اثر تلقیح بنه با ریزجانداران مفید و ورمیکمپوست بر عملکرد کمی و کیفی زعفران (Corcus sativus L.) در ارومیه
دوره 13، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 367-388
https://doi.org/10.22048/jsat.2026.578760.1591
پریسا پاشاخانی، سید محمدرضا احتشامی، رضا امیرنیا
چکیده این پژوهش با هدف بررسی خصوصیات کمی و کیفی زعفران (Corcus sativus L.) تحت تأثیر تلقیح بنه با ریزجانداران حلکننده فسفر در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار طی دو سال زراعی 1399-1398 و 1400-1399 در مزرعه پژوهشی دانشگاه ارومیه انجام شد. عوامل مورد بررسی شامل شاهد بدون مصرف کود شیمیائی فسفر و بدون تلقیح بنه، مصرف 100 درصد کود شیمیائی فسفر توصیه شده براساس نتایج آزمون خاک و بدون تلقیح، تلقیح بنه با باکتری سودوموناس (Pseudomonas fluorescens)، تلقیح بنه با قارچ مایکوریزا (Glomus etunicatum)، ورمیکمپوست (10 تن در هکتار در زمان کاشت)، تلقیح بنه با سودوموناس و قارچ مایکوریزا، تلقیح بنه با سودوموناس + ورمیکمپوست، تلقیح بنه با قارچ مایکوریزا + ورمیکمپوست، تلقیح بنه با سودوموناس و قارچ مایکوریزا + ورمیکمپوست بودند. براساس نتایج حاصل از این پژوهش، تیمار تلفیقی ورمیکمپوست با سودوموناس و تیمار قارچ مایکوریزا بر عملکرد کمی و کیفی زعفران اثر مثبت و معنیداری داشت. در بیشتر صفات مورد مطالعه بیشترین مقادیر در تیمارهای تلفیقی کود زیستی بهدست آمد، هر چند این اختلاف در برخی صفات با کود شیمیائی فسفر معنیدار نبود. بیشترین وزن تر و خشک بنهها در تیمار تلفیقی ورمیکمپوست با سودوموناس (3/6 و 8/1 کیلوگرم در مترمربع) و تیمار مایکوریزا (89/5 و 71/1 کیلوگرم در مترمربع)، بیشترین عملکرد وزن تر و خشک کلاله در تیمار تلفیقی ورمیکمپوست با سودوموناس (018/0 و 007/0 گرم در مترمربع) و همچنین تیمار مایکوریزا (017/0 و 005/0 گرم در مترمربع) مشاهده شد. نتایج نشان داد عملکرد تر و خشک خامه زعفران در تیمارهای کود زیستی و همچنین تلفیق کود زیستی با ورمیکمپوست بود که اختلاف معنیداری با کود شیمیائی فسفر و شاهد داشت. بیشترین میزان کروسین در تیمار تلفیقی ورمیکمپوست با مایکوریزا (5/24 %)، تیمار مایکوریزا (8/23 %) و تیمار تلفیقی ورمیکمپوست با سودوموناس و مایکوریزا (7/23 %) بهدست آمد که به ترتیب نسبت به شاهد 61/10، 98/7 و 59/7 درصد افزایش نشان داد. بیشترین میزان سافرانال در تیمار ورمیکمپوست (41 %) مشاهده شد، هر چند که با تیمار تلفیقی ورمیکمپوست با مایکوریزا (37 %) و کود شیمیائی فسفر (39 %) اختلاف معنیداری نداشت. ضمن این که کاربرد کودهای زیستی و تلفیق آنها سبب افزایش میزان پیکروکروسین کلاله زعفران شد، به طوری که اختلاف معنیداری با تیمار کود شیمیائی فسفر نداشت. بهطور کلی با توجه به نتایج بهدست آمده میتوان گفت تغذیه زعفران با ورمیکمپوست و تلقیح با ریزجانداران تأثیر قابلتوجهی بر رشد و عملکرد زعفران داشتند. استفاده از این کودها به عنوان یک رویکرد قابل قبول برای کاهش مصرف بیش از حد کودهای شیمیایی در عین حفظ عملکرد منطقی به نظر میرسد.
تأثیر بسپار سوپرجاذب بر کارایی مصرف آب و خصوصیات کمی و کیفی زعفران در شرایط کم آبیاری
دوره 13، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22048/jsat.2025.475014.1538
محمد عظیمی گندمانی
چکیده رژیمها و تکنیکهای کمآبیاری با استفاده از جاذب رطوبت، رویکردهای اصلی برای دستیابی به اهداف کشاورزی پایدار و حفظ منابع آب در مناطق خشک و نیمهخشک هستند. بهمنظور تأثیر بسپار سوپرجاذب بر بهرهوری آب و خصوصیات کمی و کیفی زعفران در شرایط کم آبیاری آزمایشی مزرعهای بهصورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار طی سه سال زراعی 1400-1399، 1401-1400 و 1402-1401 در اراضی کشاورزی شهر زیار از توابع شهرستان اصفهان اجرا شد. در این آزمایش کمآبیاری در سه سطح (50، 75 و 100 درصد نیاز آبی) بهعنوان عامل کرت اصلی و عامل کرتهای فرعی شامل سطوح مختلف بسپار سوپرجاذب (صفر، 50 و 100 کیلوگرم در هکتار) بود. یافتههای تحقیق نشان داد که بیشترین مقادیر تعداد برگ گیاه (به ترتیب 25 و 34 عدد)، عملکرد برگ خشک (بهترتیب 3845 و 4926 کیلوگرم در هکتار) عملکرد گل تر (1559 و 1912 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد خشک کلاله (8/11 و 8/17 کیلوگرم در هکتار)، تعداد بنه (278 و 345 عدد) و عملکرد بنه (1/32 و 1/45 تن در هکتار) در سالهای 01-1400 و 02-1401 آزمایش در تیمار آبیاری 100 درصد و تیمار 100 کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب بهدست آمد. بهبود در این پارامترهای محصول زمانی که سوپرجاذب در شرایط کمآبیاری در مقایسه با شرایط آبیاری کامل استفاده شد، به طور قابل توجهی بیشتر بود. از سوی دیگر، بیشترین بهرهوری آب در تیمار آبیاری 50 درصد و 100 کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب (005/0 و 007/0 کیلوگرم در متر مکعب) بدست آمد. علاوه بر این، تیمار 75 درصد نیاز آبی و 100 کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب، دارای بیشترین غلظت کروسین (0/13 و 4/12 درصد)، پیکروکروسین (6/6 و 9/5 درصد) و سافرانال (6/2 و 4/2 درصد) را در هر دو سال آزمایش نشان داد. بهطورکلی، نتایج نشان داد اگرچه بیشترین عملکرد کمی زعفران از آبیاری کامل همراه با کاربرد سوپرجاذب بدست آمد، بهترین نتیجه از نظر کیفیت زعفران در تیمار آبیاری 75 درصد و کاربرد سوپرجاذب بدست آمد که به دلیل محدودیت منابع آبی در منطقه مورد مطالعه و اهمیت کارایی آب، به عنوان بهترین تیمار در تولید پایدار زعفران در مناطقی با شرایط مشابه با محل آزمایش توصیه میشود.
زعفران: کلید جوانی و تاخیر در پیری
دوره 12، شماره 4، 1403، صفحه 371-390
https://doi.org/10.22048/jsat.2025.498961.1554
فاطمه رجبیان، حسین حسین زاده
چکیده پیری فرایندی پیش رونده و تدریجی است که با کاهش و اختلال در عملکرد سلولها، بافتها و ارگانها در موجودات زنده همراه است و بر کیفیت زندگی و افزایش خطر بروز بیماریهای مختلف مؤثر است. عدم تعادل بین تولید گونههای فعال اکسیژن و حذف آنها توسط سیستمهای دفاعی آنتی اکسیدانی در بدن، منجر به بروز استرس اکسیداتیو، التهاب، اپوپتوز و مهار اتوفاژی، و همچنین بهدنبال افزایش محصولات نهایی گلیکاسیون پیشرفته، پیری رخ میدهد. امروزه، با افزایش جمعیت سالمندان راهکارهای ضد پیری به یک موضوع مهم در جهان تبدیل شدهاست. زعفران از کلالههای خشک گلهای گیاه Crocus sativus از خانواده Iridaceae بهدست میآید که بهدلیل رنگ، طعم و رایحه ان قرن هاست بهعنوان ادویه استفاده میشود. امروزه، زعفران و ترکیبات فعال آن (کروسین، کروستین، و سافرانال) بهدلیل خواص ضد پیری مورد توجه قرار گرفتهاند. هدف این مقاله مروری فراهم کردن اطلاعاتی در زمینه اثر زعفران و ترکیبات فعال آن بر مهار پیری با توضیح مکانیسم عمل احتمالی است. در مقاله مروری حاضر، اطلاعات از PubMed، Scopus، Web of science و Google scholar با استفاده از کلمات کلیدی Saffron، Crocin، Crocetin، Safranal، Crocus sativus L، Aging و Age-related، از ابتدا تا سال 2024 جمع آوری شدند. زعفران و مواد موثره ان احتمالاً بهدلیل اثر قوی آنتی اکسیدانی با پاکسازی گونههای فعال اکسیژن و مهار استرس اکسیداتیو، سبب کاهش آسیب اکسیداتیو، مهار اپوپتوز و مرگ سلولی میشوند. همچنین با اثر ضد التهاب قوی دارای خواص تقویتکننده سلامت میباشند. در چندین مطالعه، اثرات محافظتی زعفران و ترکیبات فعال آن، در به تعویق انداختن روند پیری در بافتهای مختلف مورد ارزیابی قرار گرفته است. بهطور کلی، نتایج این مطالعات نشانمیدهد که، زعفران و ترکیبات فعال آن بهدلیل ظرفیت بالای آنتی اکسیدانی و پاکسازی رادیکالهای آزاد با بهبود وضعیت سیستم دفاعی آنتیاکسیدان و مهار استرس اکسیداتیو در سلول، و بهدنبال آن مهار اپوپتوز، و التهاب شده و در به تعویق انداختن روند پیری مؤثر است.
ارزیابی پارامترهای فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و ویژگیهای مرتبط با کلاله زعفران در اکوتیپهای مختلف
دوره 12، شماره 4، 1403، صفحه 414-435
https://doi.org/10.22048/jsat.2025.480420.1542
سعید حسنیان بادی، جواد طباطبائیان، بنیامین ترابی
چکیده ارزیابی واکنش اکوتیپهای مختلف زعفران از نظر صفات فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و ویژگیهای مرتبط با کلاله، برای کشت در منطقهی خاص از اهمیت بالایی برخوردار است. از اینرو، پژوهشی با هدف ارزیابی صفات فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و ویژگیهای مرتبط با کلاله در پنج اکوتیپ زعفران (طرق-رود: EC1، نطنز: EC2، کاشان: EC3، بادرود: EC4 و قائنات: EC5) بهصورت گلدانی در فضای باز در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردستان در سال 1401 در قالب طرح آزمایشی کاملاً تصادفی در سه تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد که صفات عملکردی، کیفی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی در اکوتیپهای مورد بررسی تفاوت معنیدار داشتند. اکوتیپ EC2 از نظر صفات عملکردی نظیر قطر کلاله (09/2 میلیمتر)، طول کلاله (43/2 سانتیمتر)، تعداد گل (40/95 در مترمربع)، عملکرد تر گل (27/47 گرم در مترمربع) و عملکرد خشک کلاله (828/0 گرم در مترمربع) بهطور معنیداری برتر بود. مقادیر سافرانال، پیکروکروسین و کروسین در اکوتیپهای EC2، EC3 و EC4 بهطور قابل توجهی نسبت به سایر اکوتیپها بالاتر بود و بالاترین مقادیر این صفات در EC2 (بهترتیب 02/53، 1/175 و 6/202 E_(1 cm)^(1%)) مشاهده شد. محتوای رنگیزههای فتوسنتزی (کلروفیل a، b و کل) در اکوتیپ EC2 در مقایسه با سایر اکوتیپها از میانگین بالایی برخوردار بود. در مورد فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی، اکوتیپهای EC1 و EC4 بالاترین فعالیت را نشان دادند. نتایج همبستگی بین صفات نیز بیانگر ارتباط مثبت بین صفات عملکردی و کیفی بود. بهطور کلی، این پژوهش بهخوبی نشان میدهد که شرایط محیطی میتوانند تأثیرات قابل توجهی بر کیفیت و عملکرد زعفران داشته باشند و به انتخاب بهترین اکوتیپها برای کشت در مناطق مختلف کمک کنند. برای کشت در منطقه مورد مطالعه اکوتیپ EC2 قابل توصیه بعد از آزمایشات مزرعهای میباشد.
اثر محلول پاشی عصاره جلبک دریایی و برخی عناصر غذایی بر گلدهی و محتوای آپوکارتنوئیدهای کلاله زعفران
دوره 11، شماره 4، 1402، صفحه 371-391
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.410290.1500
سید محمد موسوی پور، حسن فیضی، حسین صحابی، حمیدرضا فلاحی
چکیده با توجه به اهمیت و نقش عناصر غذایی و عصاره جلبک دریایی در بهبود عملکرد زعفران و با هدف افزایش عملکرد کلاله زعفران با استفاده از کاربرد عناصر کم مصرف و پرمصرفی نظیر کلسیم، منیزیم، آهن و منگنز، آزمایشی جهت بررسی اثر محلولپاشی جلبک دریایی و برخی عناصر غذایی بر صفات کمی و کیفی زعفران (Crocus sativus L.) انجام شد. این تحقیق بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار در شهرستان نیشابور در سال 1401-1400 اجرا شد. فاکتور اول عصاره جلبک دریایی (صفر و دو لیتر در هکتار) و فاکتور دوم محلولپاشی عناصر غذایی شامل عدم محلولپاشی به عنوان تیمار شاهد، دفندر عناصر آهن با غلظت 5/1 (حاوی آهن، نیتروژن و اسید آمینه)، روی با غلظت 1، بُر با غلظت 5/1 (حاوی بُر و اسید آمینه)، منگنز با غلظت 2 (حاوی منگنز، روی و گوگرد)، منیزیوم با غلظت 2 و کلسیم با غلظت 2 لیتر در هکتار (حاوی کلسیم و نیتروژن) بودند. مصرف تمامی عناصر غذایی در مقایسه با عدم مصرف آنها و نیز مصرف عصارة جلبک در مقایسه با عدم کاربرد آن موجب افزایش معنیدار عملکرد گل و کلاله شد. بر اساس نتایج اثر متقابل فاکتورهای آزمایشی، بیشترین تعداد گل (8/68 عدد در مترمربع) در تیمار مصرف همزمان منگنز و عصارة جلبک، بالاترین عملکرد گل (5/33 گرم در مترمربع) در شرایط مصرف همزمان جلبک و بُر و بیشترین عملکرد کلاله خشک (48/0 گرم در مترمربع) از کاربرد همزمان منیزیم و عصارة جلبک به دست آمد که بهترتیب 8/63، 7/16 و 0/17 درصد بیشتر از تیمار شاهد (عدم مصرف عصارة جلبک و ریزمغذی) بود. در شرایط عدم مصرف عناصر غذایی، کاربرد منفرد عصاره جلبک موجب افزایش معنیدار محتوای پیکروکروسن به میزان 9/15، کروسین به میزان 5/9 و سافرانال به میزان 6/10 درصد شد. مصرف همزمان کلسیم با جلبک دریایی محتوای پیکروکروسین و کروسین کلاله را افزایش داد، در حالیکه مصرف تلفیقی سایر عناصر غذایی با عصارة جلبک موجب بهبود این صفات نشد. بیشترین و کمترین محتوای سافرانال (بهترتیب 7/37 و 35/32 میزان جذب در طول موج 330 نانومتر) از تیمارهای مصرف منیزیم بدون عصارة جلبک و شاهد (عدم مصرف جلبک و عناصر غذایی) به دست آمد. در مجموع اگرچه کاربرد همه عناصر مورد مطالعه در کنار جلبک دریایی نسبت به شاهد باعث بهبود عملکرد شدند ولی به منظور افزایش عملکرد کلاله پیشنهاد می شود از عنصر منیزیم به همراه جلبک دریایی و به منظور بهبود کیفیت زعفران از عصاره جلبک دریایی استفاده شود.
اثر محلول پاشی نیترات پتاسیم و تنظیم کننده رشد فورکلرفنورن بر عملکرد گل و بنه زعفران
دوره 11، شماره 3، 1402، صفحه 257-280
https://doi.org/10.22048/jsat.2023.352889.1477
نسیم رضوانی، مجید پوریوسف، افشین توکلی
چکیده زعفران از گیاهان بومی و ارزشمند ایران است که مصرف صحیح عناصر غذایی و تنظیمکنندههای رشدی، در رشد و نمو و تولید محصول آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف از این مطالعه ارزیابی تاثیر غلظتهای مختلف فورکلرفنورن و نیتراتپتاسیم بر خصوصیات بنههای دختری و عملکرد زعفران میباشد. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زنجان انجام شد. محلول پاشی در این مطالعه، مرحله اول در اوایل اسفند ماه و مرحله دوم در اوایل فروردین ماه انجام شد. با توجه به نتایج بهدست آمده اثرمتقابل فورکلرفنورن 5/2 و 5 میلیگرمدرلیتر در سطح نیترات پتاسیم 500 میلیگرمدرلیتر موجب کاهش تعداد بنه های دختری شد. ویژگی هایی مانند وزن بنه های دختری بیش از 7 گرم در مترمربع، قطر بنه، تعداد گل در مترمربع، میزان سافرانال، کروسین و پیکروکروسین در استفاده از تیمار اثرمتقابل فورکلرفنورن 5 میلیگرمدرلیتر و نیترات پتاسیم 1000 میلیگرمدرلیتر افزایش قابل توجهی پبدا کردند. بیشترین وزن تر و خشک کلاله به ترتیب به میزان 49/11 و 15/1 گرم در مترمربع با تیمار فورکلرفنورن در سطح 5 میلیگرم در لیتر حاصل شد. همچنین استفاده از نیترات پتاسیم در سطح 1000 میلیگرم در لیتر موجب افزایش وزن تر و خشک کلاله به ترتیب به میزان 22/10 و 01/1 گرم در مترمربع شد. بیشترین طو کلاله در تیمار فورکلرفنورن 10 میلیگرمدرلیتر و نیترات پتاسیم 250 میلیگرمدرلیتر بهدست آمد. با توجه به نتایج به دست آمده محلول پاشی فورکلرفنورن با غلظت 5 و نیترات پتاسیم با غلظت 1000 میلیگرم در لیتر، بهترین نتیجه را بر صفات مورد مطالعه داشت. بهطورکلی نتایج آزمایش کنونی حاکی از تأثیر مثبت محلول پاشی زعفران با فورکلرفنورن و نیترات پتاسیم، روی خصوصیات رشدی و عملکرد کلاله و بنه آن دارد. در کنار بهرهمندی از نیترات پتاسیم بهعنوان منبع تغذیهای برای افزایش فتونستز و رشد گیاه، استفاده از ترکیباتی مانند فورکلرفنورن باعث انتقال بهتر و بیشتر هیدراتهای کربن تولید شده از منبع به مخزن می شود که افزایش وزن بنههای دختری را به دنبال خواهد داشت.
واژههای کلیدی: بنه دختری، تعداد گل، سافرانال، عناصر غذایی، وزن بنه، کلاله
بررسی آپوکاروتنوئیدها و ساختار ژنهای مرتبط با سنتز آنها در گونههای زعفران زراعی و وحشی با بهرهگیری از HPLC و ابزار بیوانفورماتیک
دوره 11، شماره 2، 1402، صفحه 183-197
https://doi.org/10.22048/jsat.2023.403233.1491
مهدی حسنلو، محمدرضا عظیمی مقدم، سید علیرضا سلامی، احسان محسنی فرد
چکیده زعفران زراعی (Crocus sativus L.) بهواسطه وجود سه متابولیت کروسین، پیکروکروسین و سافرانال دارای ارزش اقتصادی بالایی است. دستیابی به متابولیتهای مذکور به ویژه کروسین، در منابعی غیر از زعفران زراعی رویکردی است که با وجود گونههای وحشی بومی در ایران اهمیت بسیاری دارد. در تحقیق حاضر کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) بهعنوان ابزار مؤثر در شناخت سه متابولیت مذکور در دو گونهی زعفران وحشی خزر (C. caspius) و زیبا (C. specious) در کنار گونهی زراعی بکار گرفته شد. همچنین از ابزار بیوانفورماتیکی برای استخراج توالی نوکلئوتیدی، پروتئینی و پیشبینی ساختارهای پروتئینی ژنهای درگیر در فرایند ساخت آپوکاروتنوئیدهای گفتهشده بهصورت In silico استفاده شد. براساس نتایج به دست آمده، وجود کروسین در هر سه نمونهی مورد مطالعه، با مقادیر متفاوت تأیید گردید. مقدار این متابولیت در گونه زراعی 76/26 درصد وزن خشک و در گونههای وحشی زیبا و خزر به ترتیب 8/2 و 74/0 درصد تعیین شد. از طرفی میزان پیکروکروسین و سافرانال در گونهی زراعی به ترتیب 4/8 و 03/0 درصد بود، ولی در گونههای وحشی مورد مطالعه، مقادیر قابل تشخیصی از آپوکاروتنوئیدهای مذکور حاصل نشد. وجود کروسین در گونههای وحشی، امیدواری برای انجام تحقیق و جستجوی بیشتر، برای یافتن مواد مؤثره و نیز اجرای برنامههای اصلاحی یا دستورزی ژنتیکی را ایجاد کرده است.
بررسی بیان برخی ژنهای مرتبط با ساخت آپوکارتنوئیدها در مراحل رشدی کلاله و تپال در زعفران زراعی و دوگونه وحشی
دوره 11، شماره 1، 1402، صفحه 71-85
https://doi.org/10.22048/jsat.2023.387897.1482
مهدی حسنلو، محمدرضا عظیمی مقدم، سید علیرضا سلامی، احسان محسنی فرد
چکیده زعفران زراعی Crocus sativus L. گیاهی دارویی، پرکاربرد و گرانقیمت بوده دارای مواد موثره مهم: کروسین، پیکروکروسین و سافرانال است که ویژگی های رنگ، طعم و بو به آن میدهد. جستجوی منابع جدید تولید کننده آپوکارتنوئیدهای مذکور اهمیت تحقیق روی آن را روز به روز آشکارتر میکند. از آنجایی که کشور ایران دارای گونه های وحشی دیپلوئید با ویژگیهایی نزدیک به گونه زراعی تریپلوئید عقیم است، در تحقیق حاضر دو گونه زعفران خزر C.caspius و زیباC.Speciosus درکنار گونه زراعی، بررسی و 6 ژن فعال در مسیر تولید سه ماده موثره مذکور، CCD2,ALDH,PSY,LCY,BCH,UGT74 (و یک ژن خانه دار TUB به عنوان ژن کنترل داخلی با بیان ثابت در تمام بافتها) در دو بافت گل کلاله و گلپوش (تپال) و در پنج مرحله (زمان) گلدهی شامل مرحله تشکیل غنچه (غنچه نارس)، غنچه آماده شکفتن،گل تازه باز شده، گل بالغ و گل پیر مورد تحقیق قرار گرفت. با کمک Real Time PCR نسبت بیان (Fold change) به ژن کنترل داخلی (با لگاریتم برپایه 2) در ژنهای مختلف بررسی و الگو های بیان متفاوت و گاهاً متشابه با بیان ژن در گونه زراعی در دو بافت تپال و کلاله مشاهده شد. براساس نتایج حاصل در این مطالعه و افزیش و یا کاهش بیان برخی ژنهای دخیل در مسیرهای تولید آپوکارتنوئیدها، همزمان با رشد مراحل از غنچه تا مرحله پیری گل، انتظار می رود از سه ماده پیشگفته و یا از سایر آپوکارتنوئیدها در متابولوم گلها، مواردی در گونه های غیر تریپلوئید کشف و رهیافتهایی برای استفاده تجاری از گونههای وحشی زعفران ایرانی ایجاد و مسیر تجاری سازی آن هموارگردد.
اثر انواع مالچ شیمیایی و آلی بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک و عملکرد کمی و کیفی کلاله زعفران در منطقه قائنات
دوره 10، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 325-341
https://doi.org/10.22048/jsat.2022.368175.1473
زهره ناتوان، روح الله مرادی، مهدی نقی زاده، نسیبه پورقاسمیان
چکیده بهمنظور بررسی تاثیر انواع مختلف مالچ شیمیایی و آلی خصوصیات مختلف خاک و عملکرد کمی و کیفی زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه چهار ساله زعفران در شهرستان قاین در سال 1397 تا 1399 اجرا شد. تیمارها شامل استفاده از انواع مختلف مالچ برای کنترل علف هرز شامل عدم کنترل، وجین دستی، پلاستیک شفاف و پلاستیک سیاه (به ضخامت 15 تا 20 میکرومتر)، بقایای برگ انگور، کلش گندم، برگ انار، برگ پسته، کلش جو، تفاله موم زنبور عسل و پوشال بنه زعفران (به ضخامت 5 تا 10 سانتیمتر) بود. نتایج نشان داد که همه تیمارهای مورد بررسی به استثنای پلاستیک شفاف و سیاه باعث بهبود پتاسیم خاک نسبت به وجین دستی شدند. تیمارهای تفاله موم زنبور عسل (083/0 درصد)، برگ پسته (081/0 درصد) و پلاستیک شفاف (080/0 درصد) بالاترین میزان نیتروژن خاک را شامل شدند. بیشترین میزان کربن (838/0 درصد) و ماده آلی خاک (17/1 درصد) نیز در تیمار مالچ تفاله موم زنبور عسل مشاهده شد. این تیمار همچنین باعث اسیدی شدن خاک نسبت به دیگر تیمارها شد. استفاده از کلیه مالچهای مورد بررسی بجز پلاستیک شفاف باعث افزایش معنی دار عملکرد کلاله زعفران نسبت به شرایط عدم وجین شدند. تفاله موم زنبور عسل و کلش گندم به ترتیب بالاترین عملکرد کلاله (89/4 و 32/4 کیلوگرم در هکتار) را دارا بودند، که به ترتیب باعث افزایش 213 و 177 درصدی عملکرد کلاله نسبت به تیمار عدم وجین شدند. مالچ پلاستیک سیاه، برگ انار و برگ انگور اختلاف معنی داری با تیمار وجین دستی از نظر عملکرد کلاله زعفران نشان ندادند. بیشترین میزان سافرانال، کروسین و پیکروکروسین زعفران در تیمار مالچ پلاستیک سیاه بدست آمد. بطور کلی، نتایج تایید نمود که استفاده از کلیه مالچهای مورد استفاده به استثنای پلاستیک شفاف منجر به بهبود خصوصیات خاک و عملکرد کلاله زعفران نسبت به عدم وجین شدند و قابل توصیه برای کشاورزان میباشند.
تاثیر پرتو گاما بر برخی شاخصهای رشدی و فیتوشیمیایی زعفران (Crocus sativus)
دوره 10، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 273-286
https://doi.org/10.22048/jsat.2022.326686.1451
علی محمد محیط اردکانی، سیدابراهیم سیفتی، علی ایزانلو، زهرا کریمی بکر
چکیده در سالهای اخیر که استفاده از زعفران به دلیل خصوصیات دارویی و ترکیبات مؤثره آن رو به افزایش است، علاوه بر افزایش تولید محصول، افزایش کمی و کیفی متابولیتهای ثانویه به عنوان یکی از مهمترین اهداف بهنژادی در این گیاه بهشمار میرود. از طرفی، گیاه زعفران به خاطر ماهیت تکثیر رویشی از تنوع ژنتیکی پایینی برخوردار بوده و اصلاح از طریق جهش، میتواند ابزار مناسبی برای دستیابی به تنوع مدنظر به شمار آید. در این مطالعه به منظور بررسی برخی تغییرات فیتوشیمیایی و شاخصهای رشدی بنههای پرتوتابی شده زعفران، بنههای جمعآوری شده در مردادماه 1398 از شهرستان قائن استان خراسان جنوبی در دو سطح 15 و 18 گری با اشعه گاما (چشمه Co60) در پژوهشکده کشاورزی هستهای کرج تیمار و سپس بههمراه بنههای شاهد (بدون پرتو) در قالب طرح کاملاً تصادفی نامتعادل در گلخانه پژوهشی دانشگاه یزد کشت شدند. در این بررسی که ترکیبات پیکروکروسین، سافرانال و کروسین برحسب جذب محلول آبی 1% به ترتیب در طول موجهای 254، 330 و 440 نانومتر بر ماده خشک اندازهگیری شد، نتایج نشان داد که در نمونههای پرتوتابیشده، محتوای این سه ترکیب (P<0.001) بیشتر از شاهد و در دُز 15 گری محتوای پیکروکروسین و کروسین (77/93 و 02/263) بهطور معنیدار بیشتر از 18 گری (34/92 و 73/262) بود اما درخصوص محتوای سافرانال، تفاوت بین سطوح پرتوتابی معنیدار نبود. همچنین شاخص سطح برگ و شاخص برداشت نیز در دُز 15 گری بیشترین میزان افزایش معنیداری (06/3 و 14/0) را نشان داد. در این مطالعه اگرچه تیمار پرتو گاما نتوانست تغییر معنیداری را در تعداد بنههای دختری بین سطوح مختلف پرتو و شاهد ایجاد کند اما نتایج حاکی از کاهش معنیدار محتوای کلروفیل نسبی و وزن متوسط بنه دختری پرتوتابیشده نسبت به سطح بدون پرتوتابی بود. بهطورکلی، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در صفات فیتوشیمایی و نیز شاخص برداشت و سطح برگ، گیاهان تیمار 15 گری نسبت به گیاهان بدون پرتوتابی، برتری معنیداری داشتند اما در سطح بالاتر پرتو گاما، احتمالاً به دلیل تخریب محتوای ژنتیکی و نیز تأثیر بر روی برخی پارامترهای بیوشیمیایی، گیاهان تیمار 18 گری، نتوانستند نتایج قابل قبولی را نشان دهند.
بررسی اثرات کود زیستی و نانو ذرات آهن بر خصوصیات کمی و کیفی زعفران (Crocus sativus L) در شرایط تنش شوری
دوره 10، شماره 1، بهار 1401، صفحه 3-18
https://doi.org/10.22048/jsat.2022.284650.1425
علیجان سالاریان، سهراب محمودی، محمدعلی بهدانی، حامد کاوه
چکیده به منظور بررسی اثر سطوح کود زیستی، نانو کود آهن و شوری آب آبیاری بر خصوصیات کمی و کیفی زعفران، آزمایشی بصورت فاکتوریل دو عاملی (کود زیستی و نانو ذرات آهن) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعهای در شهرستان تربت حیدریه در سال 98-1397 انجام شد و مورد تجزیه مرکب در مکان (شوری) قرار گرفت. عامل کود زیستی در چهار سطح صفر، 500، 1000و 1500 کیلوگرم در هکتار و عامل کود نانو ذرات آهن در دو سطح عدم مصرف و کاربرد چهار لیتر در هکتار بودند که در دو شرایط متفاوت شوری آب آبیاری (29/2 و 49/4 دسیزیمنس بر متر) بررسی شدند. کود زیستی (بیوارگانیک گرانول شده) در مرحله سلهشکنی (بعد از اولین آبیاری در اواخر مهر ماه و در زمان گاورو شدن مزرعه) اعمال شد. نتایج نشان داد که صفات وزن گل، تعداد گل، وزن خشک کلاله و وزن کلاله + خامه، در شرایط آبیاری با شوری 29/2 دسیزیمنس بر متر نسبت به شوری 49/4 دسیزیمنس بر متر برتر بودند. همچنین در صفات مذکور، تحت شرایط اعمال آبیاری با شوری 29/2 دسیزیمنس بر متر، بین سطوح کاربرد و عدم کاربرد نانو کود آهن اختلاف معنیداری وجود نداشت، اما بررسی برهمکنش شوری و نانو کود آهن نشان داد که در شرایط اعمال آبیاری با شوری 49/4 دسیزیمنس بر متر، کاربرد نانو کود آهن در مقایسه با عدم کاربرد آن، به ترتیب باعث افزایش معنیدار 5/35، 33، 8/32 و 1/34 درصدی در صفات وزن گل، تعداد گل، وزن خشک کلاله و وزن کلاله + خامه شد. بررسی مقایسات میانگین اثر متقابل سه گانه نشان داد که در هر دو سطح شوری 29/2 و 49/4 دسیزیمنس بر متر، در شرایط عدم استفاده از کود زیستی، کاربرد نانو کود آهن توانست بطور معنیداری میزان کروسین را ارتقا دهد؛ اما در شرایط بکارگیری سطوح مختلف کود زیستی، کاربرد نانو کود آهن، میزان کروسین را بطور معنیداری کاهش داد. بطوری که در شوری 49/4 دسیزیمنس بر متر و کاربرد 1000 کیلوگرم در هکتار کود زیستی، کاربرد آهن مقدار کروسین را به 29/2 گرم بر لیتر کاهش داد. بیشترین میزان سافرانال در شرایط اعمال شوری 49/4 دسیزیمنس بر متر و در تیمارهای کاربرد 500 و 1500 کیلوگرم در هکتار کود زیستی و کاربرد نانو کود آهن و همچنین عدم کاربرد کودهای زیستی و نانو آهن مشاهده شد. آبیاری با شوری 49/4 دسیزیمنس بر متر در سطوح کود زیستی (به جزء تیمار 500 کیلوگرم در هکتار) سبب افزایش معنیدار میزان پیکروکروسین گردید و در این سطح شوری، کاربرد 1000 کیلوگرم در هکتار کود زیستی، میزان پیکروکروسین را به 53/2 گرم بر لیتر افزایش داد. در مجموع به نظر میرسد که جهت حصول عملکردهای بالاتر، آبیاری بوسیلۀ آبهای با شوری کمتر و در صورت آبیاری بوسیلۀ آبهای شور، استفاده از کود آهن جهت تعدیل اثرات شوری قابل توصیه باشد.
اثر غلظت و تعداد دفعات محلول پاشی سیلیس بر خصوصیات کمی و کیفی زعفران
دوره 9، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 323-341
https://doi.org/10.22048/jsat.2021.269270.1419
منصوره کرمانی، شهرام امیر مرادی
چکیده این پژوهش بهصورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در شهرستان مشهد در سال زراعی 1397-1396 بر روی یک مزرعه سه ساله زعفران اجرا شد. فاکتورهای آزمایشی شامل غلظتهای مختلف سیلیس (صفر، 3/0، 5/0، 75/0، 1، 2/1 و 5/1 لیتر درهکتار) و تعداد دفعات پاشش سیلیس (یک مرتبه، دو مرتبه و سه مرتبه) بود. محلولپاشی سیلیس (با برند تجاری کراپسیل) در تاریخهای 15 بهمن ماه ، اول اسفند ماه و 15 اسفندماه سال 1396 انجام شد. نتایج نشان داد که اثر اصلی سیلیس، تعداد دفعات پاشش و اثر متقابل آنها بر تمام صفات مورد بررسی معنیدار بود. مقایسه میانگین اثرهای متقابل فاکتورهای آزمایشی حاکی از آن بود که در غلظت 2/1 لیتر در هکتار محلولپاشی سیلیس در دو نوبت پاشش، بیشترین تعداد گل در بوته (693 گل)، وزن خشک برگ (56/3 گرم در گیاه)، وزن تر بنهها (25/67 گرم در گیاه)، طول کلاله (8/3 سانتیمتر)، وزن تر و خشک کلاله (به ترتیب 5/1656 و 39/14 کیلوگرم در هکتار)، سافرانال (33 درصد) و کروسین (75/192 درصد) بهدست آمد. بیشترین میزان پیکروکروسین (35/66 درصد) در غلظت 5/1 لیتر در هکتار در دو نوبت پاشش بهدست آمد. لذا، کاربرد سیلیس با غلظت 2/1 لیتر در هکتار در دو مرحله پاشش بهترین تیمار بود و توانست تعداد گل در بوته، وزن تر بنهها و وزن خشک کلاله را به ترتیب 5/26 ، 106 و 2/21 درصد نسبت به شاهد افزایش دهد.
تغییر در کیفیت و اجزاء ترکیبات فرار زعفران تحت تأثیر زمان نگهداری در دو سال متوالی
دوره 9، شماره 1، بهار 1400، صفحه 29-41
https://doi.org/10.22048/jsat.2020.235429.1400
جلال قنبری، غلامرضا خواجویی نژاد
چکیده تغییر در کیفیت زعفران در اثر زمان نگهداری بین نمونههای برداشت شده از دو سال متوالی به خوبی مورد بررسی قرار نگرفته است. بدین منظور، نمونههای زعفران برداشت شده از سالهای 1395 و 1396 برای تعیین میزان ترکیبات فرار و همچنین میزان کروسین و پیکروکروسین به ترتیب با استفاده از تکنیک واکنش انتقال پروتون- زمان پرواز- طیف سنج جرمی (PTR-TOF-MS) و روش استاندارد تجاری ایزو (ISO 3632) مورد آنالیز قرار گرفتند. نتایج تجزیه ترکیبات فرار نشان داد که 11 ترکیب عمده از جمله سافرانال، اسید استیک، 2(5H)-فورانون، ایزوبوتانال، بایوجنیک آلدهید فرگمنت، 4-کتوایزوفرون، استالدهید، بوتیرولاکتون، استون/پروپانال، متانول و ایزوفرون مسئول بیش از 80 درصد ترکیبات فرار در ساختار ترکیبات فرار شناسایی شده زعفران بودند. نتایج مقایسه بین نمونههای نگهداری شده از دو سال مورد بررسی نشان داد که ترکیبات سافرانال، استیک اسید، 2(5H)-فورانون، بایوجنیک آلدهید فرگمنت و بوتیرولاکتون در نمونههای نگهداری شده از سال 1395 نسبت به نمونههای سال 1396 افزایش معنیداری (بین 82-56 درصد) نشان دادند. در مقابل، غلظت ایزومرهای ایزوفرون بهعنوان پیشساز سافرانال با کاهش نسبی همراه بود. به همین ترتیب، میزان کروسین و پیکروکروسین اندازهگیری شده بهطور معنیداری بین نمونههای دو سال مورد بررسی متفاوت بود. در تمام نمونههای مورد بررسی، میزان عوامل رنگ و طعم زعفران بهطور میانگین به ترتیب 20 و 14 درصد در نمونههای نگهداری شده از سال 1395 نسبت به نمونههای حاصل از سال 1396 کاهش نشان داد. براساس نتایج تجزیه به مؤلفههای اصلی، تغییر در میزان کروسین، پیکروکروسین و ترکیبات عمده فرار زعفران شامل سافرانال، استیک اسید، (5H)-فورانون، ایزوبوتانال و ایزوفرون را میتوان بهعنوان شاخصی برای تمایز نمونههای برداشت شده از سال جاری و نمونههای نگهداری شده سالهای قبل مد نظر قرار داد.
اثر سطوح مختلف کیتوزان بر مقادیر و بیان ژن های کروسین و سافرانال در محیط کشت مایع زعفران (Crocus sativus L.)
دوره 9، شماره 1، بهار 1400، صفحه 81-90
https://doi.org/10.22048/jsat.2020.247224.1409
توفیق طاهرخانی، رسول اصغری زکریا، منصور امیدی، ناصر زارع، محبوبه طاهرخانی
چکیده زعفران (Crocus sativus) گیاه بسیار مهم دارویی و اقتصادی بومی ایران است که با طعم، عطر و رنگ خاص علاوه بر مصارف غذایی دارای خواص دارویی فراوانی است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر استفاده از کیتوزان به عنوان الیسیتور بر افزایش مقادیر کروسین و سافرانال و تغییرات بیان ژنهای دخیل در تنظیم رونویسی به عنوان دو ترکیب دارویی مهم این گیاه در کشت سوسپانسیونی زعفران میباشد. برای این منظور به کشت پیازهای زعفران در محیط کشت MS2/1 و در محیط سوسپانسیون سلولی و در شرایط رشدی نسبت به اعمال تیمار 100 و150میلی گرم در لیتر کیتوزان و نمونه شاهد بدون اعمال تیمار اقدام گردید و در دو زمان 24 و 72 ساعت پس از اعمال تیمار و همچنین نمونه شاهد نسبت به جمع آوری نمونه در 3 تکرار اقدام شد. اندازهگیری متابولیتهای ثانویه با HPLC و بررسی بیان ژنها باReal time PCR انجام شد. نتایج نشان داد پس از استفاده از 100 و 150 میلی گرم در لیتر کیتوزان و پس از 24 و 72 ساعت دو ژن CsLYC و CsGT-2 به طور چشمگیری افزایش بیان نشان دادند همچنین نتایج نشان داد مقادیر سافرانال و کروسین بر اثر استفاده از کیتوزان دردو زمان برداشت اختلاف معنی داری دارند به طوری که 150 میلی گرم بر لیتر در زمان برداشت 72 ساعت پس از اعمال تیمار دارای بیشترین مقدار کروسین و سافرانال است. استفاده از کیتوزان به عنوان یک عامل محرک زیستی در رشد گیاهان دارویی و اقتصادی زعفران باعث افزایش مقادیر ترکیبات ارزشمند کروسین و سافرانال در کشت سوسپانسیون سلولی این گیاه بوده است.
اثر محلول پاشی با نیترات پتاسیم و روی بر صفات کمی و کیفی زعفران (Crocus sativus L.)
دوره 8، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 147-163
https://doi.org/10.22048/jsat.2019.179188.1342
جواد طباطبائیان، سعید حسنیان، اعظم کدخدایی
چکیده این تحقیق با هدف مطالعه تأثیر محلول پاشی کود روی و پتاسیم بر صفات کمی و کیفی زعفران در شهرستان نطنز در روستای بادرود در سال دوم زراعی 1396 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار اجرا گردید. تیمارها شامل سه سطح نیترات پتاسیم (شاهد (K1)، 5 در هزار (K2) و 10 در هزار (K3) و سه سطح روی (شاهد (Z1)، 5 در هزار (Z2) و 10 در هزار (Z3)) بود. صفات مورد بررسی شامل صفات کمی وزن تر و خشک بنه دختری، وزن تر و خشک بنه مادری، عملکرد تر و خشک گل، عملکرد تر و خشک کلاله، صفات کیفی کروسین، پیکروکروسین و سافرانال بود. نتایج نشان داد سطوح کودی K2 و K3 موجب افزایش صفات کمی بویژه در سطح K3 شد. در حالی که محلولپاشی روی تنها در سطح Z2 باعث افزایش صفات کمی شد و اثر معنیداری بر صفات کیفی نداشت. کاربرد غلظت کود پتاسیم در سطح سوم (K3) همراه با سطح دوم کود روی (Z2) بیشترین اثر را در افزایش صفات کمی زعفران داشت. شاید بتوان یکی از دلایل اﻓﺰاﯾﺶ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﮔﻞ را ﺑﻪ اﺛﺮات ﻣﺜﺒﺖ پتاسیم و روی ﺑﺮ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻓﺘﻮﺳﻨﺘﺰی ﮔﯿﺎه ﻧﺴﺒﺖ داد. اﻳﻦ اﻓــﺰاﻳﺶ در ﻣﻴﺰان ﻓﺘﻮﺳﻨﺘﺰ و ﻣﺎده ﺳﺎزی ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻧﻮﺑﻪ ﺧﻮد ﺑﺮ ﻣﻴﺰان ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻼﻟﻪ ﺗﺄﺛﻴﺮ داﺷﺘﻪ و ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰاﻳﺶ وزن ﺧﺸﻚ ﻛﻼﻟﻪ میشود. در اثر محلول پاشی پتاسیم، میزان کروسین و پیکروکروسین از سطح K1 به K3 به ترتیب به میزان 18 و 13 درصد و سافرانال از سطح K1 به K2 و K3 به میزان 30 و 48 درصد افزایش معنیداری داشت. در مطالعه حاضر، همبستگی مثبت و معنیداری بین میزان کروسین، پیکروکروسین و سافرانال با خصوصیات کمی در زعفران بود. شاید بتوان گفت که صفات کیفی زعفران تحت اثر صفات کمی و اجزای عملکرد زعفران میباشد، بنابراین ﮔﻞاﻧﮕﯿﺰی و ﻋﻤﻠﮑﺮد ﮔﻞ زﻋﻔﺮان در ﺑﻬﺒﻮد ﮐﯿﻔﯿﺖ آن ﻧﯿﺰ ﻣﺆﺛﺮ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.
ارزیابی متابولیتهای ثانویه، محتوای فنل کل و خواص آنتیاکسیدانی گلبرگ در جمعیتهای زعفران تحت شرایط آبیاری مرسوم و یکبار آبیاری
دوره 8، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 231-242
https://doi.org/10.22048/jsat.2019.187000.1352
پریسا شیخ الاسلامی، جلال صبا، فرید شکاری، محمد رضا عظیمی، اعظم ملکی
چکیده گلبرگ زعفران که از لحاظ وزنی بخش قابل توجهی از گل زعفران را تشکیل میدهد سالانه در مقادیر زیاد به عنوان ضایعات دور ریخته میشود. در حالیکه این قسمت گل دارای ترکیباتی از جمله فنل، آنتوسیانین و فلاونوئید با خواص آنتیاکسیدانی هستند. به منظور ارزیابی متابولیتهای ثانویه، محتوای فنل کل و ظرفیت آنتیاکسیدانی گلبرگ در 8 جمعیت زعفران، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در دو شرایط آبیاری مرسوم و یکبار آبیاری در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زنجان بر روی بوتههای سال سوم زعفران به اجرا درآمد. جهت اندازهگیری متابولیتهای ثانویه، محتوای فنل کل گلبرگ و تعیین خواص آنتیاکسیدانی عصاره گلبرگ زعفران به ترتیب از روشهای طیف نورسنجی فرابنفش- مرئی، فولین سیوکالتیو و DPPHاستفاده گردید. نتایج تجزیه واریانس مرکب در دو شرایط آبیاری مرسوم و یکبار آبیاری نشان داد که متابولیتهای ثانویه و خواص آنتیاکسیدانی در دو شرایط آبیاری تفاوت معنیداری نداشت. در حالیکه از نظر محتوای فنل کل در شرایط یکبار آبیاری افزایش معنیدار مشاهده شد. جمعیت تربتجام بیشترین مقدار فنل کل (56/86 میلیگرم گالیک اسید بر گرم عصاره متانولی) را در شرایط یکبار آبیاری داشت. در هر دو شرایط آبیاری، جمعیتهای مورد ارزیابی مقادیر مناسبی از متابولیتهای ثانویه، فنل و آنتیاکسیدان را داشتند، که میتواند برای استفاده در صنایع غذایی، دارویی و شیمیایی مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی اثر پلاسمای سرد بر ویژگی های میکروبی و شیمیایی زعفران
دوره 7، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 425-439
https://doi.org/10.22048/jsat.2019.112244.1276
مریم اکبریان، فخری شهیدی، محمدجواد وریدی، آرش کوچکی، سحر روشنک
چکیده زعفران گرانترین محصول کشاورزی جهان میباشد و ایران بزرگترین تولیدکننده زعفران در جهان است، آلودهشدن زعفران در مراحل مختلف فرایند تولید، علاوه بر کاهش کیفیت منجر به کاهش اعتبار در بازار جهانی و صادرات میشود. لذا انتخاب یک روش مناسب جهت غیرفعالسازی فلور میکروبی زعفران ضرورت دارد. در بین روشهای مختلفی که برای غیرفعال کردن میکروبها استفاده میشوند، پلاسمای سرد به علت وجود مزایای بالقوه بیشمار از قبیل طبیعت غیرسمی، هزینههای عملیاتی پایین، کاهش قابل توجه مصرف آب طی فرایندهای ضد عفونی، و امکان کاربرد آن برای محصولات غذایی متنوع، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. پلاسما حالتی از گاز یونیزه شده شامل یونها، الکترون، اشعه ماورابنفش و گونههای واکنش مانند رادیکالها، اتمها و مولکولهای بر انگیخته است که قادر به غیرفعالسازی میکروارگانیسمها میباشد. در این پژوهش پلاسمای سرد با استفاده از دو نوع گاز شامل نیتروژن و هوا تولید و اثر تابش پلاسما در مدت زمان های صفر، 3، 6، 9 و 12 دقیقه بر ویژگیهای شیمیایی و میکروبی (باکتری اشرشیاکلی، انتروکوکوس فکالیس، کپک و مخمر) زعفران بررسی گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد اثر میکروب کشی پلاسمای نیتروژن نسبت به پلاسما هوا کمتر بوده و با افزایش زمان تابش پلاسما میزان غیرفعال سازی میکروارگانیسمها افزایش یافت. حداکثر کاهش بار میکروبی در زمان 12 دقیقه در ولتاژ 18 کیلوولت مشاهده شد و جمعیت باکتری اشرشیاکلی، انتروکوکوس فکالیس، کپک و مخمر به ترتیب به میزان 2/69، 2/48، 1/95 سیکل لگاریتمی کاهش یافت. نتایج همچنین نشان داد که افزایش زمان تابش پلاسما، میزان کروسین، پیکروکروسین و سافرانال را به طور معنیدار (0/50˂p) کاهش داد. میزان کاهش کروسین، سافرانال و پیکروکروسین در زمان 12 دقیقه به ترتیب 6/01، 4/04، 5/44 درصد بود.
مطالعه برهمکنش کود بیولوژیک نیتروکسین و مدیریت آبیاری بر عملکرد کمی و کیفی زعفران Crocus sativus L
دوره 7، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 319-330
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.130432.1298
احسان اله جلیلی، فرناز گنج آبادی، داود حبیبی، علیرضا عیوضی
چکیده در راستای افزایش عملکرد کیفی و کمی زعفران، در اثر برهمکنش کود بیولوژیک نیتروکسین و مدیریت آبیاری، آزمایشی در سال زراعی 96-1395 در استان البرز (اشتهارد) اجرا شد. آزمایش به صورت کرتهای یک بار خرد شده (اسپلیت پلات) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل روش آبیاری (آبیاری بهصورت نوارهای تیپ سطحی، زیر سطحی (عمق 15 سانتیمتری) و آبیاری معمول (عرف منطقه) در کرت اصلی) و کود بیولوژیک نیتروکسین (عدم مصرف (شاهد)، دو، چهار و شش لیتر در هکتار در کرت فرعی) بود. یافتههای این تحقیق نشان داد که اثر ساده و برهمکنش کاربرد کود بیولوژیک نیتروکسین و مدیریت آبیاری در تمام صفات مورد اندازهگیری معنیدار بود. به منظور استفادهی بهینه از منابع آب، جهت کاهش تلفات آبیاری و دستیابی به عملکرد بالا در تولید زعفران، از روش آبیاری قطرهای (تیپ زیر سطحی) میتوان استفاده کرد. اعمال مدیریت آبیاری قطرهای نوار تیپ زیرسطحی به همراه کود بیولوژیک نیتروکسین 4 لیتر در هکتار نسبت به سایر تیمارهای مورد آزمایش برتری داشته است بهطوریکه بیشترین عملکرد کلاله زعفران نیز در این تیمار با 08/5 کیلوگرم در هکتار مشاهد شد.
بررسی تأثیر کودهای آلی و بیولوژیک بر صفات کمی و کیفی زعفران (Crocus sativus L) در شرایط اقلیمی اردبیل
دوره 7، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 227-244
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.109405.1274
محمدباقر عالیزاده، حسن مکاریان، علی عبادی خزینه قدیم، ابراهیم ایزدی دربندی، احمد غلامی
چکیده در سالهای اخیر جهت تولید محصولات سالم و کاهش مشکلات زیستمحیطی، از کودهای آلی و زیستی برای افزایش حاصلخیزی خاک، رفع نیاز تغذیهای و افزایش رشد گیاهان استفاده میشود. بهمنظور بررسی تأثیر کودهای آلی و زیستی بر صفات کمی و کیفی زعفران آزمایشی در دو سال زراعی 95- 1394 و 96- 1395 بهصورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی اردبیل اجرا شد. کرتهای اصلی شامل کودهای آلی در سه سطح شاهد، ورمیکمپوست (10 تن در هکتار) و کود دامی (25 تن در هکتار) و کرتهای فرعی شامل کودهای زیستی در تلقیح با بنه و مخلوط با آب آبیاری در پنج سطح شاهد، ازتوباکتر (Azotobacter sp .PTCC 1658)، سودوموناس آیروژینوس (Pseudomonaaeroginosa)و باسیلوس سوبتیلیس (Bacillus subtilis) و تلفیق آنها (Azotobacter sp.PTCC 1658 + Bacillus subtilis +Pseudomonaaeroginosa ) بودند. نتایج نشان داد که برهمکنش کودهای آلی و زیستی سبب افزایش معنی دار صفات وزن تر گل، عملکرد خشک و تر کلاله و خامه و ترکیبات کیفی شامل کروسین (عامل ایجاد رنگ)، پیکروکروسین (عامل ایجاد طعم) و سافرانال (عامل ایجاد عطر) نسبت به تیمار شاهد گردید. کاربرد کود دامی و ورمیکمپوست همراه با کاربرد تلفیقی کودهای زیستی (ازتوباکتر، سودوموناس آیروژینوسو باسیلوس سوبتیلیس) عملکرد خشک کلاله را از 86/0 کیلوگرم در هکتار در تیمار شاهد، بترتیب به 93/2 و 70/2کیلوگرم در هکتار در تیمارهای مذکور افزایش داد. همچنین کود دامی همراه با کاربرد توأم کودهای زیستی، میزان پیکروکروسین، سافرانال و کروسین را بهترتیب 73، 77 و 83 درصد نسبت به تیمار شاهد افزایش داد. با توجه به نتایج این آزمایش، کاربرد توأم کودهای آلی و زیستی ضمن کاهش آلودگیهای زیست محیطی، می تواند از طریق اثرات همافزایی باعث افزایش معنیدار عملکرد کمی و کیفی زعفران شود.
واکنش خصوصیات کمی و کیفی گل زعفران به زمان قطع آخرین آبیاری و منابع مختلف کودی
دوره 7، شماره 1، بهار 1398، صفحه 3-25
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.104452.1267
انیس رضایی، حسن فیضی، روح الله مرادی
چکیده به منظور بررسی تأثیر زمان قطع آخرین آبیاری و منابع مختلف کودی بر ویژگیهای کمی و کیفی گل زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی بهصورت اسپیلت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه چهار ساله تحقیقاتی جهاد کشاورزی واقع در روستای لالهزار، شهرستان بردسیر، استان کرمان در سال 95-1394 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل زمان قطع آخرین آبیاری (15 روز قبل از زمان عرف منطقه (اول اردیبهشت)، عرف (15 اردیبهشت) و 15 روز بعد از عرف (2 خرداد) به عنوان عامل اصلی و منابع مختلف کودی (کود گاوی 40 تن در هکتار، کود مرغی 15 تن در هکتار، ورمی کمپوست 10 تن در هکتار، اسید هیومیک 2 کیلوگرم در هکتار و کود شیمیایی شامل 200 کیلوگرم در هکتار کود اوره و 140 کیلوگرم در هکتار فسفر و پتاسیم) به عنوان عامل فرعی بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تأثیر تیمار قطع آبیاری بر خصوصیات کمی گل معنیدار بود، ولی ویژگیهای کیفی تحت تأثیر این تیمار قرار نگرفت. نتایج نشان داد که تأخیر در قطع آبیاری منجر به کاهش معنیدار صفات کمی شد. بطوریکه، بیشترین تعداد گل (10/41 عدد در متر مربع)، عملکرد تر (6/145 کیلوگرم در هکتار) و خشک (41/19 کیلوگرم در هکتار) گل، وزن تر (12/11 کیلوگرم در هکتار) و خشک (02/2 کیلوگرم در هکتار) کلاله در تیمار قطع زود هنگام آبیاری (قبل از عرف) حاصل شد. تأثیر منابع کودی نیز بر کلیه صفات مورد بررسی به استثنای میزان پیکروکروسین و سافرانال معنیدار بود. کودهای ورمی کمپوست و کود دامی بطور معنیداری در کلیه تیمارهای آبیاری، تعداد گل و عملکرد کلاله بیشتری را نسبت به دیگر تیمارها تولید نمودند. عملکرد کلاله خشک در تیمارهای کود شیمیایی (91/1 کیلوگرم در هکتار)، مرغی (57/1 کیلوگرم در هکتار) و اسید هیومیک (42/1 کیلوگرم در هکتار) نیز بطور معنیداری بیشتر از شاهد (26/1 کیلوگرم در هکتار) بود. بیشترین (7/169 نانومتر) و کمترین (1/163 نانومتر) میزان کروسین به ترتیب در تیمارهای شاهد و ورمی کمپوست حاصل شد. بطورکلی، نتایج نشان داد که قطع آبیاری در اوایل اردیبهشت و استفاده از کود آلی ورمی کمپوست بهترین شرایط را برای زراعت زعفران در منطقه بردسیر کرمان دارا بودند.
تأثیر پرایمینگ بنه با اسید سالیسیلیک و وزن بنه مادری بر گلدهی و خصوصیات کیفی کلاله زعفران
دوره 7، شماره 1، بهار 1398، صفحه 41-53
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.96404.1254
شیرین انصاریان مهابادی، ایرج اله دادی، مجید قربانی جاوید، الیاس سلطانی
چکیده اسید سالیسیلیک یکی از هورمون های گیاهی است که نقش محوری در تنظیم رشد و فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاهان ایفا میکند. به منظور مطالعه تأثیر هورمون اسید سالیسیلیک و وزن بنه مادری بر گل دهی زعفران، آزمایشی در سال 96- 95 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی زعفران پردیس ابوریحان دانشگاه تهران انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل پیش تیمار بنه با هورمون اسید سالیسیلیک (شاهد و کاربرد با غلظت 1 و 2 میلی مولار) و وزن بنه مادری شامل بنههای ریز با وزن (3 تا 5 گرم) و بنه های درشت با وزن (5 تا 8 گرم) بودند. نتایج نشان داد که اثر وزن بنه مادری بر صفات عملکردی شامل وزن تر گل، طول گل، وزن تر کلاله، وزن تر مادگی، طول کلاله، طول مادگی و بر صفات کیفی کلاله شامل میزان کروسین، پیکروکروسین و سافرانال معنی دار بود. مقدار این صفات در شرایط استفاده از بنه های مادری درشت نسبت به بنه ریز بیشتر بود. اثر وزن بنه مادری بر صفت وزن خشک کلاله در این پژوهش معنی دار نبود. هرچند اثر متقابل اسید سالیسیلیک و وزن بنه مادری بر صفات مورد بررسی معنی دار نبود، اما نتایج مقایسه میانگین ها نشان داد تیمار پرایمینگ بنه با غلظت 2 میلی مولار اسید سالیسیلیک بیشترین وزن تر گل (99.5 کیلوگرم در هکتار)، وزن خشک کلاله (1.45 کیلوگرم در هکتار) و کمترین زمان تا سبز شدن (47 روز پس از کاشت) را منجر شد. همچنین بیشترین میزان ماده مؤثره پیکروکروسین، مربوط به تیمار پرایمینگ بنه با غلظت 1 میلی مولار اسید سالیسیلیک بود. میزان کروسین در تیمار پرایمینگ بنه با غلظت 2 میلی مولار اسید سالیسیلیک و میزان سافرانال در سطح 1 میلی مولار بیشتر بود. به طور کلی نتایج این آزمایش نشان داد که کاشت بنه های مادری درشت همراه با کاربرد اسید سالیسیلیک باعث بهبود برخی خصوصیات کمی و کیفی کلاله زعفران گردید.
بررسی و مقایسه کیفیت زعفران تولیدی در مراکز عمده تولید استانهای خراسان رضوی و جنوبی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 209-218
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.59510.1184
حامد کاوه، امیر سالاری
چکیده مفهوم کیفیت محصولات کشاورزی در دهههای اخیر تغییرات زیادی داشته و کیفیت ماده خام بعنوان یک پیشنیاز ضروری کیفیت محصول نهایی و فرآوریشده در نظر گرفته میشود. با هدف طبقهبندی کیفی مراکز مهم تولید زعفران در استانهای خراسان رضوی و جنوبی، بررسی اجزای اصلی تعیین کننده بازارپسندی و کیفیت زعفران (کروسین، پیکروکروسین و سافرانال) با استفاده از روش (طیف نور سنجی فرابنفش – مرئی) و استاندارد ISO/TS 36322 انجامشد. از 14 مرکز تولید زعفران در استانهای خراسان رضوی و جنوبی شامل (صفی آباد، قاینات، کاشمر، تربتحیدریه، خلیلآباد، بردسکن، شهنآباد، چخماق، تربتجام، فیضآباد، سبزوار، سرایان، تقیآباد و بیرجند) نمونهگیری انجام گرفت. برداشت، جداسازی کلاله و خشک کردن در تمامی نمونهها بهطور یکسان انجام شد. مقایسه نتایج بدست آمده با استاندارد ملی و استاندارد ایزو نشان داد که مقدار سافرانال در همه مناطق مورد بررسی از استاندارد ایزو و ملی ایران پایینتر بود. برای پیکروکروسین همه مناطق مقادیر بالاتری از استاندارد ایزو داشتند اما مناطق 2،10،11 و 12 نتوانستهاند حداقل استاندارد ملی را کسب کنند و محصول تولیدی در مناطق 5، 8 و 9 نیز در مرز استاندارد قرار داشت. منطقه 12کمترین مقدار کروسین را داشت که از استاندارد ایزو نیز پایینتر بود. مناطق 2، 5، 10 و 14 نیز مقادیر کروسین پایینتر از استاندارد ملی ایران داشتند.
مدلسازی تغییرات شیمیایی و میکروبی گل زعفران طی نگهداری با استفاده از شبکههای عصبی مصنوعی و الگوریتم ژنتیک
دوره 4، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 279-289
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.38668
الهام آذرپژوه، احمد احتیاطی، پروین شرایعی
چکیده زعفران به عنوان گرانترین محصول کشاورزی و دارویی جهان، ارزش ویژهای دارد. با توجه به بازه برداشت کوتاه این محصول، نگهداری گل زعفران در شرایط مناسب جهت فراوری با تأخیر، نیازمند بررسی عوامل مؤثر بر کاهش کیفیت زعفران است. اثر ضخامت انباشتگی، دمای نگهداری و زمان نگهداری گل زعفران بر شاخصهای شیمیایی کروسین، سافرانال و پیکروکروسین و آلودگیهای میکروبی کل، کلیفرم و کپک با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چند لایه مدل سازی گردید و ساختار شبکه با استفاده از الگوریتم تکاملی ژنتیک بهینه سازی شد. شبکه عصبی بهینه با ضریب تبین بالاتر از 94 درصد و خطای پایین، قادر به پیشبینی ویژگیهای کیفی زعفران تحت شرایط نگهداری بود. بررسی مدل نشان داد ضخامت انباشتگی تأثیر کمی در مقایسه با دما و زمان نگهداری بر کیفیت شیمیایی و میکروبی زعفران دارد در حالی که افزایش دمای نگهداری کاهش کیفیت شیمیایی و میکروبی را شدت میبخشد و زمان نگهداری نسبت به دما اثر کمتری دارد. نگهداری گل زعفران در دمای پایین و نزدیک به صفر درجه سانتیگراد برای حداکثر حفظ ترکیبات شیمیایی ارزشمند و کمترین توسعه آلودگی میکروبی طی نگهداری الزامی است.
مقایسه ترکیبات موثره و میزان فعالیت آنتی اکسیدانی زعفران تولید شده در شهرستانهای کاشمر و مرند
دوره 4، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 215-224
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.38671
معصومه وکیلی قرطاول، سعیده علیزاده سالطه
چکیده زعفران (Crocus sativus L.) محصولی ارزشمند و نیمه مقاوم به خشکی است که میتواند در شرایط بسیار متفاوت آب و هوایی مورد کشت و کار قرار گیرد. مهمترین ترکیبهاى شیمیایى زعفران را کروسین و مشتقهاى کروستین تشکیل میدهند. زعفران موارد استفاده مختلفی دارد، از جمله در صنایع غذایی به عنوان عامل عطر و طعم و همچنین در صنایع دارویی به عنوان ضد اسپاسم، ضد نفخ، آرامبخش، ضد افسردگی و بیماریهای قلبی. در این پژوهش، نمونههای زعفران از شهرستان مرند با ارتفاع 1360 متر و کاشمر با ارتفاع 1000 متر از سطح دریا جمعآوری شدند و در شرایط مناسب و یکسان خشک گردیدند. همچنین نمونه تجاری از شرکت معروف بستهبندی زعفران در بازار نیز تهیه گردید. میزان ترکیبات مؤثره نمونههای زعفران شامل؛ کروسین، پیکروکروسین و سافرانال مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده، در نمونههای جمعآوری شده از مرند، بیشترین میزان ترکیبات کروسین و پیکروکروسین مشاهده گردید (میزان جذب به ترتیب 306 و 118). همچنین فعالیت آنتیاکسیدانی نمونههای زعفران نیز به روش احیای رادیکال آزاد DPPH اندازهگیری شد. نتایج بهدست آمده نشان داد که زعفران اکوتیپ مرند میزان ترکیبات مؤثره و فعالیت آنتیاکسیدانی بیشتری نسبت به اکوتیپ کاشمر دارد. بطور کلی با توجه به خشکی روزافزون و مسئله کم آبی در منطقه آذربایجان و کیفیت بالای زعفران برداشت شده از زعفرانزارهای شهرستان مرند، زعفران میتواند به عنوان محصولی جهت کشت و کار وسیع در این منطقه قابل توصیه باشد.
اثر شخم حفاظتی و آبیاری تابستانه بر عملکرد گل و شاخصهای کیفی زعفران (.Crocus sativus L)
دوره 2، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 255-263
https://doi.org/10.22048/jsat.2015.8619
حسن فیضی، عبداله ملافیلابی، حسین صحابی، احمد احمدیان
چکیده بهمنظور بررسی اثر شخم حفاظتی و آبیاری تابستانه بر رشد و عملکرد زعفران، آزمایش مزرعهای طی دو سال به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در منطقه زاوه شهرستان تربت حیدریه انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل اجرای شخم (به دو صورت حفاظتی و شخم معمولی) و چهار زمان آبیاری تابستانه (15 تیرماه، 15 مردادماه، 15 تیر + 15 مردادماه و عدم آبیاری تابستانه) بودند. طبق نتایج تجزیه واریانس، زمان آبیاری اثر معنیداری بر تعداد و عملکرد گل زعفران در سال اول و دوم آزمایش داشت. در سال اول اجرای آزمایش، آبیاری در تیر + مردادماه بیشترین تأثیر را در افزایش تعداد گل، عملکرد گل و وزن خشک کلاله زعفران داشت (به ترتیب 25 گل در متر مربع، 1/12 و 16/0 گرم کلاله خشک در متر مربع). همچنین در سال دوم، بیشترین میزان شاخصهای ذکرشده (4/127 گل در متر مربع، 4/61 و 97/0 گرم در متر مربع) در نتیجه اجرای آبیاری در مردادماه مشاهده گردید. در سال اول اجرای آزمایش، شخم حفاظتی در مقایسه با عدم شخم اثر معنیداری در افزایش عملکرد گل و وزن خشک کلاله (بهترتیب تا 3/11 و 7/11 درصد) داشت. همچنین آبیاری تابستانه و شخم حفاظتی تأثیر معنیداری در افزایش پیکروکروسین زعفران داشت.
