با همکاری انجمن علمی گیاهان دارویی ایران
کلیدواژه‌ها = عملکرد گل
کشاورزی و علوم پایه

تأثیر بسپار سوپرجاذب بر کارایی مصرف آب و خصوصیات کمی و کیفی زعفران در شرایط کم آبیاری

دوره 13، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22048/jsat.2025.475014.1538

محمد عظیمی گندمانی

چکیده رژیم‌ها و تکنیک‌های کم‌آبیاری با استفاده از جاذب رطوبت، رویکردهای اصلی برای دستیابی به اهداف کشاورزی پایدار و حفظ منابع آب در مناطق خشک و نیمه‌خشک هستند. به‌منظور تأثیر بسپار سوپرجاذب بر بهره‌وری آب و خصوصیات کمی و کیفی زعفران در شرایط کم آبیاری آزمایشی مزرعه‌ای به‌صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار طی سه سال زراعی 1400-1399، 1401-1400 و 1402-1401 در اراضی کشاورزی شهر زیار از توابع شهرستان اصفهان اجرا شد. در این آزمایش کم‌آبیاری در سه سطح (50، 75 و 100 درصد نیاز آبی) به‌عنوان عامل کرت اصلی و عامل کرت‌های فرعی شامل سطوح مختلف بسپار سوپرجاذب (صفر، 50 و 100 کیلوگرم در هکتار) بود. یافته‌های تحقیق نشان داد که بیشترین مقادیر تعداد برگ گیاه (به ترتیب 25 و 34 عدد)، عملکرد برگ خشک (به‌ترتیب 3845 و 4926 کیلوگرم در هکتار) عملکرد گل تر (1559 و 1912 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد خشک کلاله (8/11 و 8/17 کیلوگرم در هکتار)، تعداد بنه (278 و 345 عدد) و عملکرد بنه (1/32 و 1/45 تن در هکتار) در سال‌های 01-1400 و 02-1401 آزمایش در تیمار آبیاری 100 درصد و تیمار 100 کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب به‌دست آمد. بهبود در این پارامترهای محصول زمانی که سوپرجاذب در شرایط کم‌آبیاری در مقایسه با شرایط آبیاری کامل استفاده شد، به طور قابل توجهی بیشتر بود. از سوی دیگر، بیشترین بهره‌وری آب در تیمار آبیاری 50 درصد و 100 کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب (005/0 و 007/0 کیلوگرم در متر مکعب) بدست آمد. علاوه بر این، تیمار 75 درصد نیاز آبی و 100 کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب، دارای بیشترین غلظت کروسین (0/13 و 4/12 درصد)، پیکروکروسین (6/6 و 9/5 درصد) و سافرانال (6/2 و 4/2 درصد) را در هر دو سال آزمایش نشان داد. به‌طورکلی، نتایج نشان داد اگرچه بیشترین عملکرد کمی زعفران از آبیاری کامل همراه با کاربرد سوپرجاذب بدست آمد، بهترین نتیجه از نظر کیفیت زعفران در تیمار آبیاری 75 درصد و کاربرد سوپرجاذب بدست آمد که به دلیل محدودیت منابع آبی در منطقه مورد مطالعه و اهمیت کارایی آب، به عنوان بهترین تیمار در تولید پایدار زعفران در مناطقی با شرایط مشابه با محل آزمایش توصیه می‌شود.

کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی پارامترهای فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و ویژگی‌های مرتبط با کلاله زعفران در اکوتیپ‌های مختلف

دوره 12، شماره 4، 1403، صفحه 414-435

https://doi.org/10.22048/jsat.2025.480420.1542

سعید حسنیان بادی، جواد طباطبائیان، بنیامین ترابی

چکیده ارزیابی واکنش اکوتیپ‌های مختلف زعفران از نظر صفات فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و ویژگی‌های مرتبط با کلاله، برای کشت در منطقه‌ی خاص از اهمیت بالایی برخوردار است. از این‌رو، پژوهشی با هدف ارزیابی صفات فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و ویژگی‌های مرتبط با کلاله در پنج اکوتیپ زعفران (طرق-رود: EC1، نطنز: EC2، کاشان: EC3، بادرود: EC4 و قائنات: EC5) به‌صورت گلدانی در فضای باز در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردستان در سال 1401 در قالب طرح آزمایشی کاملاً تصادفی در سه تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد که صفات عملکردی، کیفی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی در اکوتیپ‌های مورد بررسی تفاوت معنی‌دار داشتند. اکوتیپ EC2 از نظر صفات عملکردی نظیر قطر کلاله (09/2 میلی‌متر)، طول کلاله (43/2 سانتی‌متر)، تعداد گل (40/95 در مترمربع)، عملکرد تر گل (27/47 گرم در مترمربع) و عملکرد خشک کلاله (828/0 گرم در مترمربع) به‌طور معنی‌داری برتر بود. مقادیر سافرانال، پیکروکروسین و کروسین در اکوتیپ‌های EC2، EC3 و EC4 به‌طور قابل توجهی نسبت به سایر اکوتیپ‌ها بالاتر بود و بالاترین مقادیر این صفات در EC2 (به‌ترتیب 02/53، 1/175 و 6/202 E_(1 cm)^(1%)) مشاهده شد. محتوای رنگیزه‌های فتوسنتزی (کلروفیل a، b و کل) در اکوتیپ EC2 در مقایسه با سایر اکوتیپ‌ها از میانگین بالایی برخوردار بود. در مورد فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی، اکوتیپ‌های EC1 و EC4 بالاترین فعالیت را نشان دادند. نتایج همبستگی بین صفات نیز بیانگر ارتباط مثبت بین صفات عملکردی و کیفی بود. به‌طور کلی، این پژوهش به‌خوبی نشان می‌دهد که شرایط محیطی می‌توانند تأثیرات قابل توجهی بر کیفیت و عملکرد زعفران داشته باشند و به انتخاب بهترین اکوتیپ‌ها برای کشت در مناطق مختلف کمک کنند. برای کشت در منطقه مورد مطالعه اکوتیپ EC2 قابل توصیه بعد از آزمایشات مزرعه‌ای می‌باشد.

سایر موضوعات مرتبط با زعفران

تاثیر کودهای زیستی بر عملکرد و برخی ویژگی‌های ریخت‌شناسی زعفران (Crocus sativus L.)

دوره 11، شماره 3، 1402، صفحه 243-255

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.407644.1497

شیما عبدالشاه، داود بخشی، محمدباقر فرهنگی

چکیده کودهای زیستی با پویاسازی عناصر معدنی، نیاز به کودهای شیمیایی را کاهش می­دهند و منجر به افزایش عملکرد می­شوند. از­این­رو با توجه به اهمیت افزایش عملکرد زعفران، آزمایشی در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی اداره منابع طبیعی سمنان در سال زراعی 1401-1400 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل کودهای زیستی فروزینک­­بارور، پتابارور-2، فسفاته بارور-2 و ترکیب آن­ها با هم در کنار شاهد (8 تیمار) بودند که به صورت کودآبیاری در اواسط بهمن ماه 1400 در دو سطح صفر و نیم لیتر در هکتار اعمال شدند. صفات مورد بررسـی شـامل تعداد گل، وزن گل تازه و خشک، وزن تر و خشک کلالـه، طول کلاله و قطر نوک کلاله، طول دوره گلدهی، تعداد برگ و محتـوای کلروفیل برگ بودند. مقایسه میانگین­ها نشان داد که کودهای زیستی باعث افزایش معنی­دار (05/0p ≤) در تمامی صفات به جز تعداد برگ، طول کلاله و قطر نوک کلاله در مقایسه با شاهد شدند. صفات مورد بررسی بهترین نتایج خود را تحت کاربرد ترکیبی کودهای زیستی فروزینک­بارور و پتابارور-2 نشان دادند. به­طوری­که بیشترین مقادیر تعداد گل (175 عدد در متر مربع)، وزن تر گل (61/72 گرم در متر مربع)، وزن خشک گل (92/7 گرم در  متر مربع)، طول دوره گلدهی (21 روز)، محتوای کلروفیل a (728/0 میلی­گرم در گرم وزن تر)، محتوای کلروفیل کل (97/5 میلی­گرم در گرم وزن تر)، وزن تر کلاله (28/4 گرم در متر­مربع) و وزن خشک کلاله (804/0 گرم در مترمربع) در تیمار توام فروزینک بارور و پتابارور-2 به­دست آمد که به ترتیب 1/3، 6/3، 4/3، 1/1، 1/2، 5/1، 3 و 1/3 برابر شاهد بود. به طورکلی کودهای زیستی با اثر بر افزایش حلالیت عناصر غذایی و قابل دسترس کردن آن­ها برای گیاه باعث بهبود صفات کمی زعفران شدند و کاربرد توام کودهای زیستی نیز عملکرد گل و کلاله زعفران را به­طور معنی­داری افزایش داد.

کشاورزی و علوم پایه

اثر رژﻳﻢ‌ﻫﺎى ﻣﺨﺘﻠﻒ آﺑﻴﺎرى ﺑﺮ ﻛﺎراﻳﻰ ﻣﺼﺮف آب زعفران در خراسان رضوی (ﻣﻨﻄﻘﺔ باخرز)

دوره 8، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 497-510

https://doi.org/10.22048/jsat.2020.225629.1389

حسن مسافری ضیاالدینی، امین علیزاده، پرویز رضوانی مقدم

چکیده به منظور مطالعه عملکرد کمی گل و بنه زعفران در پاسخ به مدار­های مختلف و حجم­­های مختلف آب آبیاری و برآورد کارائی مصرف آب آزمایشی در سال ­های زراعی 1397-1395 در شهر باخرز، به صورت کرت­های نواری در قالب طرح بلوک‌­های کامل تصادفی اجرا شد. دور آبیاری به­عنوان عامل افقی (فاکتور A) در چهار مدار (15 a1= ، 30 =a2 ، 45 a3= و 90 a4= روز) و حجم آب آبیاری بعنوان عامل عمودی (فاکتور B) در چهار حجم (250=b1 ، 500=b2، 1000=b3 و  1250=b4 متر مکعب درهکتار) انتخاب شد. نتایج  نشان داد، که بیشترین عملکرد گل و بنه زعفران در تیمارa2b3  (حجم کل آب 6000 مترمکعب در هکتار) بدست آمد. بیشترین کاهش عملکرد بنه در تیمار a4b1 (حجم کل آب 750 مترمکعب در هکتار) با کاهش 1/72 درصدی نسبت به a1b2 (حجم کل آب 5500 مترمکعب در هکتار) و کمترین عملکرد وزن تر گل در تیمار a4b1 (حجم کل آب 750 مترمکعب در هکتار) با کاهش 5/76 درصدی نسبت به a1b2 (حجم کل آب 5500 مترمکعب در هکتار) و کمترین عملکرد وزن بنه در تیمار با حجم a4b1 (حجم کل آب 750 مترمکعب در هکتار) با کاهش 6/70  درصدی نسبت به حجم a2b3 (حجم کل آب 6000 مترمکعب در هکتار) به­دست آمد. همچنین نتایج بدست آمده از مقایسه کارایی مصرف آب زعفران تحت­تأثیر اثر متقابل حجم و مدار مختلف آبیاری نشان داد که بیشترین کاهش کارایی مصرف آب بر مبنای وزن بنه در تیمار a1b4 (حجم کل آب 13750 متر مکعب در هکتار) با کاهش 4/85 درصدی نسبت بهa3b1  (حجم کل آب 1000 مترمکعب در هکتار) و بیشترین کاهش کارایی مصرف آب بر مبنای وزن گل در تیمار a1b4 (حجم کل آب 13750متر مکعب در هکتار) با کاهش 4/82 درصدی نسبت به a2b1 (حجم کل آب 1500 مترمکعب در هکتار) بدست آمد. با توجه به نتایج بدست آمده استفاده از حجم آبیاری 250 تا 500 متر مکعب در هکتار در مدار 30 روز (1500 تا 3000 مترمکعب در هکتار) برای حداکثر بهره ­وری آب در زراعت زعفران توصیه می­شود.

واکنش عملکرد گل و بنه زعفران (Crocus sativus L.) به مصرف کود نانوبیولوژیک در قیاس با کودهای رایج دامی و شیمیایی

دوره 8، شماره 1، بهار 1399، صفحه 75-88

https://doi.org/10.22048/jsat.2019.177567.1339

حسن فیضی، علی حسینی، حسین صحابی، رامین نظریان

چکیده به منظور مطالعه واکنش عملکرد گل و بنه زعفران به نوع مصرف منابع مختلف کودی آزمایشی در طی دو سال زراعی 1396-1395 و 1397-1396 در منطقه شادمهر تربت حیدریه به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با 10 تیمار و 4 تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل : 1-بذرمالی (آغشته کردن) بنه‎ها با کود نانو بیولوژیک (با نام تجاری بیومیک از شرکت بیوزر)؛ 2-بذرمالی+ یک مرحله مصرف کود نانو بیولوژیک در آب آبیاری؛ 3-بذرمالی+ یک مرحله محلولپاشی کود نانو بیولوژیک ؛ 4-بذرمالی+ آبیاری+ محلولپاشی کود نانو بیولوژیک؛ 5-یک مرحله مصرف کود نانو بیولوژیک با آبیاری؛ 6-یک مرحله محلولپاشی کود نانو بیولوژیک؛ 7-مصرف کود شیمیایی (اوره، فسفات آمونیوم و سولفات پتاسیم)؛ 8-مصرف کود گاوی پوسیده؛ 9-کود گاوی + کود شیمیایی و 10- شاهد بودند. صفات مورد مطالعه زعفران شامل عملکرد خشک بنه، عملکرد تر گل، عملکرد تر و خشک کلاله و تعداد گل بود. براساس نتایج مزرعه سال سوم بیشترین عملکرد کلاله خشک (با 14کیلوگرم در هکتار) و تعداد گل در تیمار بذرمالی+ آبیاری+ محلولپاشی کود نانو بیولوژیک (با 176 درصد افزایش نسبت به شاهد) و بیشترین عملکرد بنه در تیمار بذرمالی کود نانوبیولوژیک (با 41 درصد افزایش نسبت به شاهد) به دست آمد. بررسی روش های مختلف کاربرد کود نانوبیولوژیک نشان داد که روش بذرمالی بنه ها بیشترین تاثیر را بر افزایش عملکرد بنه های زعفران و کاربرد همزمان روش بذرمالی بنه ها با محلول پاشی با آبیاری بیشترین تاثیر مثبت را بر خصوصیات گل زعفران داشت.

کشاورزی و علوم پایه

تأثیر سطوح مختلف کود محرک زیستی نوافل و وزن بنه مادری بر رشد رویشی، گلدهی و محتوای کلروفیل زعفران

دوره 7، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 441-455

https://doi.org/10.22048/jsat.2019.133954.1303

سکینه خندان ده ارباب، محمد حسین امینی فرد، حمید رضا فلاحی، حامد کاوه

چکیده به­منظور بررسی اثر وزن بنه مادری و مصرف کود محرک زیستی نوافل بر رشد برگ­ها، محتوای کلروفیل و عملکرد گل و کلاله زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح آماری بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1396- 1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند انجام شد. عوامل آزمایشی شامل کود زیستی نوافل (به­صورت مایع با نام تجاری Novafol و حاوی 28 درصد اسید آمینه، با مقادیر صفر، 2 و 4 لیتر در هکتار به­صورت غوطه­وری بنه و مصرف در آب آبیاری) و وزن بنه مادری (4-1/0، 8-1/4 و12-1/8 گرم به­ترتیب به­عنوان بنه­های ریز، متوسط و درشت) بودند. مصرف کود زیستی نوافل بر صفات تعداد گل، عملکرد گل، عملکرد­ کلاله و محتوای کلروفیل a تأثیر معنی­داری داشت. بیشترین تعداد گل (5/16 عدد در متر­مربع)، عملکرد گل­تر (63/5 گرم در متر­مربع)، عملکرد کلاله خشک (108 میلی­گرم در متر­مربع) و غلظت کلروفیل a (09/1 میلی­گرم در گرم وزن­تر برگ) از تیمار کاربرد 4 لیتر در هکتار و کمترین مقادیر مربوط به صفات تعداد گل (22/14 در متر­مربع)، عملکرد گل (55/4 گرم در متر­مربع)، عملکرد کلاله خشک (85 میلی­گرم در متر­مربع) و کلروفیل a (97/0 میلی­گرم در گرم وزن تر) در شاهد (عدم مصرف کود زیستی نوافل) به دست آمد، اما از حیث صفات مذکور تفاوت آماری معنی­­­­­­داری بین سطوح 2 و 4 لیتر در هکتار کود زیستی نوافل یافت نشد. وزن بنه­های مادری نیز تمامی صفات مورد مطالعه را بطور معنی­داری تحت تأثیر قرار داد. بیشترین مقدار طول کلاله (1/25 میلی­متر)، عملکرد گل (4/10 گرم در مترمربع)، طول برگ (42/31) و متوسط وزن تر و خشک برگ (به ترتیب 29/0 و 083/0 گرم در بوته) از بنه­های درشت (12-1/8 گرم) و کمترین مقدار آن­ها از بنه­های ریز (کمتر از 4 گرم) به­دست آمد. برهم­کنش وزن بنه مادری و مصرف کود محرک زیستی نوافل نیز بر محتوای کلروفیل b و کلروفیل کل و نیز تعداد برگ در بوته معنی­دار شد. بیشترین غلظت کلروفیل b و کلروفیل کل (به ترتیب 77/1 و 95/2 میلی­گرم در گرم وزن تر برگ) و تعداد برگ (58/7 عدد در بوته) از تیمار مصرف 4 لیتر در هکتار کود محرک زیستی نوافل  و بنه­های درشت بدست آمد. در مجموع، استفاده از کود محرک زیستی نوافل به میزان 4 لیتر در هکتار رشد رویشی و زایشی گیاه را بهبود بخشید. کاشت بنه­های مادری درشت نیز نقش مؤثری در افزایش رشد و عملکرد زعفران داشت.

کشاورزی و علوم پایه

تأثیر کود گاوی بر عملکرد و خصوصیات مورفولوژیک و فیزیولوژیک زعفران تحت تنش شوری (Crocus sativus L.)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 171-184

https://doi.org/10.22048/jsat.2018.98710.1257

رضا اصغری، محمد رضا داداشی، سید علیرضا رضوی، حسن فیضی، سعید بختیاری

چکیده به منظور مطالعه اثرات تنش شوری آب آبیاری و مقادیر مختلف کود گاوی بر خصوصیات مورفولوژیک و فیزیولوژیک زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی در منطقه جلگه رخ تربت حیدریه (در مزرعه­ای که دومین سال کشت آن بود) در سال 1394 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل چهار سطح شوری آب آبیاری به عنوان عامل اصلی (1 (تیمار شاهد)، 4، 7 و 10 دسی زیمنس بر متر) و مقادیر کود گاوی (عامل فرعی) در چهار سطح شامل شاهد (بدون کود)،20، 40 و 60 تن در هکتار بودند که به صورت کرت­های خرد شده در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. صفات مورد بررسی شامل تعداد و وزن تر گل، وزن خشک کلاله، میزان کلروفیل برگ، محتوی پرولین برگ، قطر، وزن تر و خشک بنه بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثرات مقادیر مختلف کود گاوی و سطوح تنش شوری بر کلیه صفات مورد مطالعه در سطح یک درصد معنی­دار بود. بیشترین تعداد گل، عملکرد گل و وزن خشک کلاله در تیمار شوری شاهد (یک دسی زیمنس بر متر) و مصرف 60 تن در هکتار کود گاوی بدست آمد. با افزایش سطوح شوری تا 7 دسی زیمنس بر متر، میزان کلروفیل a، b و کل افزایش و پس از آن به شدت کاهش یافت به طوری­که این میزان کاهش در تیمار شوری 10 دسی زیمنس بر متر نسبت به شاهد به ترتیب 6/6، 9/16 و 12 درصد بود. نتایج حاکی از افزایش معنی­دار پرولین (2/14 درصد) در سطوح شوری 10 دسی زیمنس بر متر نسبت به شاهد بود. علاوه بر این قطر، وزن تر و خشک بنه نیز با افزایش سطوح شوری کاهش یافت به طوریکه میزان کاهش در تیمار شوری 10 دسی زیمنس بر متر نسبت به شاهد به ترتیب 5/13، 5/32 و 6/32 درصد بود. به طور کلی نتایج نشان داد که استفاده از کود گاوی باعث کاهش اثرات مخرب تنش شوری بر عملکرد گل و بنه زعفران می­شود.

کشاورزی و علوم پایه

تأثیر پیش‌تیمار بنة مادری با سطوح مختلف اسید سالیسیلیک و نیترات پتاسیم بر عملکرد گل، بنه و شاخص‌های فلورسانس کلروفیل زعفران

دوره 5، شماره 1، بهار 1396، صفحه 21-35

https://doi.org/10.22048/jsat.2017.38893

مانی جباری، مهدی خیاط، حمید رضا فلاحی، علیرضا صمدزاده

چکیده زعفران یکی از با ارزش­ترین گیاهان دارویی ایران است که در حوزة پراکنش خود تحت تأثیر برخی از تنش­های محیطی می­باشد. بنابراین، مصرف ترکیبات هورمونی و غذایی می­تواند ضمن کاهش آثار سوء تنش، موجبات افزایش رشد و عملکرد گیاه را فراهم سازد. به همین منظور آزمایشی در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با چهار تکرار با هدف بررسی اثر غوطه­وریِ بنه­های مادری زعفران در سطوح مختلف اسید سالیسیلیک (5/0، 1 و 2 میلی مولار) و نیترات پتاسیم (250، 500، 1000 میلی­گرم بر لیتر) به همراه تیمار شاهد (آب مقطر به عنوان سطح صفر برای هر یک از ترکیبات مورد استفاده) روی برخی صفات مرتبط با رشد رویشی و زایشیِ زعفران در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی بیرجند در سال زراعی 1394 اجرا شد. صفات مورد بررسی شامل وزن­تر گل، وزن­تر گلبرگ، وزن­تر کلاله، طول کلاله، طول برگ، وزن و قطر بنة مادری و دختری، میزان کلروفیل کل و فلورسانس کلروفیل (با هدف بررسی تأثیر تیمارهای آزمایشی بر خسارت احتمالیِ ناشی از تنش گرمای تابستانه) بودند. نتایج نشان داد که بیشترین میزان Fv، Fv/Fm،F'v/F'm (به­ترتیب 117، 27/0 و 44/0)، کلروفیل کل (85/0 میکروگرم بر گرم وزن­تر)، وزن­ترگل، وزن­ترگلبرگ، وزن­ترکلاله (به ترتیب 9/36، 1/32 و 2/4 گرم در متر مربع)، طول کلاله و طول برگ (به­ترتیب 6/29 میلی­متر و 7/37 سانتی­متر) در تیمار غوطه­وریِ بنه در محلول 2 میلی­مولار اسید سالیسیلیک و بیشترین میزان F'm به مقدار 434 در سطح 5/0 میلی­مولار اسید سالیسیلیک به دست آمد. تیمار مصرف 1000 میلی­گرم بر لیتر نیترات پتاسیم نیز به ترتیب موجب افزایش 19 و 30 درصدیِ مقادیر قطر و وزن بنه دختری گردید. در مجموع، نتایج این آزمایش نشان داد که غوطه­وری بنه­های مادری زعفران در محلول‌های اسید سالیسیلیک و نیترات پتاسیم موجب بهبود رشد و عملکرد زعفران می­شود.

کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی سازگاری اکوتیپ‌های مختلف زعفران زراعی با شرایط آب و هوایی شهرستان مراغه

دوره 3، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 107-119

https://doi.org/10.22048/jsat.2015.10380

امین انصاف، بهمن زاهدی، علی اصغر علیلو

چکیده به‌منظور بررسی سازگاری برخی اکوتیپ‌های زعفران زراعی (sativusCrocus) نسبت به شرایط اقلیمی شهرستان مراغه، آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و طی دو سال متوالی (1392-1393) اجرا شد. اکوتیپ‌های موردمطالعه شامل بردسکن، سبزوار، تربت‌حیدریه، کاشمر، تایباد، آبرود، دوغ‌آباد، اسفیوخ، مرند 1، مرند 2، بناب 1 و بناب 2 بودند. صفات مورد ارزیابی شامل وزن تر کلاله، وزن خشک کلاله، طول خامه، طول کلاله، درصد سبز شدن، سرعت سبز شدن، ارتفاع گل، درصد گلدهی، سرعت گلدهی، وزن تر و خشک گل و عملکرد خشک کلاله در واحد سطح بود. نتایج نشان داد تمامی اکوتیپ‌ها از درصد سبز شدن و استقرار خوبی در سال اول برخوردار بودند، ولی با شروع یخبندان، اکوتیپ‌های آبرود، اسفیوخ و تایباد سازگاری کمتری به دماهای پایین نشان دادند. بین اکوتیپ‌ها از لحاظ صفات تعداد گل در واحد سطح، درصدگلدهی، درصد سبز شدن و میانگین وزن تر گل در سطح احتمال 05/0 اختلاف معنی‌داری وجود داشت. همچنین اختلاف آماری معنی‌داری در سطح احتمال 01/0 برای سرعت گلدهی و سبز شدن در بین اکوتیپ‌های موردبررسی مشاهده شد. بالاترین درصد سبز شدن در سال دوم مربوط به اکوتیپ مرند 2 بود، ولی اکوتیپ سبزوار بالاترین سرعت گلدهی و بیشترین درصد گلدهی را به خود اختصاص داد. با وجود پایین بودن عملکرد اکوتیپ‌های مرند 1 و سبزوار در سال استقرار، این دو اکوتیپ در سال دوم بیشترین عملکرد را نشان دادند، به‌طوری‌که مقدار تولید سال دوم اکوتیپ سبزوار 5/1 کیلوگرم در هکتار و اکوتیپ مرند 1 4/1 کیلوگرم در هکتار بود. در مجموع، نتایج نشان داد که اکوتیپ‌های مرند جهت کاشت در شهرستان مراغه مناسب بوده و استفاده از بنه‌های خارج از استان توصیه نمی‌گردد.