراکم کاشت و منابع کودهای آلی و شیمیایی بر جذب فسفر توسط بنههای دختری زعفران طی دوره رشد گیاه
دوره 2، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 289-301
https://doi.org/10.22048/jsat.2015.8622
حسن فیضی، سید محمد سیدی، حسین صحابی
چکیده جهت بررسی اثر تراکم کاشت و منابع کودهای آلی و شیمیایی بر روند تشکیل بنههای دختری زعفران و جذب فسفر توسط آنها، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 12 تیمار و سه تکرار در دانشگاه فردوسی مشهد به اجرا درآمد. منابع مختلف کودی شامل تیمار شاهد (عدم مصرف کود)، کود شیمیایی (150 کیلوگرم در هکتار نیتروژن + 75 کیلوگرم در هکتار فسفر) و کود گاوی (25 تن در هکتار) بهعنوان عامل اول و تراکمهای (25، 50، 75 و 100 بنه در مترمربع) بهعنوان عامل دوم آزمایش بودند. همچنین پنج نمونهبرداری از بنههای زعفران در طی فصل رشد (30 آبان، 30 آذر، 30 دی، 31 فروردین و 31 اردیبهشت) انجام شد. طبق نتایج آزمایش، بیشترین تعداد بنههای دختری کمتر از 4 گرم در بوته (8/5 بنه در بوته) در زمان نمونهبرداری چهارم مشاهده گردید و پس از آن تعداد این بنهها در بوته کاهش یافت. در هر یک از سطوح تراکم، کاربرد کود دامی در مقایسه با کود شیمیایی نقش بیشتری در افزایش معنیدار تعداد، وزن بنههای دختری و میزان جذب فسفر در آنها (1/4 تا 8 و 1/8 تا 12 گرمی در بوته) داشت. همچنین در زمان نمونهبرداری پنجم، کاربرد کود دامی نسبت به کود شیمیایی منجر به افزایش معنیدار تعداد بنههای بیش از 8 گرم در بوته و نیز میزان فسفر در بنههای بیش از 8 گرم در بوته (تا حدود دو برابر) شد. بهنظر میرسد کاهش تراکم کاشت بنهها میتواند از طریق افزایش درصد تشکیل بنههای درشتتر بهازای هر بوته، تا حدودی کاهش عملکرد زعفران در واحد سطح را جبران کند.
بررسی برخی پاسخهای فیزیولوژیک سه توده بومی زعفران (.Crocus sativus L) ایران به تنش شوری
دوره 2، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 127-136
https://doi.org/10.22048/jsat.2014.7270
مهدی نقی زاده، محمود غلامی شبستری، محدثه شمس الدین سعید
چکیده بهمنظور بررسی اثر تنش شوری بر برخی رفتارهای فیزیولوژیکی گیاه زعفران، سه توده بومی جمعآوریشده از شهرستانهای گناباد، فردوس و تربتحیدریه تحت اثر شوری آب آبیاری با مقادیر هدایت الکتریکی5/0، 3، 6، 9 و 12 دسی زیمنس بر متر طی دو سال آزمایشی در زیر یک محافظ باران و در گلدان در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات شوری یزد انجام شد که سه سطح توده بومی و پنج سطح شوری در آنها بهصورت فاکتوریل توزیع شدند. پس از سبز شدن یکنواخت بنهها، بهتدریج و با فواصل زمانی هفتگی، آبشور با هدایت الکتریکی موردنظر برای آبیاری هر گلدان اضافه شد و کسر آبشویی 30 درصد برای کنترل شوری خاک اعمال گردید. نتایج نشان داد که با افزایش میزان شوری، محتوی نسبی آب 26/6 درصد، وزن خشک اندام هوایی 80/19 درصد، تعداد کل برگ 042/17 درصد، وزن خشک بنه 42/49 درصد، غلظت قندهای احیاکننده در بنه و برگ 36/43 و 72/23 درصد کاهش و میزان نشت یونی غشاء سلولی در بنه و برگ 34 و 27 درصد، غلظت یون سدیم 70 درصد، نسبت سدیم به پتاسیم 66/66 درصد و غلظت پرولین در برگ 88/2 برابر نسبت به شاهد افزایش یافت، که در اکثر موارد این نوسانات با اعمال تنش 3 دسی زیمنس بر متر آب آبیاری مشاهده میگردد. نتایج همچنین نشان داد که توده بومی گناباد ازنظر صفات رشدی مثل تعداد کل برگ، وزن خشک اندام هوایی و تعداد کل بنه نسبت به دو توده دیگر برتری دارد اما ازنظر مقدار کلروفیل b، مجموع کلروفیل a و b، توده بومی فردوس از برتری نسبی برخوردار است.
بررسی اثر تاریخ، عمق و فاصله کاشت بر رشد بنه و عملکـرد کلاله زعـفران (.Crocus sativus L) در لنگرود گیلان
دوره 2، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 137-144
https://doi.org/10.22048/jsat.2014.7271
سید مصطفی صادقی، گلنوش دهنادی مقدم، حمیدرضا درودیان
چکیده بهمنظور بررسی بهترین اثر تاریخ، عمق و فاصله کاشت بر خصوصیات رشد و عملکرد زعفران (.Crocus sativus L) در لنگرود گیلان، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در شهرستان لنگرود در سال زراعی 1391-1390 اجرا گردید. فاکتورهای آزمایش شامل تاریخ کاشت (A) در سه سطح (25 تیرa1:، 25 مردادa2: و 25 شهریورa3: )، عمق کاشت (B) در دو سطح (سانتیمتر 5b1: و سانتیمتر 10b2:) و فاصله بوته روی ردیف (C) در دو سطح (سانتیمتر 5c1: و سانتیمتر 10c2:) در نظر گرفته شد. صفات اندازهگیری شده شامل عملکرد کلاله خشک، وزن تر گلبرگ، وزن خشک برگ، طول کلالهها، طول گل، تعداد گل در مترمربع و تعداد روز از کاشت تا گلدهی زعفران بود. نتایج نشان داد، اثر فاکتورهای تاریخ کاشت، عمق و فاصله کاشت بر وزن خامه و کلاله، وزن ترگل، تعداد گل در مترمربع و تعداد روز از کاشت تا گلدهی در سطح احتمال 1درصد معنیدار است. اثر فاکتور B (عمق کاشت) بر وزن کلاله و خامه معنیدار نشد. همچنین اثر متقابل A×B بر وزن خشک برگ، وزن کلاله و خامه و تعداد روز از کاشت تا گلدهی در سطح احتمال 5 درصد معنیدار شد. اثر متقابل ACبر وزن کلاله و خامه و تعداد گل در مترمربع معنیدار بود. اثر متقابل BCتنها بر صفت وزن خشک برگ معنیدار شد تاریخ کاشت شهریور و فاصله کاشت 5 سانتیمتر (a3c1) بیشترین عملکرد کلاله و خامه ( 9/4 کیلوگرم در هکتار) و تعداد گل را (67/64) به همراه داشت. تراکم 5 × 25 سانتیمتر بالاترین عملکرد را بر صفت وزن کلاله و خامه و وزن خشک برگ را نشان داد و تاریخ کاشت تیر و فاصله کاشت 10 سانتیمتر (a1c2) کمترین عملکرد کلاله و خامه (3/1کیلوگرم در هکتار) و تعداد گل را (83/19) به همراه داشت. بیشترین وزن خشک برگ از اثر متقابل (b1c1) عمق کاشت 5 سانتیمتر و فاصله کاشت 5 سانتیمتر و (a1c1) تاریخ کاشت تیر و فاصله کاشت 5 سانتیمتر به دست آمد و کمترین وزن خشک برگ از اثر متقابل b1c2)) عمق کاشت 5 سانتیمتر و فاصله بوته 10 سانتیمتر و (a1c2) تاریخ کاشت تیر و فاصله کاشت 10 سانتیمتر به دست آمد. پیشنهاد میشود در شرایط اقلیمی و خاکی منطقه گیلان، برای به دست آوردن بالاترین عملکرد و دوره بهرهبرداری زعفران در سال اول کشت، از بالاترین تراکم این پژوهش (80 بنه در مترمربع) در عمق 5 سانتیمتر در کشت شهریورماه و عمق 10 سانتیمتر در کشت مردادماه استفاده شود.
