با همکاری انجمن علمی گیاهان دارویی ایران
موضوعات = کشاورزی و علوم پایه
کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی وضعیت تغذیه‌ای زعفران (Crocus sativus L) در استان خراسان جنوبی با روش"انحراف از درصد بهینه" (DOP )

دوره 10، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 117-127

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.315828.1443

بصیر عطاردی، حمیدرضا ذبیحی، مهدی زنگی آبادی

چکیده تغذیه متعادل شرط اصلی افزایش کمّی و کیفی محصولات کشاورزی از جمله زعفران می‌باشد. مصرف بهینه کود و رعایت تعادل و تناسب بین عناصر غذایی اهمیت زیادی داشته که لازمه دست‌‌یابی به آن، ارزیابی صحیح تعیین نیاز گیاه می‌باشد. تجزیه گیاهی یکی از مناسب-ترین روش‌های ازریابی وضعیت تغذیه‌ای محصولات کشاورزی محسوب می‌‌شود. با توجه به اینکه برگ اصلی‌ترین و‌ مهم‌ترین محل متابولیسم گیاه می‌باشد تجزیه عناصر غذائی موجود در برگ و تفسیر نتایج آن بر اساس روش‌های استاندارد، می‌تواند اطلاعات کاملی از وضعیت تغذیه گیاه فراهم آورده، به منظور تعیین ترتیب نیاز عناصر غذائی و اولویت کوددهی مزارع مورد استفاده قرار گیرد. در پژوهش حاضر، به منظور بررسی وضعیت تغذیه‌ای زعفران در استان خراسان جنوبی، در هفته اول بهمن ماه نمونه‌های برگ از 23 مزرعه جمع‌آوری و غلظت عناصر پرمصرف (نیتروژن، فسفر و پتاسیم) و کم‌مصرف (آهن، روی، مس و منگنز) در آنها اندازه‌گیری شد. با استفاده از غلظت عناصر غذایی در برگ مزارع با عملکرد نسبی بالا، غلظت استاندارد (مرجع) برای عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم به ترتیب 94/2، 25/0 و 22/1 درصد و برای عناصر آهن، منگنز، روی و مس به ترتیب 17/215، 21/27، 30/21 و27/7 میلی‌گرم بر کیلوگرم به دست آمد. بعد از به دست آوردن غلظت مرجع، مقدار DOP محاسبه گردید و بر اساس آن ترتیب نیاز عناصر غذائی تعیین گردید. محاسبات مربوط به شاخص انحراف از درصد بهینه نشان داد که قدر مطلق DOP برای تمام عناصر غذائی مورد مطالعه بیشتر از صفر بوده، به عبارتی مشکل عدم تعادل تغذیه‌ای در تمامی مزارع وجود داشت. در بیش از 95 درصد موارد، عدم تعادل تغذیه‌ای ناشی از کم‌بود عناصر غذائی و در موارد معدودی، به بیش‌بود عناصر مرتبط بود. براساس شاخص‌های انحراف از درصد بهینه، در بین عناصر پرمصرف، پتاسیم در 70 درصد مزارع مورد بررسی و در بین عناصرکم‌مصرف، عنصر منگنز در 60 درصد، و آهن در 30 درصد از مزارع، دارای منفی‌ترین میزان شاخص (بیش‌ترین میزان کمبود) بود. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش می‌توان توصیه کرد که در مزارع زعفران استان خراسان جنوبی، مصرف کودهای حاوی پتاسیم، آهن و منگنز باید در اولویت مصرف قرار گیرد.

کشاورزی و علوم پایه

اثر حاصلخیزکننده‌های مختلف خاک بر خصوصیات رشد و عملکرد زعفران: فراتحلیل مطالعات مزرعه‌ای

دوره 10، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 129-147

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.323216.1449

سرور خرم دل، محمود مختاری، هدی لطیفی

چکیده هدف از فراتحلیل شناخت دقیق از نتایج پژوهش­های مورد بررسی می­باشد. این روش آماری تحلیل مجموعه­ای از مطالعات بوده که با هدف تلفیق یافته­ ها انجام می­شود. به دلیل پراکندگی و تفاوت در نتایج آزمایشات تأثیر حاصلخیزکننده­های خاک بر عملکرد زعفران، در این بررسی از روش فراتحلیل استفاده شد. بر این اساس، 71 مطالعه انتخاب شدند که 14 مطالعه مربوط به کود زیستی، 16 مطالعه کمپوست، 14 مطالعه اسید هیومیک، 16 مطالعه کود دامی، 26 مطالعه کودهای شیمیایی (NPK) و 16 مطالعه تلفیق کودها بودند. بر اساس نتایج، بیشترین اندازه اثر مربوط به تأثیر اسید هیومیک بر عملکرد کلاله خشک (434/3=g) بود. پس از اسید هیومیک، کودهای زیستی، شیمیایی و کمپوست در رتبه­ های بعدی قرار گرفتند. خطای استاندارد کمپوست (101/0=E) کمترین مقدار و با دقت بالاتر محاسبه شد، بنابراین با فاصله اطمینان 95% قابل توصیه است. بر اساس نتایج آزمون همبستگی بگ و مازومدار، کلیه مطالعات بجز اسید هیومیک بر عملکرد خشک کلاله، اسید هیومیک بر عملکرد ترکلاله، کود دامی بر تعداد گل، کود شیمیایی  بر وزن کلاله خشک، کود شیمیایی بر عملکرد گل تر همگن بودند. در میان مقادیر مصرف کود‌های دامی، بالاترین و پایین­ ترین اندازه اثر به ترتیب برای 60 تن کود گاوی در هکتار و 5 تن در هکتار کود مرغی محاسبه شد. نتایج فراتحلیل مصرف مقادیر کود کمپوست بر عملکرد خشک کلاله زعفران نشان داد، مقدار 60 تن در هکتار بیشترین اندازه اثر را دارد. بیشترین اندازه اثر مقادیر اسید هیومیک بر عملکرد کلاله خشک برای 30 کیلوگرم در هکتار محاسبه شد. با توجه به نتایج، به نظر می­رسد که مطالعات انجام شده در زمینه اثر حاصلخیزکننده­ های خاک بر زعفران فاقد برنامه­ریزی بلندمدت برای رفع مشکلات می­باشد و بیشتر بر حسب سلیقه، سهولت اجرا و یا تقلید از منابع خارجی انجام شده است. بر این اساس، نتایج این مطالعه مبنایی برای تجزیه و تحلیل مدیریت کود و ارائه راهبردهای توسعه­ای بر اساس یافته­ های علمی موجود فراهم می­نماید.

کشاورزی و علوم پایه

بررسی اثرات کود زیستی و نانو ذرات آهن بر خصوصیات کمی و کیفی زعفران (Crocus sativus L) در شرایط تنش شوری

دوره 10، شماره 1، بهار 1401، صفحه 3-18

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.284650.1425

علیجان سالاریان، سهراب محمودی، محمدعلی بهدانی، حامد کاوه

چکیده به منظور بررسی اثر سطوح کود زیستی، نانو کود آهن و شوری آب آبیاری بر خصوصیات کمی و کیفی زعفران، آزمایشی بصورت فاکتوریل دو عاملی (کود زیستی و نانو ذرات آهن) در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه­ای در شهرستان تربت حیدریه در سال 98-1397 انجام شد و مورد تجزیه مرکب در مکان (شوری) قرار گرفت. عامل کود زیستی در چهار سطح صفر، 500، 1000و 1500 کیلوگرم در هکتار و عامل کود نانو ذرات آهن در دو سطح عدم مصرف و کاربرد چهار لیتر در هکتار بودند که در دو شرایط متفاوت شوری آب آبیاری (29/2 و 49/4 دسی‏زیمنس بر متر) بررسی شدند. کود زیستی (بیوارگانیک گرانول شده) در مرحله سله­شکنی (بعد از اولین آبیاری در اواخر مهر ماه و در زمان گاورو شدن مزرعه) اعمال شد. نتایج نشان داد که صفات وزن گل، تعداد گل، وزن خشک کلاله و وزن کلاله + خامه، در شرایط آبیاری با شوری 29/2 دسی­زیمنس ­بر متر نسبت به شوری 49/4 دسی­زیمنس ­بر متر برتر بودند. همچنین در صفات مذکور، تحت شرایط اعمال آبیاری با شوری 29/2 دسی­زیمنس بر متر، بین سطوح کاربرد و عدم کاربرد نانو کود آهن اختلاف معنی­داری وجود نداشت، اما بررسی برهمکنش شوری و نانو کود آهن نشان داد که در شرایط اعمال آبیاری با شوری 49/4 دسی­زیمنس بر متر، کاربرد نانو کود آهن در مقایسه با عدم کاربرد آن، به ترتیب باعث افزایش معنی­دار 5/35، 33، 8/32 و 1/34 درصدی در صفات وزن گل، تعداد گل، وزن خشک کلاله و وزن کلاله + خامه شد. بررسی مقایسات میانگین اثر متقابل سه گانه نشان داد که در هر دو سطح شوری 29/2 و 49/4 دسی­زیمنس بر متر، در شرایط عدم استفاده از کود زیستی، کاربرد نانو کود آهن توانست بطور معنی­داری میزان کروسین را ارتقا دهد؛ اما در شرایط بکارگیری سطوح مختلف کود زیستی، کاربرد نانو کود آهن، میزان کروسین را بطور معنی­داری کاهش داد. بطوری که در شوری 49/4 دسی­زیمنس بر متر و کاربرد 1000 کیلوگرم در هکتار کود زیستی، کاربرد آهن مقدار کروسین را به 29/2 گرم بر لیتر کاهش داد. بیشترین میزان سافرانال در شرایط اعمال شوری 49/4 دسی­زیمنس بر متر و در تیمارهای کاربرد 500 و 1500 کیلوگرم در هکتار کود زیستی و کاربرد نانو کود آهن و همچنین عدم کاربرد کودهای زیستی و نانو آهن مشاهده شد. آبیاری با شوری 49/4 دسی­زیمنس بر متر در سطوح کود زیستی (به جزء تیمار 500 کیلوگرم در هکتار) سبب افزایش معنی­دار میزان پیکروکروسین گردید و در این سطح شوری، کاربرد 1000 کیلوگرم در هکتار کود زیستی، میزان پیکروکروسین را به 53/2 گرم بر لیتر افزایش داد. در مجموع به نظر می­رسد که جهت حصول عملکردهای بالاتر، آبیاری بوسیلۀ آب­های با شوری کمتر و در صورت آبیاری بوسیلۀ آب­های شور، استفاده از کود آهن جهت تعدیل اثرات شوری قابل توصیه باشد.

کشاورزی و علوم پایه

تاثیر کودهای مرغی و شیمیایی بر برخی ویژگی‌های مورفولوژیک و عملکرد گل و بنه-های دختری زعفران (Crocus sativus L.) تحت رژیم‌های آبیاری

دوره 10، شماره 1، بهار 1401، صفحه 19-39

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.300362.1436

روح‌الله سعیدی ابواسحقی، حشمت امیدی، امیر بستانی

چکیده یکی از آثار سوء تنش رطوبتی بر گیاهان زراعی، کاهش جذب عناصر غذایی توسط ریشه و کاهش رشد و عملکرد است. لذا به منظور بررسی تاثیر کودهای آلی و معدنی بر برخی ویژگی‌های مورفولوژیک و عملکرد زعفران (Crocus sativus L.) تحت رژیم‌های مختلف آبیاری، این آزمایش به صورت اسپلیت‌پلات در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی (RCBD) با سه تکرار اجرا شد. آبیاری به عنوان کرت اصلی در سه سطح (تامین 100%، 66% و 33% ظرفیت مزرعه) و تغذیه به عنوان کرت فرعی در شش سطح (شاهد (بدون مصرف کود)، مصرف 100% کود معدنی توصیه شده، مصرف 100% کود آلی توصیه شده، مصرف 25% کود معدنی + 75% کود آلی توصیه شده، مصرف 50% کود معدنی + 50% کود آلی توصیه شده و مصرف 75% کود معدنی + 25% کود آلی توصیه شده) به کار برده شدند. نتایج نشان داد اثر اصلی آبیاری و تغذیه بر تمامی صفات مورد مطالعه معنی‌دار بود. همچنین اثر متقابل آبیاری و تغذیه بر تمامی صفات بجز قطر بنه دختری معنی‌دار بود. مقایسه میانگین مرکب اثر متقابل آبیاری و تغذیه نشان داد در هر یک از سطوح آبیاری بیشترین عملکرد بنه‌های دختری در تیمار مصرف 25% کود معدنی + 75% کود آلی و کمترین آن در تیمار شاهد به دست آمد و با افزایش شدت تنش رطوبتی تاثیر این تیمار در افزایش عملکرد بنه‌های دختری بیشتر شد؛ به طوری که در سطح اول آبیاری این افزایش نسبت به شاهد 7%، در سطح دوم 14% و در سطح سوم 33% بود. همچنین در هر یک از سطوح آبیاری بیشترین عملکرد کلاله و خامه در تیمار مصرف 25% کود معدنی + 75% کود آلی و کمترین آن در تیمار شاهد به دست آمد. با افزایش شدت تنش رطوبتی تاثیر این تیمار در افزایش عملکرد کلاله و خامه نسبت به تیمار شاهد بیشتر شد؛ به طوری که در سطح اول آبیاری این تیمار توانست نسبت به تیمار شاهد، 64%، در سطح دوم 77% و در سطح سوم 103% عملکرد را افزایش دهد. این نتیجه بیانگر تاثیر معنی‌دار کودهای مورد استفاده در افزایش تحمل گیاه به خشکی و حفظ پتانسیل تولید در این شرایط است.

کشاورزی و علوم پایه

اثر غلظت و تعداد دفعات محلول پاشی سیلیس بر خصوصیات کمی و کیفی زعفران

دوره 9، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 323-341

https://doi.org/10.22048/jsat.2021.269270.1419

منصوره کرمانی، شهرام امیر مرادی

چکیده این پژوهش به­صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی با چهار تکرار در شهرستان مشهد در سال زراعی 1397-1396 بر روی یک مزرعه سه ساله زعفران اجرا شد. فاکتورهای آزمایشی شامل غلظت­های مختلف سیلیس (صفر، 3/0، 5/0، 75/0، 1، 2/1 و 5/1 لیتر درهکتار) و تعداد دفعات پاشش سیلیس (یک مرتبه، دو مرتبه و سه مرتبه) بود. محلول­پاشی سیلیس (با برند تجاری کراپسیل) در تاریخ­های 15 بهمن ماه ، اول اسفند ماه و 15 اسفندماه سال 1396 انجام شد. نتایج نشان داد که اثر اصلی سیلیس، تعداد دفعات پاشش و اثر متقابل آن­ها بر تمام صفات مورد بررسی معنی­دار بود. مقایسه میانگین اثرهای متقابل فاکتورهای آزمایشی حاکی از آن بود که در غلظت 2/1 لیتر در هکتار محلول­پاشی سیلیس در دو نوبت پاشش، بیشترین تعداد گل در بوته (693 گل)، وزن خشک برگ (56/3 گرم در گیاه)، وزن تر بنه­ها (25/67 گرم در گیاه)، طول کلاله (8/3 سانتی­متر)، وزن تر و خشک کلاله (به ترتیب 5/1656 و 39/14 کیلوگرم در هکتار)، سافرانال (33 درصد) و کروسین (75/192 درصد) به­دست آمد. بیشترین میزان پیکروکروسین (35/66 درصد) در غلظت 5/1 لیتر در هکتار در دو نوبت پاشش به­دست آمد. لذا، کاربرد سیلیس با غلظت 2/1 لیتر در هکتار در دو مرحله پاشش بهترین تیمار بود و توانست تعداد گل در بوته، وزن تر بنه­ها و وزن خشک کلاله را به ترتیب 5/26 ، 106 و 2/21 درصد نسبت به شاهد افزایش دهد.

کشاورزی و علوم پایه

اثر محلول‏ پاشی برگی کلات آهن بر برخی صفات فیزیولوژیکی زعفران (Crocus sativus L) در کرمانشاه

دوره 9، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 343-356

https://doi.org/10.22048/jsat.2021.109636.1275

الناز زمانی، هومن سالاری، مختار قبادی

چکیده در این پژوهش اثر محلول پاشی کلات آهن بر محتوای نسبی آب برگ، مقدار نشت الکترولیت‏ها، میزان کلروفیل برگ، در این پژوهش اثر محلول‏پاشی برگی کلات آهن بر محتوای نسبی آب برگ، مقدار نشت الکترولیت‏ها، میزان کلروفیل، مقدارکاروتنوئید، مقدار قندهای محلول و میزان پرولین برگ در زعفران بررسی شد. آزمایش بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار و در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه رازی در سال‏های زراعی 93-1392 و 94-1393 انجام و صفات در سال دوم آزمایش بررسی شدند. فاکتورهای آزمایش عبارتند از زمان محلول پاشی شامل سه سطح اوائل رشد رویشی (پس از گلدهی و در آبان ماه)، اواسط رشد رویشی (دی‏ماه) و آخر رشد رویشی (اسفند‏ماه) و غلظت محلول آهن شامل هفت سطح، صفر(شاهد)، 500، 1000، 1500، 2000، 2500 و 3000 قسمت در میلیون بودند. نتایج نشان داد که زمانهای محلول‏پاشی برای میزان کلروفیل a، میزان کلروفیل کل و نشت الکترولیت تفاوت معنی داری ایجاد نکردند. این فاکتور برای مقدار کاروتنوئید معنی‏دار (p≤0.05) شد و اثر بسیار معنی‏داری بر سایر صفات گذاشت(p≤0.01). اثر غلظت محلول آهن و اثر متقابل زمان محلول‏پاشی در غلظت محلول برای تمامی صفات بررسی شده بجز نشت الکترولیت بسیار معنی‏دار شدند (p≤0.01). غلظت آهن و اثر متقابل دو فاکتور مورد بررسی بر نشت الکترولیت در سطح 5 درصد اثر گذاشتند (p≤0.05). بر اساس نتایج بدست آمده محلول پاشی با غلظت 2000 قسمت در میلیون موثرتر از سایر غلظت‎ها بود. این غلظت محلول پاشی برای صفات کلروفیل a ، کلروفیل کل و کاروتنوئید در اواسط رشد رویشی و میزان قند محلول در آخر رشد رویشی به ترتیب موجب افزایش 4/45، 4/42، 6/63 و 5/63 درصد در مقایسه با شاهد گردید. محلول پاشی در اواسط رشد رویشی نسبت به سایر زمانهای مورد بررسی تاثیر بیشتری بر صفات مطالعه شده داشته است.

کشاورزی و علوم پایه

بررسی تناسب اراضی و تدوین جدول نیازهای رویشی خاک و زمین‌نما برای زعفران

دوره 9، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 395-408

https://doi.org/10.22048/jsat.2021.286314.1426

علی زین الدینی، میرناصر نویدی، مهناز اسکندری، سید علیرضا سیدجلالی، جواد سیدمحمدی، ابوالحسن مقیمی، محمد قاسم زاده گنجه ای، علیرضا مقری فریز، محمدرضا پهلوان راد

چکیده این پژوهش با هدف بررسی تأثیر خصوصیات خاک و اراضی بر عملکرد زعفران، درجه­بندی آن­ها و تهیه جدول نیازهای رویشی این گیاه برای انجام مطالعات تناسب اراضی به روش FAO انجام شد. نخست، 124 مزرعه زعفران در استان­های خراسان رضوی، خراسان جنوبی، فارس، گلستان، مرکزی و کرمان انتخاب شدند. با حفر پروفیل در هر مزرعه، نمونه­های مناسب از افق­های خاک برداشت شد و پرسش­نامه­ کاربری اراضی نیز طیّ سه سال از 1396 الی 1398، تکمیل گردید. نمونه‌های خاک، مورد آزمایش قرار گرفت تا ویژگی­های فیزیکیوشیمیایی آن­ها مشخص شود. پس از آماده­سازی داده­ها، از نظر آماری تجزیه شدند. رگرسیون چند متغیره بین عملکرد به عنوان متغیر وابسته و مقدار شوری، درصد سدیم قابل تبادل، واکنش، گچ، آهک، رس، شن، سیلت، سنگریزه، پتاسیم و فسفر قابل جذب خاک به عنوان متغیرهای مستقل به روش گام به گام، بررسی گردید. با بررسی روابط رگرسیون ساده بین ویژگی­های اراضی مهم و مؤثر با عملکرد، درجه­بندی خصوصیات اراضی انجام شد. سپس جدول نیازهای رویشی تهیه شده با داده­های 21 مزرعه جدید، ارزیابی و صحت­سنجی شد. نتایج نشان داد که پتاسیم قابل جذب، شن، شوری خاک، درصد سدیم تبادلی و آهک، بیشترین و واکنش خاک و کربن آلی، کمترین دامنه تغییرات را داشتند. نتایج رگرسیونی نشان داد به ترتیب متغیرهای مستقل شوری خاک، ESP، آهک، گچ، سنگریزه و پتاسیم وفسفر قابل جذب، بر عملکرد مؤثر هستند. ضریب تبیین رگرسیون چند متغیره نشان داد که متغیرهای وارد شده به مدل توانسته­اند 95 درصد از واریانس مربوط به متغیر وابسته را تعیین نمایند. بیشترین سهم در کاهش عملکرد زعفران مربوط به شوری خاک، سنگریزه، درصد سدیم تبادلیو مقدار آهک می­باشد. نتایج صحت­سنجی نشان داد که ضریب تبیین بین عملکرد با شاخص خاک جدول پیشنهادی برای زعفران حدود 92/0 می­باشد که نشان­دهنده دقت قابل­قبول جدول پیشنهادی است.

کشاورزی و علوم پایه

بررسی اثر رفتار جبرانی تراکم کاشت، وزن بنه مادری و عمق کاشت بر خصوصیات رویشی و عملکرد زعفران (Crocus.sativus L.)

دوره 9، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 227-248

https://doi.org/10.22048/jsat.2021.272865.1420

حمید رضا شریفی، زهره نبی پور، حمید رضا توکلی کاخکی

چکیده به منظور بررسی اثر رفتار جبرانی تراکم کاشت، وزن بنه و عمق کاشت بر خصوصیات رویشی و عملکرد کلاله زعفران (Crocus.sativus L.)، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی (ایستگاه تحقیقات گناباد) در سال‌های زراعی 1399-1397 انجام شد. در این تحقیق تیمار تراکم کاشت (در چهار سطح 60، 90، 120 و 150 بنه در مترمربع) در کرت اصلی و فاکتوریل عمق کاشت (در دو سطح2±15 و 2±25سانتی‌متر از سطح خاک) و وزن بنه (در دو سطح 1±4و 1±8 گرم) در کرت فرعی قرار داشتند. نتایج نشان داد که افزایش تراکم از 60 به 150 بنه در مترمربع باعث افزایش معنی‌دار تعداد گل، وزن تر گل و وزن خشک کلاله ،تعداد بوته سبز شده، تعداد برگ در بوته، میانگین طول تک برگ و مجموع طول برگ در متر مربع شد. بر این اساس افزایش وزن بنه از 4 به 8 گرم موجب افزایش معنی‌دار تعداد گل، وزن تر گل، وزن خشک کلاله، تعداد بوته سبز شده، تعداد برگ در بوته، میانگین طول تک برگ، مجموع طول برگ در متر مربع و مجموع طول برگ در بوته در سال اول و دوم و کاهش تعداد گل، وزن تر گل و وزن خشک کلاله در سال سوم شد. نتایج همچنین نشان داد که افزایش عمق کاشت از 15 به 25 سانتی‌متر سبب کاهش معنی‌دار تمام صفات مورد بررسی زعفران گردید. اثر متقابل دوگانه و سه گانه بر صفات مورد بررسی عمدتاً معنی‌دار بود. در مجموع نتایج نشان داد استفاده از بنه‌های مادری درشت‌تر تنها در سال‌های اولیه از اولویت نسبی برخوردار بوده و با افزایش سن مزرعه از اهمیت اثر آن کاسته می‌شود. بر این اساس چنین به نظر می‌رسد که می‌توان در راهبردی متفاوت و با ترکیبی از عمق کمتر و بخصوص تراکم بیشتر نسبت به جبران اثر وزن بنه اقدام و در مجموع به عملکرد بیشتری دست یافت .

کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی ردپای کربن برای نظام‌های تولید زعفران در استان‌های خراسان

دوره 9، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 249-267

https://doi.org/10.22048/jsat.2021.255436.1413

سرور خرم دل، مهدی نصیری محلاتی، عبداله سلطان احمدی، مینا هوشمند، محمد جواد مصطفوی

چکیده ردپای کربن (CF) میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای به ازای واحد سطح در بوم‌نظام‌های کشاورزی است. از آنجا که نهاده‌های ورودی نقش مهمی در انتشار گازهای گلخانه‌ای به اتمسفر دارد، شاخص اکولوژیکی CF برای ارزیابی تبعات زیست‌محیطی در بوم‌نظام‌های کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گیرد. هدف از این مطالعه، برآورد CF و کارایی کربن (CE) در نظام‌های تولید زعفران در استان‌های خراسان شمالی، جنوبی و رضوی بود. همچنین آنالیز ارزیابی چرخه حیات برای کمی‌سازی اثر فعالیت‌های کشاورزی بر محیط زیست در نظام‌های تولید زعفران انجام گردید. شاخص‌های مورد بررسی شامل پتانسیل گرمایش جهانی، پتانسیل اسیدی شدن، پتانسیل اوتریفیکاسیون در زیرگروه‌های خشکی و آبی، انتشار مستقیم و غیرمستقیم N2O، انتشار N2O تحت تاثیر آبشویی و تصعید، ورودی‌های کربن (Ci)، خروجی‌های کربن (Co)، CF و CE بودند. نتایج این مطالعه نشان داد که کمترین پتانسیل گرمایش جهانی در نظام‌های تولید زعفران برای خراسان جنوبی برابر با 43/339 کیلوگرم معادل CO2 به ازای یک کیلوگرم گل محاسبه گردید. کمترین شاخص بوم‌شناخت (EcoX) مربوط به استان خراسان جنوبی (با 039/0 EcoX به ازای یک کیلوگرم گل) بود. انتشار اکسید نیتروس در استان‌های خراسان جنوبی، رضوی و شمالی به ترتیب 51/95974، 4/199674 و 344723 کیلوگرم N2O به ازای یک هکتار برآورد گردید. بالاترین انتشار N2O تحت تاثیر فرآیندهای آبشویی و تصعید برای استان خراسان شمالی (به ترتیب با 21/1 و 23/24 کیلوگرم N2O به ازای یک هکتار) محاسبه شد. بالاترین ورودی‌‌ها و خروجی‌های کربن مربوط به خراسان شمالی به ترتیب با 52/117986 و 56/15135 کیلوگرم کربن به ازای یک هکتار بود. بیشترین ردپای کربن مربوط به خراسان شمالی با 8/7 و بالاترین کارایی کربن برای خراسان جنوبی با 18/0 بدست آمد. سوخت‌ فسیلی و خاکورزی‌ فشرده مهمترین عوامل انتشار CO2 تعیین گردیدند. بنابراین، انتخاب خاکورزی‌های حفاظتی و کاهش یافته، وارد کردن گونه‌های تثبیت‌کننده نیتروژن، گونه‌های پوششی و کودهای سبز در تناوب زراعی با زعفران و افزایش کارایی مصرف نیتروژن را می‌توان به عنوان راهکارهای اکولوژیک برای بهبود عملکرد اقتصادی نظام‌های زعفران همراه با کاهش تبعات زیست‌محیطی و تخفیف ردپای کربن این سیستم‌های زراعی مدنظر قرار داد.

کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی روش‌های مختلف استخراج بر‌خواص آنتی اکسیدانی و ضدمیکروبی عصاره بنه زعفران

دوره 9، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 269-284

https://doi.org/10.22048/jsat.2021.231960.1396

مژگان اسماعیلیان، جواد فیضی، مسلم جهانی، سودابه عین افشار

چکیده در این مطالعه، روش استخراج با حلال (CSE) با استخراج به کمک امواج فراصوت (UAE) و استخراج با آب مادون بحرانی (SWE) برای استخراج ترکیبات موثره بنه زعفران (Crocus sativus ) مقایسه شد و برای بهینه‌یابی پارامترها از روش سطح پاسخ (RSM) و طرح مرکب‌مرکزی (CCD) استفاده شد. در روش CSE, دمای ˚C48، زمان 60 دقیقه و اتانول 80%، و در روش UAE دمای ˚C37، زمان 45 دقیقه، فرکانس 37 کیلوهرتز و اتانول 80% و در روش SWE نیز دمای ˚C180 و زمان 22 دقیقه به عنوان مقادیر بهینه انتخاب شدند. روش استخراج با آب مادون بحرانی بیشترین راندمان استخراج را داشته و بالاترین محتوای فنولی کل (6/807 میلی‌گرم معادل اسید گالیک در 100 گرم بنه زعفران) و فلاونوئید کل (2/12 میلی‌گرم معادل کوئرستین در 100 گرم بنه زعفران) در عصاره SWE اندازه‌گیری شد. مقدار محتوای فنولی و فلاونوئیدی عصاره SWE به ترتیب ۸ و ۱۲ برابر دو روش دیگر است. بالاترین و پایین‌ترین فعالیت آنتی اکسیدانی نیز به ترتیب در نمونه استخراج شده به روش SWE و CSE مشاهده شد. اثر ضدباکتریایی عصاره‌ها به روش ریزرقت‌سازی ارزیابی شد و حداقل غلظت کشندگی هر سه عصاره بهینه، نسبت به باکتری‌های استافیلوکوکوس اورئوس و اشریشیاکلی به ترتیب 300 و mg mL-1 600 بدست آمد.

کشاورزی و علوم پایه

پیش‌بینی عملکرد زعفران برمبنای خصوصیات خاک با استفاده از مدل‌های رگرسیونی و شبکه‌های عصبی مصنوعی در منطقه وامنان استان گلستان

دوره 9، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 159-175

https://doi.org/10.22048/jsat.2020.240519.1404

فاطمه تشکری، علی محمدی ترکاشوند، عباس احمدی، مهرداد اسفندیاری

چکیده زعفران (Crocus sativus L.)یکی از محصولات کشاورزی با ارزش می­باشد که فقط در مناطق محدودی از دنیا کشت می­شود. امروزه با توجه به ارزش اقتصادی زعفران، کشاورزان زیادی بدون توجه به توانایی و قابلیت اراضی برای کشت این گیاه، صرفاً با توجه به مشابهت اقلیمی اقدام به کشت آن در برخی مناطق کشور نموده­اند که گاهی اوقات نتایج رضایت­بخشی در پی نداشته است. پیش­بینی عملکرد زعفران با توجه به خصوصیات خاک می­تواند به ارزیابی قابلیت اراضی برای کشت این گیاه ارزشمند کمک نماید. بدین منظور در یکی از مناطق جدید کشت زعفران در منطقه وامنان استان­ گلستان، تعداد 100 نمونه خاک برداشت و خصوصیات فیزیکی و شیمیائی شامل درصد اجزای تشکیل دهنده بخش معدنی بافت خاک، عناصر غذایی فسفر و پتاسیم قابل دسترس، نیتروژن کل، شاخص واکنش خاک، هدایت الکتریکی، ماده آلی و کربنات کلسیم معادل پس از برداشت، وزن تر گل زعفران بر حسب کیلوگرم در هکتار به دست آمد. با استفاده از شبکه­ عصبی مصنوعی و ایجاد مدل­های متفاوت با مجموعه داده­های متفاوتی از خصوصیات خاک به عنوان ورودی و عملکرد زعفران به عنوان خروجی، توانایی این مدل در پیش­بینی عملکرد زعفران با مدلهای رگرسیونی مقایسه شد. بر اساس نتایج ضریب همبستگی، مؤثرترین عوامل بر عملکرد زعفران، فسفر قابل دسترس و ماده آلی بودند. بررسی نتایج مدل­های ایجاد شده در دوره آزمون نشان داد مقادیر ضریب تبیین (R2) از 45/0 تا 89/0 متغیر می­باشد. با بررسی مدل­های برتر می­توان نتیجه­گیری نمود که مدل بهینه در برآورد عملکرد زعفران وقتی به دست آمد که فسفر، ماده آلی، آهک و پتاسیم ورودی­های مدل بودند و مقادیر R2 و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) آن نیز به ترتیب برابر 874/0 و 996/0 کیلوگرم بر هکتار به دست آمدند.  

کشاورزی و علوم پایه

بهینه‌سازی کود دامی و محلول‌پاشی برگی با دلفارد بر عملکرد گل و بنه زعفران ((Crocus sativus L. با استفاده از مدلسازی سطح-پاسخ

دوره 9، شماره 1، بهار 1400، صفحه 3-27

https://doi.org/10.22048/jsat.2020.223741.1385

سرور خرم دل، فاطمه معلم بنهنگی، جواد شباهنگ

چکیده در این مطالعه، بهینه‌سازی سطوح کود دامی و محلول‌پاشی برگی با دلفارد بر عملکرد گل و بنه و خصوصیات کیفی زعفران با استفاده از RSM انجام شد. این آزمایش با 13 تیمار و 2 تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در دو سال زراعی 95-1394 و 96-1395 انجام شد. تیمارها بر اساس سطوح پایین و بالای کود دامی (0 و 100 تن در هکتار) و غلظت محلول‌پاشی برگی با دلفارد ® (0 و 10 پی-پی‌ام) تعیین شدند. شاخص‌های عملکرد گل، عملکرد بنه‌های دختری و خصوصیات کیفی بعنوان متغیر وابسته اندازه‌گیری و تغییرات آنها با مدل رگرسیونی ارزیابی شد. به منظور ارزیابی کیفیت مدل برازش شده از آزمون عدم برازش استفاده شد. بسندگی مدل با استفاده از آنالیز واریانس مورد ارزیابی قرار گرفت. کیفیت مدل‌های برازش شده با ضریب تبیین (R2) ارزیابی شد. در نهایت، بهینه‌سازی کود دامی و غلظت محلول‌پاشی برگی بر اساس سناریوی اقتصادی انجام شد. نتایج نشان داد که اثر جزء خطی بر خصوصیات کیفی، اثر جزء درجه دو بر وزن خشک کلاله، میانگین قطر، تعداد و میانگین وزن بنه و محتوی کروسین و اثر متقابل بر شاخص‌های عملکرد گل معنی‌دار بود. آزمون عدم برازش در مورد هیچ یک از صفات معنی‌دار نشد که نشان‌دهنده برازش مطلوب مدل درجه دو کامل بود. بیشترین مقدار مشاهده شده تعداد بنه-های دختری برای تیمار 50 تن در هکتار کود دامی+ بدون محلول‌پاشی (38/41 بنه در متر مربع) مشاهده شد. بیشترین مقدار مشاهده شده وزن خشک کلاله برای مصرف 100 تن در هکتار کود دامی بدون محلول‌پاشی (با 33/156 میلی‌گرم بر متر مربع) بدست آمد. بیشترین مقدار مشاهده شده خصوصیات کیفی زعفران شامل محتوی پیکروکروسین، کروسین و سافرانال برای تیمار 100 تن در هکتار کود دامی+ 10 پی‌پی‌ام محلول‌پاشی با دلفارد (به ترتیب با 91/89 E1%257، 98/180 E1%440 و 15/40 E1%330) بدست آمد. در سناریوی اقتصادی وزن خشک کلاله، تعداد بنه‌های‌ دختری و محتوی کروسین همزمان مد نظر قرار گرفت و مقادیر بهینه کود دامی و محلول‌پاشی برگی با دلفارد به ترتیب برابر با 67/92 تن در هکتار و 2/1 پی‌پی‌ام بدست آمد.

کشاورزی و علوم پایه

اصول استانداردسازی تولید زعفران ارگانیک در ایران

دوره 9، شماره 1، بهار 1400، صفحه 43-79

https://doi.org/10.22048/jsat.2020.236760.1402

حمید رضا فلاحی، محمدعلی بهدانی، پرویز رضوانی مقدم، مجید جامی الاحمدی

چکیده بسیاری از مراحل تولید، فرآوری، تجارت و مصرف زعفران (Crocus sativus L.) در ایران بر مبنای دانش بومی پایه‌ریزی شده و بیشتر تولیدات این گیاه در مزارعِ کوچک با همکاری خانوادگی و با بهره‌گیری از نهاده‌ها و فناوری‌های محلیِ بوم‌سازگار شکل می‌گیرد. بر این اساس بخش قابل توجهی از تولید زعفران در ایران قرابت بالایی با اصول کشاورزی ارگانیک دارد، ولی از نظر قواعد و استانداردهای مربوط به این نظامِ تولیدی، صرفاً به‌عنوان محصول شبه‌ارگانیک تلقی می‌شود. کشاورزی ارگانیک یک نظام جامع تولید است که به جنبه‌های کمی و کیفی تولیدات کشاورزی در تمامی مراحل چرخة تولید از مزرعه تا سفره و نیز به مسایلی مانند عدالت، روابط اجتماعی، سلامت خاک و حقوق تمامی جانداران کوچک و بزرگِ دخیل در فرآیند تولید توجه می‌نماید. بر اساس این تعریف و با در نظر گرفتن اصولِ حاکم بر شیوه‌های تولید زعفران در بوم‌نظام‌های کشاورزی ایران، با ارایة استانداردهای پیشنهادی می‌توان زمینة مناسبی برای هدفمند شدن تولید ارگانیک این گیاه ایجاد نمود که ضمن افزایش درآمد کشاورزان منجر به حفظ و افزایش سهم ایران از بازار جهانی این گیاه دارویی ارزشمند، خواهد شد. در این مقاله، برای هر یک از مراحل چرخة تولید زعفران با کمک‌گیری از نتایج تحقیقات علمیِ مربوط به زعفران و نیز استانداردهای بین‌المللی، منطقه‌ای و ملیِ مرتبط با تولیدات ارگانیک، یکسری اصول کلی، پیشنهادها (توصیه‌ها)، الزامات و تبصره‌ها ارایه شده است. توصیه‌های ارایه شده عمدتاً با هدف افزایش عملکرد کمیِ محصول ارایه شده است، در حالی‌که با رعایت الزاماتِ پیشنهادی می-توان به کیفیت بالاتری از زعفران دست یافت. افزون بر این، مجموعه دستورالعمل‌های پیشنهادی در این مقاله، کمک خواهد نمود تا در کنار حفظ و بهبود کمیت و کیفیت محصول در تمامی مراحل چرخة تولید زعفران، سایر اهداف و قواعد مرتبط با کشاورزی ارگانیک نیز تأمین گردد. در برنامة پیشنهادی کنونی به موضوعات مرتبط با زراعت (تولید و انتخاب بنه، انتخاب و آماده‌سازی زمین، کاشت، تغذیه، آبیاری، کنترل عوامل تنش‌زای زنده و ...)، به‌نژادی، برداشت و پس از برداشت (جابجایی و ذخیره‌سازیِ گل؛ جداسازی، خشک کردن، درجه‌بندی، بسته‌بندی، برچسب‌زنی و ذخیره‌سازیِ کلاله) و نیز مختصری به موضوع فرآوری و مسایل حقوقی مربوط به تولید زعفران ارگانیک توجه شده است.

کشاورزی و علوم پایه

تأثیر آرایش‌های کشت مخلوط با پنیرک بر عملکرد پیازهای دختری و گل و خصوصیات کیفی زعفران در سال سوم

دوره 8، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 479-495

https://doi.org/10.22048/jsat.2020.210799.1371

سرور خرم دل، فاطمه معلم بنهنگی، سید جلیل داورپناه

چکیده مزرعه زعفران، طی شروع دوره رکود تا گلدهی بدون رشد است و افزایش درجه حرارت خاک و کاهش کارایی استفاده از زمین از جمله مشکلات اصلی تک­کشتی این گیاه محسوب می­شوند. به منظور بررسی تأثیر انواع آرایش­های کشت مخلوط گیاه دارویی چندساله پنیرک (Malva sylvetris L.) با زعفران (Crocus sativus L.)بر رشد پیاز­ و عملکرد گل به منظور تخفیف اثر تغییر اقلیم و گرمایش جهانی، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، در سه سال زراعی 95-1394 و 96-1395 و 97-1396 به اجرا درآمد. تیمارها شامل فاصله ردیف 15، 30، 45 و 60 سانتی‌متر زعفران از پنیرک و کشت خالص پنیرک و زعفران بودند. نتایج سال سوم نشان داد که اثر آرایش­های کشت مخلوط با پنیرک بر شاخص­های عملکرد گل و پیاز زعفران معنی­دار بود. مقایسه بین تیمارهای خالص با مخلوط نشان داد که بیشترین تعداد گل، عملکرد کلاله خشک و عملکرد پیازهای دختری در کشت خالص به ترتیب برابر با 81 گل در متر مربع، 2115/0 گرم بر متر مربع و 51/26 گرم بر مترمربع مشاهده شد. در بین تیمارهای کشت مخلوط نیز بیشترین مقدار برای فاصله ردیف 30 سانتی­متر به ترتیب با 46 گل در متر مربع، 155/0 گرم بر متر مربع و 39/13 گرم بر متر مربع بدست آمد. محتوی کروسین، پیکروکروسین و سافرانال تحت تأثیر معنی­دار کشت مخلوط با پنیرک قرار نگرفت. اثر کشت مخلوط با زعفران بر وزن‌ گل تر، وزن خشک گل و تعداد شاخه جانبی پنیرک معنی­دار بود. بیشترین وزن خشک گل پنیرک برای فاصله ردیف 60 سانتی­متر با 89/28 گرم بر متر مربع مشاهده شد. دامنه نسبت برابری زمین 77/1-01/1 محاسبه شد که بالاترین میزان برای فاصله ردیف 15 سانتی‌متری پنیرک از زعفران بود.

کشاورزی و علوم پایه

اثر رژﻳﻢ‌ﻫﺎى ﻣﺨﺘﻠﻒ آﺑﻴﺎرى ﺑﺮ ﻛﺎراﻳﻰ ﻣﺼﺮف آب زعفران در خراسان رضوی (ﻣﻨﻄﻘﺔ باخرز)

دوره 8، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 497-510

https://doi.org/10.22048/jsat.2020.225629.1389

حسن مسافری ضیاالدینی، امین علیزاده، پرویز رضوانی مقدم

چکیده به منظور مطالعه عملکرد کمی گل و بنه زعفران در پاسخ به مدار­های مختلف و حجم­­های مختلف آب آبیاری و برآورد کارائی مصرف آب آزمایشی در سال ­های زراعی 1397-1395 در شهر باخرز، به صورت کرت­های نواری در قالب طرح بلوک‌­های کامل تصادفی اجرا شد. دور آبیاری به­عنوان عامل افقی (فاکتور A) در چهار مدار (15 a1= ، 30 =a2 ، 45 a3= و 90 a4= روز) و حجم آب آبیاری بعنوان عامل عمودی (فاکتور B) در چهار حجم (250=b1 ، 500=b2، 1000=b3 و  1250=b4 متر مکعب درهکتار) انتخاب شد. نتایج  نشان داد، که بیشترین عملکرد گل و بنه زعفران در تیمارa2b3  (حجم کل آب 6000 مترمکعب در هکتار) بدست آمد. بیشترین کاهش عملکرد بنه در تیمار a4b1 (حجم کل آب 750 مترمکعب در هکتار) با کاهش 1/72 درصدی نسبت به a1b2 (حجم کل آب 5500 مترمکعب در هکتار) و کمترین عملکرد وزن تر گل در تیمار a4b1 (حجم کل آب 750 مترمکعب در هکتار) با کاهش 5/76 درصدی نسبت به a1b2 (حجم کل آب 5500 مترمکعب در هکتار) و کمترین عملکرد وزن بنه در تیمار با حجم a4b1 (حجم کل آب 750 مترمکعب در هکتار) با کاهش 6/70  درصدی نسبت به حجم a2b3 (حجم کل آب 6000 مترمکعب در هکتار) به­دست آمد. همچنین نتایج بدست آمده از مقایسه کارایی مصرف آب زعفران تحت­تأثیر اثر متقابل حجم و مدار مختلف آبیاری نشان داد که بیشترین کاهش کارایی مصرف آب بر مبنای وزن بنه در تیمار a1b4 (حجم کل آب 13750 متر مکعب در هکتار) با کاهش 4/85 درصدی نسبت بهa3b1  (حجم کل آب 1000 مترمکعب در هکتار) و بیشترین کاهش کارایی مصرف آب بر مبنای وزن گل در تیمار a1b4 (حجم کل آب 13750متر مکعب در هکتار) با کاهش 4/82 درصدی نسبت به a2b1 (حجم کل آب 1500 مترمکعب در هکتار) بدست آمد. با توجه به نتایج بدست آمده استفاده از حجم آبیاری 250 تا 500 متر مکعب در هکتار در مدار 30 روز (1500 تا 3000 مترمکعب در هکتار) برای حداکثر بهره ­وری آب در زراعت زعفران توصیه می­شود.

کشاورزی و علوم پایه

مطالعه اثر مدیریت آبیاری و محلول پاشی محرک های رشد بر عملکرد کمی و برخی ویژگی های کیفی زعفران

دوره 8، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 511-525

https://doi.org/10.22048/jsat.2020.226314.1390

محمد رضا مالکی، محمد جواد ثقه الاسلامی، سید غلامرضا موسوی، حسن فیضی

چکیده به منظور بررسی اثر زمان آبیاری و محلول پاشی برخی محرک­های رشد بر زعفران، آزمایشی در دو سال زراعی 96- 1395  و 97-1396 در شهرستان زاوه  خراسان رضوی انجام و داده­های حاصل از سال دوم (97-1396) مورد تحلیل قرار گرفت. آزمایش به صورت  کرت­های خرد شده بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار بود. عامل اصلی مدیریت آبیاری در 4 سطح I1   (آبیاری اول طبق عرف منطقه یعنی 20 مهر ماه)، I2  (آبیاری اول ده روز دیرتر از عرف منطقه (30 مهر ماه))، I3 (آبیاری طبق عرف منطقه به همراه یک آبیاری اضافی ده روز پس از آخرین آبیاری (20 مهر ماه+ 10 اردیبهشت ماه)) و I4 (آبیاری اول ده روز دیرتر از عرف منطقه به همراه یک آبیاری اضافی ده روز پس از آخرین آبیاری (30 مهر ماه+ 10 اردیبهشت ماه))  بودند. همچنین  عامل فرعی شامل تیمارهای محلول پاشیG1   (شاهد بدون محلول پاشی)،G2  (محلول پاشی اسید سالسیلیک)، G3  (محلول پاشی کود کامل میکرو)، G4  (محلول پاشی نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم) و G5 (محلول پاشی نانوذرات دی اکسید سیلیسیم) بود. در این آزمایش صفات مختلف گل و بنه و ویژگی­های کیفی کلاله تعیین شد. نتایج مقایسه میانگین­های ویژگی­های بنه نشان داد تیمارهای محلول پاشی کود کامل میکرو و دی اکسید سیلیسیم بیشترین تعداد بنه دختری (56/5) را داشتند، به طوریکه کاربرد این دو ماده حدود 25 درصد افزایش نسبت به شاهد نشان دادند. همچنین آبیاریI4  با 06/7 کیلوگرم در هکتار کمترین، و آبیاری I1 با 463/10 کیلوگرم در هکتار بیشترین مقدار وزن خشک کلاله و خامه را به خود اختصاص دادند. محلول­پاشی کود کامل میکرو با 275/10 کیلوگرم در هکتار وزن خشک کلاله و خامه برترین تیمار بود. بالاترین مقدار کروسین در بین تیمارهای محلول­پاشی مربوط به کود کامل با 5/264 و دی اکسید تیتانیوم با 8/263 میلی گرم بر گرم بود. مقدار پیکروکروسین در تیمارهای کود کامل و اسید سالیسیلیک نسبت به شاهد دارای افزایش بود. همچنین تیمار محلول پاشی اسید سالیسیلیک با مقدار 930/0 میلی گرم بر گرم بیشترین میزان کلروفیل را  نشان داد. به طور کلی به منظور کسب حداکثر عملکرد، آبیاری بر اساس عرف منطقه در 20 مهر ماه و همچنین مصرف کود کامل توصیه می­شود.

کشاورزی و علوم پایه

اثر بقایای بنه و عصاره آن بر عملکرد برگ و گل زعفران (Crocus sativus L.)تحت تاثیر سنین مختلف بقایای مزرعه زعفران

دوره 8، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 325-328

https://doi.org/10.22048/jsat.2020.156368.1324

محمد فرهنگی، احمد احمدیان، ایمان یوسفی جوان

چکیده یکی از مشکلات موجود در کشت زعفران، عدم امکان کشت مجدد آن در یک مزرعه می‌باشد. مطالعه جهت شناسایی علل عدم امکان کشت مجدد زعفران ضروری به نظر می‌رسد. این تحقیق به منظور بررسی اثر سنین مختلف خاک مزرعه زعفران و همچنین کاربرد بنه و عصاره آن بر عملکرد و اجزای عملکرد گل و برگ زعفران، بصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی و با سه تکرار در سال‌های زراعی 96-1395و 97-1396 در محیط و شرایط طبیعی واقع در شهرستان تربت‌حیدریه انجام گردید. فاکتور اول سن مزرعه در سه سطح (شامل شاهد یا خاک مزرعه بدون کشت زعفران، خاک مزرعه دوسال پس از خروج بنه و خاک مزرعه تحت کشت زعفران در سال چهارم) و فاکتور دوم کاربرد بنه و عصاره بنه زعفران در سه سطح (شامل عدم مصرف بنه به عنوان شاهد، بنه خرد شده زعفران به میزان 14 تن در هکتار و مصرف عصاره آبی بنه با غلظت 50 درصد) بود. نتایج نشان داد صفات مورد بررسی تحت تأثیر تیمارها قرار گرفتند. نتایج نشان داد کشت مجدد زعفران در مزرعه باعث کاهش معنی‌دار (0.05 ≥p) عملکرد برگ و گل زعفران به ترتیب به‌میزان بیش از 17 و 27 درصد شده‌است. همچنین کاربرد عصاره آبی و بنه خرد شده زعفران باعث کاهش بیش از 10 درصدی اجزای گل و برگ زعفران گردید. بیشترین عملکرد کلاله و برگ در تیمار شاهد (به ترتیب 88/9 و 97/240 کیلوگرم در هکتار) و کمترین آنها در تیمار خاک مزرعه دو سال پس از خروج بنه و مصرف بنه خرد شده (به ترتیب 27/2 و 09/16 کیلوگرم در هکتار) بدست آمد. بنابراین بر اساس نتایج، بقایای بنه زعفران در مزرعه باعث کاهش معنی‌دار رشد و عملکرد برگ و اجزاء گل زعفران می‌گردد که پیشنهاد می‌شود به منظور کشت مجدد زعفران در یک مزرعه، بقایای زعفران کشت شده سال‌های قبل از خاک خارج شده تا اثرات خود آسیبی آن مانع رشد و عملکرد زعفران جدید نشود.

کشاورزی و علوم پایه

بررسی امکان کاربرد علف‌کش‌ها همراه با ادجونت‌ها در کنترل علف‌های هرز پهن‌برگ زعفران

دوره 8، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 339-359

https://doi.org/10.22048/jsat.2020.211626.1372

زهرا حسینی ایوری، ابراهیم ایزدی دربندی، محمد کافی، حسن مکاریان

چکیده به‌منظور بررسی امکان مصرف دزهای مختلف برخی علف‌کش‌ها در اختلاط با مواد افزودنی برای کنترل علف‌های هرز پهن‌برگ زعفران، آزمایشی مزرعه‌ای در ﻗﺎﻟﺐ ﻃﺮح آﻣﺎری بلوک‌ ﮐﺎﻣﻞ ﺗﺼﺎدﻓﯽ در ﺳﻪ ﺗﮑﺮار اﺟﺮا ﺷﺪ. ﻋﻮاﻣﻞ موردبررسی در اﯾﻦ آزﻣﺎﯾﺶ ﺷﺎﻣﻞ کاربرد علف‌کش‌های اگزادیازون، اکسی فلورفن، ریم سولفورون و دای کامبا + تریتوسولفورون به ترتیب در مقادیر توصیه‌شده 500، 700، 10 و 150 گرم ماده مؤثره در هکتار بدون ماده افزودنی و در مقادیر کاهش ‌یافته 375، 480، 5/7 و 112 گرم ماده مؤثره در هکتار به‌تنهایی و در اختلاط با مواد افزودنی سیتوگیت (2/0درصد حجمی) و هیومیکس (25/0 درصد حجمی ) به همراه دو تیمار شاهد بدون کنترل و وجین دستی بودند. علف‌های هرز هفت‌بند و شاهی وحشی با تراکم نسبی 26 و 5/20 درصد به ترتیب بیشترین تراکم را در میان علف‌های هرز به خود اختصاص دادند. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻧﺸﺎن داد وﺟﯿﻦ ﮐﺮدن به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای عملکرد گل و بنه زعفران را اﻓﺰاﯾﺶ داد. کاهش دز علف­کش­های اکسی فلورفن و اگزادیازون باعث کاهش خسارت این علف‌کش­ها به زعفران شد ولی افزودن سیتوگیت به این علف­کش­ها خسارت گیاه‌سوزی در زعفران را افزایش داد. افزودن هیومیکس به این علف­کش­ها تأثیری در افزایش یا کاهش گیاه‌سوزی نداشت. کاهش دز علف‌کش­های دای کامبا + تریتوسولفورون و ریم سولفورون اگرچه باعث کاهش گیاه‌سوزی و افزایش عملکرد زعفران شد ولی این علف‌کش‌ها حتی در دز کاهش‌یافته نیز پتانسیل خسارت به مزارع زعفران را دارند. افزودن ماده افزودنی سیتوگیت به این علف­کش­ها می‌تواند کارایی‌ها این علف‌کش‌ها در کنترل علف‌های ﻫﺮز را افزایش دهد ولی با توجه به پتانسیل خسارت این علف‌کش‌ها به زعفران کاربرد این علف­کش­ها در مزارع زعفران حتی در دزهای کاهش‌یافته نیز توصیه نمی‌شود، تیمارهای کاربرد علف‌کش‏ اکسی فلورفن در مقادیر 480 گرم ماده مؤثره در هکتار به‌تنهایی و در اختلاط با هیومیکس، بهترین تیمارها جهت استفاده در زعفران بود درحالی‌که امکان مصرف علف‌کش اگزادیازون در مقدار 375 گرم ماده مؤثره در هکتار برای کنترل علف‌های هرز پهن‌برگ زعفران نیز وجود دارد.

کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی غلظت و روند انتقال برخی از فلزات کمیاب در گیاه و مزرعه زعفران با استفاده از آنالیز فعال‌سازی نوترون

دوره 8، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 377-397

https://doi.org/10.22048/jsat.2020.210456.1368

احسان تقی زاده طوسی

چکیده در این پژوهش غلظت وانادیوم، کروم، منگنز، کبالت، روی و آرسنیک در خاک و گیاه زعفران در دو شهرستان تربت حیدریه و زاوه به عنوان دو قطب تولید زعفران در جهان، با استفاده از روش فعال‌سازی نوترونی مورد ارزیابی قرار گرفت. غلظت کروم و کبالت در خاک از سطح مجاز سازمان بهداشت جهانی بسیار بالاتر و میزان غلظت عناصر وانادیوم، منگنز، روی و آرسنیک از سطح مجاز این سازمان کمتر، اندازه‌گیری شد. هیچ کمبود عناصر ضروری برای رشد گیاه زعفران در خاک مشاهده نشد. برای ارزیابی نتایج آنالیز فعال‌سازی نوترونی از دو آزمون آماری استفاده شد. نتایج آزمون تی جفت شده نشان داد که غلظت عناصر وانادیوم، منگنز، کروم و کبالت در عمق‌های مختلف خاک هم‌ارز بوده که بر توزیع یکنواخت این عناصر در خاک اشاره دارد. فقط غلظت فلز روی در بنه و خاک اطراف آن از نظر آماری هم‌ارز بود، که می‌تواند یکی از نشانه‌های روند حرکتی مناسب روی از خاک به گیاه زعفران باشد. هم‌چنین این آزمون نشان داد که توزیع عناصر جذب شده در قسمت‌های هوایی گیاه زعفران یکنواخت بود. محاسبه ضریب همبستگی نیز نشان داد که افزایش غلظت روی در خاک باعث کاهش جذب کبالت و منگنز توسط گیاه زعفران می‌شود. براساس شاخص‌های آلودگی و زمین‌انباشت خاک تمامی مزارع زعفران شهرستان‌های تربت حیدریه و زاوه، بسیار زیاد به کروم آلوده­اند. در مناطق مجاور هم در دو شهرستان (جنوب تربت­حیدریه و غرب زاوه) سطح آلودگی خاک مزارع زعفران به آرسنیک، متوسط و در منطقه مرکزی زاوه بسیار زیاد ارزیابی شد. هم‌چنین براساس شاخص آلودگی، به‌جز زعفران شرق زاوه و جنوب تربت­حیدریه که به کروم آلوده بودند، محصول زعفران در تمام مزارع غیرآلوده تخمین زده شد. دو شاخص بار و درجه آلودگی، خاک مزارع زعفران را در مجموع به شدت آلوده ارزیابی کردند. هم‌چنین براساس این دو آزمون به‌جز در منطقه شهری شهرستان تربت­حیدریه که محصول زعفران در سطح متوسط آلودگی ارزیابی شد، محصول زعفران در شهرستان‌های تربت حیدریه و زاوه به صورت کلی غیرآلوده تخمین زده شد.

کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی تأثیر مدیریت آبیاری با کاربرد کود آلی و پلیمرهای ابر جاذب ریز ترکیب بر عملکرد اقتصادی و تولید مواد مؤثره در گیاه دارویی زعفران (.Crocus sativus L)

دوره 8، شماره 1، بهار 1399، صفحه 3-18

https://doi.org/10.22048/jsat.2019.135749.1304

امین رمضانی، حسین آرویی، مجید عزیزی، احمد احمدیان

چکیده به منظور یافتن و توصیه روشی جهت بهبود رشد رویشی و زایشی، همچنین عملکرد اقتصادی زعفران با استفاده از مواد آلی اصلاح کننده خاک، آزمایشی بصورت کرت‌های خرد شده شامل: سه دور آبیاری 30، 50 و 70 روزه بعنوان کرت‌های اصلی و سه عامل ورمی کمپوست، تراکوتم و بلور آب آ بصورت ساده و ترکیبی همچنین شاهد به‌عنوان کرت‌های فرعی به مدت سه سال زراعی (96- 1393) در مزرعه تحقیقاتی پژوهشکده زعفران، دانشگاه تربت حیدریه اجرا شد. نتایج نشان داد که اثر تیمارها روی کلیه صفات کمی و کیفی مورد مطالعه معنی‌دار بود (p ≤ 0.01). به‌طوری‌که بیشترین تعداد متوسط برگ (43/9 برگ در کلنی) و بنه دختری (346/7 بنه دختری در متر مربع)  در تیمار دور آبیاری 50 روزه به‌ترتیب با کاربرد ترکیب ورمی‌کمپوست با تراکوتم و بلور آب آ حاصل شد. همچنین بالاترین عملکرد متوسط رشد زایشی شامل تعدادگل (474/2 گل در مترمربع) در تیمار دور آبیاری 50 روزه با کاربرد تلفیقی سه گانه بلور آب آ، ورمی‌کمپوست و تراکوتم، عملکرد گل تر (2509/2 کیلو گرم در هکتار) و عملکرد اقتصادی کلاله خشک (24/8 کیلو‌گرم در هکتار) در تیمار دور آبیاری 30 روزه با کاربرد تلفیقی بلور آب آ و ورمی کمپوست در سال سوم به‌‌دست آمد. بیشترین عملکرد مواد مؤثره شامل کروسین (13/7 درصد) در تیمار دور آبیاری 30 روزه و پیکروکروسین (6/7 درصد) در تیمار دور آبیاری 70 روزه با کاربرد تلفیقی ورمی کپوست و بلور آب آ و سافرانال (2/9 درصد) در تیمار دور آبیاری 30روزه با کاربرد ترکیبی سه گانه ورمی‌کمپوست، بلور آب آ و تراکوتم در سال سوم حاصل شد. بالاترین کارایی آب مصرفی به مقدار 0/0096 کیلوگرم (کلاله خشک) در مترمکعب در تیمار دور آبیاری 70 روزه با کاربرد ترکیبی بلور آب آ با ورمی‌کمپوست در سال سوم مشاهده شد. کمترین عملکرد در تمام صفات مورد بررسی مربوط به تیمار شاهد بود. نتیجه این‌که می‌توان ترکیبات آلی اصلاح کننده خاک را به صورت تلفیقی و با اعمال دور آبیاری 50 روزه به‌منظور افزایش بهره وری از منابع آبی موجود و بهبود عملکرد کمی وکیفی گیاه زعفران در مناطق خشک و نیمه خشک مورد استفاده قرار داد.

کشاورزی و علوم پایه

بررسی اثر کشت مخلوط افزایشی زعفران و زیره سبز در تاریخ‏های مختلف کاشت بر عملکرد کمی و کیفی دو گونه

دوره 8، شماره 1، بهار 1399، صفحه 19-36

https://doi.org/10.22048/jsat.2019.156395.1325

روح اله مرادی، نسیبه پورقاسمیان

چکیده این تحقیق به‏منظور بررسی تأثیر نسبت‎های کشت مخلوط افزایشی زیره سبز (Cuminum cyminum L.) و زعفران (Crocus sativus L.) در تاریخ‏های کاشت بر عملکرد دو گیاه، به‏صورت اسپلیت-پلات در قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی با 3 تکرار در یک مزرعه که سال دوم کشت آن بود در دانشکده کشاورزی بردسیر در سال 96-1395 اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل تاریخ کاشت زیره سبز در چهار سطح  (20 آبان، 20 آذر، 15 اسفند و 15 فروردین) به‏عنوان فاکتور کرت اصلی و نسبت‏های کشت مخلوط افزایشی زعفران با زیره‏سبز در 6 سطح (کشت خالص زعفران (50 بوته در متر مربع)، کشت خالص زیره سبز (120 بوته در متر مربع)، کشت مخلوط 100 درصد زعفران + 25، 50، 75 و 100 درصد تراکم مطلوب زیره سبز) به‏عنوان فاکتور فرعی بود. صفات مورد مطالعه شامل تعداد چتر در بوته، درصد اسانس، عملکرد بذر، بیولوژیک و اسانس زیره سبز و همچنین تعداد گل، عملکرد گل، عملکرد کلاله، تعداد بنه دختری، وزن بنه دختری و تعداد بنه ناسالم زعفران بود. نتایج نشان داد در کلیه نسبت‏های کاشت، عملکرد و اجزای عملکرد زیره سبز با تأخیر در کاشت کاهش قابل توجهی یافت. میزان کاهش عملکرد زیره سبز در تاریخ کاشت اسفند و فروردین نسبت به تاریخ کاشت آبان به ترتیب حدود 39 و 64 درصد بود. درصد اسانس زیره سبز در تاریخ کاشت‏های آبان (79/2 درصد)، آذر (78/2 درصد) و فروردین (83/2 درصد) بیشتر از اسفند (42/2 درصد) بود. تعداد بنه دختری زعفران تحت تأثیر تیمارهای مورد بررسی قرار نگرفت ولی درصد بنه ناسالم در کشت اسفند و فروردین بیشتر از پاییزه بود. با تأخیر در کاشت و افزایش تراکم زیره سبز در کشت مخلوط، وزن بنه کاهش معنی‏داری نشان داد. میزان عملکرد گل و کلاله زعفران تحت تأثیر کشت پاییزه زیره سبز بطور چشم گیری بیشتر از کشت بهاره آن بود. کشت مخلوط تأثیر منفی بر تولید زعفران داشت و بیشترین عملکرد کلاله زعفران (97/2 کیلوگرم در هکتار) در کشت خالص این گیاه حاصل شد. بطورکلی، بالاترین (51/1) مقادیر LER در کشت مخلوط پاییزه زعفران و زیره سبز مشاهده شد.

کشاورزی و علوم پایه

بررسی امکان جایگزینی کود دامی با سایر بهبود دهنده‌های رشد آلی در زراعت زعفران (Crocus sativus L) در وزن‌های مختلف بنه مادری

دوره 8، شماره 1، بهار 1399، صفحه 37-57

https://doi.org/10.22048/jsat.2019.165266.1331

مهدی ابراهیمی، محسن پویان، محمد مهدی نژاد

چکیده این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر بهبود دهنده‌های رشد آلی (امولسیون آلی-معدنی با نام تجاری امیک، اسید­هیومیک با نام تجاری هیوماکس، کود دامی و شاهد بدون تغذیه) و وزن بنه مادری (0 تا 4 گرم، 1/4 تا 8 گرم و 1/8 تا 12 گرم) بر عملکرد گل و بنه زعفران، به‌صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی، با سه تکرار طی سال‌های زراعی 97- 1396 و 98- 1397 در مجتمع تحقیقات گیاهان دارویی جهاد دانشگاهی خراسان جنوبی اجرا گردید. بر اساس نتایج استفاده از بهبوددهنده‌های رشد آلی در مقایسه با شاهد بر اکثر صفات مورد بررسی در سال اول کشت تأثیر معنی‌داری نداشت. اما در سال دوم و طی دوره 21 روزه گلدهی زعفران، تیمار کود دامی وزن خشک کلاله را نسبت به تیمار شاهد، هیوماکس و اُمیک به ترتیب 3/77، 7/71 و 9/58 درصد افزایش داد. با برازش خط رگرسیونی بین عملکرد تجمعی کلاله و روزهای پس از گلدهی مشخص شد که عملکرد زعفران در تیمارهای کود دامی، اُمیک، هیوماکس و شاهد به ترتیب 01/19، 43/11، 92/10 و 65/10 میلی‌گرم در روز افزایش می‌یابد. بعلاوه بالاترین وزن خشک گل در سال دوم با 2858 میلی‌گرم در مترمربع به تیمار کود دامی تعلق داشت. اما بالاترین میزان صفات مورد مطالعه در هر دو سال به تیمار بنه بزرگ و پایین‌ترین آن به تیمار بنه کوچک تعلق داشت. در سال اول وزن کلاله در تیمار بنه بزرگ با 22/82 میلی‌گرم در مترمربع نسبت به تیمار بنه کوچک حدود 190 برابر بیشتر بود؛ هرچند این اختلاف در سال دوم به کمتر از 3 برابر کاهش یافت. بعلاوه بالاترین تعداد (36/466 عدد در مترمربع) و وزن (55/936 گرم در مترمربع) بنه دختری نیز در تیمار بنه‌های مادری بزرگ به دست آمد. اما در سال دوم آزمایش با کاهش اختلاف بین سطوح وزن بنه مادری، تأثیر دو سطح بنه بزرگ و متوسط بر وزن کلاله، وزن گل و تعداد گل به لحاظ آماری معنی‌دار نبود. نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از کود دامی در زراعت زعفران به دلیل ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن ازجمله بهبود شرایط فیزیکی خاک توسط سایر بهبوددهنده‌های رشد آلی قابل جبران نیست. بعلاوه اجتناب از کاشت بنه‌های مادری با وزن کمتر از 4 گرم به دلیل تأثیر نامطلوبی که بر عملکرد اقتصادی زعفران دارد، باید مورد توجه کشاورزان قرار گیرد.

کشاورزی و علوم پایه

بررسی اثر تاریخ کاشت و وزن بنه بر ویژگی‌های گل، کلاله و بنه‌های دختری‌ زعفران (Crocus sativus L) در شرایط اقلیمی جنوب کرمان

دوره 8، شماره 1، بهار 1399، صفحه 59-73

https://doi.org/10.22048/jsat.2019.168153.1334

سید محمد علوی سینی، احمد احمدپور جلگه، محمد بهروزه، مجید سلطانی

چکیده به منظور بررسی اثر تاریخ کاشت و وزن بنه بر ویژگی­های گل، کلاله و بنه­های دختری زعفران آزمایشی بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه اسفندقه مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی جنوب استان کرمان در سال زراعی 97-96 انجام شد. تیمارهای آزمایش از فاکتوریل سه تاریخ کاشت (خرداد، مرداد و شهریور) و چهار وزن بنه (8-6، 10-8، 12-10 و بیشتر از 12 گرم) بدست آمد. صفات مرتبط با گل، کلاله و بنه در طول فصل رشد اندازه­گیری شد. نتایج نشان داد اثر تاریخ کاشت بر تمامی صفات بجزء صفت وزن خشک تک کلاله معنی­دار می­باشد. همچنین اثر وزن بنه و اثر برهمکنش تاریخ کاشت در وزن بنه بر تمامی صفات معنی­دار بود. به­طوری­که بیشترین تعداد گل و عملکرد کلاله در تاریخ کاشت خرداد ماه و وزن بنه بیشتر از 12 گرم بدست آمد. بنابراین برای دستیابی به عملکرد بالا در سال اول، تاریخ کاشت خرداد و استفاده از بنه­های بالای 12 گرم توصیه می­گردد. بررسی ویژگی­های بنه­های دختری در سال اول آزمایش نشان داد که تمامی صفات مورد مطالعه تحت تأثیر تاریخ کشت قرار گرفته ولی اثر وزن بنه بر صفات تعداد بنه دختری بالای 6 گرم، متوسط وزن بنه­های دختری بیشتر و کمتر از 6 گرم معنی­دار نیست. با توجه به نتایج صفات مرتبط با بنه­های دختری می­توان پیش­بینی کرد که در سال بعد اختلافی از لحاظ عملکرد و اجزای آن میان سطوح مختلف بنه مادری وجود ندارد. نتایج در سال دوم نشان داد عملکرد و اجزای عملکرد تنها تحت تأثیر تاریخ کاشت قرار گرفته و وزن بنه اثر یکسانی بر آن­ها دارد. تاریخ کاشت 15 خرداد در سال دوم بعنوان برترین تاریخ کاشت بود. با توجه به نتایج بدست آمده و قیمت پایین بنه زعفران در خرداد ماه، در مناطق کوهپایه­ای جنوب کرمان، کشت زعفران بایستی در 15 خرداد انجام شود. از آنجاییکه در سال اول آزمایش عملکرد چندانی حتی از بنه­های مادری درشت­تر بدست نمی­آید و با توجه به اینکه بنه­های مادری با وزن­های مختلف در سال دوم نقش یکسانی در تعیین عملکرد کلاله دارند جهت کاهش هزینه­های تولید، بنه­های 8-6 گرم برای کشت توصیه می­گردد.

کشاورزی و علوم پایه

تأثیر سطوح مختلف کود محرک زیستی نوافل و وزن بنه مادری بر رشد رویشی، گلدهی و محتوای کلروفیل زعفران

دوره 7، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 441-455

https://doi.org/10.22048/jsat.2019.133954.1303

سکینه خندان ده ارباب، محمد حسین امینی فرد، حمید رضا فلاحی، حامد کاوه

چکیده به­منظور بررسی اثر وزن بنه مادری و مصرف کود محرک زیستی نوافل بر رشد برگ­ها، محتوای کلروفیل و عملکرد گل و کلاله زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح آماری بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1396- 1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند انجام شد. عوامل آزمایشی شامل کود زیستی نوافل (به­صورت مایع با نام تجاری Novafol و حاوی 28 درصد اسید آمینه، با مقادیر صفر، 2 و 4 لیتر در هکتار به­صورت غوطه­وری بنه و مصرف در آب آبیاری) و وزن بنه مادری (4-1/0، 8-1/4 و12-1/8 گرم به­ترتیب به­عنوان بنه­های ریز، متوسط و درشت) بودند. مصرف کود زیستی نوافل بر صفات تعداد گل، عملکرد گل، عملکرد­ کلاله و محتوای کلروفیل a تأثیر معنی­داری داشت. بیشترین تعداد گل (5/16 عدد در متر­مربع)، عملکرد گل­تر (63/5 گرم در متر­مربع)، عملکرد کلاله خشک (108 میلی­گرم در متر­مربع) و غلظت کلروفیل a (09/1 میلی­گرم در گرم وزن­تر برگ) از تیمار کاربرد 4 لیتر در هکتار و کمترین مقادیر مربوط به صفات تعداد گل (22/14 در متر­مربع)، عملکرد گل (55/4 گرم در متر­مربع)، عملکرد کلاله خشک (85 میلی­گرم در متر­مربع) و کلروفیل a (97/0 میلی­گرم در گرم وزن تر) در شاهد (عدم مصرف کود زیستی نوافل) به دست آمد، اما از حیث صفات مذکور تفاوت آماری معنی­­­­­­داری بین سطوح 2 و 4 لیتر در هکتار کود زیستی نوافل یافت نشد. وزن بنه­های مادری نیز تمامی صفات مورد مطالعه را بطور معنی­داری تحت تأثیر قرار داد. بیشترین مقدار طول کلاله (1/25 میلی­متر)، عملکرد گل (4/10 گرم در مترمربع)، طول برگ (42/31) و متوسط وزن تر و خشک برگ (به ترتیب 29/0 و 083/0 گرم در بوته) از بنه­های درشت (12-1/8 گرم) و کمترین مقدار آن­ها از بنه­های ریز (کمتر از 4 گرم) به­دست آمد. برهم­کنش وزن بنه مادری و مصرف کود محرک زیستی نوافل نیز بر محتوای کلروفیل b و کلروفیل کل و نیز تعداد برگ در بوته معنی­دار شد. بیشترین غلظت کلروفیل b و کلروفیل کل (به ترتیب 77/1 و 95/2 میلی­گرم در گرم وزن تر برگ) و تعداد برگ (58/7 عدد در بوته) از تیمار مصرف 4 لیتر در هکتار کود محرک زیستی نوافل  و بنه­های درشت بدست آمد. در مجموع، استفاده از کود محرک زیستی نوافل به میزان 4 لیتر در هکتار رشد رویشی و زایشی گیاه را بهبود بخشید. کاشت بنه­های مادری درشت نیز نقش مؤثری در افزایش رشد و عملکرد زعفران داشت.

کشاورزی و علوم پایه

برنامه پیشنهادی برای استاندارد سازی تولید بنه‌های زعفران: موانع و ارائه راهکارها

دوره 7، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 457-479

https://doi.org/10.22048/jsat.2018.119700.1287

سید محمد سیدی، پرویز رضوانی مقدم

چکیده زعفران (Crocus sativus L.) گیاهی ژئوفیت-تریپلوئید بوده و بر پایه رشد بنه‌ها یا اندام‌های زیرزمینی خود، تکثیر می‌یابد. با وجود اهمیت اندازه و کیفیت بنه‌های مادری در تولید زعفران، تاکنون برنامه‌ای جامع پیرامون استانداردسازی بنه‌های آن تدوین نشده است. در این ارتباط، عدم وجود مزارع استاندارد جهت تولید بنه‌های با کیفیت، نبود معیار مشخصی جهت درجه‌بندی بنه‌ها بر اساس اندازه یا ویژگی­های کیفی، نظارت ضعیف از سوی نهادهای ذیربط بر روند تولید و عرضه بنه‌های مادری مرغوب و همچنین نابسامانی در بازار عرضه و تقاضای بنه‌های زعفران، از مهم‌ترین موانع در محقق نشدن چنین برنامه‌ای به شمار می‌روند. همچنین اختلاط بنه‌های سالم و آلوده و نیز انبارداری بنه‌های زعفران بدون توجه به شرایط بهینه دمایی یا بهداشت محیطی از دیگر چالش‌های چرخه تولید و فراوری این محصول می­باشد. در این مقاله، ابتدا برخی موانع پیش روی برنامه استانداردسازی بنه‌های زعفران بررسی شده است و در ادامه، راهکارهای مؤثر جهت تولید بنه­های استاندارد نظیر احداث مزارع تحت مدیریت، کنترل کیفیت ودرجه‌بندی بنه‌های برداشت شده و نیز انبارسازی اصولی بنه‌های زعفران ارائه شده است. همچنین تدوین برنامه ذکر شده بر پایه مواردی نظیر برگزاری دوره‌های آموزشی، نظارت فراگیر بر فعالیت بازار عرضه و تقاضای بنه‌های زعفران، حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان و ارائه برنامه‌های تشویقی و بسته‌های حمایتی به تولیدکنندگان به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.