با همکاری انجمن علمی گیاهان دارویی ایران
کلیدواژه‌ها = پیکروکروسین
کشاورزی و علوم پایه

تعیین عوامل کلیدی زراعی و محیطی موثر بر عملکرد و کیفیت زعفران (Crocus sativus L.) با استفاده از رگرسیون LASSO

دوره 13، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 291-306

https://doi.org/10.22048/jsat.2026.558332.1575

عبدالله درپور سرخ سرائی، مهدی راستگو، قربانعلی اسدی، جواد فیضی، محمد حسن فلاح

چکیده زعفران یک محصول با ارزش و از نظر استراتژیک و اقتصادی، به ویژه در مناطق نیمه‌خشک ایران، اهمیت بالایی دارد. عملکرد و کیفیت آن تحت تأثیر تعاملات پیچیده‌ای از عوامل زراعی، محیطی و مدیریتی قرار دارد. هدف از این مطالعه، شناسایی و تحلیل پیش‌بین عوامل کلیدی مؤثر بر عملکرد زعفران (عملکرد کلاله در هکتار و در هر کیلوگرم گل تازه) و شاخص‌های کیفیت (کروسین، پیکروکروسین و سافرانال) با استفاده از رویکرد داده‌محور بود. در سال 1401، داده‌ها از 99 مزرعه زعفران در 8 شهرستان استان خراسان رضوی جمع‌آوری شد که شامل 75 متغیر در زمینه‌های اقلیمی، خاکی، مدیریتی و ویژگی‌های مرتبط با کشاورز بود. برای تحلیل و انتخاب متغیرها، از رگرسیون لاسو (LASSO) با اعتبارسنجی 10 برابری استفاده شد. نتایج نشان داد که عملکرد کلاله در هکتار عمدتاً تحت تأثیر میزان کاشت بنه، کود آلی، وزن بنه و مساحت مزرعه قرار دارد که مقدار R² برابر با 63/0 و RMSE برابر با 75/3 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. برای عملکرد کلاله به ازای هر کیلوگرم گل تازه، فسفر، وزن بنه و تراکم کاشت به‌عنوان پیش‌بین‌های مثبت قوی شناخته شدند که مقدار R² برابر با 70/0 و RMSE برابر با 69/0 گرم بر کیلوگرم داشت. تأثیرات مثبت متوسطی برای کود آلی و دفعات آبیاری مشاهده شد، در حالی که اثرات غیرخطی نشان‌دهنده پاسخ‌های آستانه‌ای برای اندازه بنه و آبیاری بودند. برای ویژگی‌های کیفی، فسفر به‌عنوان پیش‌بین مثبت غالب برای کروسین (β = 18.3) و پیکروکروسین (β = 3.97) شناخته شد، در حالی که ارتفاع و دفعات محلول پاشی تأثیر منفی بر پیکروکروسین و سافرانال داشتند. اثرات کودهای نیتروژنی و گوگرد جزئی و غیرخطی بودند. مدل‌های ساده‌شده دقت پیش‌بینی را حفظ کردند (R² = 0.70) و کاربردپذیری عملی را بهبود بخشیدند. این یافته‌ها بر اهمیت مدیریت کاربرد مکان‌مند فسفر، نظارت بر کیفیت بنه‌ها و بهینه‌سازی آبیاری برای افزایش عملکرد و کیفیت زعفران تأکید دارند. رگرسیون LASSO به‌طور مؤثر متغیرهای تأثیرگذار را شناسایی کرد و از کشاورزی دقیق و ابزارهای پشتیبانی تصمیم‌گیری برای تولید پایدار زعفران در شرایط نیمه‌خشک، پشتیبانی می‌کند.

کشاورزی و علوم پایه

اثر محلول پاشی عصاره جلبک دریایی و برخی عناصر غذایی بر گلدهی و محتوای آپوکارتنوئیدهای کلاله زعفران

دوره 11، شماره 4، 1402، صفحه 371-391

https://doi.org/10.22048/jsat.2024.410290.1500

سید محمد موسوی پور، حسن فیضی، حسین صحابی، حمیدرضا فلاحی

چکیده با توجه به اهمیت و نقش عناصر غذایی و عصاره جلبک دریایی در بهبود عملکرد زعفران و با هدف افزایش عملکرد کلاله زعفران با استفاده از کاربرد عناصر کم مصرف و پرمصرفی نظیر کلسیم، منیزیم، آهن و منگنز، آزمایشی جهت بررسی اثر محلول­پاشی جلبک دریایی و برخی عناصر غذایی بر صفات کمی و کیفی زعفران (Crocus sativus L.) انجام شد. این تحقیق به­صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار در شهرستان نیشابور در سال 1401-1400 اجرا شد. فاکتور اول عصاره جلبک دریایی (صفر و دو لیتر در هکتار) و فاکتور دوم محلول­پاشی عناصر غذایی شامل عدم محلول­پاشی به عنوان تیمار شاهد، دفندر عناصر آهن با غلظت 5/1 (حاوی آهن، نیتروژن و اسید آمینه)، روی با غلظت 1، بُر با غلظت 5/1 (حاوی بُر و اسید آمینه)، منگنز با غلظت 2 (حاوی منگنز، روی و گوگرد)، منیزیوم با غلظت 2 و کلسیم با غلظت 2 لیتر در هکتار (حاوی کلسیم و نیتروژن) بودند. مصرف تمامی عناصر غذایی در مقایسه با عدم مصرف آن­ها و نیز مصرف عصارة جلبک در مقایسه با عدم کاربرد آن موجب افزایش معنی­دار عملکرد گل و کلاله شد. بر اساس نتایج اثر متقابل فاکتورهای آزمایشی، بیشترین تعداد گل (8/68 عدد در مترمربع) در تیمار مصرف همزمان منگنز و عصارة جلبک، بالاترین عملکرد گل (5/33 گرم در مترمربع) در شرایط مصرف همزمان جلبک و بُر و بیشترین عملکرد کلاله خشک (48/0 گرم در مترمربع) از کاربرد همزمان منیزیم و عصارة جلبک به دست آمد که به­ترتیب 8/63، 7/16 و 0/17 درصد بیشتر از تیمار شاهد (عدم مصرف عصارة جلبک و ریزمغذی) بود. در شرایط عدم مصرف عناصر غذایی، کاربرد منفرد عصاره جلبک موجب افزایش معنی­دار محتوای پیکروکروسن به میزان 9/15، کروسین به میزان 5/9 و سافرانال به میزان 6/10 درصد شد. مصرف همزمان کلسیم با جلبک دریایی محتوای پیکروکروسین و کروسین کلاله را افزایش داد، در حالیکه مصرف تلفیقی سایر عناصر غذایی با عصارة جلبک موجب بهبود این صفات نشد. بیشترین و کمترین محتوای سافرانال (به­ترتیب 7/37 و 35/32 میزان جذب در طول موج 330 نانومتر) از تیمارهای مصرف منیزیم بدون عصارة جلبک و شاهد (عدم مصرف جلبک و عناصر غذایی)  به دست آمد. در مجموع اگرچه کاربرد همه عناصر مورد مطالعه در کنار جلبک دریایی نسبت به شاهد باعث بهبود عملکرد شدند ولی به منظور افزایش عملکرد کلاله پیشنهاد می شود از عنصر منیزیم به همراه جلبک دریایی و به منظور بهبود کیفیت زعفران از عصاره جلبک دریایی استفاده شود.

زیست فناوری، ژنتیک و اصلاح نباتات

بررسی آپوکاروتنوئیدها و ساختار ژن‌های مرتبط با سنتز آن‌ها در گونه‌های زعفران زراعی و وحشی با بهره‌گیری از HPLC و ابزار بیوانفورماتیک

دوره 11، شماره 2، 1402، صفحه 183-197

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.403233.1491

مهدی حسنلو، محمدرضا عظیمی مقدم، سید علیرضا سلامی، احسان محسنی فرد

چکیده زعفران زراعی (Crocus sativus L.) به‌واسطه وجود سه متابولیت کروسین، پیکروکروسین و سافرانال دارای ارزش اقتصادی بالایی است. دست­یابی به متابولیت­های مذکور به ویژه کروسین، در منابعی ‌غیر از زعفران زراعی رویکردی است که با وجود گونه‌های وحشی بومی در ایران اهمیت بسیاری دارد. در تحقیق حاضر کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) به‌عنوان ابزار مؤثر در شناخت سه متابولیت مذکور در دو گونه­ی‌ زعفران وحشی خزر (C. caspius) و زیبا (C. specious) در کنار گونه‌ی زراعی بکار گرفته شد. همچنین از ابزار بیوانفورماتیکی برای استخراج توالی نوکلئوتیدی، پروتئینی و پیش‌بینی ساختارهای پروتئینی ژن‌های درگیر در فرایند ساخت آپوکاروتنوئیدهای گفته‌شده به‌صورت In silico استفاده شد. براساس نتایج به دست آمده، وجود کروسین در هر سه نمونه‌‌ی مورد مطالعه، با مقادیر متفاوت تأیید گردید. مقدار این متابولیت در گونه زراعی 76/26 درصد وزن خشک و در گونه­های وحشی زیبا و خزر به ترتیب  8/2 و  74/0 درصد تعیین شد. از طرفی میزان  پیکروکروسین و سافرانال در گونه‌ی زراعی به ترتیب 4/8 و 03/0 درصد بود، ولی در گونه‌های وحشی مورد مطالعه، مقادیر قابل تشخیصی از آپوکاروتنوئیدهای مذکور حاصل نشد. وجود کروسین در گونه‌های وحشی، امیدواری‌ برای انجام تحقیق و جستجوی بیشتر، برای یافتن مواد مؤثره و نیز اجرای برنامه‌های اصلاحی یا دست‌ورزی ژنتیکی را ایجاد کرده است. 

زیست فناوری، ژنتیک و اصلاح نباتات

بررسی بیان برخی ژن‌های مرتبط با ساخت آپوکارتنوئیدها در مراحل رشدی کلاله و تپال در زعفران زراعی و دوگونه‌ وحشی

دوره 11، شماره 1، 1402، صفحه 71-85

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.387897.1482

مهدی حسنلو، محمدرضا عظیمی مقدم، سید علیرضا سلامی، احسان محسنی فرد

چکیده زعفران زراعی Crocus sativus L. گیاهی دارویی، پرکاربرد و گران‌قیمت بوده دارای مواد موثره مهم: کروسین، پیکروکروسین و سافرانال است که ویژگی های رنگ، طعم و بو به آن می‌دهد. جستجوی منابع جدید تولید کننده آپوکارتنوئیدهای مذکور اهمیت تحقیق روی آن را روز به روز آشکارتر می‌کند. از آنجایی که کشور ایران دارای گونه های وحشی دیپلوئید با ویژگی‌هایی نزدیک به گونه زراعی تری‌پلوئید عقیم است، در تحقیق حاضر دو گونه زعفران خزر C.caspius و زیباC.Speciosus درکنار گونه زراعی، بررسی و 6 ژن فعال در مسیر تولید سه ماده موثره مذکور، CCD2,ALDH,PSY,LCY,BCH,UGT74 (و یک ژن خانه دار TUB به عنوان ژن کنترل داخلی با بیان ثابت در تمام بافت‌ها) در دو بافت گل کلاله و گلپوش (تپال) و در پنج مرحله (زمان) گلدهی شامل مرحله تشکیل غنچه (غنچه نارس)، غنچه آماده شکفتن،گل تازه باز شده، گل بالغ و گل پیر مورد تحقیق قرار گرفت. با کمک Real Time PCR نسبت بیان (Fold change) به ژن کنترل داخلی (با لگاریتم برپایه 2) در ژن‌های مختلف بررسی و الگو های بیان متفاوت و گاهاً متشابه با بیان ژن در گونه زراعی در دو بافت تپال و کلاله مشاهده شد. براساس نتایج حاصل در این مطالعه و افزیش و یا کاهش بیان برخی ژن‌های دخیل در مسیرهای تولید آپوکارتنوئیدها، همزمان با رشد مراحل از غنچه تا مرحله پیری گل، انتظار می رود از سه ماده پیش‌گفته و یا از سایر آپوکارتنوئیدها در متابولوم گل‌ها، مواردی در گونه های غیر تری‌پلوئید کشف و رهیافت‌هایی برای استفاده تجاری از گونه‌های وحشی زعفران ایرانی ایجاد و مسیر تجاری سازی آن هموارگردد.

کشاورزی و علوم پایه

اثر انواع مالچ شیمیایی و آلی بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک و عملکرد کمی و کیفی کلاله زعفران در منطقه قائنات

دوره 10، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 325-341

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.368175.1473

زهره ناتوان، روح الله مرادی، مهدی نقی زاده، نسیبه پورقاسمیان

چکیده به‏منظور بررسی تاثیر انواع مختلف مالچ شیمیایی و آلی خصوصیات مختلف خاک و عملکرد کمی و کیفی زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه چهار ساله زعفران در شهرستان قاین در سال 1397 تا 1399 اجرا شد. تیمارها شامل استفاده از انواع مختلف مالچ برای کنترل علف هرز شامل عدم کنترل، وجین دستی، پلاستیک شفاف و پلاستیک سیاه (به ضخامت 15 تا 20 میکرومتر)، بقایای برگ انگور، کلش گندم، برگ انار، برگ پسته، کلش جو، تفاله موم زنبور عسل و پوشال بنه زعفران (به ضخامت 5 تا 10 سانتیمتر) بود. نتایج نشان داد که همه تیمارهای مورد بررسی به استثنای پلاستیک شفاف و سیاه باعث بهبود پتاسیم خاک نسبت به وجین دستی شدند. تیمارهای تفاله موم زنبور عسل (083/0 درصد)، برگ پسته (081/0 درصد) و پلاستیک شفاف (080/0 درصد) بالاترین میزان نیتروژن خاک را شامل شدند. بیشترین میزان کربن (838/0 درصد) و ماده آلی خاک (17/1 درصد) نیز در تیمار مالچ تفاله موم زنبور عسل مشاهده شد. این تیمار همچنین باعث اسیدی شدن خاک نسبت به دیگر تیمارها شد. استفاده از کلیه مالچ‏ها‏ی مورد بررسی بجز پلاستیک شفاف باعث افزایش معنی دار عملکرد کلاله زعفران نسبت به شرایط عدم وجین شدند. تفاله موم زنبور عسل و کلش گندم به ترتیب بالاترین عملکرد کلاله (89/4 و 32/4 کیلوگرم در هکتار) را دارا بودند، که به ترتیب باعث افزایش 213 و 177 درصدی عملکرد کلاله نسبت به تیمار عدم وجین شدند. مالچ پلاستیک سیاه، برگ انار و برگ انگور اختلاف معنی داری با تیمار وجین دستی از نظر عملکرد کلاله زعفران نشان ندادند. بیشترین میزان سافرانال، کروسین و پیکروکروسین زعفران در تیمار مالچ پلاستیک سیاه بدست آمد. بطور کلی، نتایج تایید نمود که استفاده از کلیه مالچ‏ها‏ی مورد استفاده به استثنای پلاستیک شفاف منجر به بهبود خصوصیات خاک و عملکرد کلاله زعفران نسبت به عدم وجین شدند و قابل توصیه برای کشاورزان می‏باشند.

کشاورزی و علوم پایه

بررسی اثرات کود زیستی و نانو ذرات آهن بر خصوصیات کمی و کیفی زعفران (Crocus sativus L) در شرایط تنش شوری

دوره 10، شماره 1، بهار 1401، صفحه 3-18

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.284650.1425

علیجان سالاریان، سهراب محمودی، محمدعلی بهدانی، حامد کاوه

چکیده به منظور بررسی اثر سطوح کود زیستی، نانو کود آهن و شوری آب آبیاری بر خصوصیات کمی و کیفی زعفران، آزمایشی بصورت فاکتوریل دو عاملی (کود زیستی و نانو ذرات آهن) در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه­ای در شهرستان تربت حیدریه در سال 98-1397 انجام شد و مورد تجزیه مرکب در مکان (شوری) قرار گرفت. عامل کود زیستی در چهار سطح صفر، 500، 1000و 1500 کیلوگرم در هکتار و عامل کود نانو ذرات آهن در دو سطح عدم مصرف و کاربرد چهار لیتر در هکتار بودند که در دو شرایط متفاوت شوری آب آبیاری (29/2 و 49/4 دسی‏زیمنس بر متر) بررسی شدند. کود زیستی (بیوارگانیک گرانول شده) در مرحله سله­شکنی (بعد از اولین آبیاری در اواخر مهر ماه و در زمان گاورو شدن مزرعه) اعمال شد. نتایج نشان داد که صفات وزن گل، تعداد گل، وزن خشک کلاله و وزن کلاله + خامه، در شرایط آبیاری با شوری 29/2 دسی­زیمنس ­بر متر نسبت به شوری 49/4 دسی­زیمنس ­بر متر برتر بودند. همچنین در صفات مذکور، تحت شرایط اعمال آبیاری با شوری 29/2 دسی­زیمنس بر متر، بین سطوح کاربرد و عدم کاربرد نانو کود آهن اختلاف معنی­داری وجود نداشت، اما بررسی برهمکنش شوری و نانو کود آهن نشان داد که در شرایط اعمال آبیاری با شوری 49/4 دسی­زیمنس بر متر، کاربرد نانو کود آهن در مقایسه با عدم کاربرد آن، به ترتیب باعث افزایش معنی­دار 5/35، 33، 8/32 و 1/34 درصدی در صفات وزن گل، تعداد گل، وزن خشک کلاله و وزن کلاله + خامه شد. بررسی مقایسات میانگین اثر متقابل سه گانه نشان داد که در هر دو سطح شوری 29/2 و 49/4 دسی­زیمنس بر متر، در شرایط عدم استفاده از کود زیستی، کاربرد نانو کود آهن توانست بطور معنی­داری میزان کروسین را ارتقا دهد؛ اما در شرایط بکارگیری سطوح مختلف کود زیستی، کاربرد نانو کود آهن، میزان کروسین را بطور معنی­داری کاهش داد. بطوری که در شوری 49/4 دسی­زیمنس بر متر و کاربرد 1000 کیلوگرم در هکتار کود زیستی، کاربرد آهن مقدار کروسین را به 29/2 گرم بر لیتر کاهش داد. بیشترین میزان سافرانال در شرایط اعمال شوری 49/4 دسی­زیمنس بر متر و در تیمارهای کاربرد 500 و 1500 کیلوگرم در هکتار کود زیستی و کاربرد نانو کود آهن و همچنین عدم کاربرد کودهای زیستی و نانو آهن مشاهده شد. آبیاری با شوری 49/4 دسی­زیمنس بر متر در سطوح کود زیستی (به جزء تیمار 500 کیلوگرم در هکتار) سبب افزایش معنی­دار میزان پیکروکروسین گردید و در این سطح شوری، کاربرد 1000 کیلوگرم در هکتار کود زیستی، میزان پیکروکروسین را به 53/2 گرم بر لیتر افزایش داد. در مجموع به نظر می­رسد که جهت حصول عملکردهای بالاتر، آبیاری بوسیلۀ آب­های با شوری کمتر و در صورت آبیاری بوسیلۀ آب­های شور، استفاده از کود آهن جهت تعدیل اثرات شوری قابل توصیه باشد.

کشاورزی و علوم پایه

اثر غلظت و تعداد دفعات محلول پاشی سیلیس بر خصوصیات کمی و کیفی زعفران

دوره 9، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 323-341

https://doi.org/10.22048/jsat.2021.269270.1419

منصوره کرمانی، شهرام امیر مرادی

چکیده این پژوهش به­صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی با چهار تکرار در شهرستان مشهد در سال زراعی 1397-1396 بر روی یک مزرعه سه ساله زعفران اجرا شد. فاکتورهای آزمایشی شامل غلظت­های مختلف سیلیس (صفر، 3/0، 5/0، 75/0، 1، 2/1 و 5/1 لیتر درهکتار) و تعداد دفعات پاشش سیلیس (یک مرتبه، دو مرتبه و سه مرتبه) بود. محلول­پاشی سیلیس (با برند تجاری کراپسیل) در تاریخ­های 15 بهمن ماه ، اول اسفند ماه و 15 اسفندماه سال 1396 انجام شد. نتایج نشان داد که اثر اصلی سیلیس، تعداد دفعات پاشش و اثر متقابل آن­ها بر تمام صفات مورد بررسی معنی­دار بود. مقایسه میانگین اثرهای متقابل فاکتورهای آزمایشی حاکی از آن بود که در غلظت 2/1 لیتر در هکتار محلول­پاشی سیلیس در دو نوبت پاشش، بیشترین تعداد گل در بوته (693 گل)، وزن خشک برگ (56/3 گرم در گیاه)، وزن تر بنه­ها (25/67 گرم در گیاه)، طول کلاله (8/3 سانتی­متر)، وزن تر و خشک کلاله (به ترتیب 5/1656 و 39/14 کیلوگرم در هکتار)، سافرانال (33 درصد) و کروسین (75/192 درصد) به­دست آمد. بیشترین میزان پیکروکروسین (35/66 درصد) در غلظت 5/1 لیتر در هکتار در دو نوبت پاشش به­دست آمد. لذا، کاربرد سیلیس با غلظت 2/1 لیتر در هکتار در دو مرحله پاشش بهترین تیمار بود و توانست تعداد گل در بوته، وزن تر بنه­ها و وزن خشک کلاله را به ترتیب 5/26 ، 106 و 2/21 درصد نسبت به شاهد افزایش دهد.

فرآوری، صنایع غذایی و بیوشیمی

تغییر در کیفیت و اجزاء ترکیبات فرار زعفران تحت تأثیر زمان نگهداری در دو سال متوالی

دوره 9، شماره 1، بهار 1400، صفحه 29-41

https://doi.org/10.22048/jsat.2020.235429.1400

جلال قنبری، غلامرضا خواجویی نژاد

چکیده تغییر در کیفیت زعفران در اثر زمان نگهداری بین نمونه‌های برداشت شده از دو سال متوالی به خوبی مورد بررسی قرار نگرفته است. بدین منظور، نمونه‌های زعفران برداشت شده از سال‌های 1395 و 1396 برای تعیین میزان ترکیبات فرار و همچنین میزان کروسین و پیکروکروسین به ترتیب با استفاده از تکنیک واکنش انتقال پروتون- زمان پرواز- طیف سنج جرمی (PTR-TOF-MS) و روش استاندارد تجاری ایزو (ISO 3632) مورد آنالیز قرار گرفتند. نتایج تجزیه ترکیبات فرار نشان داد که 11 ترکیب عمده از جمله سافرانال، اسید استیک، 2(5H)-فورانون، ایزوبوتانال، بایوجنیک آلدهید فرگمنت، 4-کتوایزوفرون، استالدهید، بوتیرولاکتون، استون/پروپانال، متانول و ایزوفرون مسئول بیش از 80 درصد ترکیبات فرار در ساختار ترکیبات فرار شناسایی شده زعفران بودند. نتایج مقایسه بین نمونه‌های نگهداری شده از دو سال مورد بررسی نشان داد که ترکیبات سافرانال، استیک اسید، 2(5H)-فورانون، بایوجنیک آلدهید فرگمنت و بوتیرولاکتون در نمونه‌های نگهداری شده از سال 1395 نسبت به نمونه‌های سال 1396 افزایش معنی‌داری (بین 82-56 درصد) نشان دادند. در مقابل، غلظت ایزومرهای ایزوفرون به‌عنوان پیش‌ساز سافرانال با کاهش نسبی همراه بود. به همین ترتیب، میزان کروسین و پیکروکروسین اندازه‌گیری شده به‌طور معنی‌داری بین نمونه‌های دو سال مورد بررسی متفاوت بود. در تمام نمونه‌های مورد بررسی، میزان عوامل رنگ و طعم زعفران به‌طور میانگین به ترتیب 20 و 14 درصد در نمونه‌های نگهداری شده از سال 1395 نسبت به نمونه‌های حاصل از سال 1396 کاهش نشان داد. براساس نتایج تجزیه به مؤلفه‌های اصلی، تغییر در میزان کروسین، پیکروکروسین و ترکیبات عمده فرار زعفران شامل سافرانال، استیک اسید، (5H)-فورانون، ایزوبوتانال و ایزوفرون را می‌توان به‌عنوان شاخصی برای تمایز نمونه‌های برداشت شده از سال جاری و نمونه‌های نگهداری شده سال‌های قبل مد نظر قرار داد.

اثر محلول پاشی با نیترات پتاسیم و روی بر صفات کمی و کیفی زعفران (Crocus sativus L.)

دوره 8، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 147-163

https://doi.org/10.22048/jsat.2019.179188.1342

جواد طباطبائیان، سعید حسنیان، اعظم کدخدایی

چکیده این تحقیق با هدف مطالعه تأثیر محلول پاشی کود روی و پتاسیم بر صفات کمی و کیفی زعفران در شهرستان نطنز در روستای بادرود در سال دوم زراعی 1396 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا گردید. تیمارها شامل سه سطح نیترات پتاسیم (شاهد (K1)، 5 در هزار (K2) و 10 در هزار (K3) و سه سطح روی (شاهد (Z1)، 5 در هزار (Z2) و 10 در هزار (Z3)) بود. صفات مورد بررسی شامل صفات کمی وزن تر و خشک بنه دختری، وزن تر و خشک بنه مادری، عملکرد تر و خشک گل، عملکرد تر و خشک کلاله، صفات کیفی کروسین، پیکروکروسین و سافرانال بود. نتایج نشان داد سطوح کودی K2 و K3 موجب افزایش صفات کمی بویژه در سطح K3 شد. در حالی که محلول­پاشی روی تنها در سطح Z2 باعث افزایش صفات کمی شد و اثر معنی­داری بر صفات کیفی نداشت. کاربرد غلظت کود پتاسیم در سطح سوم (K3) همراه با سطح دوم کود روی (Z2) بیشترین اثر را در افزایش صفات کمی زعفران داشت. شاید بتوان یکی از دلایل اﻓﺰاﯾﺶ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﮔﻞ را ﺑﻪ اﺛﺮات ﻣﺜﺒﺖ پتاسیم و روی ﺑﺮ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻓﺘﻮﺳﻨﺘﺰی ﮔﯿﺎه ﻧﺴﺒﺖ داد. اﻳﻦ اﻓــﺰاﻳﺶ در ﻣﻴﺰان ﻓﺘﻮﺳﻨﺘﺰ و ﻣﺎده ﺳﺎزی ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻧﻮﺑﻪ ﺧﻮد ﺑﺮ ﻣﻴﺰان ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻼﻟﻪ ﺗﺄﺛﻴﺮ داﺷﺘﻪ و ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰاﻳﺶ وزن ﺧﺸﻚ ﻛﻼﻟﻪ می­شود. در اثر محلول پاشی پتاسیم، میزان کروسین و پیکروکروسین از سطح K1 به K3 به ترتیب به میزان 18 و 13 درصد و سافرانال از سطح K1 به K2 و K3 به میزان 30 و 48 درصد افزایش معنی­داری داشت. در مطالعه حاضر، همبستگی مثبت و معنی­داری بین میزان کروسین، پیکروکروسین و سافرانال با خصوصیات کمی در زعفران بود. شاید بتوان گفت که صفات کیفی زعفران تحت اثر صفات کمی و اجزای عملکرد زعفران می­باشد، بنابراین ﮔﻞاﻧﮕﯿﺰی و ﻋﻤﻠﮑﺮد ﮔﻞ زﻋﻔﺮان در ﺑﻬﺒﻮد ﮐﯿﻔﯿﺖ آن ﻧﯿﺰ ﻣﺆﺛﺮ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.

ارزیابی متابولیت‌های ثانویه، محتوای فنل کل و خواص آنتی‌اکسیدانی گلبرگ در جمعیت‎های زعفران تحت شرایط آبیاری مرسوم و یکبار آبیاری

دوره 8، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 231-242

https://doi.org/10.22048/jsat.2019.187000.1352

پریسا شیخ الاسلامی، جلال صبا، فرید شکاری، محمد رضا عظیمی، اعظم ملکی

چکیده گلبرگ زعفران که از لحاظ وزنی بخش قابل توجهی از گل زعفران را تشکیل می‌دهد سالانه در مقادیر زیاد به عنوان ضایعات دور ریخته می‌شود. در حالی­که این قسمت گل دارای ترکیباتی از جمله فنل، آنتوسیانین و فلاونوئید با خواص آنتی‌اکسیدانی هستند. به منظور ارزیابی متابولیت‌های ثانویه، محتوای فنل کل و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی گلبرگ در 8 جمعیت زعفران، آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در دو شرایط آبیاری مرسوم و یکبار آبیاری در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زنجان بر روی بوته‌های سال سوم زعفران به اجرا درآمد. جهت اندازه‌گیری متابولیت‌های ثانویه، محتوای فنل کل گلبرگ و تعیین خواص آنتی‌اکسیدانی عصاره گلبرگ زعفران به ترتیب از روش‌های طیف نورسنجی فرابنفش- مرئی، فولین سیوکالتیو و  DPPHاستفاده گردید. نتایج تجزیه واریانس مرکب در دو شرایط آبیاری مرسوم و یکبار آبیاری نشان داد که متابولیت‌های ثانویه و خواص آنتی‌اکسیدانی در دو شرایط آبیاری تفاوت معنی‌داری نداشت. در حالی­که از نظر محتوای فنل کل در شرایط یکبار آبیاری افزایش معنی‎دار مشاهده شد. جمعیت تربت‌جام بیشترین مقدار فنل کل (56/86 میلی‌گرم گالیک اسید بر گرم عصاره متانولی) را در شرایط یکبار آبیاری داشت. در هر دو شرایط آبیاری، جمعیت‌های مورد ارزیابی مقادیر مناسبی از متابولیت‏های ثانویه، فنل و آنتی‌اکسیدان را داشتند، که می‌تواند برای استفاده در صنایع غذایی، دارویی و شیمیایی مورد استفاده قرار گیرد.

فرآوری، صنایع غذایی و بیوشیمی

بررسی اثر پلاسمای سرد بر ویژگی های میکروبی و شیمیایی زعفران

دوره 7، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 425-439

https://doi.org/10.22048/jsat.2019.112244.1276

مریم اکبریان، فخری شهیدی، محمدجواد وریدی، آرش کوچکی، سحر روشنک

چکیده زعفران گران­ترین محصول کشاورزی جهان می­باشد و ایران بزرگترین تولیدکننده زعفران در جهان است، آلوده­شدن زعفران در مراحل مختلف فرایند تولید، علاوه بر کاهش کیفیت منجر به کاهش اعتبار در بازار جهانی و صادرات می­شود. لذا انتخاب یک روش مناسب جهت غیرفعال­سازی فلور میکروبی زعفران ضرورت دارد. در بین روش­های مختلفی که برای غیرفعال کردن میکروب­ها استفاده می­شوند، پلاسمای سرد به علت وجود مزایای بالقوه بی­شمار از قبیل طبیعت غیرسمی، هزینه­های عملیاتی پایین، کاهش قابل توجه مصرف آب طی فرایند­های ضد عفونی، و امکان کاربرد آن برای محصولات غذایی متنوع، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. پلاسما حالتی از گاز یونیزه شده شامل یون­ها، الکترون، اشعه ماورابنفش و گونه­های واکنش مانند رادیکال­ها، اتم­ها و مولکول­های بر انگیخته است که قادر به غیرفعال­سازی میکروارگانیسم­ها می­باشد. در این پژوهش پلاسمای سرد با استفاده از دو نوع گاز شامل نیتروژن و هوا تولید و اثر تابش پلاسما در مدت زمان های صفر، 3، 6، 9 و 12 دقیقه بر ویژگی­های شیمیایی و میکروبی (باکتری اشرشیاکلی، انتروکوکوس فکالیس، کپک و مخمر) زعفران بررسی گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد اثر میکروب کشی پلاسمای نیتروژن نسبت به پلاسما هوا کمتر بوده و با افزایش زمان تابش پلاسما میزان غیرفعال سازی میکروارگانیسم­ها افزایش یافت. حداکثر کاهش بار میکروبی در زمان 12 دقیقه در ولتاژ 18 کیلوولت مشاهده شد و جمعیت باکتری اشرشیاکلی، انتروکوکوس فکالیس، کپک و مخمر به ترتیب به میزان 2/69، 2/48، 1/95 سیکل لگاریتمی کاهش یافت. نتایج همچنین نشان داد که افزایش زمان تابش پلاسما، میزان کروسین، پیکروکروسین و سافرانال را به طور معنی­دار (0/50˂p)  کاهش داد. میزان کاهش کروسین، سافرانال و پیکروکروسین در زمان 12 دقیقه به ترتیب 6/01، 4/04، 5/44 درصد بود.

کشاورزی و علوم پایه

مطالعه برهمکنش کود بیولوژیک نیتروکسین و مدیریت آبیاری بر عملکرد کمی و کیفی زعفران Crocus sativus L

دوره 7، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 319-330

https://doi.org/10.22048/jsat.2018.130432.1298

احسان اله جلیلی، فرناز گنج آبادی، داود حبیبی، علیرضا عیوضی

چکیده در راستای افزایش عملکرد کیفی و کمی زعفران، در اثر برهمکنش کود بیولوژیک نیتروکسین و مدیریت آبیاری، آزمایشی در سال زراعی 96-1395 در استان البرز (اشتهارد) اجرا شد. آزمایش به صورت کرت‌های یک بار خرد شده (اسپلیت پلات) در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل روش آبیاری (آبیاری به‌صورت نوارهای تیپ سطحی، زیر سطحی (عمق 15 سانتی‌متری) و آبیاری معمول (عرف منطقه) در کرت اصلی) و کود بیولوژیک نیتروکسین (عدم مصرف (شاهد)، دو، چهار و شش لیتر در هکتار در کرت فرعی) بود. یافته‌های این تحقیق نشان داد که اثر ساده و برهمکنش کاربرد کود بیولوژیک نیتروکسین و مدیریت آبیاری در تمام صفات مورد اندازه‌گیری معنی‌دار بود. به منظور استفاده‌ی بهینه از منابع آب، جهت کاهش تلفات آبیاری و دست‌یابی به عملکرد بالا در تولید زعفران، از روش آبیاری قطره‌ای (تیپ زیر سطحی) می‌توان استفاده کرد. اعمال مدیریت آبیاری قطره‌ای نوار تیپ زیرسطحی به همراه کود بیولوژیک نیتروکسین 4 لیتر در هکتار نسبت به سایر تیمارهای مورد آزمایش برتری داشته است به‌طوری‌که بیشترین عملکرد کلاله زعفران نیز در این تیمار با 08/5 کیلوگرم در هکتار مشاهد شد.

کشاورزی و علوم پایه

واکنش خصوصیات کمی و کیفی گل زعفران به زمان قطع آخرین آبیاری و منابع مختلف کودی

دوره 7، شماره 1، بهار 1398، صفحه 3-25

https://doi.org/10.22048/jsat.2018.104452.1267

انیس رضایی، حسن فیضی، روح الله مرادی

چکیده به منظور بررسی تأثیر زمان قطع آخرین آبیاری و منابع مختلف کودی بر ویژگی­های کمی و کیفی گل زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی به‌صورت اسپیلت پلات در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه‌ چهار ‌ساله تحقیقاتی جهاد کشاورزی واقع در روستای لاله‌زار، شهرستان بردسیر، استان کرمان در سال 95-1394 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل زمان قطع آخرین آبیاری (15 روز قبل از زمان عرف منطقه (اول اردیبهشت)، عرف (15 اردیبهشت) و 15 روز بعد از عرف (2 خرداد) به عنوان عامل اصلی و منابع مختلف کودی (کود گاوی 40 تن در هکتار، کود مرغی 15 تن در هکتار، ورمی کمپوست 10 تن در هکتار، اسید هیومیک 2 کیلوگرم در هکتار و کود شیمیایی شامل 200 کیلوگرم در هکتار کود اوره و 140 کیلوگرم در هکتار فسفر و پتاسیم) به عنوان عامل فرعی بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تأثیر تیمار قطع آبیاری بر خصوصیات کمی گل معنی­دار بود، ولی ویژگی­های کیفی تحت تأثیر این تیمار قرار نگرفت. نتایج نشان داد که تأخیر در قطع آبیاری منجر به کاهش معنی­دار صفات کمی شد. بطوریکه، بیشترین تعداد گل (10/41 عدد در متر مربع)، عملکرد تر (6/145 کیلوگرم در هکتار) و خشک (41/19 کیلوگرم در هکتار) گل، وزن تر (12/11 کیلوگرم در هکتار) و خشک (02/2 کیلوگرم در هکتار) کلاله در تیمار قطع زود هنگام  آبیاری (قبل از عرف) حاصل شد. تأثیر منابع کودی نیز بر کلیه صفات مورد بررسی به استثنای میزان پیکروکروسین و سافرانال معنی­دار بود. کودهای ورمی کمپوست و کود دامی بطور معنی‏داری در کلیه تیمارهای آبیاری، تعداد گل و عملکرد کلاله بیشتری را نسبت به دیگر تیمارها تولید نمودند. عملکرد کلاله خشک در تیمارهای کود شیمیایی (91/1 کیلوگرم در هکتار)، مرغی (57/1 کیلوگرم در هکتار) و اسید هیومیک (42/1 کیلوگرم در هکتار) نیز بطور معنی­داری بیشتر از شاهد (26/1 کیلوگرم در هکتار) بود. بیشترین (7/169 نانومتر) و کمترین (1/163 نانومتر) میزان کروسین به ترتیب در تیمارهای شاهد و ورمی کمپوست حاصل شد. بطورکلی، نتایج نشان داد که قطع آبیاری در اوایل اردیبهشت و استفاده از کود آلی ورمی کمپوست بهترین شرایط را برای زراعت زعفران در منطقه بردسیر کرمان دارا بودند.

کشاورزی و علوم پایه

تأثیر پرایمینگ بنه با اسید سالیسیلیک و وزن بنه مادری بر گلدهی و خصوصیات کیفی کلاله زعفران

دوره 7، شماره 1، بهار 1398، صفحه 41-53

https://doi.org/10.22048/jsat.2018.96404.1254

شیرین انصاریان مهابادی، ایرج اله دادی، مجید قربانی جاوید، الیاس سلطانی

چکیده اسید سالیسیلیک یکی از هورمون های گیاهی است که نقش محوری در تنظیم رشد و فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاهان ایفا می‌کند. به منظور مطالعه تأثیر هورمون اسید سالیسیلیک و وزن بنه مادری بر گل دهی زعفران، آزمایشی در سال 96- 95 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی زعفران پردیس ابوریحان دانشگاه تهران انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل پیش تیمار بنه با هورمون اسید سالیسیلیک (شاهد و کاربرد با غلظت 1 و 2 میلی مولار) و وزن بنه مادری شامل بنه‌های ریز با وزن (3 تا 5 گرم) و بنه های درشت با وزن (5 تا 8 گرم) بودند. نتایج نشان داد که اثر وزن بنه مادری بر صفات عملکردی شامل وزن تر گل، طول گل، وزن تر کلاله، وزن تر مادگی، طول کلاله، طول مادگی و بر صفات کیفی کلاله شامل میزان کروسین، پیکروکروسین و سافرانال معنی دار بود. مقدار این صفات در شرایط استفاده از بنه های مادری درشت نسبت به بنه ریز بیشتر بود. اثر وزن بنه مادری بر صفت وزن خشک کلاله در این پژوهش معنی دار نبود. هرچند اثر متقابل اسید سالیسیلیک و وزن بنه مادری بر صفات مورد بررسی معنی دار نبود، اما نتایج مقایسه میانگین ها نشان داد تیمار پرایمینگ بنه با غلظت 2 میلی مولار اسید سالیسیلیک بیشترین وزن تر گل (99.5 کیلوگرم در هکتار)، وزن خشک کلاله (1.45 کیلوگرم در هکتار) و کمترین زمان تا سبز شدن (47 روز پس از کاشت) را منجر شد. همچنین بیشترین میزان ماده مؤثره پیکروکروسین، مربوط به تیمار پرایمینگ بنه با غلظت 1 میلی مولار اسید سالیسیلیک بود. میزان کروسین در تیمار پرایمینگ بنه با غلظت 2 میلی مولار اسید سالیسیلیک و میزان سافرانال در سطح 1 میلی مولار بیشتر بود. به طور کلی نتایج این آزمایش نشان داد که کاشت بنه های مادری درشت همراه با کاربرد اسید سالیسیلیک باعث بهبود برخی خصوصیات کمی و کیفی کلاله زعفران گردید.

کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی تأثیر مبدأ بنه، وزن بنه و محلول‌پاشی برگی بر عملکرد کمی و کیفی زعفران (.Crocus sativus L)

دوره 6، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 269-277

https://doi.org/10.22048/jsat.2017.93779.1251

حسین صحابی، محسن جهان، علیرضا کوچکی، مهدی نصیری محلاتی

چکیده بنه مناسب و مدیریت عناصر غذایی، از مهم­ترین عوامل در بهبود تولید و کیفیت زعفران هستند. به‌منظور بررسی تأثیر وزن بنه و محلول­پاشی برگی بر عملکرد کمی و کیفی گل دو توده زعفران ایرانی و اسپانیایی، آزمایشی در سال­های 95-1392 به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد به مرحله اجرا در آمد. مبدأ بنه مادری زعفران (شامل بنه ایرانی و اسپانیایی)، وزن بنه­ها در سه سطح شامل کمتر از 8 گرم (بنه ریز)، 1/8 تا 15 گرم (بنه متوسط) و1/15 تا 23 گرم (بنه درشت) و محلول­­­پاشی برگی کود کامل (فسفیت پتاسیم + بیومین) در دو سطح (محلول­­­پاشی و عدم محلول­­­پاشی) به ترتیب عوامل اول، دوم و سوم آزمایش در نظر گرفته شدند. بر اساس نتایج آزمایش، با افزایش وزن بنه جهت کاشت، تعداد گل، عملکرد گل­تر و عملکرد کلاله + خامه خشک زعفران به‌طور معنی­داری افزایش یافت، اما اثر محلول‌پاشی برگی بر شاخص­های ذکرشده معنی­دار نبود. تعداد گل و عملکرد گل‌تر زعفران درنتیجه کاشت بنه‌های ایرانی، به ترتیب17، 13 و 14 درصد بیشتر از بنه­های اسپانیایی بود. همچنین، عملکرد کلاله + خامه خشک حاصل از بنه­های ایرانی در مقایسه با بنه­های اسپانیایی تا 1/14 درصد افزایش یافت. با این وجود، غلظت پیکروکروسین در نتیجه کاشت بنه­های اسپانیایی تا 8/3 درصد بیشتر از بنه­های ایرانی بود. طبق نتایج این تحقیق، در کنار محلول­پاشی بهینه عناصر غذایی، اهمیت سازگاری منشأ بنه با شرایط محیطی محل کاشت مورد تأکید می­باشد.

سایر موضوعات مرتبط با زعفران

بررسی و مقایسه کیفیت زعفران تولیدی در مراکز عمده تولید استان‌های خراسان رضوی و جنوبی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 209-218

https://doi.org/10.22048/jsat.2017.59510.1184

حامد کاوه، امیر سالاری

چکیده مفهوم کیفیت محصولات کشاورزی در دهه‌های اخیر تغییرات زیادی داشته و کیفیت ماده خام بعنوان یک پیش­نیاز ضروری کیفیت محصول نهایی و فرآوری‌شده در نظر گرفته‌ ‌می‌شود. با هدف طبقه‌بندی کیفی مراکز مهم تولید زعفران در استان‌های خراسان رضوی و جنوبی، بررسی اجزای اصلی تعیین کننده بازارپسندی و کیفیت زعفران (کروسین، پیکروکروسین و سافرانال) با استفاده از روش (طیف نور سنجی فرابنفش – مرئی) و استاندارد ISO/TS 36322  انجام‌شد. از 14 مرکز تولید زعفران در استان‌های خراسان رضوی و جنوبی شامل (صفی آباد، قاینات، کاشمر، تربت‌حیدریه، خلیل‌آباد، بردسکن، شهن‌آباد، چخماق، تربت‌جام، فیض‌آباد، سبزوار، سرایان، تقی‌آباد و بیرجند) نمونه‌گیری انجام گرفت. برداشت، جداسازی کلاله و خشک کردن در تمامی نمونه‌ها به‌طور یکسان انجام ‌شد. مقایسه نتایج بدست آمده با استاندارد ملی و استاندارد ایزو نشان داد که مقدار سافرانال در همه مناطق مورد بررسی از استاندارد ایزو و ملی ایران پایین‌تر بود. برای پیکروکروسین همه مناطق مقادیر بالاتری از استاندارد ایزو داشتند اما مناطق 2،10،11 و 12 نتوانسته‌اند حداقل استاندارد ملی را کسب کنند و محصول تولیدی در مناطق 5، 8 و 9 نیز  در مرز استاندارد قرار داشت. منطقه 12کمترین مقدار کروسین را داشت که از استاندارد ایزو نیز پایین‌تر بود. مناطق 2، 5، 10 و 14 نیز مقادیر کروسین پایین‌تر از استاندارد ملی ایران داشتند.

فرآوری، صنایع غذایی و بیوشیمی

مدل‌سازی تغییرات شیمیایی و میکروبی گل زعفران طی نگهداری با استفاده از شبکه‌های عصبی مصنوعی و الگوریتم ژنتیک

دوره 4، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 279-289

https://doi.org/10.22048/jsat.2016.38668

الهام آذرپژوه، احمد احتیاطی، پروین شرایعی

چکیده زعفران به‌ عنوان گران‌ترین محصول کشاورزی و دارویی جهان، ارزش ویژه‌ای دارد. با توجه به بازه برداشت کوتاه این محصول، نگهداری گل زعفران در شرایط مناسب جهت فراوری با تأخیر، نیازمند بررسی عوامل مؤثر بر کاهش کیفیت زعفران است. اثر ضخامت انباشتگی، دمای نگهداری و زمان نگهداری گل زعفران بر شاخص‌های شیمیایی کروسین، سافرانال و پیکروکروسین و آلودگی‌های میکروبی کل، کلی‌فرم و کپک با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چند لایه مدل ‌سازی گردید و ساختار شبکه با استفاده از الگوریتم تکاملی ژنتیک بهینه ‌سازی شد. شبکه عصبی بهینه با ضریب تبین بالاتر از 94 درصد و خطای پایین، قادر به پیش‌بینی ویژگی‌های کیفی زعفران تحت شرایط نگهداری بود. بررسی مدل نشان داد ضخامت انباشتگی تأثیر کمی در مقایسه با دما و زمان نگهداری بر کیفیت شیمیایی و میکروبی زعفران دارد در حالی ‌که افزایش دمای نگهداری کاهش کیفیت شیمیایی و میکروبی را شدت می‌بخشد و زمان نگهداری نسبت به دما اثر کمتری دارد. نگهداری گل زعفران در دمای پایین و نزدیک به صفر درجه سانتی‌گراد برای حداکثر حفظ ترکیبات شیمیایی ارزشمند و کمترین توسعه آلودگی میکروبی طی نگهداری الزامی است.

کشاورزی و علوم پایه

مقایسه ترکیبات موثره و میزان فعالیت آنتی اکسیدانی زعفران تولید شده در شهرستان‌های کاشمر و مرند

دوره 4، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 215-224

https://doi.org/10.22048/jsat.2016.38671

معصومه وکیلی قرطاول، سعیده علیزاده سالطه

چکیده زعفران (Crocus sativus L.) محصولی ارزشمند و نیمه مقاوم به خشکی است که می‌تواند در شرایط بسیار متفاوت آب و هوایی مورد کشت و کار قرار گیرد. مهم‌ترین ترکیب‌هاى شیمیایى زعفران ‌را کروسین و مشتق‌هاى کروستین تشکیل می‌دهند. زعفران موارد استفاده مختلفی دارد، از جمله در صنایع غذایی به عنوان عامل عطر و طعم و همچنین در صنایع دارویی به عنوان  ضد اسپاسم، ضد نفخ،‌ آرامبخش، ضد افسردگی و بیماریهای قلبی. در این پژوهش، نمونه‌های زعفران از شهرستان مرند با ارتفاع 1360 متر و کاشمر با ارتفاع 1000 متر از سطح دریا جمع‌آوری شدند و در شرایط مناسب و یکسان خشک گردیدند. همچنین نمونه تجاری از شرکت معروف بسته‌بندی زعفران در بازار نیز تهیه گردید. میزان ترکیبات مؤثره نمونه‌های زعفران شامل؛ کروسین، پیکروکروسین و سافرانال مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده، در نمونه‌های جمع‌آوری شده از مرند، بیشترین میزان ترکیبات کروسین و پیکروکروسین مشاهده گردید (میزان جذب به ترتیب 306 و 118). همچنین  فعالیت آنتی‌اکسیدانی نمونه‌های زعفران نیز  به روش احیای رادیکال آزاد DPPH اندازه‌گیری شد. نتایج به‌دست آمده نشان داد که زعفران اکوتیپ مرند میزان ترکیبات مؤثره و فعالیت آنتی‌اکسیدانی بیشتری نسبت به اکوتیپ کاشمر دارد. بطور کلی با توجه به خشکی روزافزون و مسئله کم آبی در منطقه آذربایجان و کیفیت بالای زعفران برداشت شده از زعفران‌زارهای شهرستان مرند، زعفران می‌تواند به عنوان محصولی جهت کشت و کار وسیع در این منطقه قابل توصیه باشد.

کشاورزی و علوم پایه

اثر شخم حفاظتی و آبیاری تابستانه بر عملکرد گل و شاخص‌های کیفی زعفران (.Crocus sativus L)

دوره 2، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 255-263

https://doi.org/10.22048/jsat.2015.8619

حسن فیضی، عبداله ملافیلابی، حسین صحابی، احمد احمدیان

چکیده به‌منظور بررسی اثر شخم حفاظتی و آبیاری تابستانه بر رشد و عملکرد زعفران، آزمایش مزرعه‌ای طی دو سال به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار در منطقه زاوه شهرستان تربت حیدریه انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل اجرای شخم (به دو صورت حفاظتی و شخم معمولی) و چهار زمان آبیاری تابستانه (15 تیرماه، 15 مردادماه، 15 تیر + 15 مردادماه و عدم آبیاری تابستانه) بودند. طبق نتایج تجزیه واریانس، زمان آبیاری اثر معنی‌داری بر تعداد و عملکرد گل زعفران در سال اول و دوم آزمایش داشت. در سال اول اجرای آزمایش، آبیاری در تیر + مردادماه بیش‌ترین تأثیر را در افزایش تعداد گل، عملکرد گل و وزن خشک کلاله زعفران داشت (به ترتیب 25 گل در متر مربع، 1/12 و 16/0 گرم کلاله خشک در متر مربع). همچنین در سال دوم، بیشترین میزان شاخص‌های ذکرشده (4/127 گل در متر مربع، 4/61 و 97/0 گرم در متر مربع) در نتیجه اجرای آبیاری در مردادماه مشاهده گردید. در سال اول اجرای آزمایش، شخم حفاظتی در مقایسه با عدم شخم اثر معنی‌داری در افزایش عملکرد گل و وزن خشک کلاله (به‌ترتیب تا 3/11 و 7/11 درصد) داشت. همچنین آبیاری تابستانه و شخم حفاظتی تأثیر معنی‌داری در افزایش پیکروکروسین زعفران داشت.