مطالعه شاخصهای رشد و روند تسهیم مواد فتوسنتزی زعفران تحت تأثیر وزن بنه و میزان مصرف نهادههای زراعی
صفحه 229-260
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.466517.1536
حمیدرضا فلاحی، مهسا اقحوانی شجری، حسین صحابی، حسن فیضی
چکیده ارزیابی روند تسهیم مواد فتوسنتزی در طی فصل رشد زعفران میتواند منجر به شناسایی دورههای کلیدی رشد گیاه شود. با اعمال مدیریت زراعی متناسب با دورة رشد، میتوان به بهبود رشد بنه و در نهایت افزایش گلدهی زعفران کمک نمود. در این تحقیق روند تسهیم مواد فتوسنتزی بین اندامهای مختلف زعفران تحت تأثیر وزن بنه مادری (کمتر از 4 ، 4 تا 8 و 8 تا 12 گرم) و مدیریت تلفیقی و زمانبندی شدة نهادههای زراعی (کمنهاده و پُرنهاده)، بصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 96-1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی سرایان (دانشگاه بیرجند) بررسی شد. حداکثر وزن ریشه در ابتدای بهمنماه (70 روز پس از اولین آبیاری پاییزه) و حداکثر وزن برگ در 10 اسفندماه مشاهده شد و پس از آن کاهش یافت، اما پس از این تاریخ سرعت رشد بنه افزایش یافت و در یکماه پایانی فصل رشد (نیمه فروردین- نیمه اردیبهشت ماه سال 1396) به حداکثر مقدار خود رسید. در تمامی تیمارها بخش عمدة ذخایر بنة مادری در 100 روز اول پس از اولین آبیاری پاییزه مصادف با اواخر دیماه مصرف شد. تولید بنههای دختری و وزن کل آنها، 140 روز پس از اولین آبیاری پاییزه تسریع شد و حداکثر مقدار آن (بهترتیب 655 عدد و 4148 گرم در مترمربع) در انتهای فصل رشد، در شرایط کاشت بنههای درشت + نظام پرنهاده حاصل شد. بیشترین مقدار متوسط وزن هر بنه دختری (8/7 گرم) در انتهای فصل رشد، در شرایط کاشت بنههای مادری درشت + نظام کمنهاده حاصل شد؛ در حالیکه در شرایط کاشت بنههای مادری ریز استفاده از نظام پرنهاده موجب افزایش متوسط وزن بنه شد. در تمامی تیمارها، بیشترین سرعت رشد بنه در یکماه آخر فصل رشد (تقریبا 170 روز پس از اولین آبیاری پاییزه) مشاهده شد. وزن کل گیاه بطور معنیداری وابسته به وزن بنههای مادری بود، در حالیکه در هر سه گروه وزنی بنههای مادری بین دو سطح مصرف نهاده تفاوت معنیداری مشاهده نشد. بیشترین سرعت رشد گیاه (CGR) در ماه پایانی رشد گیاه و حداکثر میزان آن (3/74 گرم بر مترمربع بر روز) در تیمار کاشت بنههای درشت + نظام پرنهاده حاصل شد. سرعت رشد نسبی گیاه (RGR) در فواصل روزهای 100 تا 140 و 180 تا 200 روز پس از اولین آبیاری پاییزه افزایش یافت. طول دوره فعال پرشدن بنهها در بین تیمارها تفاوت معنیداری نداشت و حدود 45 روز بود. در انتهای فصل رشد، بیشترین و کمترین میزان انتقال مجدد مواد فتوسنتزی از برگها به بنههای دختری (بهترتیب 1016 و 220 کیلوگرم در هکتار) به ترتیب در تیمارهای کاشت بنههای درشت + نظام پرنهاده و کاشت بنههای ریز + نظام پرنهاده مشاهده شد. حداکثر کارایی انتقال مجدد (2/56 درصد) در تیمار کاشت بنههای 4 تا 8 گرم و اعمال نظام پرنهاده بدست آمد. بر اساس نتایج این تحقیق، ماه پایانی رشد زعفران از نظر افزایش وزن بنههای دختری و بهبود سرعت رشد بنه، بهعنوان کلیدیترین دوره شناسایی شد.
تأثیر کاربرد سطوح مختلف ماده آلی بر کاهش اثرات منفی تنش خشکی در گیاه زعفران (Crocus sativus L.)
صفحه 261-282
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.476495.1540
روح الله مرادی، شیما رمضانی، سیدمسعود ضیائی
چکیده زعفران دارای مقاومت نسبی به تنش خشکی است، اما تایید شده است به دلیل عدم توسعهیافتگی ریشههای این گیاه، تنش خشکی باعث کاهش رشد و عملکرد زعفران میشود. در این تحقیق بهمنظور بررسی پتانسیل ماده آلی بر کاهش شدت تنش خشکی بر گیاه زعفران، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار بهصورت گلدانی در دانشگاه تربت حیدریه در سال 1403-1402 انجام شد. تیمارها شامل دو سطح تنش خشکی (عدم تنش (90 درصد ظرفیت زراعی) و تنش (50 درصد ظرفیت زراعی)) و اضافه کردن پنج سطح ماده آلی (ترکیب کود دامی و خاکبرگ به نسبت 3 به 1) به خاک شامل 5/2، 5، 10، 20 و 40 درصد بود و در تیمار شاهد از هیچ ماده آلی استفاده نشد. صفات مورد بررسی شامل طول برگ، وزن برگ، وزن ریشه، تعداد بنه، وزن بنه، کارایی مصرف آب و غلظت و جذب عناصر نیتروژن، فسفر، پتاسیم بود. نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد تنش خشکی در کلیه سطوح ماده آلی، تأثیر منفی بر صفات رشدی مورد بررسی داشت. بهعنوان مثال در تیمار عدم مصرف ماده الی، کمبود آب به ترتیب منجر به کاهش 67 و 58 درصدی میانگین وزن بنه و کلاله نسبت به عدم تنش شد. در کلیه سطوح ماده آلی، غلظت نیتروژن و پتاسیم در شرایط تنش بیشتر از عدم تنش بود ولی غلظت فسفر در شرایط عدم تنش بیشتر از تنش بود. کاربرد کلیه سطوح ماده آلی منجر به افزایش شاخصهای مورد بررسی هم در شرایط تنش و هم عدم تنش شد که اثر آن در شرایط تنش مشهودتر بود. در شرایط عدم تنش، اختلاف معنیداری از نظر صفات مورد بررسی بین سطوح 20 و 40 درصد ماده آلی مشاهده نشد ولی در شرایط تنش خشکی، بیشترین میزان صفات مورد ارزیابی در زمان استفاده از 40 درصد ماده آلی بدست آمد که اختلاف معنیداری با دیگر سطوح دارا بود. در شرایط تنش خشکی، کاربرد 40 درصد ماده آلی منجر به افزایش میانگین وزن بنه از 13/2 به 34/8 گرم شد. در سطوح 0، 5/2، 5، 10 و 20 درصد ماده آلی کارایی مصرف آب در شرایط عدم تنش بهطور معنیداری بیشتر از کمبود آب بود ولی این شاخص در سطح 40 درصد ماده آلی در شرایط تنش خشکی (82/1 کیلوگرم بر مترمکعب) بهطور معنیداری بیشتر از عدم تنش (48/1 کیلوگرم بر مترمکعب) بود. بهطورکلی، نتایج این تحقیق نشان داد که کاربرد ماده آلی میتواند به میزان چشمگیری اثرات منفی تنش خشکی را تعدیل نموده و باعث افزایش معنیدار رشد برگ و بنه زعفران در این شرایط شود. در کشت گلدانی، باتوجه به کارایی اقتصادی کاربرد 20 درصد ماده آلی در شرایط تنش توصیه می شود. برای اجرا در مقیاس بزرگتر، نیاز است این آزمایش برای شرایط مزرعهای نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.
ارزیابی کمی عملکرد برخی اکوتیپهای زعفران در شرایط اقلیمی حوزه آبریز دریاچه ارومیه
صفحه 283-304
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.444303.1526
عبدالله حسن زاده قورت تپه، فرشید طلعت، محمد رضائی مراد علی، فرخ غنی شایسته، رضا امیرنیا
چکیده این بررسی به منظور مقایسه و امکان سنجی رشد و عملکرد پیاز، گل، کلاله و برخی خصوصیات زراعی گیاه زعفران به عنوان الگوی کشت جایگزین با محصولات آب بر در آذربایجان غربی این بررسی به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی در3 تکرار در سه منطقه علیآباد نقده، قجلو میاندوآب و بالانج ارومیه، انجام شد. در هر منطقه 4 اکوتیپ کرقند، حوضسرخ، ژرف و شهنآباد به مدت 5 سال از شهریورماه سال 1396 تا 1400 کشت و مورد ارزیابی قرار گرفتند. از سال دوم تا سال پنجم اقدام به برداشت گل و صفات زراعی اکوتیپها شامل صفات تعداد گل، وزنتر گل، وزن خشک گلبرگ، پرچم و عملکرد کلاله تولیدی اندازهگیری و یا یادداشت برداری شد. دادههای بدست آمده بصورت تجزیه مرکب اسپلیت پلات در زمان (4 سال) آنالیز گردید. نتایج بررسیها نشان داد که اختلاف معنیداری در همه صفات اندازهگیری شده بین اکوتیپهای کشت شده وجود داشت. اثر متقابل مکان در اکوتیپ، سال در اکوتیپ و سال در مکان معنیدار بود. بیشترین عملکرد کلاله در منطقه علیآباد نقده معادل 17/5 کیلوگرم درهکتار تولید شد که به ترتیب نسبت به منطقه قجلو و بالانج 5/35 و 30 درصد بیشتر بود. از بین چهار اکوتیپ زعفران کشت شده، اکوتیپ کرقند و ژرف بترتیب با تولید 557/5 و 238/4 کیلوگرم درهکتار بالاترین وزن کلاله را داشتد. با توجه به نتایج اکوتیپهای کرقند و ژرف جهت کشت در بخشهای مرکز و جنوب استان آذربایجانغربی قابل توصیه میباشند و میتوان در هر سه منطقه نقده، بالانج و میاندوآب به کشت زعفران مبادرت نمود.
ارزیابی کاربرد کود بیولوژیک فولزایم پلاس اسپی و اسید آمینه آمینوفول بر برخی صفات رویشی و زایشی زعفران
صفحه 305-326
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.465316.1534
مینا غلامپور، حسین صادقی، وحید اکبرپور
چکیده عملکرد و گلدهی گیاه زعفران به عوامل متعددی از جمله اندازه بنهها بستگی دارد. تولید بنههای دختری و عملکرد گل به اندازه بنههای مادری بستگی دارد. بنههای بزرگ تعداد بنه دختری و گل بیشتری در واحد سطح تولید میکنند. در این پژوهش تأثیر تغذیه اسیدآمینه آمینوفول و کود بیولوژیک فولزایم پلاس اسپی بهطور همزمان بر اندازه بنهها و عملکرد کلالهها مورد مطالعه قرار گرفت. این پژوهش در سال زراعی 98-1397 در شهر فریم واقع در 65 کیلومتری جنوب شهرستان ساری با ارتفاع 818 متری از سطح دریا به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با نه تیمار و سه تکرار انجام شد. در این پژوهش، بنههای زعفران از توده تربت جام تهیه شد. تیمارهای آزمایشی عبارتند از: محرک زیستی اسیدآمینه آمینوفول (صفر، 125 و 250 میلیلیتر در لیتر) و کود بیولوژیک فولزایم پلاس اسپی (صفر، 5/2 و پنج گرم در لیتر). نتایج نشان داده است که برهمکنش محلولپاشی آمینوفول و کاربرد فولزایم پلاس اسپی بر وزن تر برگ در سطح احتمال یک درصد و بر تعداد برگ، وزن خشک برگ، وزن تر بنه دختری، قطر بنه دختری، وزن تر گل و گلبرگ در سطح احتمال پنج درصد معنیدار شد. بیشترین تعداد برگ در بوته، وزن تر برگ در بوته، وزن خشک برگ در بوته با کاربرد همزمان کود بیولوژیک فولزایم پلاس اسپی و محرک زیستی آمینوفول (A2F2) به دست آمد. برهمکنش کود بیولوژیک فولزایم پلاس اسپی و محرک زیستی آمینوفول (A2F1) بیشترین وزن تر بنه دختری و قطر بنه دختری را نشان داد، به طوری که صفات وزن تر بنه دختری و قطر بنه دختری به ترتیب افزایش 71/57 درصدی و 56/22 درصدی نسبت به شاهد داشت. بیشترین وزن تر گل و وزن تر گلبرگ با کاربرد همزمان کود بیولوژیک فولزایم پلاس اسپی و محرک زیستی آمینوفول (A2F1) حاصل شد. کاربرد کودهای زیستی و بیولوژیک بر صفات مورفولوژیکی برگ و بنه زعفران اثرات مثبت و افزاینده داشت و سبب توسعه اندام فتوسنتزکننده و افزایش رشد بنههای دختری شد به گونهای که کاربرد توأم این دو ترکیب سبب تولید بنههای دختری با وزن بیش از 20 گرم شد.
مرورعامل هایی بر روش های مکانیزه جداسازی کلاله از گل زعفران
صفحه 327-349
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.445321.1525
دانیال گندم زاده، محمد حسین سعیدی راد، یگانه سابقی
چکیده زعفران به عنوان یکی از محصولات مهم کشاورزی در ایران شناخته میشود، اما در سالهای اخیر تولید آن بهطور چشمگیری کاهش یافته و به 42/3 کیلوگرم در هکتار رسیده است. یکی از چرایی های این کاهش، زمانبر بودن مراحل برداشت و جداسازی کلالهها از گلهاست که برای فرآوری 2400 تا 2700 گل تقریباً 180 تا 204 دقیقه زمان نیاز دارد. انجام دستی مراحل کاشت، داشت، برداشت و فرآوری زعفران علاوه بر ارزشمند کردن محصول، نگرانیهایی درباره آلودگیهای میکروبی و قارچی به همراه دارد. در این مطالعه، روشهای مختلف جداسازی کلاله زعفران به سه مرحله ردیف نمودن گل، برش اجزای گل و جداسازی کلاله طبقهبندی شدهاند. بررسی دستگاههای مختلف نشان داده است که ترکیبی از تکنیکهای پردازش تصویر، حسگرهای نوری، سیستمهای مکانیکی با طراحی بهینه و استفاده از جریان هوا بهترین روش برای دستیابی به دقت و کیفیت بالا در جداسازی کلالهها است. در این مقاله پیشنهاداتی نیز برای بهبود مکانیزاسیون این فرآیندها ارائه شده است.
راهکارهای توسعه تولید زعفران در شهرستان غوریان استان هرات، افغانستان
صفحه 350-367
https://doi.org/10.22048/jsat.2024.437708.1521
وکیل احمد عمرعلی، محمدصادق اللهیاری، سروش مرزبان
چکیده با توجه به تغییرات اقلیم و پیامدهای آن در جهان از سویی و بحران آب در سرزمینهای خشک از سوی دیگر، هدایت کشاورزی به عنوان یکی از زیربناهای اقتصادی جوامع به سمت کشتهای کم آب بر و سازگار با اقلیم ضروری است. زعفران گیاهی است که در استان هرات افغانستان همانند شرق خراسان در ایران دارای سازگاری و بهرهوری مطلوبی است. ازاینرو تقویت کشت و ارائه راهبردهای مناسب جهت بهبود و تقویت کشت زعفران، علاوه بر تقویت اقتصاد منطقه موجب حفظ محیطزیست و کاهش اثرات نامطلوب دیگر کشتها بر اقلیم و منابع آبی میگردد؛ بنابراین برای توسعه کشت زعفران نیازمند برنامهریزی دقیق مبتنی بر ارزیابی شرایط تولید و منطقه میباشد. بدین منظور پژوهش حاضر با هدف ارائه برنامهای راهبردی بهمنظور توسعه زنجیره تولید زعفران در استان هرات، شهرستان غوریان در افغانستان صورت گرفته است. این پژوهش با بهکارگیری روش SWOT در راستای شناسایی عوامل درونی و بیرونی صورت گرفته است. بدین منظور با استفاده از مصاحبه با کارشناسان و خبرگان افغانستانی، عوامل درونی و بیرونی شناسایی گردیدند؛ سپس با استفاده از روش وزن دهی CRITIC و تحلیل SWOT مهمترین نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید شناسایی شدند. پس از شناسایی هریک از عاملها و زیرعاملها در روش SWOT استراتژیهای چهارگانه SO، ST، WO، و WT تعیین گردید. در نهایت بهترین راهبردهای توسعه تولید زعفران در استان هرات شهرستان غوریان شناسایی و عوامل بهدست آمده بر اساس میزان اهمیت اولویتبندی و انتخاب شدند. بر اساس نتایج حاصل از وزن نهایی هر گروه از عوامل، راهبردهای محافظهکارانه شامل «آموزش کشاورزان بهمنظور کشت و فراوری مناسب»، «توزیع وامهای کوتاهمدت و بلندمدت برای کشاورزان زعفرانکار و شرکتهای فرآوری و خدماتی و صادراتی» و همچنین «برگزاری نمایشگاههای بینالمللی برای شناساندن محصول زعفران افغانستان» بهعنوان مناسبترین راهبردها شناسایی شدند.
