ارزیابی اثرات مصرف هیومیک اسید و تلقیح میکوریزایی بر گلدهی و کیفیت کلالة زعفران تحت دو رژیم آبیاری
دوره 13، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 265-276
https://doi.org/10.22048/jsat.2026.562450.1580
امین الله عباسی، محمد گلوی، محمود رمرودی، حمیدرضا فلاحی
چکیده مصرف نهادههای زیستی یکی از موارد مهم مدیریتی در زمینه تولید پایدار گیاهان دارویی است. در این پژوهش اثرات مصرف هیومیک اسید و تلقیح میکوریزایی به همراه دو رژیم آبیاری بر رشد زایشی و کیفیت کلاله زعفران (Crocus sativus L.) مورد ارزیابی قرار گرفت. تحقیق در قالب اسپلیت-اسپلیت پلات بر پایة طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فواصل آبیاری (20 و 40 روز یکبار) بهعنوان عامل اصلی، هیومیک اسید (صفر و پنج کیلوگرم در هکتار) به عنوان عامل فرعی و تلقیح میکوریزایی (عدم تلقیح، Glomus mossea و G. intraradices) بهعنوان عامل فرعی-فرعی لحاظ شدند. صفات مورد مطالعه شامل تعداد گل، سرعت گلدهی، عملکرد گل، عملکرد گلبرگ، عملکرد خامه، عملکرد کلاله و شاخصهای ارزیابی کیفیت کلاله شامل محتوای کروسین، پیکروکروسین و سافرانال بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر سهگانه عوامل آزمایشی بر روی تمامی شاخصهای مورد مطالعه معنیدار بود. استفاده از فواصل آبیاری کوتاهتر (20 روز) همراه با کاربرد هیومیک اسید و تلقیح توسط G. mossea به طور معنیداری باعث افزایش عملکرد گل تر (63/79 گرم بر مترمربع)، کلاله خشک (88/0 گرم بر مترمربع)، خامه خشک (22/0 گرم بر مترمربع) و گلبرگ خشک (88/9 گرم بر مترمربع) شد. بیشترین محتوای کروسین (5/274 بر مبنای جذب محلول آبی یک درصد در طول موج 440 نانومتر) در تیمار فواصل آبیاری 40 روز همراه با مصرف هیومیک اسید و تلقیح با میکوریزای گونة G. mossea بدست آمد، در حالیکه بیشترین مقادیر سافرانال (80/35 بر مبنای جذب محلول آبی یک درصد در طول موج 330 نانومتر) و پیکروکروسین (5/124 بر مبنای جذب محلول آبی یک درصد در طول موج 257 نانومتر) در تیمار فواصل آبیاری 20 روز همراه با کاربرد هیومیک اسید و تلقیح با G. mossea حاصل شد. همچنین، فواصل آبیاری طولانیتر (40 روز) بدون کاربرد هیومیک اسید و میکوریزا، منجر به تولید کمترین مقادیر کروسین و سافرانال شد. در مجموع، مصرف تلفیقی هیومیک اسید با میکوریزای گونة G. mossea در شرایط آبیاری بیشتر منجر به بهبود کمیت و کیفیت زعفران شد. همچنین نتایج نشان داد اگرچه مصرف نهادههای زیستی در زراعت زعفران سودمند است، ولی نتایج حاصل از اثرات کاربرد منفرد و تلفیقی این نهادهها میتواند متفاوت باشد. از طرفی دیگر، اثر متقابل دو یا چند نهادة زیستی بسته به عواملی مانند میزان فراهمی آب و گونة میکوریزا میتواند متغیر باشد.
ارزیابی کمی عملکرد برخی اکوتیپهای زعفران در شرایط اقلیمی حوزه آبریز دریاچه ارومیه
دوره 12، شماره 3، 1403، صفحه 283-304
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.444303.1526
عبدالله حسن زاده قورت تپه، فرشید طلعت، محمد رضائی مراد علی، فرخ غنی شایسته، رضا امیرنیا
چکیده این بررسی به منظور مقایسه و امکان سنجی رشد و عملکرد پیاز، گل، کلاله و برخی خصوصیات زراعی گیاه زعفران به عنوان الگوی کشت جایگزین با محصولات آب بر در آذربایجان غربی این بررسی به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی در3 تکرار در سه منطقه علیآباد نقده، قجلو میاندوآب و بالانج ارومیه، انجام شد. در هر منطقه 4 اکوتیپ کرقند، حوضسرخ، ژرف و شهنآباد به مدت 5 سال از شهریورماه سال 1396 تا 1400 کشت و مورد ارزیابی قرار گرفتند. از سال دوم تا سال پنجم اقدام به برداشت گل و صفات زراعی اکوتیپها شامل صفات تعداد گل، وزنتر گل، وزن خشک گلبرگ، پرچم و عملکرد کلاله تولیدی اندازهگیری و یا یادداشت برداری شد. دادههای بدست آمده بصورت تجزیه مرکب اسپلیت پلات در زمان (4 سال) آنالیز گردید. نتایج بررسیها نشان داد که اختلاف معنیداری در همه صفات اندازهگیری شده بین اکوتیپهای کشت شده وجود داشت. اثر متقابل مکان در اکوتیپ، سال در اکوتیپ و سال در مکان معنیدار بود. بیشترین عملکرد کلاله در منطقه علیآباد نقده معادل 17/5 کیلوگرم درهکتار تولید شد که به ترتیب نسبت به منطقه قجلو و بالانج 5/35 و 30 درصد بیشتر بود. از بین چهار اکوتیپ زعفران کشت شده، اکوتیپ کرقند و ژرف بترتیب با تولید 557/5 و 238/4 کیلوگرم درهکتار بالاترین وزن کلاله را داشتد. با توجه به نتایج اکوتیپهای کرقند و ژرف جهت کشت در بخشهای مرکز و جنوب استان آذربایجانغربی قابل توصیه میباشند و میتوان در هر سه منطقه نقده، بالانج و میاندوآب به کشت زعفران مبادرت نمود.
همسانهسازی و بررسی بیوانفورماتیکی ژنهای CCD4a و CCD4b در زعفران (Crocus sativus L. ) ایران
دوره 8، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 211-229
https://doi.org/10.22048/jsat.2019.182490.1343
محمد جواد حبیب زاده، ابراهیم دورانی، سید مهدی زیارت نیا، مصطفی ولیزاده
چکیده زعفران به عنوان یکی از گرانبهاترین ادویهها و رنگهای طبیعی است که در صنایع مختلف از جمله غذایی، دارویی و آرایشی- بهداشتی مورد استفاده قرار میگیرد. در سالهای اخیر، خانوادهای از آنزیمها که پیش مادههای کاروتنوئیدی را در جایگاه پیوندهای دوگانه برش میدهند، در گیاهان شناسایی و معرفی شدهاند. به این خانواده از آنزیمهای برشدهنده کارتنویید دی اکسیژناز CCD)) گفته میشوند. در این تحقیق به دلیل اهمیت ژنهای CCD در بیوسنتز آپوکاروتنوئیدهای زعفران، دو ایزوفرم از این ژن با استفاده از روش نسخهبرداری معکوس همسانهسازی، تعیین توالی و نتایج با موارد مشابه خارجی مورد مقایسه قرار گرفتند. بررسیهای بیوانفورماتیکی شامل بررسی ارتباطات خویشاوندی و نیز ساختارهای پروتتینی مورد ارزیابی قرار گرفت. مدلسازی سه بعدی این پروتئینها به روش همولوژی مدلینگ و با استفاده از پایگاه Swiss Model پس از انتخاب الگوی مناسب انجام گرفت. همچنین جهت اعتبارسنجی ساختاری مدل ترسیم شده سهبعدی، پلات راماچاندران ترسیم گردید. نتایج حاصله نشان داد دو ایزوفرم CCD4a و CCD4b هر دو دارای دو اگزون (641 و 1099 جفت باز برای CCD4a و 614 و 1099 جفت باز برای CCD4b) و یک اینترون (670 جفت باز در CCD4a و 668 جفت باز در CCD4b) هستند. بررسی In silico خصوصیات فیزیکوشیمیایی پروتئینهای CsCCD4a و CsCCD4b بیانگر این حقیقت بود که پروتئینهای بدست آمده از این دو ایزوفرم از نظر وزن مولکولی، تعداد اسیدهای آمینه، نقطه ایزوالکتریک، شاخص آلیفاتیک، شاخص ناپایداری و حلالیت مشابه میباشند. نتایج بررسی ساختارهای سه بعدی بدست آمده نشان داد این دو ایزوفرم دارای ساختارهای سه بعدی مشابهی میباشند. یافتههای این تحقیق میتواند اطلاعات با ارزشی در رابطه با رفتار و واکنش آنزیم CCD4 در مسیر سنتز آپوکاروتنوئیدهای زعفران فراهم کند و همچنین این نتایج میتواند در برنامههای آتی اصلاح ژنتیکی زعفران ایران مفید واقع گردد.
