<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>زراعت و فناوری زعفران</title>
    <link>https://saffron.torbath.ac.ir/</link>
    <description>زراعت و فناوری زعفران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اثر نوسانات دما، بارندگی و عوامل مدیریتی بر شاخص&amp;lrm;های گلدهی زعفران در استان خراسان رضوی</title>
      <link>https://saffron.torbath.ac.ir/article_243546.html</link>
      <description>این مطالعه به&amp;amp;lrm;منظور بررسی عملکرد گل و کلاله و برخی ویژگی&amp;amp;lrm;های کمی زعفران تحت تأثیر عوامل مهم اقلیمی و مدیریت زراعی در 10 شهرستان در استان خراسان رضوی (شامل بجستان، باخرز، بردسکن، گناباد، قوچان، مشهد، مه&amp;amp;lrm;ولات، تایباد، تربت&amp;amp;lrm;حیدریه و زاوه) به&amp;amp;lrm;صورت پرسشنامه&amp;amp;shy;ای طی دو سال 1401 و 1402 انجام شد. صفات مورد مطالعه شامل زمان تا شروع گلدهی، طول دوره گلدهی، عملکرد گل، عملکرد کلاله و شاخص برداشت کلاله بودند. تجزیه خوشه&amp;amp;shy;ای برای گروه&amp;amp;shy;بندی تیمارها انجام شد. نتایج نشان داد که اثر ساده سن مزرعه، تعداد آبیاری، آبیاری تابستانه، اقلیم و سال و اثر متقابل اقلیم&amp;amp;times;سال بر بیشتر شاخص&amp;amp;shy;های گلدهی معنی&amp;amp;shy;دار (05/0&amp;amp;ge;p) بود. دامنه طول دوره گلدهی طی سال&amp;amp;shy;های 1401 و 1402 به ترتیب 5/17-2/12 و 1/12-2/8 روز ثبت شد. بیشترین طول دوره گلدهی در سال&amp;amp;shy;های 1401 و 1402 به ترتیب مربوط به زاوه و باخرز بود و کمترین میزان نیز در هر دو سال برای بجستان مشاهده شد. بیشترین و کمترین دامنه کاهش طول دوره گلدهی در سال دوم نسبت به سال اول به ترتیب برای تایباد و زاوه ثبت گردید. دامنه عملکرد گل طی سال&amp;amp;shy;های 1401 و 1402 به ترتیب برابر با 95/799-5/278 و 8/360-1/152 کیلوگرم در هکتار بود؛ به طوری&amp;amp;shy;که در هر دو سال بیشترین و کمترین عملکرد به ترتیب به تایباد و بردسکن اختصاص داشت. دامنه کاهش عملکرد گل در سال دوم نسبت به سال اول برابر با 67-34 درصد محاسبه شد که بیشترین و کمترین میزان به ترتیب برای زاوه و بجستان ثبت شد. نتایج همبستگی بین پارامترهای اقلیمی و عملکرد نشان داد که قوی‌ترین همبستگی معنی‌دار بین عملکرد با میانگین دمای ماه مرداد و مجموع بارندگی اسفند ماه مشاهده شد. به طوری&amp;amp;shy;که با افزایش میانگین دما در ماه مرداد، عملکرد کاهش و با افزایش میزان بارندگی در ماه اسفند عملکرد بهبود خواهد یافت. از آنجا که دوره انتقال مجدد مواد فتوسنتزی به بنه&amp;amp;shy;های دختری در زمستان رخ می&amp;amp;shy;دهد، وقوع بارندگی در طی مرحله رویشی در فصل زمستان (مانند اسفند) مهم است. کلیه شاخص&amp;amp;shy;های گلدهی در شهرستان&amp;amp;shy;های دارای اقلیم سردتر نسبت به گرم&amp;amp;shy;تر بالاتر بود. از طرف دیگر، افت عملکرد گل و کلاله در سال دوم در شهرستان&amp;amp;shy;های گرم&amp;amp;shy;تر نسبت به سردتر به دلیل خسارت کمتر سرما پایین&amp;amp;lrm;تر (تفاوت 33 درصدی عملکرد گل بین گرم&amp;amp;lrm;ترین و سردترین شهرستان) بود. به طور کلی، بر اساس نتایج این مطالعه پیشنهاد می&amp;amp;shy;شود از راهبردهای فشرده&amp;amp;shy;سازی اکولوژیک نظیر سایه&amp;amp;shy;اندازی سطح خاک در طی ماه&amp;amp;lrm;های گرم تابستان، کاشت بنه&amp;amp;shy;های درشت و با تراکم بالا و کاهش سن مزرعه به منظور تخفیف اثر تغییر اقلیم در مدیریت پایدار زعفران بهره&amp;amp;shy;گیری نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تلقیح بنه با ریزجانداران مفید و ورمی&amp;shy;کمپوست بر عملکرد کمی و کیفی زعفران (Corcus sativus L.) در ارومیه</title>
      <link>https://saffron.torbath.ac.ir/article_244148.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی خصوصیات&amp;amp;shy; کمی و کیفی زعفران (Corcus sativus L.) تحت تأثیر تلقیح بنه با ریزجانداران حل&amp;amp;shy;کننده فسفر در قالب طرح بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی در سه تکرار طی دو سال زراعی 1399-1398 و 1400-1399 در مزرعه پژوهشی دانشگاه ارومیه انجام شد. عوامل مورد بررسی شامل شاهد بدون مصرف کود شیمیائی فسفر و بدون تلقیح بنه، مصرف 100 درصد کود شیمیائی فسفر توصیه شده براساس نتایج آزمون خاک و بدون تلقیح، تلقیح بنه با باکتری سودوموناس (Pseudomonas fluorescens)، تلقیح بنه با قارچ مایکوریزا (Glomus etunicatum)، ورمی&amp;amp;shy;کمپوست (10 تن در هکتار در زمان کاشت)، تلقیح بنه با سودوموناس و قارچ مایکوریزا، تلقیح بنه با سودوموناس + ورمی&amp;amp;shy;کمپوست، تلقیح بنه با قارچ مایکوریزا + ورمی&amp;amp;shy;کمپوست، تلقیح بنه با سودوموناس و قارچ مایکوریزا + ورمی&amp;amp;shy;کمپوست بودند. براساس نتایج حاصل از این پژوهش، تیمار تلفیقی ورمی&amp;amp;shy;کمپوست با سودوموناس و تیمار قارچ مایکوریزا بر عملکرد کمی و کیفی زعفران اثر مثبت و معنی&amp;amp;shy;داری داشت. در بیشتر صفات مورد مطالعه بیشترین مقادیر در تیمارهای تلفیقی کود زیستی به&amp;amp;shy;دست آمد، هر چند این اختلاف در برخی صفات با کود شیمیائی فسفر معنی&amp;amp;shy;دار نبود. بیش&amp;amp;shy;ترین وزن تر و خشک بنه&amp;amp;shy;ها در تیمار تلفیقی ورمی&amp;amp;shy;کمپوست با سودوموناس (3/6 و 8/1 کیلوگرم در مترمربع) و تیمار مایکوریزا (89/5 و 71/1 کیلوگرم در مترمربع)، بیش&amp;amp;shy;ترین عملکرد وزن تر و خشک کلاله در تیمار تلفیقی ورمی&amp;amp;shy;کمپوست با سودوموناس (018/0 و 007/0 گرم در مترمربع) و هم&amp;amp;shy;چنین تیمار مایکوریزا (017/0 و 005/0 گرم در مترمربع) مشاهده شد. نتایج نشان داد عملکرد تر و خشک خامه زعفران در تیمارهای کود زیستی و هم&amp;amp;shy;چنین تلفیق کود زیستی با ورمی&amp;amp;shy;کمپوست بود که اختلاف معنی&amp;amp;shy;داری با کود شیمیائی فسفر و شاهد داشت. بیش&amp;amp;shy;ترین میزان کروسین در تیمار تلفیقی ورمی&amp;amp;shy;کمپوست با مایکوریزا (5/24 %)، تیمار مایکوریزا (8/23 %) و تیمار تلفیقی ورمی&amp;amp;shy;کمپوست با سودوموناس و مایکوریزا (7/23 %) به&amp;amp;shy;دست آمد که به ترتیب نسبت به شاهد 61/10، 98/7 و 59/7 درصد افزایش نشان داد. بیش&amp;amp;shy;ترین میزان سافرانال در تیمار ورمی&amp;amp;shy;کمپوست (41 %) مشاهده شد، هر چند که با تیمار تلفیقی ورمی&amp;amp;shy;کمپوست با مایکوریزا (37 %) و کود شیمیائی فسفر (39 %) اختلاف معنی&amp;amp;shy;داری نداشت. ضمن این که کاربرد کودهای زیستی و تلفیق آن&amp;amp;shy;ها سبب افزایش میزان پیکروکروسین کلاله زعفران شد، به طوری که اختلاف معنی&amp;amp;shy;داری با تیمار کود شیمیائی فسفر نداشت. به&amp;amp;shy;طور کلی با توجه به نتایج به&amp;amp;shy;دست آمده می&amp;amp;shy;توان گفت تغذیه زعفران با ورمی&amp;amp;shy;کمپوست و تلقیح با ریزجانداران تأثیر قابل&amp;amp;shy;توجهی بر رشد و عملکرد زعفران داشتند. استفاده از این کودها به عنوان یک رویکرد قابل قبول برای کاهش مصرف بیش از حد کودهای شیمیایی در عین حفظ عملکرد منطقی به نظر می&amp;amp;shy;رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر زمان پرایمینگ بنه با سطوح مختلف جیبرلیک اسید بر صفات کمی و کیفی زعفران زراعی (Crocus sativus L.) در سال اول</title>
      <link>https://saffron.torbath.ac.ir/article_242447.html</link>
      <description>یکی از روش&amp;amp;shy;های بهبود تولید و کنترل گلدهی در گیاهان، کاربرد تنظیم&amp;amp;shy;کننده&amp;amp;shy;های رشد مانند جیبرلیک اسید است. به منظور بررسی اثر زمان پرایمینگ بنه&amp;amp;shy;های زعفران با جیبرلیک اسید (GA3)، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی در سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در سال 1403 به اجرا درآمد. دو زمان کاشت (اواخرخرداد، اواخر شهریور) و چهار سطح جیبرلیک اسید (0، ۱۰۰، ۲۰۰ و ۴۰۰ میلی گرم در کیلوگرم) به صورت پرایمینگ بنه به عنوان تیمار مدنظر قرار گرفتند. صفات مورد ارزیابی تعداد جوانه، زمان تا آغاز جوانه&amp;amp;shy;زنی، تعداد گل، زمان تا آغاز گلدهی، ضریب تبدیل جوانه به گل، وزن خشک کلاله و صفات کیفی کلاله زعفران اندازه&amp;amp;shy;گبری شدند. نتایج نشان داد که پرایمینگ بنه های زعفران با ۱۰۰ میلی گرم در کیلوگرمجیبرلیک اسید در اواخر خرداد به‌طور معنی&amp;amp;shy;دار ( ) تعداد گل، ضریب تبدیل جوانه به گل، وزن‌تر کلاله، وزن خشک کلاله، کروسین و سافرانال را افزایش داد اما پرایمینگ بنه در اواخر شهریور با ۲۰۰ میلی گرم در کیلوگرمجیبرلیک اسید منجر به افزایش معنی&amp;amp;shy;دار ( ) تعداد جوانه، تعداد گل، طول کلاله، وزن‌تر کلاله و وزن خشک کلاله و کاهش معنی&amp;amp;shy;دار ( ) زمان تا آغاز گلدهی و زمان تا آغاز جوانه&amp;amp;shy;زنی شد، گرچه در برخی صفات با سطح ۴۰0 میلی گرم در کیلوگرمدر یک گروه آماری قرار گرفتند. به‌طورکلی نتایج این آزمایش نشان داد که اولاً پرایمینگ بنه در اواخر خردادماه با سطوح کم جیبرلیک اسید بهتر است اما پرایمینگ بنه در اواخر شهریورماه با سطوح بالاتر مفید است ثانیاً پرایمینگ بنه در اواخر خردادماه و سطح ۱۰۰ میلی گرم در کیلوگرمهورمون می&amp;amp;shy;تواند علاوه برافزایش صفات عملکرد میزان کروسین و سافرانال را افزایش دهد درحالی‌که پرایمینگ بنه در اواخر شهریورماه علاوه بر افزایش صفات عملکرد می‌تواند زمان تا آغاز گلدهی و جوانه&amp;amp;shy;زنی را در سال اول کاهش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعیین الگوی کشت بهینه با رویکرد توسعه زعفران و به‌کارگیری روش‌های نوین آبیاری در شرایط کم‌آبی</title>
      <link>https://saffron.torbath.ac.ir/article_238660.html</link>
      <description>منابع آب به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نهاده‌های تولید کشاورزی، در سال‌های اخیر به‌دلیل تغییر اقلیم و بهره‌برداری بی‌رویه با محدودیت‌هایی روبه‌رو شده‌اند. این مسئله ضرورت بهینه‌سازی الگوی کشت و ارتقای بهره‌وری آب را نشان می‌دهد. هدف این مطالعه، بررسی اثر تغییر روش‌های آبیاری و سناریوهای کاهش میزان آب آبیاری بر عملکرد و سود خالص محصولات الگوی کشت دشت همدان - بهار، با تأکید بر زعفران به‌عنوان محصولی راهبردی در افزایش تاب‌آوری کشاورزی است. داده‌های موردنیاز از طریق پرسشنامه و مصاحبه میدانی با کشاورزان منطقه در سال زراعی 1404-1403 گردآوری شد. برای شبیه‌سازی عملکرد محصولات، سه روش آبیاری سطحی، بارانی و قطره‌ای تحت سناریوهای کاهش آبیاری (۵، ۸ و ۱۰ درصد) بررسی گردید. نتایج شبیه‌سازی عملکرد محصولات به‌عنوان ورودی مدل برنامه‌ریزی ریاضی اثباتی استفاده شد تا اثر تغییرات عملکرد بر سود خالص کل بخش کشاورزی ارزیابی شود. یافته‌ها نشان داد که عملکرد محصولات در سه روش آبیاری متفاوت بوده و در سناریوی ۱۰ درصد کاهش آبیاری، اغلب محصولات با افت عملکرد مواجه شدند. ازاین‌رو، زعفران به‌دلیل نیاز آبی پایین به الگوی کشت افزوده شد. مقایسه روش‌های آبیاری نشان داد که سامانه قطره‌ای در تمامی سناریوها نسبت به آبیاری سطحی و بارانی برتری داشته و توانست افت عملکرد و سود را به‌طور قابل‌توجهی جبران کند. نتایج اقتصادی نیز بیانگر آن بود که توسعه سطح زیرکشت زعفران در کنار استفاده از روش‌های نوین آبیاری، موجب جبران کاهش سود ناشی از کم‌آبی و حتی افزایش سود خالص کشاورزی در برخی سناریوها نسبت به وضعیت پایه شد. بنابراین، ترکیب توسعه کشت زعفران و به‌کارگیری آبیاری قطره‌ای می‌تواند به‌عنوان راهبردی پایدار و اقتصادی برای مدیریت منابع آب و ارتقای تاب‌آوری کشاورزی دشت همدان - بهار توصیه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی خاصیت دگرآسیبی و قارچ‌کشی عصاره آبی برگ و بنه زعفران (Crocus sativus L.) بر اسپند و قارچ Fusarium nygamai</title>
      <link>https://saffron.torbath.ac.ir/article_240613.html</link>
      <description>به‌منظور ارزیابی اثر دگرآسیبی و قارچ‌کشی عصاره آبی برگ و بنه زعفران بر خصوصیات جوانه‌زنی و رشدی اسپند و رشد قارچ Fusarium nygamai سه آزمایش مجزا به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار به ترتیب در آزمایشگاه تحقیقات بذر، گلخانه تحقیقاتی و آزمایشگاه بیماری‌های گیاهی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در سال 1400 انجام شد. تیمارهای آزمایش اثر بازدارندگی عصاره زعفران بر خصوصیات جوانه‌زنی بذر اسپند (آزمایش اول) شامل دو نوع اندام زعفران (برگ و بنه) و هفت غلظت عصاره (صفر، 0625/0، 125/0، 25/0، 5/0، 1 و 2 درصد وزنی- حجمی) بودند. تیمارهای آزمایش اثر بازدارندگی عصاره زعفران بر خصوصیات جوانه‌زنی اسپند در گلدان (آزمایش دوم) و آزمایش بررسی اثر بازدارندگی عصاره زعفران بر رشد قارچ Fusarium nygamai (آزمایش سوم) بودند. نتایج اثر متقابل تیمارها در آزمایش جوانه‌زنی بذر نشان داد که کم‌ترین درصد جوانه‌زنی، ضریب آلومتریک، طول ریشه‌چه، ساقه‌چه، وزن خشک ساقه‌چه و ریشه‌چه و بیش‌ترین میانگین زمان جوانه‌زنی از غلظت 2 درصد عصاره بنه به‌دست آمد. در شرایط گلخانه‌ای غلظت 2 درصد عصاره بنه و غلظت‌های 1 و 2 درصد عصاره برگ دارای کم‌ترین درصد جوانه‌زنی، ضریب سرعت جوانه‌زنی، ضریب آلومتریک و بیشترین میانیگن زمان جوانه‌زنی بودند. کم‌ترین طول ساقه، طول ریشه، وزن خشک ساقه و وزن تر ریشه در غلظت 2 درصد عصاره بنه و غلظت‌های 1 و 2 درصد عصاره برگ مشاهده شد. نتایج آزمایش ضد قارچی نشان داد که کم‌ترین قطر کلونی قارچ روز سوم و ششم از غلظت 2 درصد عصاره به دست آمد که با غلظت 1 درصد عصاره اختلاف آماری معنی‌داری نداشت. در روز نهم کم‌ترین قطر کلونی از غلظت 2 درصد عصاره بنه به‌دست آمد که با غلظت‌های 1 و 2 درصد عصاره برگ اختلاف آماری معنی‌داری نداشت. در نهایت نتایج این آزمایش‌ها نشان داد که اثر ممانعت کنندگی از جوانه‌زنی و رشد اسپند در شرایط آزمایشگاه در عصاره بنه زعفران و در شرایط گلخانه‌ای در عصاره برگ و اثر ضدقارچی عصاره برگ بیش‌تر است. لذا با در نظر گرفتن نتایج این تحقیق و انجام پژوهش‌های بیش‌تر در زمینه اثر قارچ‌کشی و دگرآسیبی عصاره اندام‌های زعفران می‌توان جهت تولید قارچ‌کش و علف‌کش طبیعی اقدام کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه انواع زعفران در بازار ایران به روش طیف‌سنجی تبدیل فوریه و روش‌های شیمی‌آماری</title>
      <link>https://saffron.torbath.ac.ir/article_244149.html</link>
      <description>زعفران ادویه‌ای است که از کلاله‌های گل Crocus sativus L پس از خشک شدن تولید می‌شود و گران&amp;amp;shy;ترین ادویه جهان است. بنابراین این محصول هدف تقلب‌های مکرر و برچسب‌گذاری&amp;amp;shy;های نادرست است. در بازار محلی ایران زعفران بر اساس محل سرزنی در کلاله به سه نوع عمده سرگل، نگین و پوشال تقسیم می&amp;amp;shy;شود که خواص کیفی و قیمت آنها بر اساس نوع آنها متفاوت است.  بنابراین تشخیص نوع زعفران از لحاظ کیفی و اقتصادی حائز اهمیت است. در تحقیق حاضر، ترکیب طیف‌سنجی تبدیل فوریه FT-MIR و روش‌های شیمی آماری برای طبقه‌بندی انواع زعفران ایرانی به کار گرفته شدند. روش‌های پیش‌پردازش مختلف برای اصلاح داده‌های طیفی استفاده شدند و مدل تحلیل مولفه اصلیPCA به عنوان مدل بدون نظارت و مدل آنالیز تشخیصی خطی (LDA) با دو کرنل خطی و درجه دو به کار گرفته شدند. بهترین نتیجه با پیش‌پردازش SG + D2 + MSC و کرنل خطی مدل LDA با دقت پیش‌بینی 88/88 % برای طبقه سه نوع زعفران به دست آمد. نتیجه قابل قبول بدست آمده کارایی این روش را برای تشخیص غیرمخرب انواع زعفران ایرانی اثبات می‌کند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>پایش شوری خاک و عملکرد کلاله زعفران تحت تاثیر شوری آب آبیاری و کاربرد نیتروژن</title>
      <link>https://saffron.torbath.ac.ir/article_240666.html</link>
      <description>مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر آبیاری با سطوح مختلف هدایت الکتریکی و مقادیر متفاوت نیتروژن بر عملکرد کلاله زعفران و تغییرات شوری خاک انجام شد. نتایج نشان داد عملکرد کلاله با افزایش شوری در هر دو سال، به ویژه سال دوم، کاهش معنی‌دار یافت؛ به‌طوری‌که در سال دوم در تیمار 11 دسی زیمنس برمتر هیچ بوته ای سبز نشد. کاهش عملکرد در اثر بیشترین سطح شوری در سال اول و دوم به ترتیب 3/75 و 9/80 درصد بود. بیشترین عملکرد در شوری‌های 2 و 5 دسی‌زیمنس برمتر از تیمار 50 کیلوگرم نیتروژن در هکتار و در شوری 8 دسی‌زیمنس برمتر از تیمار 25 کیلوگرم نیتروژن در هکتار به دست آمد. تاثیر آبیاری با آب شور بر هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک از 50 روز پس از کاشت مشاهده شد و با گذشت زمان تا 150 روز پس از کاشت تیمارهای شوری آب منجر به افزایش ECe در در دو عمق صفر تا 30 و 30 تا 60 سانتیمتری گردیدند. در این زمان، میانگین ECe دو عمق در تیمارهای آب آبیاری با شوری 2، 5، 8 و 11 دسی‌زیمنس برمتر به ترتیب برابر با 0/3، 1/8، 9/10 و 9/13 دسی‌زیمنس برمتر بود. در سال دوم، تیمارها تفاوت‌های ایجاد شده در سال اول خود را به طور نسبتا یکسان در طول فصل رشد حفظ کردند. با توجه به‌دست آمدن رابطه رگرسیونی خوب بین قرائت دستگاه EM38 و ECe، می‌توان شوری ظاهری (ECa) را با استفاده از دستگاه EM38 برآورد کرد. تفاوت‌ها بین ECa در تیمارهای نیتروژن و شوری بسیار مشخص گردید، به طوری که بیشترین ECa از تیمار 11 دسی‌زیمنس برمتر به‌دست آمد. به طورکلی نتایج نشان داد که با پذیرفتن اندکی کاهش عملکرد از آب های نیمه شور برای زراعت زعفران استفاده کرد. در شوری کم 50 و در شوری های متوسط 25 کیلوگرم نیتروژن در هکتار برای بهبود عملکرد زعفران مناسب است. با رعایت سهم آبشویی مناسب شرایط شور و پایداری شوری خاک، انتظار می‌رود که شوری خاک در پایان فصل رشد به طور میانگین 4/1 برابر آب آبیاری باشد و شوری خاک در پایان فصل رشد زعفران بین 94/0 تا 44/1 برابر ابتدای فصل باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تلقیح میکوریزایی و کاربرد اسید هیومیک بر رشد بنه‌های دختری و عملکرد کلالة زعفران تحت رژیم‌های آبیاری</title>
      <link>https://saffron.torbath.ac.ir/article_246724.html</link>
      <description>به منظور بررسی تأثیر تلقیح میکوریزایی و مصرف اسید هیومیک بر رشد بنه‌های دختری زعفران (Crocus sativus L.) تحت دو رژیم آبیاری، آزمایشی در سال زراعی 96-1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی سرایان، دانشگاه بیرجند اجرا شد. آزمایش به صورت کرت‌های دو بارخرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. دور آبیاری (فواصل 20 و 40 روز) به‌عنوان عامل اصلی و کاربرد اسید هیومیک (صفر و پنج کیلوگرم در هکتار) و تلقیح میکوریزایی (Glumus mossea، G.intraradices و عدم تلقیح) به‌ترتیب به‌عنوان عامل فرعی و فرعی- فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که تیمار آبیاری بر وزن کل برگ‌ها، وزن فلس‌ها، تعداد بنه‌های دختری در گروه‏های مختلف وزنی، کاربرد اسید هیومیک بر تعداد کل بنه‌های دختری، وزن فلس‎ها، وزن بنه، تعداد بنه‎های دختری در گروه‌های مختلف وزنی و تلقیح میکوریزایی بر وزن کل بنه‌های دختری در بوته، تعداد جوانه‌های گل دهنده در بنه، وزن فلس و تعداد بنه‌های دختری در گروه‌های مختلف وزنی تأثیر معنی‎داری داشتند. بیشترین وزن برگ و عملکرد خشک کلاله (7/1 گرم در مترمربع) در شرایط دور آبیاری با فواصل 20 روز، تلقیح با G.mossea  و کاربرد اسید هیومیک و کمترین آنها در دور آبیاری با فواصل 40 روز، عدم تلقیح میکوریزایی و عدم کاربرد اسید هیومیک حاصل شد. بیشترین تعداد بنه‌های دختری (61/5 بنه در بوته) و تعداد جوانه (6/14 جوانه در هر بنه) در شرایط مصرف توام G.mossea  و اسید هیومیک در دور آبیاری 20 روز به‌دست آمد. در تمامی تیمارهای آزمایشی بیشترین توزیع بنه‌های دختری در گروه وزنی کمتر از 4 گرم بود. بیشترین تعداد بنه‌های دختری درشت با وزن 8 تا 12 گرم در دور آبیاری 20 روز همراه با کاربرد اسید هیومیک و تلقیح توسط G.mossea مشاهده شد، هر چند که در تیمار فوق بیشترین تعداد بنه‌های ریز نیز ثبت گردید. در مجموع، کاربرد اسید هیومیک و تلقیح میکوریزایی باعث افزایش نسبی وزن برگ و عملکرد خشک کلاله و افزایش وزن و تعداد بنه‌های دختری در دور آبیاری 20 روز گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی واکنش‌های عملکردی زعفران (Crocus sativus L.) در شرایط کاربرد علف‌کش هالوکسی‌فوپ آر متیل با مواد افزودنی و بدون آن</title>
      <link>https://saffron.torbath.ac.ir/article_251335.html</link>
      <description>به‌منظور بررسی اثر کاربرد دزهای مختلف علف‌کش هالوکسی‌فوپ آر متیل، با استفاده از مواد افزودنی و بدون آن، بر ویژگی‌های عملکردی زعفران شامل تعداد گل، وزن تر و خشک گل و وزن خشک کلاله، آزمایشی به صورت فاکتوریل در منطقه سرایان طی سال های ۱۴۰۱ و 1402 انجام شد. تیمارهای علف‌کشی در بهمن ماه 1401 اعمال شده و ویژگی‌های عملکردی زعفران در انتهای دوره برداشت در ابتدای آذر ماه 1402 تعیین شد. نتایج نشان داد که بیش‌ترین تعداد گل در تیمار وجین علف‌های هرز با 76/77 درصد افزایش نسبت به تیمار شاهد عدم وجین علف‌های هرز (بدون کاربرد علف‌کش) مشاهده شد که تفاوت معنی‌داری با تیمارهای 100 و 75 درصد در زمان کاربرد سیتوگیت (به ترتیب 43/77 و 21/69 درصد) نداشت. کاربرد 75 و 100 درصد دز توصیه‌شده علف‌کش به همراه ماده افزودنی سیتوگیت با افزایش 09/59 و 32/60 درصدی اثری مشابه با وجین کامل علف‌های هرز (25/62 درصد) در وزن تر گل زعفران ایجاد نمودند. در زمان عدم کاربرد علف‌کش و کاربرد 50 درصد، بین سطوح ماده افزودنی اختلاف معنی‌دار مشاهده نشد اما در سطوح 75 و 100 درصد، کاربرد سیتوگیت موجب افزایش معنی‌دار در صفت مذکور گردید. عدم وجین علف‌های هرز نیز موجب کاهش 32 درصدی وزن‌تر گل زعفران نسبت به شاهد وجین گردید. اثر متقابل دز علف‌کش و ماده افزودنی نشان داد که در سطوح صفر، 50، 75 و 100 درصد میزان توصیه‌شده کاربرد علف‌کش، افزودن روغن ذرت به ترتیب 66/4، 82/2، 11/6 و 98/2 درصد و افزودن روغن سیتوگیت به ترتیب 27/8، 65/9، 97/45 و 22/43 درصد، وزن خشک کلاله زعفران را نسبت به شاهد بدون ماده افزودنی افزایش دادند. بنابراین کاربرد ماده افزودنی به همراه علف‌کش، سبب افزایش وزن خشک کلاله زعفران شد. علاوه بر این کاربرد سیتوگیت اثر بیش‌تری نسبت به کاربرد روغن ذرت در بهبود وزن خشک کلاله زعفران داشت. بیش‌ترین میزان وزن خشک کلاله در تیمار وجین کامل علف‌های هرز (51/94 درصد) در مقایسه با تیمار عدم وجین، مشاهده گردید که از لحاظ آماری اختلاف معنی‌داری با سطوح 100 و 75 درصد مقدار توصیه‌شده علف‌کش همراه با سیتوگیت (به ترتیب 04/93 و 72/80 درصد) نداشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل ساختاری-تفسیری (ISM) موانع ارتقای جایگاه زعفران ایران در زنجیره ارزش جهانی</title>
      <link>https://saffron.torbath.ac.ir/article_253644.html</link>
      <description>گذار از خام‌فروشی به سمت خلق ارزش افزوده پایدار در محصولات استراتژیک کشاورزی، یکی از ارکان تاب‌آوری اقتصادی در کشورهای در حال توسعه محسوب می‌شود. در تولید زعفران ایران، با وجود سهم ۹۰ درصدی در تولید جهانی، بخش عمده ارزش افزوده نهایی نصیب واسطه‌های بین‌المللی می‌شود. مطالعات پیشین عمدتاً با نگاهی تک‌بعدی و آماری به این چالش نگریسته‌اند و از تبیین ساختار سلسله‌مراتبی و روابط علی موانع غافل بوده‌اند. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این شکاف، به طراحی مدل ساختاری موانع ارتقای جایگاه زعفران ایران در زنجیره ارزش جهانی پرداخته است. بدین منظور، با بهره‌گیری از رویکرد مدل‌سازی ساختاری-تفسیری (ISM) و تحلیل MICMAC، نظرات ۱۲ نفر از خبرگان صنعت و دانشگاه تحلیل گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که ۹ مانع شناسایی‌شده در پنج سطح ساختاری قرار می‌گیرند. نتایج حاکی از آن است که برخلاف تصور رایج، «ضعف در برندینگ» و «تقلب در بازار» علت اصلی مشکلات نیستند، بلکه معلول‌هایی در سطح اول مدل هستند. در مقابل، متغیرهای «چالش‌های نقل و انتقال ارز» و «عدم ثبات قوانین صادراتی» با بالاترین قدرت نفوذ، به عنوان ریشه‌ای‌ترین موانع در سطح پنجم (ریشه ها) شناسایی شدند. تحلیل MICMAC نیز تأیید نمود که این عوامل در ناحیه متغیرهای محرک قرار دارند و نوسانات نرخ ارز و قاچاق پیاز زعفران به عنوان متغیرهای واسط، اثرات آن‌ها را به سطوح بالاتر منتقل می‌کنند. این پژوهش نتیجه می‌گیرد که هرگونه سرمایه‌گذاری بر روی برندسازی بدون رفع موانع نهادی و ساختاری (تحریم‌های بانکی و قوانین تجاری)، فاقد اثربخشی پایدار خواهد بود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
