با همکاری انجمن علمی گیاهان دارویی ایران
دوره و شماره: دوره 14، شماره 1، بهار 1405 
مقاله علمی پژوهشی کشاورزی و علوم پایه

تأثیر تلقیح میکوریزایی و کاربرد اسید هیومیک بر رشد بنه‌های دختری و عملکرد کلالة زعفران تحت رژیم‌های آبیاری

https://doi.org/10.22048/jsat.2026.560084.1578

امین اله عباسی، محمد گلوی، محمود رمرودی، حمید رضا فلاحی، میثم خاوری

چکیده به منظور بررسی تأثیر تلقیح میکوریزایی و مصرف اسید هیومیک بر رشد بنه‌های دختری زعفران (Crocus sativus L.) تحت دو رژیم آبیاری، آزمایشی در سال زراعی 96-1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی سرایان، دانشگاه بیرجند اجرا شد. آزمایش به صورت کرت‌های دو بارخرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. دور آبیاری (فواصل 20 و 40 روز) به‌عنوان عامل اصلی و کاربرد اسید هیومیک (صفر و پنج کیلوگرم در هکتار) و تلقیح میکوریزایی (Glumus mossea، G.intraradices و عدم تلقیح) به‌ترتیب به‌عنوان عامل فرعی و فرعی- فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که تیمار آبیاری بر وزن کل برگ‌ها، وزن فلس‌ها، تعداد بنه‌های دختری در گروه‏های مختلف وزنی، کاربرد اسید هیومیک بر تعداد کل بنه‌های دختری، وزن فلس‎ها، وزن بنه، تعداد بنه‎های دختری در گروه‌های مختلف وزنی و تلقیح میکوریزایی بر وزن کل بنه‌های دختری در بوته، تعداد جوانه‌های گل دهنده در بنه، وزن فلس و تعداد بنه‌های دختری در گروه‌های مختلف وزنی تأثیر معنی‎داری داشتند. بیشترین وزن برگ و عملکرد خشک کلاله (7/1 گرم در مترمربع) در شرایط دور آبیاری با فواصل 20 روز، تلقیح با G.mossea و کاربرد اسید هیومیک و کمترین آنها در دور آبیاری با فواصل 40 روز، عدم تلقیح میکوریزایی و عدم کاربرد اسید هیومیک حاصل شد. بیشترین تعداد بنه‌های دختری (61/5 بنه در بوته) و تعداد جوانه (6/14 جوانه در هر بنه) در شرایط مصرف توام G.mossea و اسید هیومیک در دور آبیاری 20 روز به‌دست آمد. در تمامی تیمارهای آزمایشی بیشترین توزیع بنه‌های دختری در گروه وزنی کمتر از 4 گرم بود. بیشترین تعداد بنه‌های دختری درشت با وزن 8 تا 12 گرم در دور آبیاری 20 روز همراه با کاربرد اسید هیومیک و تلقیح توسط G.mossea مشاهده شد، هر چند که در تیمار فوق بیشترین تعداد بنه‌های ریز نیز ثبت گردید. در مجموع، کاربرد اسید هیومیک و تلقیح میکوریزایی باعث افزایش نسبی وزن برگ و عملکرد خشک کلاله و افزایش وزن و تعداد بنه‌های دختری در دور آبیاری 20 روز گردید.

مقاله علمی پژوهشی کشاورزی و علوم پایه

پایش شوری خاک و عملکرد کلاله زعفران تحت تاثیر شوری آب آبیاری و کاربرد نیتروژن

https://doi.org/10.22048/jsat.2026.565646.1581

سیده الهه هاشمی، شهاب مداح حسینی، هادی پیراسته انوشه، ابراهیم صداقتی

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر آبیاری با سطوح مختلف هدایت الکتریکی و مقادیر متفاوت نیتروژن بر عملکرد کلاله زعفران و تغییرات شوری خاک انجام شد. نتایج نشان داد عملکرد کلاله با افزایش شوری در هر دو سال، به ویژه سال دوم، کاهش معنی‌دار یافت؛ به‌طوری‌که در سال دوم در تیمار 11 دسی زیمنس برمتر هیچ بوته ای سبز نشد. کاهش عملکرد در اثر بیشترین سطح شوری در سال اول و دوم به ترتیب 3/75 و 9/80 درصد بود. بیشترین عملکرد در شوری‌های 2 و 5 دسی‌زیمنس برمتر از تیمار 50 کیلوگرم نیتروژن در هکتار و در شوری 8 دسی‌زیمنس برمتر از تیمار 25 کیلوگرم نیتروژن در هکتار به دست آمد. تاثیر آبیاری با آب شور بر هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک از 50 روز پس از کاشت مشاهده شد و با گذشت زمان تا 150 روز پس از کاشت تیمارهای شوری آب منجر به افزایش ECe در در دو عمق صفر تا 30 و 30 تا 60 سانتیمتری گردیدند. در این زمان، میانگین ECe دو عمق در تیمارهای آب آبیاری با شوری 2، 5، 8 و 11 دسی‌زیمنس برمتر به ترتیب برابر با 0/3، 1/8، 9/10 و 9/13 دسی‌زیمنس برمتر بود. در سال دوم، تیمارها تفاوت‌های ایجاد شده در سال اول خود را به طور نسبتا یکسان در طول فصل رشد حفظ کردند. با توجه به‌دست آمدن رابطه رگرسیونی خوب بین قرائت دستگاه EM38 و ECe، می‌توان شوری ظاهری (ECa) را با استفاده از دستگاه EM38 برآورد کرد. تفاوت‌ها بین ECa در تیمارهای نیتروژن و شوری بسیار مشخص گردید، به طوری که بیشترین ECa از تیمار 11 دسی‌زیمنس برمتر به‌دست آمد. به طورکلی نتایج نشان داد که با پذیرفتن اندکی کاهش عملکرد از آب های نیمه شور برای زراعت زعفران استفاده کرد. در شوری کم 50 و در شوری های متوسط 25 کیلوگرم نیتروژن در هکتار برای بهبود عملکرد زعفران مناسب است. با رعایت سهم آبشویی مناسب شرایط شور و پایداری شوری خاک، انتظار می‌رود که شوری خاک در پایان فصل رشد به طور میانگین 4/1 برابر آب آبیاری باشد و شوری خاک در پایان فصل رشد زعفران بین 94/0 تا 44/1 برابر ابتدای فصل باشد.

مقاله علمی پژوهشی کشاورزی و علوم پایه

بررسی واکنش‌های عملکردی زعفران (Crocus sativus L.) در شرایط کاربرد علف‌کش هالوکسی‌فوپ آر متیل با مواد افزودنی و بدون آن

https://doi.org/10.22048/jsat.2026.572816.1586

منصوره شجاعی، حسین حمامی، سید وحید سلامی، سهراب محمودی

چکیده به‌منظور بررسی اثر کاربرد دزهای مختلف علف‌کش هالوکسی‌فوپ آر متیل، با استفاده از مواد افزودنی و بدون آن، بر ویژگی‌های عملکردی زعفران شامل تعداد گل، وزن تر و خشک گل و وزن خشک کلاله، آزمایشی به صورت فاکتوریل در منطقه سرایان طی سال های ۱۴۰۱ و 1402 انجام شد. تیمارهای علف‌کشی در بهمن ماه 1401 اعمال شده و ویژگی‌های عملکردی زعفران در انتهای دوره برداشت در ابتدای آذر ماه 1402 تعیین شد. نتایج نشان داد که بیش‌ترین تعداد گل در تیمار وجین علف‌های هرز با 76/77 درصد افزایش نسبت به تیمار شاهد عدم وجین علف‌های هرز (بدون کاربرد علف‌کش) مشاهده شد که تفاوت معنی‌داری با تیمارهای 100 و 75 درصد در زمان کاربرد سیتوگیت (به ترتیب 43/77 و 21/69 درصد) نداشت. کاربرد 75 و 100 درصد دز توصیه‌شده علف‌کش به همراه ماده افزودنی سیتوگیت با افزایش 09/59 و 32/60 درصدی اثری مشابه با وجین کامل علف‌های هرز (25/62 درصد) در وزن تر گل زعفران ایجاد نمودند. در زمان عدم کاربرد علف‌کش و کاربرد 50 درصد، بین سطوح ماده افزودنی اختلاف معنی‌دار مشاهده نشد اما در سطوح 75 و 100 درصد، کاربرد سیتوگیت موجب افزایش معنی‌دار در صفت مذکور گردید. عدم وجین علف‌های هرز نیز موجب کاهش 32 درصدی وزن‌تر گل زعفران نسبت به شاهد وجین گردید. اثر متقابل دز علف‌کش و ماده افزودنی نشان داد که در سطوح صفر، 50، 75 و 100 درصد میزان توصیه‌شده کاربرد علف‌کش، افزودن روغن ذرت به ترتیب 66/4، 82/2، 11/6 و 98/2 درصد و افزودن روغن سیتوگیت به ترتیب 27/8، 65/9، 97/45 و 22/43 درصد، وزن خشک کلاله زعفران را نسبت به شاهد بدون ماده افزودنی افزایش دادند. بنابراین کاربرد ماده افزودنی به همراه علف‌کش، سبب افزایش وزن خشک کلاله زعفران شد. علاوه بر این کاربرد سیتوگیت اثر بیش‌تری نسبت به کاربرد روغن ذرت در بهبود وزن خشک کلاله زعفران داشت. بیش‌ترین میزان وزن خشک کلاله در تیمار وجین کامل علف‌های هرز (51/94 درصد) در مقایسه با تیمار عدم وجین، مشاهده گردید که از لحاظ آماری اختلاف معنی‌داری با سطوح 100 و 75 درصد مقدار توصیه‌شده علف‌کش همراه با سیتوگیت (به ترتیب 04/93 و 72/80 درصد) نداشت.

مقاله علمی پژوهشی اقتصاد و بازاریابی

طراحی مدل ساختاری-تفسیری (ISM) موانع ارتقای جایگاه زعفران ایران در زنجیره ارزش جهانی

https://doi.org/10.22048/jsat.2026.581842.1593

محمدرضا ساسولی، محمد خداوردیزاده

چکیده گذار از خام‌فروشی به سمت خلق ارزش افزوده پایدار در محصولات استراتژیک کشاورزی، یکی از ارکان تاب‌آوری اقتصادی در کشورهای در حال توسعه محسوب می‌شود. در تولید زعفران ایران، با وجود سهم ۹۰ درصدی در تولید جهانی، بخش عمده ارزش افزوده نهایی نصیب واسطه‌های بین‌المللی می‌شود. مطالعات پیشین عمدتاً با نگاهی تک‌بعدی و آماری به این چالش نگریسته‌اند و از تبیین ساختار سلسله‌مراتبی و روابط علی موانع غافل بوده‌اند. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این شکاف، به طراحی مدل ساختاری موانع ارتقای جایگاه زعفران ایران در زنجیره ارزش جهانی پرداخته است. بدین منظور، با بهره‌گیری از رویکرد مدل‌سازی ساختاری-تفسیری (ISM) و تحلیل MICMAC، نظرات ۱۲ نفر از خبرگان صنعت و دانشگاه تحلیل گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که ۹ مانع شناسایی‌شده در پنج سطح ساختاری قرار می‌گیرند. نتایج حاکی از آن است که برخلاف تصور رایج، «ضعف در برندینگ» و «تقلب در بازار» علت اصلی مشکلات نیستند، بلکه معلول‌هایی در سطح اول مدل هستند. در مقابل، متغیرهای «چالش‌های نقل و انتقال ارز» و «عدم ثبات قوانین صادراتی» با بالاترین قدرت نفوذ، به عنوان ریشه‌ای‌ترین موانع در سطح پنجم (ریشه ها) شناسایی شدند. تحلیل MICMAC نیز تأیید نمود که این عوامل در ناحیه متغیرهای محرک قرار دارند و نوسانات نرخ ارز و قاچاق پیاز زعفران به عنوان متغیرهای واسط، اثرات آن‌ها را به سطوح بالاتر منتقل می‌کنند. این پژوهش نتیجه می‌گیرد که هرگونه سرمایه‌گذاری بر روی برندسازی بدون رفع موانع نهادی و ساختاری (تحریم‌های بانکی و قوانین تجاری)، فاقد اثربخشی پایدار خواهد بود.

مقاله علمی پژوهشی سایر موضوعات مرتبط با زعفران

طراحی و ساخت سامانه تصویربرداری مجهز به یادگیری عمیق برای طبقه بندی خودکار زعفران بر اساس میزان انحنای کلاله

https://doi.org/10.22048/jsat.2026.586143.1594

ایمان ذباح، فاطمه کمالی نیا، زهرا حیدران داروقه امنیه

چکیده زعفران یکی از با ارزش‌ترین ادویه های جهان، اغلب بر اساس ویژگی‌های فیزیکی رشته‌های آن درجه‌بندی می‌شود. میزان انحنای رشته های زعفران یکی از شاخص‌های کلیدی کیفیت است. ارزیابی اولیه ظاهری زعفران در آزمایشگاه و شرکت های صادرکننده توسط شخص خبره انجام می شود که بروز خطای انسانی را بسیار محتمل می کند. این مطالعه ضمن طراحی و ساخت یک سامانه تصویر برداری به منظور عکس برداری صحیح از زعفران ، یک رویکرد مبتنی بر هوش مصنوعی برای طبقه‌بندی رشته‌های زعفران به سه طبقه، درجه ۱: بدون کلاف، (انحنای کم)؛ درجه۲ : کلاف، (انحنای متوسط)؛ درجه ۳: کاملا کلاف، (انحنای زیاد) و با استفاده از تکنیک‌های یادگیری عمیق ارائه می‌دهد. یک مجموعه داده از ۴۵۰ نمونه رشته زعفران (۱۵۰ نمونه برای هر درجه) توسط سامانه، نمونه برداری شده است؛ پلتفرم سخت افزاری به گونه ای است که امکان تصویر برداری از زعفران با حداقل نویز را داشته باشد. دو شبکه یادگیری عمیق کانولوشنی و گوگل نت برای طبقه‌بندی استفاده شده اند. همچنین سه الگوریتم بهینه ساز ADAM ، SGDM و RMSprop در دو شبکه مورد بررسی قرار گرفته است. در بهترین حالت، شبکه عصبی کانولوشنی با دقت ۷۲.۵۳٪ و شبکه Google-Net توانست با دقت ۸۶.۸۱٪، حساسیت (Sensitivity) معادل ۸۶.۷٪، ویژگی (Specificity) معادل ۹۳.۴٪ و امتیاز F1-score برابر با ۸۶.۸ %، میزان انحنای کلاله زعفران را به وسیله بهینه‌ساز ADAM تشخیص دهد. نتایج نشان می‌دهند که شبکه Google-Net برای طبقه‌بندی انحنای کلاله زعفران عملکرد قابل‌قبولی دارد. این مطالعه پتانسیل یادگیری عمیق و پردازش تصویر را به‌عنوان یک روش غیرمخرب در خودکارسازی ارزیابی کیفیت رشته‌های زعفران نشان می‌دهد و راه حلی مقیاس‌پذیر و کارآمد به‌منظور طبقه‌بندی خودکار کلاله زعفران ارائه می‌کند.

مقاله علمی پژوهشی اقتصاد و بازاریابی

از معیشت تا تجارت: تحلیل آستانه‌های تغییر تمایل کشاورزان هرات به توسعه کشت زعفران

https://doi.org/10.22048/jsat.2026.593083.1596

علی بخشی، عبدالهادی غفوری

چکیده توسعه کشت زعفران به عنوان محصولی با نیاز آبی اندک و ارزش افزوده بالا، می‌تواند در بهبود امنیت اقتصادی و پایداری معیشت روستایی در استان هرات نقش مهمی ایفا کند. با وجود حمایت‌های دولتی و بین‌المللی و گسترش سریع سطح زیرکشت این محصول، شواهد تجربی درباره عوامل مؤثر بر تمایل کشاورزان به گسترش کشت زعفران همچنان محدود است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر تمایل کشاورزان به توسعه کشت زعفران در استان هرات انجام شد. این مطالعه با رویکرد کمی و به شیوه پیمایشی در سال ۱۴۰۳ اجرا گردید. داده‌های مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته و از ۱۶۰ زعفران‌کار در شهرستان‌های غوریان، زنده‌جان و انجیل که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌بندی‌شده انتخاب شدند، گردآوری شد. برای تحلیل سطوح تمایل کشاورزان از مدل اقتصادسنجی لوجیت ترتیبی استفاده شد و اعتبار مدل با آزمون فرض رگرسیون‌های موازی، شاخص‌های برازش و معیارهای اطلاعاتی مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. نتایج نشان داد که ۵۹ درصد کشاورزان در سطح تمایل متوسط برای گسترش کشت قرار دارند. همچنین متغیرهای سطح زیرکشت فعلی، تعداد نیروی کار خانوادگی، قیمت فروش زعفران، سابقه فعالیت کشاورزی، سطح تحصیلات و وضعیت تأهل اثر مثبت و معناداری بر احتمال قرار گرفتن کشاورزان در سطوح بالاتر تمایل داشتند. در مقابل، فاصله مزرعه تا جاده اصلی اثر منفی و معناداری بر تمایل بهره‌برداران نشان داد. تحلیل اثرات حاشیه‌ای نشان داد که با افزایش سطح زیرکشت، احتمال قرار گرفتن کشاورزان در سطوح بالاتر تمایل افزایش می‌یابد و این افزایش در حدود ۷ هکتار شدت بیشتری پیدا می‌کند؛ یافته‌ای که می‌تواند نشان‌دهنده تقویت انگیزه حرکت از تولید معیشتی به تولید تجاری در سطوح بالاتر زیرکشت باشد. بر این اساس، نتایج مطالعه بر ضرورت تغییر رویکرد سیاست‌گذاران از حمایت‌های قیمتی صرف به سمت مداخلات ساختاری تأکید دارد. بهبود زیرساخت‌های حمل‌ونقل، ارتقای آموزش‌های فنی برای کشاورزان جوان و تحصیل‌کرده و یکپارچه‌سازی اراضی از طریق تعاونی‌ها می‌تواند در افزایش تمایل کشاورزان و تسهیل توسعه پایدار زعفران در استان هرات مؤثر باشد.