اثر غلظتهای مختلف اکسین بر تخصیص وزن بنه، ویژگیهای زایشی و عملکرد کلاله زعفران (Crocus sativus L.) در کشت ایروپونیک
دوره 13، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 230-247
https://doi.org/10.22048/jsat.2026.557109.1574
روح الله مرادی، حسن فیضی، امیرحسین سعیدنژاد، آرش قلعه گلاب
چکیده چکیده
این پژوهش بهمنظور ارزیابی اثرات پرایمینگ بنههای زعفران با غلظتهای مختلف اکسین (0، 1، 2.5، 5، 10، 25، 50، 100، 250، 500 و 1000 پیپیام) بر صفات رویشی، زایشی و تکثیری در شرایط کشت ایروپونیک انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار طی سالهای 2021–2022 در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید باهنر کرمان اجرا گردید. نتایج نشان داد پاسخ زعفران به پیشتیمار با NAA عمدتاً وابسته به دز بوده و الگوی دوفازی را نشان میدهد. بیشترین تحریک ظهور جوانههای جانبی در غلظتهای پایین مشاهده شد، بهطوریکه غلظتهای 5 و 10 پیپیام بهترتیب موجب افزایش معنیدار میانگین تعداد جوانههای جانبی به میزان حدود 75 و 66 درصد نسبت به شاهد شدند. در مقابل، غلظتهای میانی (بهویژه 50 و 100 پیپیام) تا حدودی تشکیل جوانه را مهار کردند و کمترین مقدار (4/1 جوانه) در غلظت 250 پیپیام ثبت شد. صفات زایشی از یک روند درجهدومی وابسته به دز پیروی کردند، بهگونهای که بیشترین تعداد گل، عملکرد گل و وزن خشک کلاله در غلظت 250 پیپیام بهدست آمد. همچنین طول برگ (4/14 سانتیمتر) و وزن خشک برگ (68/28 گرم در بوته) در این غلظت به بیشینه رسید. از نظر تکثیر بنه، بیشترین تعداد بنههای زایشی به ازای هر 100 بنه مادری در غلظت 10 پیپیام (525 بنه) و کمترین مقدار (258 بنه) در غلظت 250 پیپیام مشاهده شد. با این حال، میانگین وزن بنه زایشی در غلظت 250 پیپیام به حداکثر مقدار (06/11 گرم) رسید. توزیع وزن بنه بهطور قابلتوجهی تحت تأثیر غلظت اکسین قرار گرفت؛ بهطوریکه دزهای پایین (5–10 پیپیام) منجر به تولید سهم بیشتری از بنههای کوچک (<5 گرم؛ حدود 73% در 5 پیپیام و 63٪ در 10 پیپیام) شدند، در حالیکه غلظت 250 پیپیام سهم بنههای درشت (>10 گرم) را به حدود 45٪ افزایش داد. در مجموع، نتایج نشان میدهد که غلظتهای پایین اکسین (5–10 پیپیام) برای تکثیر انبوه مناسبتر هستند، در حالیکه سطوح میانی، بهویژه 250 پیپیام، برای افزایش عملکرد گل و تولید بنههای درشتتر که از نظر اقتصادی و تولیدی مطلوبترند، توصیه میشوند.
ارزیابی اثر کودهای زیستی حاوی باکتری های تثبیت کننده عناصر بر تولید زعفران در شرایط تنش خشکی
دوره 13، شماره 1، بهار 1404، صفحه 21-24
https://doi.org/10.22048/jsat.2025.477694.1541
مهدی ابراهیمی، محسن پویان، محمد علی بهدانی، ساره حسینی، طیبه شاهی، حسین راغ آرا، حسین صحابی
چکیده به منظور ارزیابی اثر کودهای زیستی حاوی باکتری های تثبیت کننده عناصر بر تولید زعفران در شرایط تنش خشکی، آزمایشی به صورت کرتهای خرد شده و در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در دو سال متوالی (سال زراعی 1400- 1399 و 1401-1400) در مجتمع تحقیقات گیاهان دارویی جهاد دانشگاهی واحد خراسان جنوبی اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل دو سطح تنش خشکی (50 و 100% نیاز آبی زعفران) و شش سطح کودی (شاهد، 100% NPK ، 50% NPK ، 50% NPK + 3 کود زیستی، 50% NPK + 4 کود زیستی، 3 کود زیستی) بود. بر اساس نتایج وزن خشک گل، وزن خشک جام گل+پرچم، تعداد گل و وزن بنه دختری در هر دو سال با افزایش شدت خشکی کاهش یافت. همچنین تنش خشکی در سال دوم نسبت به سال اول تأثیر بیشتری بر کاهش این صفات داشت. استفاده از تیمار سه کود زیستی حاوی باکتری به همراه نصف میزان توصیه شده از کودهای شیمیایی حاوی ازت، فسفر و پتاس (تیمار 50% NPK + 3 کود زیستی) در هر دو سال انجام آزمایش منجر به دستیابی به بالاترین میزان وزن خشک کلاله، وزن خشک گل، وزن خشک جام گل+پرچم و تعداد گل شد. بااینوجود حذف کامل کودهای شیمیایی و اعمال کودهای زیستی بهتنهایی (تیمار 3 کود زیستی بدون استفاده ازکودهای شیمیایی) تأثیر معنی داری بر بهبود عملکرد زعفران نداشت. افزایش شدت تنش خشکی تاثیر معنی داری بر تعداد بنه و میانگین وزن یک بنه نداشت، اما سبب کاهش معنی دار وزن بنه شد. بالاترین وزن بنه در واحد سطح در تیمار استفاده همزمان از چهار کود زیستی به همراه نصف میزان توصیه شده از کودهای شیمیایی حاوی ازت، فسفر وپتاس (تیمار 50% NPK + 4 کود زیستی) بدست آمد که نسبت به تیمار شاهد تقریبا سه برابر بیشتر بود. این نتایج نشان می دهد که استفاده همزمان از کودهای زیستی و شیمیایی در تامین نیازهای گیاه زعفران برای تولید تعداد بنه بیشتر و کاهش مصرف کودهای شیمیایی قابل توصیه است. در مجموع نتایج این مطالعه نشان داد که جایگزینی کودهای زیستی بجای بخشی از کود شیمیایی مورداستفاده در مزارع زعفران هم در حضور یا عدم حضور تنش خشکی امکانپذیر است.
ارزیابی پارامترهای فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و ویژگیهای مرتبط با کلاله زعفران در اکوتیپهای مختلف
دوره 12، شماره 4، 1403، صفحه 414-435
https://doi.org/10.22048/jsat.2025.480420.1542
سعید حسنیان بادی، جواد طباطبائیان، بنیامین ترابی
چکیده ارزیابی واکنش اکوتیپهای مختلف زعفران از نظر صفات فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و ویژگیهای مرتبط با کلاله، برای کشت در منطقهی خاص از اهمیت بالایی برخوردار است. از اینرو، پژوهشی با هدف ارزیابی صفات فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و ویژگیهای مرتبط با کلاله در پنج اکوتیپ زعفران (طرق-رود: EC1، نطنز: EC2، کاشان: EC3، بادرود: EC4 و قائنات: EC5) بهصورت گلدانی در فضای باز در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردستان در سال 1401 در قالب طرح آزمایشی کاملاً تصادفی در سه تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد که صفات عملکردی، کیفی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی در اکوتیپهای مورد بررسی تفاوت معنیدار داشتند. اکوتیپ EC2 از نظر صفات عملکردی نظیر قطر کلاله (09/2 میلیمتر)، طول کلاله (43/2 سانتیمتر)، تعداد گل (40/95 در مترمربع)، عملکرد تر گل (27/47 گرم در مترمربع) و عملکرد خشک کلاله (828/0 گرم در مترمربع) بهطور معنیداری برتر بود. مقادیر سافرانال، پیکروکروسین و کروسین در اکوتیپهای EC2، EC3 و EC4 بهطور قابل توجهی نسبت به سایر اکوتیپها بالاتر بود و بالاترین مقادیر این صفات در EC2 (بهترتیب 02/53، 1/175 و 6/202 E_(1 cm)^(1%)) مشاهده شد. محتوای رنگیزههای فتوسنتزی (کلروفیل a، b و کل) در اکوتیپ EC2 در مقایسه با سایر اکوتیپها از میانگین بالایی برخوردار بود. در مورد فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی، اکوتیپهای EC1 و EC4 بالاترین فعالیت را نشان دادند. نتایج همبستگی بین صفات نیز بیانگر ارتباط مثبت بین صفات عملکردی و کیفی بود. بهطور کلی، این پژوهش بهخوبی نشان میدهد که شرایط محیطی میتوانند تأثیرات قابل توجهی بر کیفیت و عملکرد زعفران داشته باشند و به انتخاب بهترین اکوتیپها برای کشت در مناطق مختلف کمک کنند. برای کشت در منطقه مورد مطالعه اکوتیپ EC2 قابل توصیه بعد از آزمایشات مزرعهای میباشد.
مطالعه شاخصهای رشد و روند تسهیم مواد فتوسنتزی زعفران تحت تأثیر وزن بنه و میزان مصرف نهادههای زراعی
دوره 12، شماره 3، 1403، صفحه 229-260
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.466517.1536
حمیدرضا فلاحی، مهسا اقحوانی شجری، حسین صحابی، حسن فیضی
چکیده ارزیابی روند تسهیم مواد فتوسنتزی در طی فصل رشد زعفران میتواند منجر به شناسایی دورههای کلیدی رشد گیاه شود. با اعمال مدیریت زراعی متناسب با دورة رشد، میتوان به بهبود رشد بنه و در نهایت افزایش گلدهی زعفران کمک نمود. در این تحقیق روند تسهیم مواد فتوسنتزی بین اندامهای مختلف زعفران تحت تأثیر وزن بنه مادری (کمتر از 4 ، 4 تا 8 و 8 تا 12 گرم) و مدیریت تلفیقی و زمانبندی شدة نهادههای زراعی (کمنهاده و پُرنهاده)، بصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 96-1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی سرایان (دانشگاه بیرجند) بررسی شد. حداکثر وزن ریشه در ابتدای بهمنماه (70 روز پس از اولین آبیاری پاییزه) و حداکثر وزن برگ در 10 اسفندماه مشاهده شد و پس از آن کاهش یافت، اما پس از این تاریخ سرعت رشد بنه افزایش یافت و در یکماه پایانی فصل رشد (نیمه فروردین- نیمه اردیبهشت ماه سال 1396) به حداکثر مقدار خود رسید. در تمامی تیمارها بخش عمدة ذخایر بنة مادری در 100 روز اول پس از اولین آبیاری پاییزه مصادف با اواخر دیماه مصرف شد. تولید بنههای دختری و وزن کل آنها، 140 روز پس از اولین آبیاری پاییزه تسریع شد و حداکثر مقدار آن (بهترتیب 655 عدد و 4148 گرم در مترمربع) در انتهای فصل رشد، در شرایط کاشت بنههای درشت + نظام پرنهاده حاصل شد. بیشترین مقدار متوسط وزن هر بنه دختری (8/7 گرم) در انتهای فصل رشد، در شرایط کاشت بنههای مادری درشت + نظام کمنهاده حاصل شد؛ در حالیکه در شرایط کاشت بنههای مادری ریز استفاده از نظام پرنهاده موجب افزایش متوسط وزن بنه شد. در تمامی تیمارها، بیشترین سرعت رشد بنه در یکماه آخر فصل رشد (تقریبا 170 روز پس از اولین آبیاری پاییزه) مشاهده شد. وزن کل گیاه بطور معنیداری وابسته به وزن بنههای مادری بود، در حالیکه در هر سه گروه وزنی بنههای مادری بین دو سطح مصرف نهاده تفاوت معنیداری مشاهده نشد. بیشترین سرعت رشد گیاه (CGR) در ماه پایانی رشد گیاه و حداکثر میزان آن (3/74 گرم بر مترمربع بر روز) در تیمار کاشت بنههای درشت + نظام پرنهاده حاصل شد. سرعت رشد نسبی گیاه (RGR) در فواصل روزهای 100 تا 140 و 180 تا 200 روز پس از اولین آبیاری پاییزه افزایش یافت. طول دوره فعال پرشدن بنهها در بین تیمارها تفاوت معنیداری نداشت و حدود 45 روز بود. در انتهای فصل رشد، بیشترین و کمترین میزان انتقال مجدد مواد فتوسنتزی از برگها به بنههای دختری (بهترتیب 1016 و 220 کیلوگرم در هکتار) به ترتیب در تیمارهای کاشت بنههای درشت + نظام پرنهاده و کاشت بنههای ریز + نظام پرنهاده مشاهده شد. حداکثر کارایی انتقال مجدد (2/56 درصد) در تیمار کاشت بنههای 4 تا 8 گرم و اعمال نظام پرنهاده بدست آمد. بر اساس نتایج این تحقیق، ماه پایانی رشد زعفران از نظر افزایش وزن بنههای دختری و بهبود سرعت رشد بنه، بهعنوان کلیدیترین دوره شناسایی شد.
ارزیابی کمی عملکرد برخی اکوتیپهای زعفران در شرایط اقلیمی حوزه آبریز دریاچه ارومیه
دوره 12، شماره 3، 1403، صفحه 283-304
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.444303.1526
عبدالله حسن زاده قورت تپه، فرشید طلعت، محمد رضائی مراد علی، فرخ غنی شایسته، رضا امیرنیا
چکیده این بررسی به منظور مقایسه و امکان سنجی رشد و عملکرد پیاز، گل، کلاله و برخی خصوصیات زراعی گیاه زعفران به عنوان الگوی کشت جایگزین با محصولات آب بر در آذربایجان غربی این بررسی به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی در3 تکرار در سه منطقه علیآباد نقده، قجلو میاندوآب و بالانج ارومیه، انجام شد. در هر منطقه 4 اکوتیپ کرقند، حوضسرخ، ژرف و شهنآباد به مدت 5 سال از شهریورماه سال 1396 تا 1400 کشت و مورد ارزیابی قرار گرفتند. از سال دوم تا سال پنجم اقدام به برداشت گل و صفات زراعی اکوتیپها شامل صفات تعداد گل، وزنتر گل، وزن خشک گلبرگ، پرچم و عملکرد کلاله تولیدی اندازهگیری و یا یادداشت برداری شد. دادههای بدست آمده بصورت تجزیه مرکب اسپلیت پلات در زمان (4 سال) آنالیز گردید. نتایج بررسیها نشان داد که اختلاف معنیداری در همه صفات اندازهگیری شده بین اکوتیپهای کشت شده وجود داشت. اثر متقابل مکان در اکوتیپ، سال در اکوتیپ و سال در مکان معنیدار بود. بیشترین عملکرد کلاله در منطقه علیآباد نقده معادل 17/5 کیلوگرم درهکتار تولید شد که به ترتیب نسبت به منطقه قجلو و بالانج 5/35 و 30 درصد بیشتر بود. از بین چهار اکوتیپ زعفران کشت شده، اکوتیپ کرقند و ژرف بترتیب با تولید 557/5 و 238/4 کیلوگرم درهکتار بالاترین وزن کلاله را داشتد. با توجه به نتایج اکوتیپهای کرقند و ژرف جهت کشت در بخشهای مرکز و جنوب استان آذربایجانغربی قابل توصیه میباشند و میتوان در هر سه منطقه نقده، بالانج و میاندوآب به کشت زعفران مبادرت نمود.
اثر محلول پاشی عصاره جلبک دریایی و برخی عناصر غذایی بر گلدهی و محتوای آپوکارتنوئیدهای کلاله زعفران
دوره 11، شماره 4، 1402، صفحه 371-391
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.410290.1500
سید محمد موسوی پور، حسن فیضی، حسین صحابی، حمیدرضا فلاحی
چکیده با توجه به اهمیت و نقش عناصر غذایی و عصاره جلبک دریایی در بهبود عملکرد زعفران و با هدف افزایش عملکرد کلاله زعفران با استفاده از کاربرد عناصر کم مصرف و پرمصرفی نظیر کلسیم، منیزیم، آهن و منگنز، آزمایشی جهت بررسی اثر محلولپاشی جلبک دریایی و برخی عناصر غذایی بر صفات کمی و کیفی زعفران (Crocus sativus L.) انجام شد. این تحقیق بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار در شهرستان نیشابور در سال 1401-1400 اجرا شد. فاکتور اول عصاره جلبک دریایی (صفر و دو لیتر در هکتار) و فاکتور دوم محلولپاشی عناصر غذایی شامل عدم محلولپاشی به عنوان تیمار شاهد، دفندر عناصر آهن با غلظت 5/1 (حاوی آهن، نیتروژن و اسید آمینه)، روی با غلظت 1، بُر با غلظت 5/1 (حاوی بُر و اسید آمینه)، منگنز با غلظت 2 (حاوی منگنز، روی و گوگرد)، منیزیوم با غلظت 2 و کلسیم با غلظت 2 لیتر در هکتار (حاوی کلسیم و نیتروژن) بودند. مصرف تمامی عناصر غذایی در مقایسه با عدم مصرف آنها و نیز مصرف عصارة جلبک در مقایسه با عدم کاربرد آن موجب افزایش معنیدار عملکرد گل و کلاله شد. بر اساس نتایج اثر متقابل فاکتورهای آزمایشی، بیشترین تعداد گل (8/68 عدد در مترمربع) در تیمار مصرف همزمان منگنز و عصارة جلبک، بالاترین عملکرد گل (5/33 گرم در مترمربع) در شرایط مصرف همزمان جلبک و بُر و بیشترین عملکرد کلاله خشک (48/0 گرم در مترمربع) از کاربرد همزمان منیزیم و عصارة جلبک به دست آمد که بهترتیب 8/63، 7/16 و 0/17 درصد بیشتر از تیمار شاهد (عدم مصرف عصارة جلبک و ریزمغذی) بود. در شرایط عدم مصرف عناصر غذایی، کاربرد منفرد عصاره جلبک موجب افزایش معنیدار محتوای پیکروکروسن به میزان 9/15، کروسین به میزان 5/9 و سافرانال به میزان 6/10 درصد شد. مصرف همزمان کلسیم با جلبک دریایی محتوای پیکروکروسین و کروسین کلاله را افزایش داد، در حالیکه مصرف تلفیقی سایر عناصر غذایی با عصارة جلبک موجب بهبود این صفات نشد. بیشترین و کمترین محتوای سافرانال (بهترتیب 7/37 و 35/32 میزان جذب در طول موج 330 نانومتر) از تیمارهای مصرف منیزیم بدون عصارة جلبک و شاهد (عدم مصرف جلبک و عناصر غذایی) به دست آمد. در مجموع اگرچه کاربرد همه عناصر مورد مطالعه در کنار جلبک دریایی نسبت به شاهد باعث بهبود عملکرد شدند ولی به منظور افزایش عملکرد کلاله پیشنهاد می شود از عنصر منیزیم به همراه جلبک دریایی و به منظور بهبود کیفیت زعفران از عصاره جلبک دریایی استفاده شود.
تاثیر کودهای زیستی بر عملکرد و برخی ویژگیهای ریختشناسی زعفران (Crocus sativus L.)
دوره 11، شماره 3، 1402، صفحه 243-255
https://doi.org/10.22048/jsat.2023.407644.1497
شیما عبدالشاه، داود بخشی، محمدباقر فرهنگی
چکیده کودهای زیستی با پویاسازی عناصر معدنی، نیاز به کودهای شیمیایی را کاهش میدهند و منجر به افزایش عملکرد میشوند. ازاینرو با توجه به اهمیت افزایش عملکرد زعفران، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی اداره منابع طبیعی سمنان در سال زراعی 1401-1400 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل کودهای زیستی فروزینکبارور، پتابارور-2، فسفاته بارور-2 و ترکیب آنها با هم در کنار شاهد (8 تیمار) بودند که به صورت کودآبیاری در اواسط بهمن ماه 1400 در دو سطح صفر و نیم لیتر در هکتار اعمال شدند. صفات مورد بررسـی شـامل تعداد گل، وزن گل تازه و خشک، وزن تر و خشک کلالـه، طول کلاله و قطر نوک کلاله، طول دوره گلدهی، تعداد برگ و محتـوای کلروفیل برگ بودند. مقایسه میانگینها نشان داد که کودهای زیستی باعث افزایش معنیدار (05/0p ≤) در تمامی صفات به جز تعداد برگ، طول کلاله و قطر نوک کلاله در مقایسه با شاهد شدند. صفات مورد بررسی بهترین نتایج خود را تحت کاربرد ترکیبی کودهای زیستی فروزینکبارور و پتابارور-2 نشان دادند. بهطوریکه بیشترین مقادیر تعداد گل (175 عدد در متر مربع)، وزن تر گل (61/72 گرم در متر مربع)، وزن خشک گل (92/7 گرم در متر مربع)، طول دوره گلدهی (21 روز)، محتوای کلروفیل a (728/0 میلیگرم در گرم وزن تر)، محتوای کلروفیل کل (97/5 میلیگرم در گرم وزن تر)، وزن تر کلاله (28/4 گرم در مترمربع) و وزن خشک کلاله (804/0 گرم در مترمربع) در تیمار توام فروزینک بارور و پتابارور-2 بهدست آمد که به ترتیب 1/3، 6/3، 4/3، 1/1، 1/2، 5/1، 3 و 1/3 برابر شاهد بود. به طورکلی کودهای زیستی با اثر بر افزایش حلالیت عناصر غذایی و قابل دسترس کردن آنها برای گیاه باعث بهبود صفات کمی زعفران شدند و کاربرد توام کودهای زیستی نیز عملکرد گل و کلاله زعفران را بهطور معنیداری افزایش داد.
اثر محلول پاشی نیترات پتاسیم و تنظیم کننده رشد فورکلرفنورن بر عملکرد گل و بنه زعفران
دوره 11، شماره 3، 1402، صفحه 257-280
https://doi.org/10.22048/jsat.2023.352889.1477
نسیم رضوانی، مجید پوریوسف، افشین توکلی
چکیده زعفران از گیاهان بومی و ارزشمند ایران است که مصرف صحیح عناصر غذایی و تنظیمکنندههای رشدی، در رشد و نمو و تولید محصول آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف از این مطالعه ارزیابی تاثیر غلظتهای مختلف فورکلرفنورن و نیتراتپتاسیم بر خصوصیات بنههای دختری و عملکرد زعفران میباشد. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زنجان انجام شد. محلول پاشی در این مطالعه، مرحله اول در اوایل اسفند ماه و مرحله دوم در اوایل فروردین ماه انجام شد. با توجه به نتایج بهدست آمده اثرمتقابل فورکلرفنورن 5/2 و 5 میلیگرمدرلیتر در سطح نیترات پتاسیم 500 میلیگرمدرلیتر موجب کاهش تعداد بنه های دختری شد. ویژگی هایی مانند وزن بنه های دختری بیش از 7 گرم در مترمربع، قطر بنه، تعداد گل در مترمربع، میزان سافرانال، کروسین و پیکروکروسین در استفاده از تیمار اثرمتقابل فورکلرفنورن 5 میلیگرمدرلیتر و نیترات پتاسیم 1000 میلیگرمدرلیتر افزایش قابل توجهی پبدا کردند. بیشترین وزن تر و خشک کلاله به ترتیب به میزان 49/11 و 15/1 گرم در مترمربع با تیمار فورکلرفنورن در سطح 5 میلیگرم در لیتر حاصل شد. همچنین استفاده از نیترات پتاسیم در سطح 1000 میلیگرم در لیتر موجب افزایش وزن تر و خشک کلاله به ترتیب به میزان 22/10 و 01/1 گرم در مترمربع شد. بیشترین طو کلاله در تیمار فورکلرفنورن 10 میلیگرمدرلیتر و نیترات پتاسیم 250 میلیگرمدرلیتر بهدست آمد. با توجه به نتایج به دست آمده محلول پاشی فورکلرفنورن با غلظت 5 و نیترات پتاسیم با غلظت 1000 میلیگرم در لیتر، بهترین نتیجه را بر صفات مورد مطالعه داشت. بهطورکلی نتایج آزمایش کنونی حاکی از تأثیر مثبت محلول پاشی زعفران با فورکلرفنورن و نیترات پتاسیم، روی خصوصیات رشدی و عملکرد کلاله و بنه آن دارد. در کنار بهرهمندی از نیترات پتاسیم بهعنوان منبع تغذیهای برای افزایش فتونستز و رشد گیاه، استفاده از ترکیباتی مانند فورکلرفنورن باعث انتقال بهتر و بیشتر هیدراتهای کربن تولید شده از منبع به مخزن می شود که افزایش وزن بنههای دختری را به دنبال خواهد داشت.
واژههای کلیدی: بنه دختری، تعداد گل، سافرانال، عناصر غذایی، وزن بنه، کلاله
تحلیل و توصیف مهمترین عوامل زراعی مؤثر بر خلاء عملکرد مزارع زعفران
دوره 11، شماره 1، 1402، صفحه 23-51
https://doi.org/10.22048/jsat.2022.359357.1468
حمید رضا فلاحی، علیجان سالاریان
چکیده این پژوهش توصیفی بهصورت مصاحبه و تکمیل پرسشنامه (125 عدد) در بین کشاورزان زعفرانکار شهرستان تربتحیدریه در سال 1399-1400 انجام گرفت. هدف از اجرای این تحقیق توصیف مهمترین دلایل بالا بودن خلاء عملکرد مزارع زعفران از طریق مقایسه مهمترین عملیات زراعی مرتبط با زراعت این گیاه در بین سه گروه از کشاورزان (معمولی، ماهر و پیشرو یا خبره) و نیز مقایسه روشهای بکارگیری شده توسط کشاورزان با توصیههای کارشناسان علم زعفران بود. تقسیمبندی کشاورزان در هر یک از سه گروه، بر اساس عملکرد کلاله در ارتباط با سن مزرعه بود. قبل از تحقیق روایی پرسشنامه تأیید شد و پایایی آن نیز با استفاده از روش بازآزمایی تعیین گردید. نتایج نشان داد، هیچکدام از کشاورزان معمولی و ماهر تحصیلات کشاورزی نداشتند، در حالیکه 15 درصد از کشاورزان پیشرو دارای تحصیلات کشاورزی بودند. میانگین سالهای تحصیلات کشاورزان معمولی، ماهر و پیشرو به-ترتیب 1/7، 5/7 و 9/10 سال بود. بیشترین تعداد کشاورزان معمولی و ماهر (بهترتیب 2/46 و 7/35 درصد) در شهریور و بیشترین تعداد کشاورزان پیشرو (5/37 درصد) در خردادماه کشت زعفران را انجام میدهند. میانگین مصرف بنه توسط کشاورزان معمولی، ماهر و پیشرو بهترتیب 9/8، 9/8 و 5/10 تن در هکتار و میانگین مقدار توصیه شده توسط کارشناسان 4/10 تن در هکتار بود. تمامی کارشناسان زراعت زعفران روش کشت دانهتسبیحی را توصیه نمودند که بهترتیب با رویة 30، 1/43 و 4/44 کشاورزان معمولی، ماهرو پیشرو هماهنگی داشت. حداقل وزن بنه توصیه شده توسط کارشناسان کشاورزی 8 گرم بود، که از این نظر 7/18 درصد کشاورزان معمولی، 25 درصد کشاورزان ماهر و 100 درصد کشاورزان پیشرو با این توصیه هماهنگی داشتند. وجین دستی رایج-ترین روش کنترل علفهای هرز در بین کشاورزان بود و توصیة اکثر کارشناسان مبنی بر حفظ بقایای برگ زعفران بهعنوان مالچ، توسط بیشتر کشاورزان اعمال نمیشود. بیشتر کارشناسان بهرهبرداری از مزرعه به مدت 5 تا 6 سال و بیشتر کشاورزان بهرهبرداری به مدت 7 تا 8 سال را مناسب دانستند. در مجموع، پایین بودن سطح دانش عمومی و زراعی، روش کاشت کپهای، کاشت بنههای مادری با وزن کم، تاریخ کاشت نامناسب و بهرهبرداری طولانیمدت از مزرعه از جمله مهمترین موارد مدیریت ناصحیح مزارع زعفران خصوصاً توسط کشاورزان معمولی بود.
اثر استفاده از نانو کود گاوی در مقایسه با کودهای شیمیایی و گاوی رایج بر عملکرد زعفران و برخی خصوصیات خاک
دوره 10، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 305-323
https://doi.org/10.22048/jsat.2022.366991.1470
حسام آریان پور، حسین صحابی، حسن فیضی، علی جان سالاریان، امیر سالاری
چکیده کودگاوی از متداولترین کودهای مصرفی در زعفرانکاری است، اما مشکل اصلی آن سرعت کم آزادسازی عناصر غذایی است؛ که کشاورز را بسمت استفاده از کودهای شیمیایی سوق میدهد. باورود فناوری نانو به عرصه کشاورزی انتظار میرود تا راهحل مناسبی برای بهبود زمان جذب کودهای آلی پیدا شود. نانوذرات کودگاوی با سطح ویژه بیشتر میتوانند مدت زمان تجزیه کودگاوی را کاهش دهند. از اینرو طرحی بصورت اسپلیتپلات در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی جهت مقایسه عملکرد کودهای شیمیایی و گاوی معمول با کودگاوی درمقیاس نانو برروی عملکرد زعفران و خصوصیات خاک اجرا شد. فاکتور اصلی در هفت سطح (شامل نانو کودگاوی به دومیزان پنج و 20تن درهکتار وبه دوصورت کاربرد بعنوان مالچ و مخلوط با خاک، کودگاوی معمولی بهمیزان 20تن در هکتار و به دوصورت مالچ و مخلوط با خاک وعدم مصرف کودگاوی) و فاکتورفرعی شامل کود شیمیایی NPK (در دوسطح مصرف و عدم مصرف) بودند. نتایج نشان داد که با نانوکردن کودگاوی نیمهعمر آن درخاک از حدود 36هفته به 11هفته کاهش یافت. تیمار مصرف نانوکودگاوی بهمیزان 20تن درهکتار بصورت مخلوط در خاک نسبت به تیمارهای کودگاوی معمولی، تیمار کود شیمیایی و شاهد بترتیب افزایش عملکرد خشک کلاله به میزان 7/43، 46 و 57 درصدی را نشان داد. نانوکردن کودگاوی سبب حفظ رطوبت بیشتر، مقاومت مکانیکی کمتر خاک ودرصد عناصر غذایی بیشتر درگیاه شد. درمقایسه دو روش مختلف مصرف کود، درروش مالچ میزان رطوبت بیشتر درخاک و مقاومت مکانیکی سطحی کمتر و در روش مخلوط میزان عناصر غذایی بیشتر دربرگ مشاهده شد. نتایج نشان داد درصورت نانوکردن کودگاوی، روش مخلوط نسبت به مالچ ارجحیت دارد. با نانوکردن کودگاوی، استفاده از روش مخلوط بهجای مالچ و کابرد سطوح بالاتر کودهای گاوی از تأثیر همافزایی کودهای شیمیایی درافزایش عملکرد کاسته شد، بطوریکه درتیمار کاربرد کودگاوی نانو بهمقدار 20تن درهکتار و بهروش مخلوط در خاک افزایش عملکرد معنیداری در اثر افزودن کود شیمیایی مشاهده نشد. همچنین اعمال تیمار کودگاوی نانو به مقدار پنج تن در هکتار نسبت به تیمار کودگاوی معمولی بهمیزان 20تن درهکتار، افزایش عملکرد 22درصدی نشان داد. درمجموع نتایج نشان داد که؛ میتوان با نانوکردن کودگاوی سبب افزایش 22درصدی عملکرد درکنار کاهش 75درصدی مصرف کودهای گاوی درفصل دوم رشد زعفران شد.
تاثیر کودهای مرغی و شیمیایی بر برخی ویژگیهای مورفولوژیک و عملکرد گل و بنه-های دختری زعفران (Crocus sativus L.) تحت رژیمهای آبیاری
دوره 10، شماره 1، بهار 1401، صفحه 19-39
https://doi.org/10.22048/jsat.2022.300362.1436
روحالله سعیدی ابواسحقی، حشمت امیدی، امیر بستانی
چکیده یکی از آثار سوء تنش رطوبتی بر گیاهان زراعی، کاهش جذب عناصر غذایی توسط ریشه و کاهش رشد و عملکرد است. لذا به منظور بررسی تاثیر کودهای آلی و معدنی بر برخی ویژگیهای مورفولوژیک و عملکرد زعفران (Crocus sativus L.) تحت رژیمهای مختلف آبیاری، این آزمایش به صورت اسپلیتپلات در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی (RCBD) با سه تکرار اجرا شد. آبیاری به عنوان کرت اصلی در سه سطح (تامین 100%، 66% و 33% ظرفیت مزرعه) و تغذیه به عنوان کرت فرعی در شش سطح (شاهد (بدون مصرف کود)، مصرف 100% کود معدنی توصیه شده، مصرف 100% کود آلی توصیه شده، مصرف 25% کود معدنی + 75% کود آلی توصیه شده، مصرف 50% کود معدنی + 50% کود آلی توصیه شده و مصرف 75% کود معدنی + 25% کود آلی توصیه شده) به کار برده شدند. نتایج نشان داد اثر اصلی آبیاری و تغذیه بر تمامی صفات مورد مطالعه معنیدار بود. همچنین اثر متقابل آبیاری و تغذیه بر تمامی صفات بجز قطر بنه دختری معنیدار بود. مقایسه میانگین مرکب اثر متقابل آبیاری و تغذیه نشان داد در هر یک از سطوح آبیاری بیشترین عملکرد بنههای دختری در تیمار مصرف 25% کود معدنی + 75% کود آلی و کمترین آن در تیمار شاهد به دست آمد و با افزایش شدت تنش رطوبتی تاثیر این تیمار در افزایش عملکرد بنههای دختری بیشتر شد؛ به طوری که در سطح اول آبیاری این افزایش نسبت به شاهد 7%، در سطح دوم 14% و در سطح سوم 33% بود. همچنین در هر یک از سطوح آبیاری بیشترین عملکرد کلاله و خامه در تیمار مصرف 25% کود معدنی + 75% کود آلی و کمترین آن در تیمار شاهد به دست آمد. با افزایش شدت تنش رطوبتی تاثیر این تیمار در افزایش عملکرد کلاله و خامه نسبت به تیمار شاهد بیشتر شد؛ به طوری که در سطح اول آبیاری این تیمار توانست نسبت به تیمار شاهد، 64%، در سطح دوم 77% و در سطح سوم 103% عملکرد را افزایش دهد. این نتیجه بیانگر تاثیر معنیدار کودهای مورد استفاده در افزایش تحمل گیاه به خشکی و حفظ پتانسیل تولید در این شرایط است.
اثر غلظت و تعداد دفعات محلول پاشی سیلیس بر خصوصیات کمی و کیفی زعفران
دوره 9، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 323-341
https://doi.org/10.22048/jsat.2021.269270.1419
منصوره کرمانی، شهرام امیر مرادی
چکیده این پژوهش بهصورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در شهرستان مشهد در سال زراعی 1397-1396 بر روی یک مزرعه سه ساله زعفران اجرا شد. فاکتورهای آزمایشی شامل غلظتهای مختلف سیلیس (صفر، 3/0، 5/0، 75/0، 1، 2/1 و 5/1 لیتر درهکتار) و تعداد دفعات پاشش سیلیس (یک مرتبه، دو مرتبه و سه مرتبه) بود. محلولپاشی سیلیس (با برند تجاری کراپسیل) در تاریخهای 15 بهمن ماه ، اول اسفند ماه و 15 اسفندماه سال 1396 انجام شد. نتایج نشان داد که اثر اصلی سیلیس، تعداد دفعات پاشش و اثر متقابل آنها بر تمام صفات مورد بررسی معنیدار بود. مقایسه میانگین اثرهای متقابل فاکتورهای آزمایشی حاکی از آن بود که در غلظت 2/1 لیتر در هکتار محلولپاشی سیلیس در دو نوبت پاشش، بیشترین تعداد گل در بوته (693 گل)، وزن خشک برگ (56/3 گرم در گیاه)، وزن تر بنهها (25/67 گرم در گیاه)، طول کلاله (8/3 سانتیمتر)، وزن تر و خشک کلاله (به ترتیب 5/1656 و 39/14 کیلوگرم در هکتار)، سافرانال (33 درصد) و کروسین (75/192 درصد) بهدست آمد. بیشترین میزان پیکروکروسین (35/66 درصد) در غلظت 5/1 لیتر در هکتار در دو نوبت پاشش بهدست آمد. لذا، کاربرد سیلیس با غلظت 2/1 لیتر در هکتار در دو مرحله پاشش بهترین تیمار بود و توانست تعداد گل در بوته، وزن تر بنهها و وزن خشک کلاله را به ترتیب 5/26 ، 106 و 2/21 درصد نسبت به شاهد افزایش دهد.
اصول استانداردسازی تولید زعفران ارگانیک در ایران
دوره 9، شماره 1، بهار 1400، صفحه 43-79
https://doi.org/10.22048/jsat.2020.236760.1402
حمید رضا فلاحی، محمدعلی بهدانی، پرویز رضوانی مقدم، مجید جامی الاحمدی
چکیده بسیاری از مراحل تولید، فرآوری، تجارت و مصرف زعفران (Crocus sativus L.) در ایران بر مبنای دانش بومی پایهریزی شده و بیشتر تولیدات این گیاه در مزارعِ کوچک با همکاری خانوادگی و با بهرهگیری از نهادهها و فناوریهای محلیِ بومسازگار شکل میگیرد. بر این اساس بخش قابل توجهی از تولید زعفران در ایران قرابت بالایی با اصول کشاورزی ارگانیک دارد، ولی از نظر قواعد و استانداردهای مربوط به این نظامِ تولیدی، صرفاً بهعنوان محصول شبهارگانیک تلقی میشود. کشاورزی ارگانیک یک نظام جامع تولید است که به جنبههای کمی و کیفی تولیدات کشاورزی در تمامی مراحل چرخة تولید از مزرعه تا سفره و نیز به مسایلی مانند عدالت، روابط اجتماعی، سلامت خاک و حقوق تمامی جانداران کوچک و بزرگِ دخیل در فرآیند تولید توجه مینماید. بر اساس این تعریف و با در نظر گرفتن اصولِ حاکم بر شیوههای تولید زعفران در بومنظامهای کشاورزی ایران، با ارایة استانداردهای پیشنهادی میتوان زمینة مناسبی برای هدفمند شدن تولید ارگانیک این گیاه ایجاد نمود که ضمن افزایش درآمد کشاورزان منجر به حفظ و افزایش سهم ایران از بازار جهانی این گیاه دارویی ارزشمند، خواهد شد. در این مقاله، برای هر یک از مراحل چرخة تولید زعفران با کمکگیری از نتایج تحقیقات علمیِ مربوط به زعفران و نیز استانداردهای بینالمللی، منطقهای و ملیِ مرتبط با تولیدات ارگانیک، یکسری اصول کلی، پیشنهادها (توصیهها)، الزامات و تبصرهها ارایه شده است. توصیههای ارایه شده عمدتاً با هدف افزایش عملکرد کمیِ محصول ارایه شده است، در حالیکه با رعایت الزاماتِ پیشنهادی می-توان به کیفیت بالاتری از زعفران دست یافت. افزون بر این، مجموعه دستورالعملهای پیشنهادی در این مقاله، کمک خواهد نمود تا در کنار حفظ و بهبود کمیت و کیفیت محصول در تمامی مراحل چرخة تولید زعفران، سایر اهداف و قواعد مرتبط با کشاورزی ارگانیک نیز تأمین گردد. در برنامة پیشنهادی کنونی به موضوعات مرتبط با زراعت (تولید و انتخاب بنه، انتخاب و آمادهسازی زمین، کاشت، تغذیه، آبیاری، کنترل عوامل تنشزای زنده و ...)، بهنژادی، برداشت و پس از برداشت (جابجایی و ذخیرهسازیِ گل؛ جداسازی، خشک کردن، درجهبندی، بستهبندی، برچسبزنی و ذخیرهسازیِ کلاله) و نیز مختصری به موضوع فرآوری و مسایل حقوقی مربوط به تولید زعفران ارگانیک توجه شده است.
مطالعه اثر مدیریت آبیاری و محلول پاشی محرک های رشد بر عملکرد کمی و برخی ویژگی های کیفی زعفران
دوره 8، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 511-525
https://doi.org/10.22048/jsat.2020.226314.1390
محمد رضا مالکی، محمد جواد ثقه الاسلامی، سید غلامرضا موسوی، حسن فیضی
چکیده به منظور بررسی اثر زمان آبیاری و محلول پاشی برخی محرکهای رشد بر زعفران، آزمایشی در دو سال زراعی 96- 1395 و 97-1396 در شهرستان زاوه خراسان رضوی انجام و دادههای حاصل از سال دوم (97-1396) مورد تحلیل قرار گرفت. آزمایش به صورت کرتهای خرد شده بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار بود. عامل اصلی مدیریت آبیاری در 4 سطح I1 (آبیاری اول طبق عرف منطقه یعنی 20 مهر ماه)، I2 (آبیاری اول ده روز دیرتر از عرف منطقه (30 مهر ماه))، I3 (آبیاری طبق عرف منطقه به همراه یک آبیاری اضافی ده روز پس از آخرین آبیاری (20 مهر ماه+ 10 اردیبهشت ماه)) و I4 (آبیاری اول ده روز دیرتر از عرف منطقه به همراه یک آبیاری اضافی ده روز پس از آخرین آبیاری (30 مهر ماه+ 10 اردیبهشت ماه)) بودند. همچنین عامل فرعی شامل تیمارهای محلول پاشیG1 (شاهد بدون محلول پاشی)،G2 (محلول پاشی اسید سالسیلیک)، G3 (محلول پاشی کود کامل میکرو)، G4 (محلول پاشی نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم) و G5 (محلول پاشی نانوذرات دی اکسید سیلیسیم) بود. در این آزمایش صفات مختلف گل و بنه و ویژگیهای کیفی کلاله تعیین شد. نتایج مقایسه میانگینهای ویژگیهای بنه نشان داد تیمارهای محلول پاشی کود کامل میکرو و دی اکسید سیلیسیم بیشترین تعداد بنه دختری (56/5) را داشتند، به طوریکه کاربرد این دو ماده حدود 25 درصد افزایش نسبت به شاهد نشان دادند. همچنین آبیاریI4 با 06/7 کیلوگرم در هکتار کمترین، و آبیاری I1 با 463/10 کیلوگرم در هکتار بیشترین مقدار وزن خشک کلاله و خامه را به خود اختصاص دادند. محلولپاشی کود کامل میکرو با 275/10 کیلوگرم در هکتار وزن خشک کلاله و خامه برترین تیمار بود. بالاترین مقدار کروسین در بین تیمارهای محلولپاشی مربوط به کود کامل با 5/264 و دی اکسید تیتانیوم با 8/263 میلی گرم بر گرم بود. مقدار پیکروکروسین در تیمارهای کود کامل و اسید سالیسیلیک نسبت به شاهد دارای افزایش بود. همچنین تیمار محلول پاشی اسید سالیسیلیک با مقدار 930/0 میلی گرم بر گرم بیشترین میزان کلروفیل را نشان داد. به طور کلی به منظور کسب حداکثر عملکرد، آبیاری بر اساس عرف منطقه در 20 مهر ماه و همچنین مصرف کود کامل توصیه میشود.
بررسی اثر کشت مخلوط افزایشی زعفران و زیره سبز در تاریخهای مختلف کاشت بر عملکرد کمی و کیفی دو گونه
دوره 8، شماره 1، بهار 1399، صفحه 19-36
https://doi.org/10.22048/jsat.2019.156395.1325
روح اله مرادی، نسیبه پورقاسمیان
چکیده این تحقیق بهمنظور بررسی تأثیر نسبتهای کشت مخلوط افزایشی زیره سبز (Cuminum cyminum L.) و زعفران (Crocus sativus L.) در تاریخهای کاشت بر عملکرد دو گیاه، بهصورت اسپلیت-پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار در یک مزرعه که سال دوم کشت آن بود در دانشکده کشاورزی بردسیر در سال 96-1395 اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل تاریخ کاشت زیره سبز در چهار سطح (20 آبان، 20 آذر، 15 اسفند و 15 فروردین) بهعنوان فاکتور کرت اصلی و نسبتهای کشت مخلوط افزایشی زعفران با زیرهسبز در 6 سطح (کشت خالص زعفران (50 بوته در متر مربع)، کشت خالص زیره سبز (120 بوته در متر مربع)، کشت مخلوط 100 درصد زعفران + 25، 50، 75 و 100 درصد تراکم مطلوب زیره سبز) بهعنوان فاکتور فرعی بود. صفات مورد مطالعه شامل تعداد چتر در بوته، درصد اسانس، عملکرد بذر، بیولوژیک و اسانس زیره سبز و همچنین تعداد گل، عملکرد گل، عملکرد کلاله، تعداد بنه دختری، وزن بنه دختری و تعداد بنه ناسالم زعفران بود. نتایج نشان داد در کلیه نسبتهای کاشت، عملکرد و اجزای عملکرد زیره سبز با تأخیر در کاشت کاهش قابل توجهی یافت. میزان کاهش عملکرد زیره سبز در تاریخ کاشت اسفند و فروردین نسبت به تاریخ کاشت آبان به ترتیب حدود 39 و 64 درصد بود. درصد اسانس زیره سبز در تاریخ کاشتهای آبان (79/2 درصد)، آذر (78/2 درصد) و فروردین (83/2 درصد) بیشتر از اسفند (42/2 درصد) بود. تعداد بنه دختری زعفران تحت تأثیر تیمارهای مورد بررسی قرار نگرفت ولی درصد بنه ناسالم در کشت اسفند و فروردین بیشتر از پاییزه بود. با تأخیر در کاشت و افزایش تراکم زیره سبز در کشت مخلوط، وزن بنه کاهش معنیداری نشان داد. میزان عملکرد گل و کلاله زعفران تحت تأثیر کشت پاییزه زیره سبز بطور چشم گیری بیشتر از کشت بهاره آن بود. کشت مخلوط تأثیر منفی بر تولید زعفران داشت و بیشترین عملکرد کلاله زعفران (97/2 کیلوگرم در هکتار) در کشت خالص این گیاه حاصل شد. بطورکلی، بالاترین (51/1) مقادیر LER در کشت مخلوط پاییزه زعفران و زیره سبز مشاهده شد.
بررسی اثر تاریخ کاشت و وزن بنه بر ویژگیهای گل، کلاله و بنههای دختری زعفران (Crocus sativus L) در شرایط اقلیمی جنوب کرمان
دوره 8، شماره 1، بهار 1399، صفحه 59-73
https://doi.org/10.22048/jsat.2019.168153.1334
سید محمد علوی سینی، احمد احمدپور جلگه، محمد بهروزه، مجید سلطانی
چکیده به منظور بررسی اثر تاریخ کاشت و وزن بنه بر ویژگیهای گل، کلاله و بنههای دختری زعفران آزمایشی بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه اسفندقه مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی جنوب استان کرمان در سال زراعی 97-96 انجام شد. تیمارهای آزمایش از فاکتوریل سه تاریخ کاشت (خرداد، مرداد و شهریور) و چهار وزن بنه (8-6، 10-8، 12-10 و بیشتر از 12 گرم) بدست آمد. صفات مرتبط با گل، کلاله و بنه در طول فصل رشد اندازهگیری شد. نتایج نشان داد اثر تاریخ کاشت بر تمامی صفات بجزء صفت وزن خشک تک کلاله معنیدار میباشد. همچنین اثر وزن بنه و اثر برهمکنش تاریخ کاشت در وزن بنه بر تمامی صفات معنیدار بود. بهطوریکه بیشترین تعداد گل و عملکرد کلاله در تاریخ کاشت خرداد ماه و وزن بنه بیشتر از 12 گرم بدست آمد. بنابراین برای دستیابی به عملکرد بالا در سال اول، تاریخ کاشت خرداد و استفاده از بنههای بالای 12 گرم توصیه میگردد. بررسی ویژگیهای بنههای دختری در سال اول آزمایش نشان داد که تمامی صفات مورد مطالعه تحت تأثیر تاریخ کشت قرار گرفته ولی اثر وزن بنه بر صفات تعداد بنه دختری بالای 6 گرم، متوسط وزن بنههای دختری بیشتر و کمتر از 6 گرم معنیدار نیست. با توجه به نتایج صفات مرتبط با بنههای دختری میتوان پیشبینی کرد که در سال بعد اختلافی از لحاظ عملکرد و اجزای آن میان سطوح مختلف بنه مادری وجود ندارد. نتایج در سال دوم نشان داد عملکرد و اجزای عملکرد تنها تحت تأثیر تاریخ کاشت قرار گرفته و وزن بنه اثر یکسانی بر آنها دارد. تاریخ کاشت 15 خرداد در سال دوم بعنوان برترین تاریخ کاشت بود. با توجه به نتایج بدست آمده و قیمت پایین بنه زعفران در خرداد ماه، در مناطق کوهپایهای جنوب کرمان، کشت زعفران بایستی در 15 خرداد انجام شود. از آنجاییکه در سال اول آزمایش عملکرد چندانی حتی از بنههای مادری درشتتر بدست نمیآید و با توجه به اینکه بنههای مادری با وزنهای مختلف در سال دوم نقش یکسانی در تعیین عملکرد کلاله دارند جهت کاهش هزینههای تولید، بنههای 8-6 گرم برای کشت توصیه میگردد.
تأثیر سطوح مختلف کود محرک زیستی نوافل و وزن بنه مادری بر رشد رویشی، گلدهی و محتوای کلروفیل زعفران
دوره 7، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 441-455
https://doi.org/10.22048/jsat.2019.133954.1303
سکینه خندان ده ارباب، محمد حسین امینی فرد، حمید رضا فلاحی، حامد کاوه
چکیده بهمنظور بررسی اثر وزن بنه مادری و مصرف کود محرک زیستی نوافل بر رشد برگها، محتوای کلروفیل و عملکرد گل و کلاله زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح آماری بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1396- 1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند انجام شد. عوامل آزمایشی شامل کود زیستی نوافل (بهصورت مایع با نام تجاری Novafol و حاوی 28 درصد اسید آمینه، با مقادیر صفر، 2 و 4 لیتر در هکتار بهصورت غوطهوری بنه و مصرف در آب آبیاری) و وزن بنه مادری (4-1/0، 8-1/4 و12-1/8 گرم بهترتیب بهعنوان بنههای ریز، متوسط و درشت) بودند. مصرف کود زیستی نوافل بر صفات تعداد گل، عملکرد گل، عملکرد کلاله و محتوای کلروفیل a تأثیر معنیداری داشت. بیشترین تعداد گل (5/16 عدد در مترمربع)، عملکرد گلتر (63/5 گرم در مترمربع)، عملکرد کلاله خشک (108 میلیگرم در مترمربع) و غلظت کلروفیل a (09/1 میلیگرم در گرم وزنتر برگ) از تیمار کاربرد 4 لیتر در هکتار و کمترین مقادیر مربوط به صفات تعداد گل (22/14 در مترمربع)، عملکرد گل (55/4 گرم در مترمربع)، عملکرد کلاله خشک (85 میلیگرم در مترمربع) و کلروفیل a (97/0 میلیگرم در گرم وزن تر) در شاهد (عدم مصرف کود زیستی نوافل) به دست آمد، اما از حیث صفات مذکور تفاوت آماری معنیداری بین سطوح 2 و 4 لیتر در هکتار کود زیستی نوافل یافت نشد. وزن بنههای مادری نیز تمامی صفات مورد مطالعه را بطور معنیداری تحت تأثیر قرار داد. بیشترین مقدار طول کلاله (1/25 میلیمتر)، عملکرد گل (4/10 گرم در مترمربع)، طول برگ (42/31) و متوسط وزن تر و خشک برگ (به ترتیب 29/0 و 083/0 گرم در بوته) از بنههای درشت (12-1/8 گرم) و کمترین مقدار آنها از بنههای ریز (کمتر از 4 گرم) بهدست آمد. برهمکنش وزن بنه مادری و مصرف کود محرک زیستی نوافل نیز بر محتوای کلروفیل b و کلروفیل کل و نیز تعداد برگ در بوته معنیدار شد. بیشترین غلظت کلروفیل b و کلروفیل کل (به ترتیب 77/1 و 95/2 میلیگرم در گرم وزن تر برگ) و تعداد برگ (58/7 عدد در بوته) از تیمار مصرف 4 لیتر در هکتار کود محرک زیستی نوافل و بنههای درشت بدست آمد. در مجموع، استفاده از کود محرک زیستی نوافل به میزان 4 لیتر در هکتار رشد رویشی و زایشی گیاه را بهبود بخشید. کاشت بنههای مادری درشت نیز نقش مؤثری در افزایش رشد و عملکرد زعفران داشت.
تأثیر کود گاوی بر عملکرد و خصوصیات مورفولوژیک و فیزیولوژیک زعفران تحت تنش شوری (Crocus sativus L.)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 171-184
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.98710.1257
رضا اصغری، محمد رضا داداشی، سید علیرضا رضوی، حسن فیضی، سعید بختیاری
چکیده به منظور مطالعه اثرات تنش شوری آب آبیاری و مقادیر مختلف کود گاوی بر خصوصیات مورفولوژیک و فیزیولوژیک زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی در منطقه جلگه رخ تربت حیدریه (در مزرعهای که دومین سال کشت آن بود) در سال 1394 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل چهار سطح شوری آب آبیاری به عنوان عامل اصلی (1 (تیمار شاهد)، 4، 7 و 10 دسی زیمنس بر متر) و مقادیر کود گاوی (عامل فرعی) در چهار سطح شامل شاهد (بدون کود)،20، 40 و 60 تن در هکتار بودند که به صورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. صفات مورد بررسی شامل تعداد و وزن تر گل، وزن خشک کلاله، میزان کلروفیل برگ، محتوی پرولین برگ، قطر، وزن تر و خشک بنه بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثرات مقادیر مختلف کود گاوی و سطوح تنش شوری بر کلیه صفات مورد مطالعه در سطح یک درصد معنیدار بود. بیشترین تعداد گل، عملکرد گل و وزن خشک کلاله در تیمار شوری شاهد (یک دسی زیمنس بر متر) و مصرف 60 تن در هکتار کود گاوی بدست آمد. با افزایش سطوح شوری تا 7 دسی زیمنس بر متر، میزان کلروفیل a، b و کل افزایش و پس از آن به شدت کاهش یافت به طوریکه این میزان کاهش در تیمار شوری 10 دسی زیمنس بر متر نسبت به شاهد به ترتیب 6/6، 9/16 و 12 درصد بود. نتایج حاکی از افزایش معنیدار پرولین (2/14 درصد) در سطوح شوری 10 دسی زیمنس بر متر نسبت به شاهد بود. علاوه بر این قطر، وزن تر و خشک بنه نیز با افزایش سطوح شوری کاهش یافت به طوریکه میزان کاهش در تیمار شوری 10 دسی زیمنس بر متر نسبت به شاهد به ترتیب 5/13، 5/32 و 6/32 درصد بود. به طور کلی نتایج نشان داد که استفاده از کود گاوی باعث کاهش اثرات مخرب تنش شوری بر عملکرد گل و بنه زعفران میشود.
واکنش خصوصیات کمی و کیفی گل زعفران به زمان قطع آخرین آبیاری و منابع مختلف کودی
دوره 7، شماره 1، بهار 1398، صفحه 3-25
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.104452.1267
انیس رضایی، حسن فیضی، روح الله مرادی
چکیده به منظور بررسی تأثیر زمان قطع آخرین آبیاری و منابع مختلف کودی بر ویژگیهای کمی و کیفی گل زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی بهصورت اسپیلت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه چهار ساله تحقیقاتی جهاد کشاورزی واقع در روستای لالهزار، شهرستان بردسیر، استان کرمان در سال 95-1394 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل زمان قطع آخرین آبیاری (15 روز قبل از زمان عرف منطقه (اول اردیبهشت)، عرف (15 اردیبهشت) و 15 روز بعد از عرف (2 خرداد) به عنوان عامل اصلی و منابع مختلف کودی (کود گاوی 40 تن در هکتار، کود مرغی 15 تن در هکتار، ورمی کمپوست 10 تن در هکتار، اسید هیومیک 2 کیلوگرم در هکتار و کود شیمیایی شامل 200 کیلوگرم در هکتار کود اوره و 140 کیلوگرم در هکتار فسفر و پتاسیم) به عنوان عامل فرعی بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تأثیر تیمار قطع آبیاری بر خصوصیات کمی گل معنیدار بود، ولی ویژگیهای کیفی تحت تأثیر این تیمار قرار نگرفت. نتایج نشان داد که تأخیر در قطع آبیاری منجر به کاهش معنیدار صفات کمی شد. بطوریکه، بیشترین تعداد گل (10/41 عدد در متر مربع)، عملکرد تر (6/145 کیلوگرم در هکتار) و خشک (41/19 کیلوگرم در هکتار) گل، وزن تر (12/11 کیلوگرم در هکتار) و خشک (02/2 کیلوگرم در هکتار) کلاله در تیمار قطع زود هنگام آبیاری (قبل از عرف) حاصل شد. تأثیر منابع کودی نیز بر کلیه صفات مورد بررسی به استثنای میزان پیکروکروسین و سافرانال معنیدار بود. کودهای ورمی کمپوست و کود دامی بطور معنیداری در کلیه تیمارهای آبیاری، تعداد گل و عملکرد کلاله بیشتری را نسبت به دیگر تیمارها تولید نمودند. عملکرد کلاله خشک در تیمارهای کود شیمیایی (91/1 کیلوگرم در هکتار)، مرغی (57/1 کیلوگرم در هکتار) و اسید هیومیک (42/1 کیلوگرم در هکتار) نیز بطور معنیداری بیشتر از شاهد (26/1 کیلوگرم در هکتار) بود. بیشترین (7/169 نانومتر) و کمترین (1/163 نانومتر) میزان کروسین به ترتیب در تیمارهای شاهد و ورمی کمپوست حاصل شد. بطورکلی، نتایج نشان داد که قطع آبیاری در اوایل اردیبهشت و استفاده از کود آلی ورمی کمپوست بهترین شرایط را برای زراعت زعفران در منطقه بردسیر کرمان دارا بودند.
بررسی اثر کود دامی و الگوی کشت بر برخی از خصوصیات کمی گل و بنه زعفران زراعی (Crocus sativus L.) در شرایط اقلیمی گناباد
دوره 6، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 429-444
https://doi.org/10.22048/jsat.2018.101708.1265
یاسر اسماعیلیان، محمد بهزاد امیری
چکیده به منظور بررسی واکنش گیاه دارویی زعفران به تراکم کاشت و سطوح مختلف کود دامی آزمایشی دو ساله به صورت اسپلیت پلات و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال های زراعی 95-1394 و 96-1395 در منطقه گناباد اجرا شد. عامل اصلی شامل فواصل روی ردیف 5، 10، و 15 سانتی متر و عامل فرعی بصورت شاهد (عدم مصرف کود)، و کاربرد 20، 40، و 60 تن در هکتار کود گاوی بود. نتایج آزمایش نشان داد حداکثر عملکرد گل تر در سال اول (4/127 کیلوگرم در هکتار) از کاربرد 60 تن در هکتار و در سال دوم (3/72 کیلوگرم در هکتار) از مصرف 40 تن در هکتار کود گاوی تحت تراکم کاشت 5 سانتی متر روی ردیف بدست آمد. بیشترین عملکرد کلاله تر در هر دو سال آزمایش (به ترتیب با مقادیر 300/10 و 383/5 کیلوگرم در هکتار) در اثر کاشت پرتراکم (فاصله روی ردیف 5 سانتی متر) و اعمال 40 تن در هکتار کود گاوی حاصل شد. عملکرد کلاله خشک نیز در نتیجه تأثیر همین تیمار به ترتیب با مقادیر 300/2 و 770/1 کیلوگرم در هکتار در دو سال آزمایش افزایش بیشتری در مقایسه با سایر تیمارها نشان داد. بالاترین تعداد بنه خواهری در هر دو سال آزمایش (به ترتیب 614 و 591 بنه در متر مربع) از کشت با بیشترین تراکم بنه حاصل شد. در سال اول، تیمار 40 تن در هکتار کود دامی بیشترین مقادیر (592 بنه در متر مربع) را داشته و در سال دوم، تیمار 60 تن در هکتار بالاترین مقادیر (572 بنه در متر مربع) را نشان داد. بیشترین عملکرد بنه در سال اول با میانگین 22724 کیلوگرم در هکتار از فاصله روی ردیف 5 سانتی متر و اعمال 40 تن در هکتار کود دامی حاصل شد. اما در سال دوم بیشترین میانگین (12429 کیلوگرم در هکتار) از همین تراکم کاشت و مصرف 60 تن در هکتار کود دامی بدست آمد. بنابراین، برای دستیابی به عملکرد اقتصادی مناسب در زراعت زعفران، کاربرد 40 تن در هکتار کود گاوی در تراکم کاشت 5×20 سانتی متر در شرایط اقلیمی و خاکی مشابه با محل این آزمایش پیشنهاد می گردد.
تأثیر پرایمینگ هورمونی و وزن بنه بر عملکرد گل و خصوصیات بنههای دختری زعفران در سال اول
دوره 6، شماره 1، بهار 1397، صفحه 3-15
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.62317.1196
مرجان سادات حسینی فرد، مجید قربانی جاوید، ایرج اله دادی، الیاس سلطانی
چکیده زعفران یکی از مهمترین محصولات کشاورزی و دارویی ایران است که نقش مهمی در صادرات غیرنفتی دارد. با وجود اینکه ایران بیشترین سطح زیر کشت را دارا میباشد ولی میزان عملکرد آن در مقایسه با تولید جهانی اندک است. این پژوهش بهمنظور بررسی عملکرد گل و خصوصیات کمّی بنههای دختری زعفران تحت تأثیر پرایمینگ تنظیمکنندههای رشد گیاهی و دو اندازه مختلف بنه به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در چهار تکرار، تحت شرایط گلدانی در مزرعه تحقیقاتی پردیس ابوریحان- دانشگاه تهران اجرا شد. بنههای بزرگ (10-8 گرم) و کوچک (5-3 گرم) مادری زعفران با اسیدجیبرلیک (GA3)، سایتوکینین (BA) و اکسین (IBA) با غلظت ppm250 به صورت مجزا و قبل از کاشت پرایمینگ هورمونی شدند. صفاتی از قبیل زمان شروع گلدهی، تعداد و عملکرد گل، وزنتر گل، وزنتر و خشک کلاله، تعداد و وزن بنههای دختری حاصل از بنههای مادری اندازهگیری شدند. نتایج این تحقیق نشان داد که کاربرد بنه بزرگ با وزن 8 الی 10 گرم در مقایسه با بنه کوچک در تمام صفات بهجز شروع گلدهی در سطح احتمال 1% تفاوت معنیدار دارد. کاربرد هورمون سایتوکینین در مقایسه با شاهد برای تمام صفات بهجز آغاز گلدهی و وزن بنههای دختری در سطح احتمال 1% تفاوت معنیدار نشان داد. کاربرد هورمون جیبرلین نیز گلدهی را تسریع نمود و در کورم مادری بزرگ وزن بنههای دختری را 56% نسبت به شاهد افزایش داد و با شاهد در سطح احتمال 1% اختلاف معنیدار داشت. اکسین (IBA) در صفت تعداد گل با شاهد اختلاف معنیدار نداشت و برای سایر صفات نیز باوجود اینکه از شاهد بهتر بود، با دو تیمار BA و GA3 دارای اختلاف معنیدار بود. بطورکلی نتایج نشان داد که کاربرد بنه مادری بزرگ بههمراه پرایمینگ هورمونی آنها با استفاده از BA و GA3 عملکرد گل و بنه زعفران را در سال اول بهبود خواهد بخشید.
تأثیر منابع مختلف کودهای هیومیکی، زیستی و نانو در سطوح مصرف کود نیتروژن بر عملکرد گل زعفران (.Crocus sativus L)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 329-344
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.61855.1193
علی اصغر ارمک، حسن فیضی، مسعود علی پناه
چکیده این تحقیق بهمنظور بررسی تأثیر منابع مختلف کودهای هیومیکی، زیستی و نانو در سطوح مصرف کود نیتروژن بر عملکرد گل زعفران (Crocus sativus L.) در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه تربتحیدریه واقع در زاوه در سالزراعی 94-1393 به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح مصرف کود نیتروژن (صفر، ۲۵ و ۵۰ کیلوگرم در هکتار از منبع اوره) بهعنوان عامل اصلی و مصرف منابع کودی مختلف شامل بیومیک (نانو)، سوپرهیومیک، ترکیب سوپرهیومیک و بیومیک، هیومیفول (نوعی کود هیومیکی)، نیتروکارا (نوعی کود زیستی) و عدم مصرف کود بهعنوان عامل فرعی بهصورت اسپلیت پلات بر پایه طرح بلوک کامل تصادفی با 18 تیمار و سه تکرار بودند. صفات مورد ارزیابی شامل تعداد گل در هر کرت، وزن خشک گل، وزن خشک کلاله، وزن خشک خامه، وزن خشک گلبرگ با کاسبرگ بودند. آنالیز دادههای حاصل از آزمایش نشان داد که اثر سال و اثر منابع کودی بر تمامی صفات اندازهگیری شده در سطح احتمال یک درصد معنیدار بودند. اثر سطوح مصرف کود نیتروژن بر تمامی صفات اندازهگیری شده بهجز تعداد گل، وزن خشک خامه، میانگین وزن خشک خامه و میانگین وزن خشک کلاله، در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود. اثر منابع کودی بر تمامی صفات اندازهگیری شده در سطح یک درصد معنیدار بود، بهطوریکه وزن خشک گلبرگ و کاسبرگ در تیمار کودی بیومیک (7/34 گرم بر مترمربع) به میزان ۵/78 درصد نسبت به تیمار کود شاهد (۵/19 گرم بر مترمربع) بیشترین افزایش را داشت. تیمار کودی ترکیبی سوپرهیومیک + بیومیک در صفت وزن خشک کلاله (5/2 گرم بر مترمربع) بیشترین عملکرد را نسبت به تیمار شاهد (4/1 گرم بر مترمربع) داشت. تیمار کودی سوپرهیومیک وزن خشک کلاله را ۹/49 درصد نسبت به تیمار شاهد افزایش داد. به نظر میرسد استفاده از کودهای هیومیک، زیستی و نانو تأثیر خوبی بر عملکرد زعفران داشته است.
ویژگیهای ضد میکروبی عصاره زعفران وحشی ( Crocus sativus var. haussknechtii Boiss. and Reut. ex Maw)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 407-412
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.55499.1171
سید مقداد هاشمی، سید محمد معصومی، حمید رضا قاسم پور
چکیده زعفران یکی از مهمترین گیاهان اقتصادی دنیا است که کاربرد دارویی فراوانی نیز دارد. سرده زعفران (Crocus L.) با حدود 90 گونه از تیره زنبقیان (Iridaceae) در نیمکره شمالی، بهویژه غرب آسیا و ایران پراکندگی دارد. تحقیق حاضر بهمنظور بررسی فعالیت ضد میکروبی عصاره قسمتهای مختلف از زعفران مزروعی (C. sativus var. haussknechtii) از قبیل پوششبُنه، بُنه، گلپوش و کلالهی واریتهای بر روی برخی میکروارگانیسمهای بیماریزا (Bacillus cereus, Enterococcus faecalis, Escherichia coli, Pseudomonas fluorescens, Salmonella typhimurium, Staphylococcus aureus) میباشد. نمونههای گیاهی مورد نظر از چهار رویشگاه مختلف استان کرمانشاه جمعآوری و در هرباریوم دانشگاه رازی کرمانشاه شناسایی گردید. پس از آمادهسازی مواد خام گیاهی، عصاره الکلی 4 قسمت مختلف این گیاهان (گلپوش، کلاله، غده و پوششغده) به روش خیساندن (ماسراسیون) استخراج شد. آزمایشات میکروبی با استفاده از روش حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) در دو غلظت (128/0) میکروگرم در میلیلیتر (μg.ml-1) و (512/0) میکروگرم در میلیلیتر (μg.ml-1) به شیوهی میکرو براث دایلوشن تعیین گردید. نتایج حاصل به کمک آزمونهای آماری نشان داد که ارتباط معناداری (001/0<p) بین افزایش غلظت عصارههای الکلی گلپوش این گیاه و قطر هاله عدم رشد وجود دارد. بدین ترتیب که عصاره متانولی گلپوش نسبت به باکتریهای انترکوک ( 128/0) میکروگرم در میلیلیتر (μg.ml-1) و در سالمونلاواستاف ائورئوس (512/0) میکروگرم در میلیلیتر، اثر بازدارندگی دارد. بر اساس یافتههای این تحقیق عصاره الکلی قسمتهای مختلف واریتهای زعفران مزروعی غیر از گلپوش (که خاصیت نسبتاً خوبی از خود نشانداد)، خاصیت ضدمیکروبی از خود نشان ندادند. به این ترتیب گلپوش این نوع زعفران وحشی میتواند کاندیدای مناسبی برای بررسیهای آزمایشگاهی باشد و جداسازی ترکیبات فعال موجود در آن برای دستیابی به داروهای ضد میکروبی، پیشنهاد میشود.
تأثیر وزن بنه مادری و محلولپاشی برگی بر عملکرد گل و بنه دو توده زعفران (.Crocus sativus L) ایرانی و اسپانیایی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 123-131
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.40888
حسین صحابی، محسن جهان، علیرضا کوچکی، مهدی نصیری محلاتی
چکیده اندازه بنه مادری، مدیریت تغذیهای و نوع بنه از مهمترین عوامل در تعیین عملکرد و کیفیت زعفران ((Crocus sativus L. به شمار میروند. بهمنظور بررسینقش وزن بنه مادری و محلولپاشی برگی بر عملکرد گل و بنه دو توده زعفران ایرانی و اسپانیایی آزمایشی طی دو سال زراعی (94-1393، 93-1392) در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. آزمایش بهصورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام گرفت. تیمارهای آزمایش شامل نوع بنه در دو سطح (ایرانی و اسپانیایی)، وزن بنه مادری در سه سطح (8 - 1، 15- 1/8 و 23- 1/15 گرم) و محلولپاشی برگی در دو سطح (صفر و 7 درصد کود کامل شامل فسفیت پتاسیم و بیومین) بود. بر اساس نتایج آزمایش، با افزایش وزن بنه مادری، تعداد گل در هر مترمربع، وزن گلتر و عملکرد کلاله خشک زعفران بهطور معنیداری افزایش یافت. علاوه بر این، استفاده از بنه مادری بزرگتر بهطور معنیداری منجر به افزایش تعداد بنه دختری و عملکرد کل بنههای دختری شد. اثر محلولپاشی برگی نیز بر تعداد گل در واحد سطح و عملکرد کلاله خشک زعفران معنیدار بود، ولی بر تعداد کل بنه دختری در واحد سطح تأثیر معنیداری نداشت. اثر نوع بنه بر تعداد گل در واحد سطح، وزنتر گل، وزن خشک (کلاله + خامه) و وزن خشک بنه معنیدار بود؛ بنابراین، بیشترین تعداد گل (6/48 در مترمربع)، وزنتر گل (3/24 گرم در مترمربع) و وزن خشک کلاله + خامه (25/0 گرم در مترمربع) مربوط به اندازه بنه مادری 1/15 تا 23 گرم و کمترین مقدار مربوط به اندازه بنه کمتر از 8 گرم بود. همچنین بیشترین تعداد گل (7/43 در مترمربع)، وزنتر گل (8/21 گرم در متر مربع) و وزن خشک گل (23/0 گرم در مترمربع) طی دو سال آزمایش مربوط به بنههای ایرانی بود. بر اساس نتایج، استفاده از بنههای مادری ایرانی با وزن مناسب جهت کاشت (بیش از 15 گرم) همراه با محلولپاشی برگی میتواند در افزایش عملکرد گل و بنه زعفران مفید باشد.
اثرات کاشت گیاهان پوششی بر جمعیت علف های هرز، خصوصیات زراعی و عملکرد گل و بنه زعفران(.Crocus sativus L)
دوره 5، شماره 1، بهار 1396، صفحه 3-19
https://doi.org/10.22048/jsat.2016.38666
مهسا اقحوانی شجری، پرویز رضوانی مقدم، رضا قربانی، علیرضا کوچکی
چکیده به منظور ارزیابی عملکرد گل و بنه زعفران و نیز جمعیت علفهای هرز در مزرعه زعفران تحت تأثیر برخی گیاهان پوششی، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 93-1392 در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل شش گونه گیاه پوششی جو، شبدر ایرانی، شنبلیله، خلر، کلزا و منداب و تیمار شاهد بود. نتایج تجزیه واریانس حاکی از اثر مثبت و معنیدار گیاهان پوششی بر تمامی شاخصهای موردمطالعه بود. بیشترین تعداد گل در واحد سطح (23 عدد در متر مربع)، وزن تر گل (88/61 کیلوگرم در هکتار) و وزن خشک کلاله (990/0 کیلوگرم در هکتار) در شرایط کشت گیاه پوششی کلزا مشاهده شد و در ارتباط با وزن خشک کلاله زعفران، تیمار شاهد 41 درصد در مقایسه با کشت انواع گیاهان پوششی برتری داشت. علاوه بر این، حداکثر وزن کل بنههای دختری و وزن بنههای دختری بدون فلس در هر کلون در شرایط عدم کشت گیاه پوششی و پس از آن در شرایط کشت گیاه کلزا مشاهده شد. کشت گیاهان پوششی نیز بهطور متوسط 17 درصد در مقایسه با تیمار شاهد در خصوص تعداد بنههای دختری در هر کلون برتری نشان داد. با این وجود کمترین مقدار تمامی خصوصیات کمی گل و بنه زعفران در شرایط کشت جو بدست آمد. نتایج بیانگر آن بود که اگرچه در بین تیمارهای گیاه پوششی، حداکثر مقدار تمامی ویژگیهای مربوط به گل و بنه زعفران به ترتیب متعلق به خانواده شب بو، بقولات و گندمیان بود، اما کمترین تعداد علفهای هرز به ترتیب به خانوادههای گندمیان، شب بو، بقولات و در نهایت تیمار شاهد اختصاص یافت. بنابراین، نتایج حاکی از عدم برتری کشت گیاهان پوششی بجز گیاه پوششی کلزا در مقایسه با شاهد در خصوص بهبود شاخصهای گل و بنه زعفران بود.
