با همکاری انجمن علمی گیاهان دارویی ایران
دوره و شماره: دوره 13، شماره 4 - شماره پیاپی 48، زمستان 1404 
مقاله علمی پژوهشی کشاورزی و علوم پایه

اثر نوسانات دما، بارندگی و عوامل مدیریتی بر شاخص‎های گلدهی زعفران در استان خراسان رضوی

صفحه 341-365

https://doi.org/10.22048/jsat.2026.566599.1583

رامین اسمی، سرور خرم دل، عاطفه میرزائیان

چکیده این مطالعه بهمنظور بررسی عملکرد گل و کلاله و برخی ویژگیهای کمی زعفران تحت تأثیر عوامل مهم اقلیمی و مدیریت زراعی در 10 شهرستان در استان خراسان رضوی (شامل بجستان، باخرز، بردسکن، گناباد، قوچان، مشهد، مهولات، تایباد، تربتحیدریه و زاوه) بهصورت پرسشنامه­ای طی دو سال 1401 و 1402 انجام شد. صفات مورد مطالعه شامل زمان تا شروع گلدهی، طول دوره گلدهی، عملکرد گل، عملکرد کلاله و شاخص برداشت کلاله بودند. تجزیه خوشه­ای برای گروه­بندی تیمارها انجام شد. نتایج نشان داد که اثر ساده سن مزرعه، تعداد آبیاری، آبیاری تابستانه، اقلیم و سال و اثر متقابل اقلیم×سال بر بیشتر شاخص­های گلدهی معنی­دار (05/0p) بود. دامنه طول دوره گلدهی طی سال­های 1401 و 1402 به ترتیب 5/17-2/12 و 1/12-2/8 روز ثبت شد. بیشترین طول دوره گلدهی در سال­های 1401 و 1402 به ترتیب مربوط به زاوه و باخرز بود و کمترین میزان نیز در هر دو سال برای بجستان مشاهده شد. بیشترین و کمترین دامنه کاهش طول دوره گلدهی در سال دوم نسبت به سال اول به ترتیب برای تایباد و زاوه ثبت گردید. دامنه عملکرد گل طی سال­های 1401 و 1402 به ترتیب برابر با 95/799-5/278 و 8/360-1/152 کیلوگرم در هکتار بود؛ به طوری­که در هر دو سال بیشترین و کمترین عملکرد به ترتیب به تایباد و بردسکن اختصاص داشت. دامنه کاهش عملکرد گل در سال دوم نسبت به سال اول برابر با 67-34 درصد محاسبه شد که بیشترین و کمترین میزان به ترتیب برای زاوه و بجستان ثبت شد. نتایج همبستگی بین پارامترهای اقلیمی و عملکرد نشان داد که قوی‌ترین همبستگی معنی‌دار بین عملکرد با میانگین دمای ماه مرداد و مجموع بارندگی اسفند ماه مشاهده شد. به طوری­که با افزایش میانگین دما در ماه مرداد، عملکرد کاهش و با افزایش میزان بارندگی در ماه اسفند عملکرد بهبود خواهد یافت. از آنجا که دوره انتقال مجدد مواد فتوسنتزی به بنه­های دختری در زمستان رخ می­دهد، وقوع بارندگی در طی مرحله رویشی در فصل زمستان (مانند اسفند) مهم است. کلیه شاخص­های گلدهی در شهرستان­های دارای اقلیم سردتر نسبت به گرم­تر بالاتر بود. از طرف دیگر، افت عملکرد گل و کلاله در سال دوم در شهرستان­های گرم­تر نسبت به سردتر به دلیل خسارت کمتر سرما پایینتر (تفاوت 33 درصدی عملکرد گل بین گرمترین و سردترین شهرستان) بود. به طور کلی، بر اساس نتایج این مطالعه پیشنهاد می­شود از راهبردهای فشرده­سازی اکولوژیک نظیر سایه­اندازی سطح خاک در طی ماه‎های گرم تابستان، کاشت بنه­های درشت و با تراکم بالا و کاهش سن مزرعه به منظور تخفیف اثر تغییر اقلیم در مدیریت پایدار زعفران بهره­گیری نمود.

مقاله علمی پژوهشی کشاورزی و علوم پایه

اثر تلقیح بنه با ریزجانداران مفید و ورمی­کمپوست بر عملکرد کمی و کیفی زعفران (Corcus sativus L.) در ارومیه

صفحه 367-388

https://doi.org/10.22048/jsat.2026.578760.1591

پریسا پاشاخانی، سید محمدرضا احتشامی، رضا امیرنیا

چکیده این پژوهش با هدف بررسی خصوصیات­ کمی و کیفی زعفران (Corcus sativus L.) تحت تأثیر تلقیح بنه با ریزجانداران حل­کننده فسفر در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار طی دو سال زراعی 1399-1398 و 1400-1399 در مزرعه پژوهشی دانشگاه ارومیه انجام شد. عوامل مورد بررسی شامل شاهد بدون مصرف کود شیمیائی فسفر و بدون تلقیح بنه، مصرف 100 درصد کود شیمیائی فسفر توصیه شده براساس نتایج آزمون خاک و بدون تلقیح، تلقیح بنه با باکتری سودوموناس (Pseudomonas fluorescens)، تلقیح بنه با قارچ مایکوریزا (Glomus etunicatum)، ورمی­کمپوست (10 تن در هکتار در زمان کاشت)، تلقیح بنه با سودوموناس و قارچ مایکوریزا، تلقیح بنه با سودوموناس + ورمی­کمپوست، تلقیح بنه با قارچ مایکوریزا + ورمی­کمپوست، تلقیح بنه با سودوموناس و قارچ مایکوریزا + ورمی­کمپوست بودند. براساس نتایج حاصل از این پژوهش، تیمار تلفیقی ورمی­کمپوست با سودوموناس و تیمار قارچ مایکوریزا بر عملکرد کمی و کیفی زعفران اثر مثبت و معنی­داری داشت. در بیشتر صفات مورد مطالعه بیشترین مقادیر در تیمارهای تلفیقی کود زیستی به­دست آمد، هر چند این اختلاف در برخی صفات با کود شیمیائی فسفر معنی­دار نبود. بیش­ترین وزن تر و خشک بنه­ها در تیمار تلفیقی ورمی­کمپوست با سودوموناس (3/6 و 8/1 کیلوگرم در مترمربع) و تیمار مایکوریزا (89/5 و 71/1 کیلوگرم در مترمربع)، بیش­ترین عملکرد وزن تر و خشک کلاله در تیمار تلفیقی ورمی­کمپوست با سودوموناس (018/0 و 007/0 گرم در مترمربع) و هم­چنین تیمار مایکوریزا (017/0 و 005/0 گرم در مترمربع) مشاهده شد. نتایج نشان داد عملکرد تر و خشک خامه زعفران در تیمارهای کود زیستی و هم­چنین تلفیق کود زیستی با ورمی­کمپوست بود که اختلاف معنی­داری با کود شیمیائی فسفر و شاهد داشت. بیش­ترین میزان کروسین در تیمار تلفیقی ورمی­کمپوست با مایکوریزا (5/24 %)، تیمار مایکوریزا (8/23 %) و تیمار تلفیقی ورمی­کمپوست با سودوموناس و مایکوریزا (7/23 %) به­دست آمد که به ترتیب نسبت به شاهد 61/10، 98/7 و 59/7 درصد افزایش نشان داد. بیش­ترین میزان سافرانال در تیمار ورمی­کمپوست (41 %) مشاهده شد، هر چند که با تیمار تلفیقی ورمی­کمپوست با مایکوریزا (37 %) و کود شیمیائی فسفر (39 %) اختلاف معنی­داری نداشت. ضمن این که کاربرد کودهای زیستی و تلفیق آن­ها سبب افزایش میزان پیکروکروسین کلاله زعفران شد، به طوری که اختلاف معنی­داری با تیمار کود شیمیائی فسفر نداشت. به­طور کلی با توجه به نتایج به­دست آمده می­توان گفت تغذیه زعفران با ورمی­کمپوست و تلقیح با ریزجانداران تأثیر قابل­توجهی بر رشد و عملکرد زعفران داشتند. استفاده از این کودها به عنوان یک رویکرد قابل قبول برای کاهش مصرف بیش از حد کودهای شیمیایی در عین حفظ عملکرد منطقی به نظر می­رسد.

مقاله علمی پژوهشی کشاورزی و علوم پایه

تأثیر زمان پرایمینگ بنه با سطوح مختلف جیبرلیک اسید بر صفات کمی و کیفی زعفران زراعی (Crocus sativus L.) در سال اول

صفحه 389-402

https://doi.org/10.22048/jsat.2026.558779.1576

شیرین انصاریان مهابادی، علی احمدی، حسین مقدم، سیدعبدالله محمدی

چکیده یکی از روش­های بهبود تولید و کنترل گلدهی در گیاهان، کاربرد تنظیم­کننده­های رشد مانند جیبرلیک اسید است. به منظور بررسی اثر زمان پرایمینگ بنه­های زعفران با جیبرلیک اسید (GA3)، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در سال 1403 به اجرا درآمد. دو زمان کاشت (اواخرخرداد، اواخر شهریور) و چهار سطح جیبرلیک اسید (0، ۱۰۰، ۲۰۰ و ۴۰۰ میلی گرم در کیلوگرم) به صورت پرایمینگ بنه به عنوان تیمار مدنظر قرار گرفتند. صفات مورد ارزیابی تعداد جوانه، زمان تا آغاز جوانه­زنی، تعداد گل، زمان تا آغاز گلدهی، ضریب تبدیل جوانه به گل، وزن خشک کلاله و صفات کیفی کلاله زعفران اندازه­گبری شدند. نتایج نشان داد که پرایمینگ بنه های زعفران با ۱۰۰ میلی گرم در کیلوگرمجیبرلیک اسید در اواخر خرداد به‌طور معنی­دار ( ) تعداد گل، ضریب تبدیل جوانه به گل، وزن‌تر کلاله، وزن خشک کلاله، کروسین و سافرانال را افزایش داد اما پرایمینگ بنه در اواخر شهریور با ۲۰۰ میلی گرم در کیلوگرمجیبرلیک اسید منجر به افزایش معنی­دار ( ) تعداد جوانه، تعداد گل، طول کلاله، وزن‌تر کلاله و وزن خشک کلاله و کاهش معنی­دار ( ) زمان تا آغاز گلدهی و زمان تا آغاز جوانه­زنی شد، گرچه در برخی صفات با سطح ۴۰0 میلی گرم در کیلوگرمدر یک گروه آماری قرار گرفتند. به‌طورکلی نتایج این آزمایش نشان داد که اولاً پرایمینگ بنه در اواخر خردادماه با سطوح کم جیبرلیک اسید بهتر است اما پرایمینگ بنه در اواخر شهریورماه با سطوح بالاتر مفید است ثانیاً پرایمینگ بنه در اواخر خردادماه و سطح ۱۰۰ میلی گرم در کیلوگرمهورمون می­تواند علاوه برافزایش صفات عملکرد میزان کروسین و سافرانال را افزایش دهد درحالی‌که پرایمینگ بنه در اواخر شهریورماه علاوه بر افزایش صفات عملکرد می‌تواند زمان تا آغاز گلدهی و جوانه­زنی را در سال اول کاهش دهد.

مقاله علمی پژوهشی اقتصاد و بازاریابی

تعیین الگوی کشت بهینه با رویکرد توسعه زعفران و به‌کارگیری روش‌های نوین آبیاری در شرایط کم‌آبی

صفحه 403-430

https://doi.org/10.22048/jsat.2025.545371.1571

وحید کلانتر، سید حبیب اله موسوی، حامد نجفی علمدارلو

چکیده منابع آب به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نهاده‌های تولید کشاورزی، در سال‌های اخیر به‌دلیل تغییر اقلیم و بهره‌برداری بی‌رویه با محدودیت‌هایی روبه‌رو شده‌اند. این مسئله ضرورت بهینه‌سازی الگوی کشت و ارتقای بهره‌وری آب را نشان می‌دهد. هدف این مطالعه، بررسی اثر تغییر روش‌های آبیاری و سناریوهای کاهش میزان آب آبیاری بر عملکرد و سود خالص محصولات الگوی کشت دشت همدان - بهار، با تأکید بر زعفران به‌عنوان محصولی راهبردی در افزایش تاب‌آوری کشاورزی است. داده‌های موردنیاز از طریق پرسشنامه و مصاحبه میدانی با کشاورزان منطقه در سال زراعی 1404-1403 گردآوری شد. برای شبیه‌سازی عملکرد محصولات، سه روش آبیاری سطحی، بارانی و قطره‌ای تحت سناریوهای کاهش آبیاری (۵، ۸ و ۱۰ درصد) بررسی گردید. نتایج شبیه‌سازی عملکرد محصولات به‌عنوان ورودی مدل برنامه‌ریزی ریاضی اثباتی استفاده شد تا اثر تغییرات عملکرد بر سود خالص کل بخش کشاورزی ارزیابی شود. یافته‌ها نشان داد که عملکرد محصولات در سه روش آبیاری متفاوت بوده و در سناریوی ۱۰ درصد کاهش آبیاری، اغلب محصولات با افت عملکرد مواجه شدند. ازاین‌رو، زعفران به‌دلیل نیاز آبی پایین به الگوی کشت افزوده شد. مقایسه روش‌های آبیاری نشان داد که سامانه قطره‌ای در تمامی سناریوها نسبت به آبیاری سطحی و بارانی برتری داشته و توانست افت عملکرد و سود را به‌طور قابل‌توجهی جبران کند. نتایج اقتصادی نیز بیانگر آن بود که توسعه سطح زیرکشت زعفران در کنار استفاده از روش‌های نوین آبیاری، موجب جبران کاهش سود ناشی از کم‌آبی و حتی افزایش سود خالص کشاورزی در برخی سناریوها نسبت به وضعیت پایه شد. بنابراین، ترکیب توسعه کشت زعفران و به‌کارگیری آبیاری قطره‌ای می‌تواند به‌عنوان راهبردی پایدار و اقتصادی برای مدیریت منابع آب و ارتقای تاب‌آوری کشاورزی دشت همدان - بهار توصیه شود.

مقاله علمی پژوهشی کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی خاصیت دگرآسیبی و قارچ‌کشی عصاره آبی برگ و بنه زعفران (Crocus sativus L.) بر اسپند و قارچ Fusarium nygamai

صفحه 431-449

https://doi.org/10.22048/jsat.2025.546131.1572

مسعود دهقانی، مهدی جهانی، حسین حمامی

چکیده به‌منظور ارزیابی اثر دگرآسیبی و قارچ‌کشی عصاره آبی برگ و بنه زعفران بر خصوصیات جوانه‌زنی و رشدی اسپند و رشد قارچ Fusarium nygamai سه آزمایش مجزا به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار به ترتیب در آزمایشگاه تحقیقات بذر، گلخانه تحقیقاتی و آزمایشگاه بیماری‌های گیاهی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در سال 1400 انجام شد. تیمارهای آزمایش اثر بازدارندگی عصاره زعفران بر خصوصیات جوانه‌زنی بذر اسپند (آزمایش اول) شامل دو نوع اندام زعفران (برگ و بنه) و هفت غلظت عصاره (صفر، 0625/0، 125/0، 25/0، 5/0، 1 و 2 درصد وزنی- حجمی) بودند. تیمارهای آزمایش اثر بازدارندگی عصاره زعفران بر خصوصیات جوانه‌زنی اسپند در گلدان (آزمایش دوم) و آزمایش بررسی اثر بازدارندگی عصاره زعفران بر رشد قارچ Fusarium nygamai (آزمایش سوم) بودند. نتایج اثر متقابل تیمارها در آزمایش جوانه‌زنی بذر نشان داد که کم‌ترین درصد جوانه‌زنی، ضریب آلومتریک، طول ریشه‌چه، ساقه‌چه، وزن خشک ساقه‌چه و ریشه‌چه و بیش‌ترین میانگین زمان جوانه‌زنی از غلظت 2 درصد عصاره بنه به‌دست آمد. در شرایط گلخانه‌ای غلظت 2 درصد عصاره بنه و غلظت‌های 1 و 2 درصد عصاره برگ دارای کم‌ترین درصد جوانه‌زنی، ضریب سرعت جوانه‌زنی، ضریب آلومتریک و بیشترین میانیگن زمان جوانه‌زنی بودند. کم‌ترین طول ساقه، طول ریشه، وزن خشک ساقه و وزن تر ریشه در غلظت 2 درصد عصاره بنه و غلظت‌های 1 و 2 درصد عصاره برگ مشاهده شد. نتایج آزمایش ضد قارچی نشان داد که کم‌ترین قطر کلونی قارچ روز سوم و ششم از غلظت 2 درصد عصاره به دست آمد که با غلظت 1 درصد عصاره اختلاف آماری معنی‌داری نداشت. در روز نهم کم‌ترین قطر کلونی از غلظت 2 درصد عصاره بنه به‌دست آمد که با غلظت‌های 1 و 2 درصد عصاره برگ اختلاف آماری معنی‌داری نداشت. در نهایت نتایج این آزمایش‌ها نشان داد که اثر ممانعت کنندگی از جوانه‌زنی و رشد اسپند در شرایط آزمایشگاه در عصاره بنه زعفران و در شرایط گلخانه‌ای در عصاره برگ و اثر ضدقارچی عصاره برگ بیش‌تر است. لذا با در نظر گرفتن نتایج این تحقیق و انجام پژوهش‌های بیش‌تر در زمینه اثر قارچ‌کشی و دگرآسیبی عصاره اندام‌های زعفران می‌توان جهت تولید قارچ‌کش و علف‌کش طبیعی اقدام کرد.

مقاله علمی پژوهشی فرآوری، صنایع غذایی و بیوشیمی

تشخیص انواع زعفران ایرانی با طیف‌سنجی تبدیل فوریه و روش‌های شیمی‌آماری

https://doi.org/10.22048/jsat.2026.565009.1582

امیر کاظمی، اصغر محمودی

چکیده زعفران ادویه‌ای است که از کلاله‌های گل Crocus Sativus L پس از خشک شدن تولید می‌شود و گران‌ترین ادویه جهان است. بنابراین این محصول هدف تقلب‌های مکرر و برچسب‌گذاری‌های نادرست است. در بازار محلی ایران زعفران بر اساس محل سرزنی در کلاله به سه نوع عمده سرگل، نگین و پوشال تقسیم می‌شود که خواص کیفی و قیمت آنها بر اساس نوع آنها متفاوت است. بنابراین تشخیص نوع زعفران از لحاظ کیفی و اقتصادی حائز اهمیت است. در تحقیق حاضر، ترکیب طیف‌سنجی تبدیل فوریه FT-MIR و روش‌های شیمی آماری برای طبقه‌بندی انواع زعفران ایرانی به کار گرفته شدند. روش‌های پیش‌پردازش مختلف برای اصلاح داده‌های طیفی استفاده شدند و مدل تحلیل مولفه اصلی (PCA) به عنوان مدل بدون نظارت و مدل آنالیز تشخیصی خطی (LDA) با دو کرنل خطی و درجه دو به کار گرفته شدند. بهترین نتیجه با پیش‌پردازش SG + D2 + MSC و کرنل خطی مدل LDA با دقت پیش‌بینی 88/88% برای طبقه سه نوع زعفران به دست آمد. نتیجه قابل قبول بدست آمده کارایی این روش را برای تشخیص غیرمخرب انواع زعفران ایرانی اثبات می‌کند.