با همکاری انجمن علمی گیاهان دارویی ایران
کلیدواژه‌ها = مالچ
کشاورزی و علوم پایه

پاسخ رشدی بنه های دختری زعفران به شرایط نگهداری بنه مادری در طی دوره رکود تابستانه

دوره 11، شماره 4، 1402، صفحه 345-370

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.406637.1495

سجاد مرادی مقدم، حمیدرضا فلاحی، محمدعلی بهدانی، سهراب محمودی

چکیده شرایط نگهداری بنة مادری زعفران در طی دورة رکود تابستانه، شامل مراحل خواب حقیقی و خواب ظاهری، رشد رویشی و فرایند تولید بنه­های دختری را تحت تأثیر قرار می­دهد و از این­رو انجام مطالعات علمی در این زمینه ضروری است. در این راستا، آزمایشی مزرعه­ای در قالب طرح  بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 99-1398 در شهرستان قاینات اجرا شد. تیمارهای آزمایش عبارت بودند از: 1- کشت بنه­ها در 15 خرداد­ماه و استقرار در دمای محیط، 2- کشت بنه­ها در 15 خرداد­ماه + مصرف بقایای گیاهی، 3- کشت بنه­ها در 15 خرداد­ماه + انجام آبیاری تابستانه،  4- نگهداری بنه­ها در محیط آزاد (سایه و دمای 30 تا 32 درجة سانتی­گراد) به مدت سه ماه و کشت آن­ها در 15 شهریور، 5- نگهداری بنه­ها در انکوباتور (دمای ثابت 25 درجه سانتی­گراد و محیط تاریک) به مدت سه ماه و کشت آن­ها در 15 شهریورماه، 6- نگهداری بنه­ها در انکوباتور (با دمای متغیر 20، 25 و مجدد 20 درجة سانتی­گراد و به مدت یک ماه در هر دما) و کشت آنها در 15 شهریورماه و 7- نگهداری تلفیقی بنه­ها در محیط آزاد (دو ماه از 15 خرداد تا 15 مرداد) و انکوباتور (یک ماه در دمای 25 درجه سانتی­گراد از 15 مرداد تا 15 شهریور) و کشت آنها در  15 شهریورماه. صفات مورد مطالعه شامل طول، تعداد و وزن برگ، تعداد و وزن کل بنه­های دختری، وزن بنه­ دختری اصلی، متوسط وزن بنه­ و نیز تعداد و عملکرد بنه­های دختری در گروه­های وزنی مختلف بودند. نتایج نشان داد که تیمار کشت گیاه در 15 خرداد همراه با مصرف بقایای گیاهی بیشترین مقادیر طول و تعداد برگ (به ترتیب 35 سانتی­متر و 9 عدد در بنه) را سبب گردید. انکوباسیون بنه­ها در دمای متغیر و سپس کشت آنها در شهریور منجر به افزایش معنی­دار وزن کل بنه­های دختری شد، در حالی که  انکوباسیون در دمای ثابت و کشت در شهریورماه بیشترین اثر را بر تعداد بنه در واحد سطح داشت (2022 عدد در متر مربع). بیشترین و کمترین مقدار متوسط وزن هر بنة دختری به­ترتیب در تیمارهای کشت در خرداد + مصرف بقایای گیاهی (23/7 گرم) و انکوباسیون در دمای ثابت (22/2 گرم) + کشت در شهریور حاصل شد؛ که در مقایسه با متوسط وزن بنه­های مادری کشت شده (15 گرم) کاهش یافت. تیمار کاشت در خرداد + مصرف بقایای گیاهی باعث کاهش تعداد بنه­های ریز با وزن کمتر از 6 گرم و افزایش تعداد بنه­های دختری در گروه­های وزنی 9 تا 12 و 12 تا 15 گرم شد. نگهداری بنه­های مادری در دمای متغیر انکوباتور + کشت در شهریور منجر به افزایش تعداد و عملکرد بنه­های دختری با وزن بیش از 15 گرم شد. در مجموع، تیمارهای کاشت بنه در خرداد همراه با مصرف بقایای گیاهی و نگهداری بنه­های مادری در دمای متغیر انکوباتور و سپس کاشت آنها در شهریور که به­ترتیب 66  و 61 درصد از عملکرد بنه­های دختری تولید شده در آن­ها در گروه­های وزنی بیش از 9 گرم قرار گرفتند، به عنوان تیمارهای برتر از نظر بهبود رشد بنه­های دختری زعفران شناسایی و معرفی شدند.

کشاورزی و علوم پایه

اثر استفاده از نانو کود گاوی در مقایسه با کودهای شیمیایی و گاوی رایج بر عملکرد زعفران و برخی خصوصیات خاک

دوره 10، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 305-323

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.366991.1470

حسام آریان پور، حسین صحابی، حسن فیضی، علی جان سالاریان، امیر سالاری

چکیده کودگاوی از متداولترین کودهای مصرفی در زعفرانکاری است، اما مشکل اصلی آن سرعت کم آزادسازی عناصر غذایی است؛ که کشاورز را بسمت استفاده از کودهای شیمیایی سوق می‌دهد. باورود فناوری نانو به عرصه کشاورزی انتظار می‌رود تا راه‌حل مناسبی برای بهبود زمان جذب کودهای آلی پیدا شود. نانوذرات کودگاوی با سطح ویژه بیشتر می‌توانند مدت زمان تجزیه کودگاوی را کاهش دهند. از اینرو طرحی بصورت اسپلیت‌پلات در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی جهت مقایسه عملکرد کودهای شیمیایی و گاوی معمول با کودگاوی درمقیاس نانو برروی عملکرد زعفران و خصوصیات خاک اجرا شد. فاکتور اصلی در هفت سطح (شامل نانو کودگاوی به دومیزان پنج و 20تن درهکتار وبه دوصورت کاربرد بعنوان مالچ و مخلوط با خاک، کودگاوی معمولی به‌میزان 20تن در هکتار و به دوصورت مالچ و مخلوط با خاک وعدم مصرف کودگاوی) و فاکتورفرعی شامل کود شیمیایی NPK (در دوسطح مصرف و عدم مصرف) بودند. نتایج نشان داد که با نانوکردن کودگاوی نیمه‌عمر آن درخاک از حدود 36هفته به 11هفته کاهش یافت. تیمار مصرف نانوکودگاوی به‌میزان 20تن درهکتار بصورت مخلوط در خاک نسبت به تیمارهای کودگاوی معمولی، تیمار کود شیمیایی و شاهد بترتیب افزایش عملکرد خشک کلاله به میزان 7/43، 46 و 57 درصدی را نشان داد. نانوکردن کودگاوی سبب حفظ رطوبت بیشتر، مقاومت مکانیکی کمتر خاک ودرصد عناصر غذایی بیشتر درگیاه شد. درمقایسه دو روش مختلف مصرف کود، درروش مالچ میزان رطوبت بیشتر درخاک و مقاومت مکانیکی سطحی کمتر و در روش مخلوط میزان عناصر غذایی بیشتر دربرگ مشاهده شد. نتایج نشان داد درصورت نانوکردن کودگاوی، روش مخلوط نسبت به مالچ ارجحیت دارد. با نانوکردن کودگاوی، استفاده از روش مخلوط به‌جای مالچ و کابرد سطوح بالاتر کودهای گاوی از تأثیر هم‌افزایی کودهای شیمیایی درافزایش عملکرد کاسته شد، بطوریکه درتیمار کاربرد کودگاوی نانو به‌مقدار 20تن درهکتار و به‌روش مخلوط در خاک افزایش عملکرد معنی‌داری در اثر افزودن کود شیمیایی مشاهده نشد. همچنین اعمال تیمار کودگاوی نانو به مقدار پنج تن در هکتار نسبت به تیمار کودگاوی معمولی به‌میزان 20تن درهکتار، افزایش عملکرد 22درصدی نشان داد. درمجموع نتایج نشان داد که؛ می‌توان با نانوکردن کودگاوی سبب افزایش 22درصدی عملکرد درکنار کاهش 75درصدی مصرف کودهای گاوی درفصل دوم رشد زعفران شد.

سایر موضوعات مرتبط با زعفران

ارزیابی تاثیرتراکم بوته، پوشش گیاهی و سایه‌اندازی برتعدیل دمای خاک و عملکرد زعفران (Crocus sativus L.)

دوره 8، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 527-542

https://doi.org/10.22048/jsat.2020.232941.1397

حمید رضا توکلی کاخکی، حمید رضا شریفی، زهره نبی پور

چکیده به‌منظور بررسی اثر پوشش‌گیاهی و سایه اندازی بر عملکرد زعفران (Crocus sativus L.) آزمایشی به‌صورت کرت­های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی گناباد برای دو سال زراعی98 -1397 و 99- 1398 اجراء شد. آزمایش شامل فاکتور اصلی، تراکم بنه در چهار سطح (90،60 ،120 و 150 بنه در متر مربع) و  فاکتور فرعی مدیریت بقایای گیاهی و سایه‌اندازی در چهار سطح (حذف بقایای زعفران در پایان فصل رشد به عنوان (شاهد)، حضور بقایای زعفران در پایان فصل رشد، (شاهد) + استفاده از کلش جو به میزان 2 تن در هکتار و در نهایت (شاهد) + استفاده از سایه‌بان) بود. با توجه به ماهیت فاکتور فرعی، داده‌های فصل دوم رشد مورد اندازه‌گیری و آنالیز قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تراکم و مدیریت پوشش اثر معنی‌داری (p ≤0.01) بر ویژگی‌های رویشی زعفران (تعداد، طول و سطح برگ) داشته اما تأثیر تراکم و اثر متقابل تراکم× پوشش بر این صفات معنی‌دار نبود. همچنین نتایج تجزیه واریانس صفات اندازه‌گیری شده مرتبط با عملکرد نیز حاکی از تأثیر معنی‌دار (p ≤0.01)  تراکم بنه، مدیریت پوشش و اثر متقابل تراکم بنه × نوع پوشش بر تعداد، وزن گل و عملکرد اقتصادی کلاله بود. به‌نحوی که بیشترین مقدار عملکرد خشک کلاله و وزن تر گل به‌ترتیب با مقادیر 16/5 و 411 (کیلوگرم در هکتار) از تیمار تراکم 150بنه در متر مربع و  مدیریت  استفاده از پوشش کلش غلات و کمترین این صفات به‌ترتیب با مقادیر 2/2 و 200 (کیلوگرم در هکتار) از تیمار تراکم 60 بنه در متر مربع و پوشش شاهد حاصل شد. بررسی آنالیز رگرسیون گام به گام برای متغیرهای مرتبط با عملکرد اقتصادی زعفران نشان داد که تعداد گل در واحد سطح به ‌تنهایی توانست 59/90 درصد از تغییرات عملکرد اقتصادی زعفران را تبیین نمایند. با توجه به تأثیر مثبت استفاده از پوشش‌ بر تعدیل درجه‌حرارت خاک در مقایسه با حداکثر دمای روزانه هوا حداقل (7 درصد) و هم­زمان شدن اثرات مثبت این شیوه از مدیریت زراعی با مرحله گل‌انگیزی در زعفران به نظر می‌رسد که توصیه کاربردی استفاده از انواع پوشش بویژه کلش غلات با توجه به هزینه کمتر آن در مقایسه با سایه‌بان و همچنین دسترسی سهل‌تر برای پوشش مزارع زعفران همزمان با شروع فصل گرما می‌تواند در جهت پایداری و افزایش عملکرد زعفران مورد توجه باشد.

کشاورزی و علوم پایه

اثرات روش‌های مدیریت علف‌های هرز بر تراکم و زیست‌توده آن‌ها و عملکرد زعفران

دوره 2، شماره 1، بهار 1393، صفحه 45-58

https://doi.org/10.22048/jsat.2014.6185

حسین زارع حسینی، رضا قربانی، محمدحسن راشد محصل، حسین رحیمی

چکیده به‌منظور بررسی و مقایسه روش‌های شیمیایی و غیر شیمیایی مدیریت علف‌های هرز مزارع زعفران(Crucus sativus) آزمایش‌های مزرعه‌ای طی سال‌های 1388 تا 1390 در ایستگاه تحقیقات زعفران و گیاهان دارویی شهرستان گناباد به‌صورت طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با 6 تیمار و سه تکرار به اجرا درآمد. تیمارها شامل گیاه پوششی جو (Hordeum vulgare)، مالچ بستر قارچ، علف‌‌کش گالانت سوپر (هالوکسی فوپ-آر- متیل) (EC%10)، علف‌کش شوالیه (مزوسولفوروم + یدوسولفوروم) (WG%6)، وجین دستی و شاهد (عدم کنترل) بودند. به‌منظور تعیین قابلیت کنترل علف‌های هرز وزن خشک علف‌های هرز و نیز وزن خشک برگ، وزن ترگل و وزن خشک کلاله زعفران اندازه‌گیری و مقایسه شد. بررسی وضعیت علف‌های هرز مزرعه نشان‌داد که علف‌های هرز غالب در محل موردمطالعه شامل جو دره (Hordeum murinum)، جو موشی (Hordeum spontaneum)، ازمک (Cardaria draba) و بومادران (Achillea millefolium) بودند. علف‌کش‌ شوالیه تأثیر قابل قبولی در کنترل علف‌های هرز برگ باریک و برگ‌پهن داشته اما به نظر می‌رسد این علف‌کش بر رشد گیاه زعفران نیز اثرات منفی داشته زیرا تراکم گیاه زعفران را در سال بعد در کرت‌های استفاده‌شده کاهش داد. علف‌کش گالانت سوپر علف‌های هرز برگ باریک را به‌خوبی کنترل نمود اما باعث کاهش عملکرد کلاله خشک و زیست‌توده برگ زعفران نیز شد. مالچ استفاده‌شده نتوانست علف‌های هرز را کنترل کند، اما باعث افزایش عملکرد نسبت به تیمار شاهد شد. گیاه پوششی جو تأثیر فراوانی در کاهش زیست‌توده علف‌های هرز برگ باریک و برگ‌پهن داشت. تیمار گیاه پوششی جو کم‌ترین زیست‌توده علف‌های هرز را سبب شده و همانند تیمار وجین دستی در کاهش زیست‌توده علف‌های هرز مؤثر بود. این گیاه پوششی به دلیل کنترل مناسب علف‌های هرز، عدم ایجاد اثرات نامطلوب بر گیاه زعفران و همچنین تولید یک محصول جنبی بر سایر روش‌های مطالعه شده در این تحقیق برتری داشت.