بررسی واکنشهای عملکردی زعفران (Crocus sativus L.) در شرایط کاربرد علفکش هالوکسیفوپ آر متیل با مواد افزودنی و بدون آن
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 مرداد 1405
https://doi.org/10.22048/jsat.2026.572816.1586
منصوره شجاعی، حسین حمامی، سید وحید سلامی، سهراب محمودی
چکیده بهمنظور بررسی اثر کاربرد دزهای مختلف علفکش هالوکسیفوپ آر متیل، با استفاده از مواد افزودنی و بدون آن، بر ویژگیهای عملکردی زعفران شامل تعداد گل، وزن تر و خشک گل و وزن خشک کلاله، آزمایشی به صورت فاکتوریل در منطقه سرایان طی سال های ۱۴۰۱ و 1402 انجام شد. تیمارهای علفکشی در بهمن ماه 1401 اعمال شده و ویژگیهای عملکردی زعفران در انتهای دوره برداشت در ابتدای آذر ماه 1402 تعیین شد. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد گل در تیمار وجین علفهای هرز با 76/77 درصد افزایش نسبت به تیمار شاهد عدم وجین علفهای هرز (بدون کاربرد علفکش) مشاهده شد که تفاوت معنیداری با تیمارهای 100 و 75 درصد در زمان کاربرد سیتوگیت (به ترتیب 43/77 و 21/69 درصد) نداشت. کاربرد 75 و 100 درصد دز توصیهشده علفکش به همراه ماده افزودنی سیتوگیت با افزایش 09/59 و 32/60 درصدی اثری مشابه با وجین کامل علفهای هرز (25/62 درصد) در وزن تر گل زعفران ایجاد نمودند. در زمان عدم کاربرد علفکش و کاربرد 50 درصد، بین سطوح ماده افزودنی اختلاف معنیدار مشاهده نشد اما در سطوح 75 و 100 درصد، کاربرد سیتوگیت موجب افزایش معنیدار در صفت مذکور گردید. عدم وجین علفهای هرز نیز موجب کاهش 32 درصدی وزنتر گل زعفران نسبت به شاهد وجین گردید. اثر متقابل دز علفکش و ماده افزودنی نشان داد که در سطوح صفر، 50، 75 و 100 درصد میزان توصیهشده کاربرد علفکش، افزودن روغن ذرت به ترتیب 66/4، 82/2، 11/6 و 98/2 درصد و افزودن روغن سیتوگیت به ترتیب 27/8، 65/9، 97/45 و 22/43 درصد، وزن خشک کلاله زعفران را نسبت به شاهد بدون ماده افزودنی افزایش دادند. بنابراین کاربرد ماده افزودنی به همراه علفکش، سبب افزایش وزن خشک کلاله زعفران شد. علاوه بر این کاربرد سیتوگیت اثر بیشتری نسبت به کاربرد روغن ذرت در بهبود وزن خشک کلاله زعفران داشت. بیشترین میزان وزن خشک کلاله در تیمار وجین کامل علفهای هرز (51/94 درصد) در مقایسه با تیمار عدم وجین، مشاهده گردید که از لحاظ آماری اختلاف معنیداری با سطوح 100 و 75 درصد مقدار توصیهشده علفکش همراه با سیتوگیت (به ترتیب 04/93 و 72/80 درصد) نداشت.
مطالعه عملکرد زراعی و سودآوری اقتصادی کشت مخلوط زیره سبز و زعفران تحت شرایط اقلیمی منطقه قهستان خراسان جنوبی
دوره 13، شماره 1، بهار 1404، صفحه 43-58
https://doi.org/10.22048/jsat.2025.483002.1552
عباس قربانی، سهراب محمودی، سید وحید اسلامی، حمیدرضا فلاحی
چکیده این تحقیق به منظور بررسی جنبههای زراعی و اقتصادی کشت مخلوط افزایشی زیره سبز و زعفران در منطقه قهستان استان خراسان جنوبی و در مزرعه تحقیقاتی زیر نظر دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در سال زراعی ۱۴۰۲- ۱۴۰۱ انجام گرفت. به منظور ارزیابی عملکرد زعفران در کشت مخلوط با زیره سبز، آزمایشی به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در داخل مزرعه زعفران سه ساله کاملا یکنواخت انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل تراکمهای مختلف کشت مخلوط افزایشی زیره سبز در زعفران، شامل صفر، ۳۰، ۶۰ و ۱۲۰ بوته در مترمربع (به ترتیب معادل صفر، ۲۵، ۵۰ و ۱۰۰ درصد تراکم مطلوب آن) بود. نتایج این پژوهش نشان داد که شاخص LER در تمامی تیمارهای مورد آزمایش، بالاتر از یک بود. مطابق نتایج، بیشترین عملکرد کلاله زعفران در تیمار مخلوط با ۶۰ بوته زیره سبز در مترمربع به میزان ۴۱/۰ کیلوگرم در هکتار حاصل شد. بیشترین میزان شاخص برابری زمین، ۹۴/۱ و ۹۲/۱ به ترتیب در تیمار ۳۰ و ۶۰ بوته زیره سبز در مترمربع بهدست آمد. مجموع ارزش نسبی (RVT) نیز در تمامی نسبتهای کشت، بیشتر از یک بود. بیشترین مقدار شاخص سودمندی اقتصادی(IA) به میزان ۰۷۴/۰ نیز در تیمار مخلوط زعفران با ۶۰ بوته زیره سبز در مترمربع، حاصل شد. از این رو، نسبتهای کشت مخلوط افزایشی زیره سبز در مزارع زعفران به ویژه تراکم 60 بوته زیره سبز در مترمربع، ضمن عدم تأثیر معنیدار بر عملکرد زعفران، به جهت استفاده بهتر از زمین و سودمندی اقتصادی، به کشاورزان این منطقه توصیه میگردد.
تغییر در کیفیت و اجزاء ترکیبات فرار زعفران تحت تأثیر زمان نگهداری در دو سال متوالی
دوره 9، شماره 1، بهار 1400، صفحه 29-41
https://doi.org/10.22048/jsat.2020.235429.1400
جلال قنبری، غلامرضا خواجویی نژاد
چکیده تغییر در کیفیت زعفران در اثر زمان نگهداری بین نمونههای برداشت شده از دو سال متوالی به خوبی مورد بررسی قرار نگرفته است. بدین منظور، نمونههای زعفران برداشت شده از سالهای 1395 و 1396 برای تعیین میزان ترکیبات فرار و همچنین میزان کروسین و پیکروکروسین به ترتیب با استفاده از تکنیک واکنش انتقال پروتون- زمان پرواز- طیف سنج جرمی (PTR-TOF-MS) و روش استاندارد تجاری ایزو (ISO 3632) مورد آنالیز قرار گرفتند. نتایج تجزیه ترکیبات فرار نشان داد که 11 ترکیب عمده از جمله سافرانال، اسید استیک، 2(5H)-فورانون، ایزوبوتانال، بایوجنیک آلدهید فرگمنت، 4-کتوایزوفرون، استالدهید، بوتیرولاکتون، استون/پروپانال، متانول و ایزوفرون مسئول بیش از 80 درصد ترکیبات فرار در ساختار ترکیبات فرار شناسایی شده زعفران بودند. نتایج مقایسه بین نمونههای نگهداری شده از دو سال مورد بررسی نشان داد که ترکیبات سافرانال، استیک اسید، 2(5H)-فورانون، بایوجنیک آلدهید فرگمنت و بوتیرولاکتون در نمونههای نگهداری شده از سال 1395 نسبت به نمونههای سال 1396 افزایش معنیداری (بین 82-56 درصد) نشان دادند. در مقابل، غلظت ایزومرهای ایزوفرون بهعنوان پیشساز سافرانال با کاهش نسبی همراه بود. به همین ترتیب، میزان کروسین و پیکروکروسین اندازهگیری شده بهطور معنیداری بین نمونههای دو سال مورد بررسی متفاوت بود. در تمام نمونههای مورد بررسی، میزان عوامل رنگ و طعم زعفران بهطور میانگین به ترتیب 20 و 14 درصد در نمونههای نگهداری شده از سال 1395 نسبت به نمونههای حاصل از سال 1396 کاهش نشان داد. براساس نتایج تجزیه به مؤلفههای اصلی، تغییر در میزان کروسین، پیکروکروسین و ترکیبات عمده فرار زعفران شامل سافرانال، استیک اسید، (5H)-فورانون، ایزوبوتانال و ایزوفرون را میتوان بهعنوان شاخصی برای تمایز نمونههای برداشت شده از سال جاری و نمونههای نگهداری شده سالهای قبل مد نظر قرار داد.
امکان جایگزینی کودهای آلی با شیمیایی در زراعت زعفران در سطوح مختلف تراکم بنه در خراسان شمالی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 125-145
https://doi.org/10.22048/jsat.2017.75396.1214
علیرضا کوچکی، قربانعلی اسدی، میلاد باقری شیروان، بهاره بیچرانلو
چکیده با توجه به تغییر اقلیم و مساعد شدن شرایط اقلیمی استان خراسان شمالی برای کاشت زعفران و از طرفی اهمیت تراکم مناسب کاشت بنه و مدیریت عناصر غذایی در تولید این محصول، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در شهرستان شیروان در سالهای زراعی 1393-1392، 1394-1393 و 1395-1394 اجرا گردید. تراکم کاشت (50، 100 و 150 بنه در مترمربع) در کرتهای اصلی و مدیریت کودی [عدم مصرف کود (شاهد)، کود شیمیایی اوره، سوپر فسفات تریپل و سولفات پتاسیم به مقادیر 100، 100، 50 (C1) ، 200، 200، 100 (C2) و 300، 300، 150 (C3) کیلوگرم در هکتار و کود گاوی به مقادیر 3066، 6132 و 9198 کیلوگرم در هکتار (به ترتیب معادل با 100، 200 و 300 کیلوگرم در هکتار کود اوره)] بهعنوان کرتهای فرعی بود. بر اساس نتایج آزمایش، در طی سه سال بهرهبرداری از مزرعه افزایش تراکم کاشت بنه و همچنین مصرف کود دامی باعث بهبود گلدهی و بهبود رشد بنههای دختری زعفران گردید. بالاترین سطح تراکم در مقایسه با تراکم حداقل، تعداد و وزنتر گل، وزن خشک کلاله، تعداد و وزنتر بنه را به ترتیب 35، 61، 29، 180 و 122 درصد افزایش داد. بالاترین سطح مصرف کود دامی نیز در مقایسه با تیمار شاهد، تعداد و وزنتر گل، وزن خشک کلاله و وزنتر بنه را بهترتیب 32، 51، 38 و 51 درصد بهبود بخشید. از این رو، بالاترین عملکرد گل و بنه زعفران به واسطه کاشت بنه با تراکم 150 بنه در مترمربع به همراه مصرف 9198 کیلوگرم در هکتار کود دامی حاصل شد. در مجموع، به نظر میرسد تولید زعفران با استفاده از کود آلی در مقایسه با کود شیمیایی مطلوبیت بیشتری دارد و کاشت پرتراکم بنه نیز میتواند بهعنوان راهکاری برای بهبود عملکرد زعفران در سالهای ابتدایی پس از کاشت مورد توجه قرار گیرد.
اثرات تغذیه خاکی و برگی بر رشد بنه و عملکرد گل زعفران (.Crocus sativus L) در مزرعه ششساله
دوره 2، شماره 1، بهار 1393، صفحه 31-44
https://doi.org/10.22048/jsat.2014.6184
قربانعلی اسدی، پرویز رضوانی مقدم، فاطمه حسن زاده اول
چکیده زعفران (.Crocus sativus L) یکی از مهمترین محصولات کشاورزی و دارویی ایران است. کاربرد صحیح عناصر غذایی در رشد بنۀ دختری و عملکرد گل زعفران دارای اهمیت ویژهای است. بهمنظور مقایسه و بررسی تأثیر سطوح مختلف تغذیه خاکی و محلولپاشی با استفاده از کود کامل مخلوط بر تولید بنههای دختری و عملکرد گل زعفران، آزمایشی در سالهای 1390 و 1391 بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 4 سطح کودپاشی با کود کامل مخلوط (0، 50، 100 و 150 کیلوگرم در هکتار) و 3 سطح محلولپاشی با کود کامل مخلوط (با غلظت 0، 5 و 10 در هزار) و در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس حاکی از اثرات معنیدار تیمارهای تغذیه خاکی بر وزن بنههای دختری و همچنین تعداد و وزن گل و کلاله زعفران بود، اما بر تعداد کل بنههای دختری در واحد سطح تأثیر معنیداری نشان ندادند. تعداد و عملکرد بنههای دختری و گل زعفران تحت تأثیر غلظتهای مختلف محلولپاشی و همچنین اثرات متقابل کودپاشی و محلولپاشی قرار نگرفتند. درمجموع نتایج این پژوهش نشانداد که مصرف خاکی 150 کیلوگرم در هکتار کود کامل مخلوط در اوایل اسفندماه تفاوت مثبت و معنیداری در عملکرد گل تر و خشک (به ترتیب 120 و 963 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد کلاله تر و خشک (به ترتیب 5/45 و 90/7 کیلوگرم در هکتار کلاله خشک) و نیز وزن بنههای دختری زعفران (1646 گرم در مترمربع) نسبت به سایر تیمارها داشت، اما محلولپاشی عناصر غذایی در همین زمان نقشی در افزایش معنیدار عملکرد گل و بنههای دختری زعفران نداشت.
اثرات روشهای مدیریت علفهای هرز بر تراکم و زیستتوده آنها و عملکرد زعفران
دوره 2، شماره 1، بهار 1393، صفحه 45-58
https://doi.org/10.22048/jsat.2014.6185
حسین زارع حسینی، رضا قربانی، محمدحسن راشد محصل، حسین رحیمی
چکیده بهمنظور بررسی و مقایسه روشهای شیمیایی و غیر شیمیایی مدیریت علفهای هرز مزارع زعفران(Crucus sativus) آزمایشهای مزرعهای طی سالهای 1388 تا 1390 در ایستگاه تحقیقات زعفران و گیاهان دارویی شهرستان گناباد بهصورت طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با 6 تیمار و سه تکرار به اجرا درآمد. تیمارها شامل گیاه پوششی جو (Hordeum vulgare)، مالچ بستر قارچ، علفکش گالانت سوپر (هالوکسی فوپ-آر- متیل) (EC%10)، علفکش شوالیه (مزوسولفوروم + یدوسولفوروم) (WG%6)، وجین دستی و شاهد (عدم کنترل) بودند. بهمنظور تعیین قابلیت کنترل علفهای هرز وزن خشک علفهای هرز و نیز وزن خشک برگ، وزن ترگل و وزن خشک کلاله زعفران اندازهگیری و مقایسه شد. بررسی وضعیت علفهای هرز مزرعه نشانداد که علفهای هرز غالب در محل موردمطالعه شامل جو دره (Hordeum murinum)، جو موشی (Hordeum spontaneum)، ازمک (Cardaria draba) و بومادران (Achillea millefolium) بودند. علفکش شوالیه تأثیر قابل قبولی در کنترل علفهای هرز برگ باریک و برگپهن داشته اما به نظر میرسد این علفکش بر رشد گیاه زعفران نیز اثرات منفی داشته زیرا تراکم گیاه زعفران را در سال بعد در کرتهای استفادهشده کاهش داد. علفکش گالانت سوپر علفهای هرز برگ باریک را بهخوبی کنترل نمود اما باعث کاهش عملکرد کلاله خشک و زیستتوده برگ زعفران نیز شد. مالچ استفادهشده نتوانست علفهای هرز را کنترل کند، اما باعث افزایش عملکرد نسبت به تیمار شاهد شد. گیاه پوششی جو تأثیر فراوانی در کاهش زیستتوده علفهای هرز برگ باریک و برگپهن داشت. تیمار گیاه پوششی جو کمترین زیستتوده علفهای هرز را سبب شده و همانند تیمار وجین دستی در کاهش زیستتوده علفهای هرز مؤثر بود. این گیاه پوششی به دلیل کنترل مناسب علفهای هرز، عدم ایجاد اثرات نامطلوب بر گیاه زعفران و همچنین تولید یک محصول جنبی بر سایر روشهای مطالعه شده در این تحقیق برتری داشت.
