با همکاری انجمن علمی گیاهان دارویی ایران
موضوعات = کشاورزی و علوم پایه
کشاورزی و علوم پایه

بررسی اثر روش‌ها و سطوح مختلف آب آبیاری بر برخی خصوصیات رویشی و عملکرد گل زعفران (Crocus.sativus L.)

دوره 12، شماره 1، 1403، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22048/jsat.2024.413372.1505

حمید رضا شریفی، زهره نبی پور، محمد جلینی

چکیده به منظور بررسی اثر روش‌ها و سطوح مختلف آب آبیاری بر برخی خصوصیات رویشی و زایشی زعفران، این پژوهش به صورت آزمایش کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی (ایستگاه تحقیقات گناباد) در سال‌های زراعی 1399-1397 انجام شد. در این تحقیق تیمار روش آبیاری (شامل روش‌های کرتی، قطره‌ای (نوار تیپ) و بارانی (پی‌فلکس) در کرت اصلی و سطوح مختلف آب آبیاری (شامل تامین 100، 75 و 50 درصد نیاز آبی) در کرت فرعی قرار داشتند. نتایج مقایسه میانگین‌ها نشان داد که در هر دو سال آزمایش، تغییر روش آبیاری از کرتی به قطره‌ای (نوار تیپ) و بارانی (پی‌فلکس) سبب افزایش خصوصیات مورد بررسی گردید. کاهش مقدار آب آبیاری از 100 به 50 درصد تامین نیاز آبی نیز سبب کاهش خصوصیات برگی و عملکرد کلاله شد، ولی بهره‌وری مصرف آب آبیاری افزایش یافت. بر این اساس کاهش تامین نیاز آبی زعفران از 100 به 50 درصد در سال اول و دوم به ترتیب موجب 33 و 30 درصد کاهش در عملکرد کلاله، 32 و 37 درصد افزایش در بهره‌وری مصرف آب شد. بررسی جدول اثرات متقابل نشان داد در سال اول آزمایش کاهش مقدار آبیاری از 100 به 50 درصد باعث کاهش بیشتری در مجموع طول برگ در متر مربع تحت آبیاری قطره‌ای (نوار تیپ) نسبت به دو روش دیگر آبیاری شد (82 درصد در روش قطره‌ای (نوار تیپ) در مقابل 79 درصد در روش بارانی (پی‌فلکس) و 69 درصد در روش کرتی). بر این اساس هرچند با افزایش سن مزرعه، اثر مثبت و مزیت نسبی سیستم های آبیاری نوین در حال کاهش بوده ولی چنین به نظر می‌رسد که می‌توان با کاربرد آبیاری بارانی (پی‌فلکس) در 100 درصد نیاز آبی به عملکرد مطلوب در منطقه رسید.

کشاورزی و علوم پایه

بررسی تاثیر پیش تیمار بنه بر برخی خصوصیات فیزیولوژیکی و بنه دختری زعفران (Crocus sativus L.) در شرایط تنش خشکی

دوره 12، شماره 1، 1403، صفحه 27-40

https://doi.org/10.22048/jsat.2024.436406.1519

سید مسعود ضیائی، حسن فیضی، عباس خاشعی سیوکی، حسین صحابی

چکیده زعفران گیاه ارزشمندی است که در سیکل زندگی خود، عموماً با تنش کم آبی روبرو است. از این رو، به منظور بررسی اثر پرایمینگ پیاز زعفران بر خصوصیات بنه و فیزیولوژیک این محصول تحت شرایط تنش خشکی، آزمایشی بصورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار به اجرا در آمد. تیمارهای آزمایش شامل دو سطح آبیاری بر اساس 70 و 50 درصد ظرفیت زراعی به عنوان کرت اصلی و شش -تیمار پرایمینگ بنه شامل عدم پرایمینگ (شاهد)، نیترات پتاسیم، اکسین، جیبرلین، نانو ذره دی‌اکسید سیلیسم و هیدروپرایمینگ به عنوان کرت فرعی بودند. نتایج نشان داد که افزایش شدت تنش خشکی از 70 به 50 درصد ظرفیت مزرعه، به ترتیب باعث افزایش 5/38، 1/59 و 3/57 درصدی در مقدار کلروفیل a، کلروفیل b و کاروتنوئیدها و کاهش 6/32 و 20 درصدی به ترتیب در نسبت کلروفیل a/b و میزان پروتئین گردید. پرایمینگ پیاز مادری با دو هورمون اکسین و جیبرلین، بطور معنی‌داری میزان پروتئین را افزایش داد و بیشترین وزن بنه دختری در سطح تیماری هورمون جیبرلین، به میزان 72/3 ‌گرم در بوته مشاهده شد. دو سطح تیماری هورمون جیبرلین و اکسین، در شرایط تنش خشکی ملایم، بطور معنی‌داری بیشترین تعداد بنه دختری را از خود نشان دادند و هورمون جیبرلین، در شرایط تنش خشکی ملایم، بطور معنی-داری بیشترین قطر بنه دختری، به میزان 28 میلیمتر را به خود اختصاص داد. در مجموع پرایمینگ پیاز زعفران با دو هورمون جیبرلین و اکسین جهت بهبود صفات فیزیولوژیک و خصوصیات بنه خصوصاً در شرایط وقوع تنش خشکی توصیه می‌گردد.

کشاورزی و علوم پایه

تاثیر گیاهان پوششی بر رشد علف‌های‌ هرز و عملکرد بنه زعفران (Crocus sativus L.) در شهرستان نکا

دوره 12، شماره 1، 1403، صفحه 41-54

https://doi.org/10.22048/jsat.2024.420827.1511

امیر محمد زرگریان، فائزه زعفریان، عباس جلالی، وحید اکبرپور

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر انواع گیاهان پوششی بر تراکم و زیست توده علف‌های هرز مزرعه زعفران به صورت طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار واقع در شهرستان نکا در سال 1401 اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی اعمال شده در مزرعه زعفران شامل: کشت گیاهان پوششی شبدر ایرانی (Trifolium resupinatum)، جو (Hordeum vulgare)، شنبلیله (Trigonella foenum – graecum L.) و کلزا (Brassica napus)، تیمار عدم وجین و بدون کشت گیاه پوششی (شاهد اول) و وجین علف‌های هرز و بدون کشت گیاه پوششی (شاهد دوم) بودند. صفات تراکم و زیست توده علف‌های هرز پهن‌برگ و باریک‌برگ، تراکم علف هرز غالب در مزرعه و شاخص تنوع گونه‌ای شانون وینر و همچنین اندازه‌گیری صفات مربوط به عمکرد بنه زعفران شامل تعداد بنه دختری، عملکرد کل بنه دختری، متوسط وزن بنه دختری، متوسط قطر بنه و عملکرد بنه در گروه‌های وزنی مختلف در واحد متر مربع بود. نتایج نشان داد که با کشت گیاه پوششی جو، کمترین تراکم و زیست توده علف هرز مشاهده شد؛ بطوری که کشت آن به ترتیب موجب کاهش 96 و 88 درصدی زیست توده علف هرز پهن‌برگ و باریک‌برگ شد. علاوه ‌براین، در بین گیاهان پوششی، بیشترین تنوع گونه‌ای علف هرز مربوط به کلزا و کمترین تنوع مربوط به جو به ترتیب برابر با 93/0 و 43/0 می‌باشد. با مقایسه گیاهان پوششی بیشترین عملکرد کل بنه دختری مربوط به کلزا، شبدر، شنبلیله و سپس جو به ترتیب معادل 9/1273، 1243، 8/1234 و 2/1175 گرم در متر مربع بود و بیشترین عملکرد کل بنه، متوسط وزن بنه و عملکرد بنه بالای 8 گرم با کشت گیاه پوششی کلزا بدست آمد که نسبت به شاهد بدون وجین به ترتیب معادل 6، 79 و 14 درصد افزایش نشان داد. بطور کلی، هرچند که با اعمال وجین علف هرز شاخص‌های عملکرد بنه زعفران در این تیمار نسبت به سایر تیمارها برتری داشت، اما این نکته را باید مد نظر داشت که با کشت گیاهان پوششی ضمن پایداری و حاصلخیزی نظام تولید در درازمدت، مزیت اقتصادی بالاتری را در نهایت برای کشاورز به همراه دارد.

کشاورزی و علوم پایه

زیست سنجی اثرات دگر آسیبی عصاره زعفران بر برخی خصوصیات کمی و کیفی چهار گونه دارویی خانواده نعناعیان

دوره 12، شماره 1، 1403، صفحه 55-70

https://doi.org/10.22048/jsat.2024.418532.1509

الهام عزیزی، لیلا تبریزی رائینی

چکیده با توجه به دوره رشدی زعفران، کشت مخلـوط این گیاه با گونه های دارای نیازهای مشابه می تواند گزینه ای مناسب برای کاربرد بهتر زمین باشد مشروط بر آن که دگرآسیبی این گیاه مد نظر قرار گیرد. به منظور بررسی اثر عصاره زعفران بر رشد و عملکرد تعدادی از گیاهان دارویی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. تیمارهای مورد بررسی شامل چهار گونه دارویی آویشن باغی (Thymus vulgaris L.) و آویشن شیرازی (Zataria multiflora Bioss)، کاکوتی (Ziziphora clinopodioides) و کلپوره (Teucrium polium) و عصاره برگ و بنه زعفران در چهار سطح (0، 3000، 6000 و 9000 پی پی ام) و چهار تکرار بودند. پارمترهای مورد بررسی عبارت بودند از وزن تر و خشک رشه و ساقه، نسبت اندام هوایی به ریشه، مقاومت روزنه ای، عدد کلروفیل متر و درصد و عملکرد اسانس. نتایج نشان داد که اثر متقابل غلظت های مختلف عصاره بنه و برگ زعفران، وزن تر ریشه و عدد کلروفیل متر را به طور معنی داری تحت تاثیر قرار داد. چهارگونه مورد بررسی، روندهای متفاوتی را در غلظت های مختلف عصاره نشان دادند. در گونه آویشن شیرازی و آویشن باغی، با افزایش غلظت عصاره، مقاومت روزنه ای در ابتدا افزایش و سپس کاهش یافت. اما گونه های دیگر از این روند تبعیت نکردند. در کلیه گونه های مورد بررسی، با افزایش غلظت عصاره، عدد کلروفیل متر در ابتدا افزایش یافت و سپس کاهش نشان داد. همچنین در همه گونه ها به استثنای آویشن باغی، با افزایش غلظت عصاره، نسبت اندام هوایی به ریشه افزایش یافت و درصد اسانس کاهش یافت. به طور کلی در همه گونه های مورد بررسی با کاربرد عصاره برگ و بنه زعفران، صفات فیزیولوژیکی و کیفی گیاه کاهش یافت.

کشاورزی و علوم پایه

پاسخ رشدی بنه های دختری زعفران به شرایط نگهداری بنه مادری در طی دوره رکود تابستانه

دوره 11، شماره 4، 1402، صفحه 345-370

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.406637.1495

سجاد مرادی مقدم، حمیدرضا فلاحی، محمدعلی بهدانی، سهراب محمودی

چکیده شرایط نگهداری بنة مادری زعفران در طی دورة رکود تابستانه، شامل مراحل خواب حقیقی و خواب ظاهری، رشد رویشی و فرایند تولید بنه­های دختری را تحت تأثیر قرار می­دهد و از این­رو انجام مطالعات علمی در این زمینه ضروری است. در این راستا، آزمایشی مزرعه­ای در قالب طرح  بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 99-1398 در شهرستان قاینات اجرا شد. تیمارهای آزمایش عبارت بودند از: 1- کشت بنه­ها در 15 خرداد­ماه و استقرار در دمای محیط، 2- کشت بنه­ها در 15 خرداد­ماه + مصرف بقایای گیاهی، 3- کشت بنه­ها در 15 خرداد­ماه + انجام آبیاری تابستانه،  4- نگهداری بنه­ها در محیط آزاد (سایه و دمای 30 تا 32 درجة سانتی­گراد) به مدت سه ماه و کشت آن­ها در 15 شهریور، 5- نگهداری بنه­ها در انکوباتور (دمای ثابت 25 درجه سانتی­گراد و محیط تاریک) به مدت سه ماه و کشت آن­ها در 15 شهریورماه، 6- نگهداری بنه­ها در انکوباتور (با دمای متغیر 20، 25 و مجدد 20 درجة سانتی­گراد و به مدت یک ماه در هر دما) و کشت آنها در 15 شهریورماه و 7- نگهداری تلفیقی بنه­ها در محیط آزاد (دو ماه از 15 خرداد تا 15 مرداد) و انکوباتور (یک ماه در دمای 25 درجه سانتی­گراد از 15 مرداد تا 15 شهریور) و کشت آنها در  15 شهریورماه. صفات مورد مطالعه شامل طول، تعداد و وزن برگ، تعداد و وزن کل بنه­های دختری، وزن بنه­ دختری اصلی، متوسط وزن بنه­ و نیز تعداد و عملکرد بنه­های دختری در گروه­های وزنی مختلف بودند. نتایج نشان داد که تیمار کشت گیاه در 15 خرداد همراه با مصرف بقایای گیاهی بیشترین مقادیر طول و تعداد برگ (به ترتیب 35 سانتی­متر و 9 عدد در بنه) را سبب گردید. انکوباسیون بنه­ها در دمای متغیر و سپس کشت آنها در شهریور منجر به افزایش معنی­دار وزن کل بنه­های دختری شد، در حالی که  انکوباسیون در دمای ثابت و کشت در شهریورماه بیشترین اثر را بر تعداد بنه در واحد سطح داشت (2022 عدد در متر مربع). بیشترین و کمترین مقدار متوسط وزن هر بنة دختری به­ترتیب در تیمارهای کشت در خرداد + مصرف بقایای گیاهی (23/7 گرم) و انکوباسیون در دمای ثابت (22/2 گرم) + کشت در شهریور حاصل شد؛ که در مقایسه با متوسط وزن بنه­های مادری کشت شده (15 گرم) کاهش یافت. تیمار کاشت در خرداد + مصرف بقایای گیاهی باعث کاهش تعداد بنه­های ریز با وزن کمتر از 6 گرم و افزایش تعداد بنه­های دختری در گروه­های وزنی 9 تا 12 و 12 تا 15 گرم شد. نگهداری بنه­های مادری در دمای متغیر انکوباتور + کشت در شهریور منجر به افزایش تعداد و عملکرد بنه­های دختری با وزن بیش از 15 گرم شد. در مجموع، تیمارهای کاشت بنه در خرداد همراه با مصرف بقایای گیاهی و نگهداری بنه­های مادری در دمای متغیر انکوباتور و سپس کاشت آنها در شهریور که به­ترتیب 66  و 61 درصد از عملکرد بنه­های دختری تولید شده در آن­ها در گروه­های وزنی بیش از 9 گرم قرار گرفتند، به عنوان تیمارهای برتر از نظر بهبود رشد بنه­های دختری زعفران شناسایی و معرفی شدند.

کشاورزی و علوم پایه

اثر محلول پاشی عصاره جلبک دریایی و برخی عناصر غذایی بر گلدهی و محتوای آپوکارتنوئیدهای کلاله زعفران

دوره 11، شماره 4، 1402، صفحه 371-391

https://doi.org/10.22048/jsat.2024.410290.1500

سید محمد موسوی پور، حسن فیضی، حسین صحابی، حمیدرضا فلاحی

چکیده با توجه به اهمیت و نقش عناصر غذایی و عصاره جلبک دریایی در بهبود عملکرد زعفران و با هدف افزایش عملکرد کلاله زعفران با استفاده از کاربرد عناصر کم مصرف و پرمصرفی نظیر کلسیم، منیزیم، آهن و منگنز، آزمایشی جهت بررسی اثر محلول­پاشی جلبک دریایی و برخی عناصر غذایی بر صفات کمی و کیفی زعفران (Crocus sativus L.) انجام شد. این تحقیق به­صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار در شهرستان نیشابور در سال 1401-1400 اجرا شد. فاکتور اول عصاره جلبک دریایی (صفر و دو لیتر در هکتار) و فاکتور دوم محلول­پاشی عناصر غذایی شامل عدم محلول­پاشی به عنوان تیمار شاهد، دفندر عناصر آهن با غلظت 5/1 (حاوی آهن، نیتروژن و اسید آمینه)، روی با غلظت 1، بُر با غلظت 5/1 (حاوی بُر و اسید آمینه)، منگنز با غلظت 2 (حاوی منگنز، روی و گوگرد)، منیزیوم با غلظت 2 و کلسیم با غلظت 2 لیتر در هکتار (حاوی کلسیم و نیتروژن) بودند. مصرف تمامی عناصر غذایی در مقایسه با عدم مصرف آن­ها و نیز مصرف عصارة جلبک در مقایسه با عدم کاربرد آن موجب افزایش معنی­دار عملکرد گل و کلاله شد. بر اساس نتایج اثر متقابل فاکتورهای آزمایشی، بیشترین تعداد گل (8/68 عدد در مترمربع) در تیمار مصرف همزمان منگنز و عصارة جلبک، بالاترین عملکرد گل (5/33 گرم در مترمربع) در شرایط مصرف همزمان جلبک و بُر و بیشترین عملکرد کلاله خشک (48/0 گرم در مترمربع) از کاربرد همزمان منیزیم و عصارة جلبک به دست آمد که به­ترتیب 8/63، 7/16 و 0/17 درصد بیشتر از تیمار شاهد (عدم مصرف عصارة جلبک و ریزمغذی) بود. در شرایط عدم مصرف عناصر غذایی، کاربرد منفرد عصاره جلبک موجب افزایش معنی­دار محتوای پیکروکروسن به میزان 9/15، کروسین به میزان 5/9 و سافرانال به میزان 6/10 درصد شد. مصرف همزمان کلسیم با جلبک دریایی محتوای پیکروکروسین و کروسین کلاله را افزایش داد، در حالیکه مصرف تلفیقی سایر عناصر غذایی با عصارة جلبک موجب بهبود این صفات نشد. بیشترین و کمترین محتوای سافرانال (به­ترتیب 7/37 و 35/32 میزان جذب در طول موج 330 نانومتر) از تیمارهای مصرف منیزیم بدون عصارة جلبک و شاهد (عدم مصرف جلبک و عناصر غذایی)  به دست آمد. در مجموع اگرچه کاربرد همه عناصر مورد مطالعه در کنار جلبک دریایی نسبت به شاهد باعث بهبود عملکرد شدند ولی به منظور افزایش عملکرد کلاله پیشنهاد می شود از عنصر منیزیم به همراه جلبک دریایی و به منظور بهبود کیفیت زعفران از عصاره جلبک دریایی استفاده شود.

کشاورزی و علوم پایه

بررسی وضعیت آلودگی به بیماری پوسیدگی فوزاریومی بنه در مزارع زعفران ایران

دوره 11، شماره 4، 1402، صفحه 393-412

https://doi.org/10.22048/jsat.2024.410910.1501

نیما خالدی، مهدی رضائی، مجتبی علیزاده فرد درآباد

چکیده بیماری پوسیدگی فوزاریومی یکی از مهم­ترین بیماری‌های قارچی بنه زعفران در سراسر جهان است که می‌تواند منجر به کاهش عملکرد محصول و کیفیت بنه‌های دختری تولید شده شود. هدف از این پژوهش، جداسازی و شناسایی عوامل بیماری پوسیدگی فوزاریومی بنه زعفران و بررسی میزان بیماریزایی آن‌ها می‌باشد. به­منظور شناسایی گونه‌های Fusarium عامل بیماری پوسیدگی فوزاریومی از بنه‌های زعفران دارای علایم پوسیدگی از مزارع مختلف استان‌های همدان، گلستان، کرمان، کردستان، سمنان، کرمانشاه، اردبیل، آذربایجان­شرقی، خراسان­شمالی، خراسان­رضوی، اصفهان و خراسان­جنوبی نمونه‌برداری شد. جدایه‌های قارچی پس از جداسازی و خالص‌سازی، بر اساس ویژگی‌های ریخت‌شناختی و آغازگرهای اختصاصی گونه شناسایی و تأیید شدند. همچنین میزان بیماریزایی جدایه‌ها با آزمون بیماریزایی به‌صورت مصنوعی در گلخانه مطابق اصول کخ، روی بنه‌های زعفران بررسی شد. نتایج نشان داد که حدود 6/38 درصد از نمونه‌ها، در دامنه 1 تا 5 درصد، آلوده به بیماری پوسیدگی فوزاریومی بودند. در مجموع، بر اساس ویژگی‌های ریخت‌شناختی و مولکولی 33 جدایه متعلق به گونه‌های Fusarium oxysporum (26 جدایه، 8/78 درصد) و F. solani sensu lato (7 جدایه، 2/21 درصد) شناسایی شدند. نتایج آزمون بیماریزایی نشان داد که تمامی جدایه‌های Fusarium spp. بیماریزا بوده  و درجات مختلفی از شاخص بیماری را نشان می‌دهند. نتایج تعیین آزمون فرم اختصاصی گونه F. oxysporum روی گیاهان مختلف نشان داد که تمامی جدایه‌ها روی گلایول، زنبق و زعفران زینتی ایجاد پژمردگی و زردی اندام‌های هوایی، بافت‌مردگی و پوسیدگی اندام زیرزمینی نموده و تحت عنوان F. oxysporum f. sp. gladioli نام گرفتند. این اولین گزارش در مورد شناسایی گونه F. oxysporum f. sp. gladioli از مزارع زعفران در شهرستان‌های ملایر، بیجار، کنگاور، پارس آباد، مرند، نطنز، نجف­آباد و گونه F. solani sensu lato از مزارع زعفران در شهرستان‌های آزادشهر، شیروان، اسفراین، کاشمر، نجف آباد، بشرویه از روی بنه زعفران می­باشد. یافته‌های این پژوهش، دیدگاه‌های جدیدی را درباره وضعیت سلامت بنه‌های زعفران به بیماری پوسیدگی فوزاریومی ارائه می‌دهد که می‌تواند در بازنگری استاندارد ملی سلامت بنه‌های زعفران و تعیین مناطق مستعد برای کشت بنه گواهی شده در ایران، مورد استفاده قرار گیرد.

کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی قابلیت گل‌آوری بنه‌های زعفران (Crocus sativus L.) تحت شرایط مزرعه‌ای و کنترل‌شده در منطقه دشت ساری

دوره 11، شماره 3، 1402، صفحه 227-241

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.405842.1494

فائزه زعفریان، عباس جلالی، حامد کاوه، فاطمه دلاورنیا

چکیده پژوهش حاضر به‌منظور دستیابی به بهترین شیوه کاشت و حصول حداکثر عملکرد گل و کلاله زعفران (Crocus sativus L.) در دشت ساری طی دو مرحله انجام شد. مرحله اول در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در طی سال‌های 1401-1400 به‌صورت کرت‌های خرد شده و در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل عمق زهکش (جوی) 15، 30 و 45 سانتی‌متر در کرت‌های اصلی و سه فاصله زهکش (عرض پشته) 50، 100 و 150 سانتی‌متر در کرت‌های فرعی بود. در مرحله دوم نگهداری بنه­های تولید شده به‌مدت 3 ماه در محیط انکوباسیون و سپس انتقال بنه­ها به دو محیط متفاوت هواکشت و مزرعه جهت ارزیابی عملکرد گل و کلاله زعفران صورت گرفت. صفات اندازه­گیری شده شامل تعداد گل تولید شده، متوسط وزن گل و وزن کلاله خشک در شرایط مزرعه و هواکشت و همچنین میزان سافرانال، پیکروکروسین و کروسین در شرایط هواکشت بود. ارزیابی صفات زایشی زعفران در شرایط هواکشت نشان داد که با افزایش عمق زهکش و کاهش فاصله زهکش صفاتی مانند تعداد گل، وزن گل و وزن خشک کلاله افزایش یافت؛ به‌طوری‌که‌ تیمار عمق زهکش 30 سانتی‌متر با فاصله زهکش 100 سانتی‌متر بالاترین مقادیر و افزایشی معادل 41، 40 و 45 درصد نسبت به میانگین مقادیر در کمترین عمق زهکش را نشان داد. البته اختلاف معنی­داری با تیمار عمق زهکش 45 سانتی­متر و فاصله زهکش 100 سانتی­متر وجود نداشت. علاوه ‌براین، نتایج نشان داد که با افزایش عمق زهکش و همچنین افزایش فاصله زهکش میزان پیکروکروسین کاهش یافت و همچنین اختلاف معنی­داری بین تیمارهای مختلف برای میزان کروسین مشاهده نشد. مقایسه صفات زایشی گیاه در دو شرایط هواکشت و مزرعه نشان داد که تعداد گل، وزن­تر گل و وزن خشک کلاله در شرایط مزرعه نسبت ‌به هواکشت به‌ترتیب معادل 21، 20 و 12 درصد کاهش یافت. به‌طور کلی، نتایج حاکی از آن بود که جهت دستیابی به بالاترین تولید زعفران در اراضی ساحلی، تکثیر بنه در مزرعه و در بسترهایی با عمق و فاصله زهکش به‌ترتیب 30 و 100 سانتی‌متری و سپس گل­گیری بنه­های تولیدی در شرایط هواکشت می­تواند شیوه اقتصادی مناسبی برای کشت یکساله زعفران در منطقه دشت ساری باشد.

کشاورزی و علوم پایه

اثر محلول پاشی نیترات پتاسیم و تنظیم کننده رشد فورکلرفنورن بر عملکرد گل و بنه زعفران

دوره 11، شماره 3، 1402، صفحه 257-280

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.352889.1477

نسیم رضوانی، مجید پوریوسف، افشین توکلی

چکیده زعفران از گیاهان بومی و ارزشمند ایران است که مصرف صحیح عناصر غذایی و تنظیم‌کننده‌های رشدی، در رشد و نمو و تولید محصول آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف از این مطالعه ارزیابی تاثیر غلظت‌های مختلف فورکلرفنورن و نیترات‌پتاسیم بر خصوصیات بنه‌های دختری و عملکرد زعفران می‌باشد. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زنجان انجام شد. محلول پاشی در این مطالعه، مرحله اول در اوایل اسفند ماه و مرحله دوم در اوایل فروردین ماه انجام شد. با توجه به نتایج به‌دست آمده اثرمتقابل فورکلرفنورن 5/2 و 5 میلی‌گرم‌در‌لیتر در سطح نیترات پتاسیم 500 میلی‌گرم‌در‌لیتر موجب کاهش تعداد بنه های دختری شد. ویژگی هایی مانند وزن بنه های دختری بیش از 7 گرم در مترمربع، قطر بنه، تعداد گل در مترمربع، میزان سافرانال، کروسین و پیکروکروسین در استفاده از تیمار اثرمتقابل فورکلرفنورن 5 میلی‌گرم‌در‌لیتر و نیترات پتاسیم 1000 میلی‌گرم‌در‌لیتر افزایش قابل توجهی پبدا کردند. بیشترین وزن تر و خشک کلاله به ترتیب به میزان 49/11 و 15/1 گرم در مترمربع با تیمار فورکلرفنورن در سطح 5 میلی‌گرم در لیتر حاصل شد. همچنین استفاده از نیترات پتاسیم در سطح 1000 میلی‌گرم در لیتر موجب افزایش وزن تر و خشک کلاله به ترتیب به میزان 22/10 و 01/1 گرم در مترمربع شد. بیشترین طو کلاله در تیمار فورکلرفنورن 10 میلی‌گرم‌در‌لیتر و نیترات پتاسیم 250 میلی‌گرم‌در‌لیتر به‌دست آمد. با توجه به نتایج به دست آمده محلول پاشی فورکلرفنورن با غلظت 5 و نیترات پتاسیم با غلظت 1000 میلی‌گرم در لیتر، بهترین نتیجه را بر صفات مورد مطالعه داشت. به‌طورکلی نتایج آزمایش کنونی حاکی از تأثیر مثبت محلول پاشی زعفران با فورکلرفنورن و نیترات پتاسیم، روی خصوصیات رشدی و عملکرد کلاله و بنه آن دارد. در کنار بهره‌مندی از نیترات پتاسیم به‌عنوان منبع تغذیه‌ای برای افزایش فتونستز و رشد گیاه، استفاده از ترکیباتی مانند فورکلرفنورن باعث انتقال بهتر و بیشتر هیدرات‌های کربن تولید شده از منبع به مخزن می شود که افزایش وزن بنه‌های دختری را به دنبال خواهد داشت.

واژه‌های کلیدی: بنه دختری، تعداد گل، سافرانال، عناصر غذایی، وزن بنه، کلاله

کشاورزی و علوم پایه

بررسی ردپای آب محصول زعفران در دشت بیرجند تحت شرایط تغییر اقلیم

دوره 11، شماره 3، 1402، صفحه 301-320

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.413847.1506

فریبا نیرومند فرد، عباس خاشعی سیوکی، سید رضا هاشمی، خلیل قربانی

چکیده بررسی و شناسایی میزان آب واقعی استفاده شده برای محصولات مختلف کشاورزی از اهمیت ویژه­ای برخوردار است و با در نظر گرفتن چنین ارزیابی­هایی می­توان راهکارهای مناسبی جهت کاهش مصرف آب کشاورزی ارائه داد که دارای اهمیت بالایی است. شاخص ردپای آب به عنوان یک شاخص جهانی مقدار واقعی آب مصرفی محصولات را براساس شرایط و اقلیم هر منطقه نشان می­دهد. از طرفی دیگر پدیده تغییر اقلیم از مهم­ترین چالش­های زیست محیطی است که بر منابع آب تأثیر بسزایی دارد. بنابراین ارزیابی این پدیده نیز جهت پیش­بینی تأثیر آن بر مصرف آب در بخش کشاورزی امری مهم و ضروری است. در این تحقیق به شبیه­سازی پارامترهای اقلیمی با استفاده از مدل گزارش ششم گردش عمومی جوی اقیانوسی MIROCES2L تحت سه سناریوی SSP1-2.6، SSP2-4.5 و SSP5-8.5 در دشت بیرجند پرداخته شده است و سپس با استفاده از نتایج آن محاسبه پیش­بینی ردپای آب آبی و ردپای آب سبز محصول استراتژیک زعفران در منطقه دشت بیرجند انجام شد. نتایج بخش اول نشان داد که حداقل دما و حداکثر دما در هر سه سناریو در آینده نزدیک (2022-2050) به طور کلی افزایش یافته است و پارامتر بارش در پاییز و زمستان افزایش و در بهار و تابستان کاهش می‌یابد. در بخش دوم نیز پیش­بینی عملکرد محصول زعفران توسط مدل NIO نشان داد که تحت سه سناریوی SSP1-2.6، SSP2-4.5 و SSP5-8.5 در آینده نزدیک (2038-2022) به طور میانگین به ترتیب به میزان 13/0، 21/0 و 05/0 کیلوگرم بر هکتار نسبت به دوره مشاهداتی (2021-2005) کاهش یافته است و در ادامه نتایج نشان داد با افزایش نیاز آبی در دوره آینده، ردپای آب آبی، ردپای آب سبز و ردپای آب کل محصول زعفران تحت تأثیر تغییر اقلیم در دوره آینده تقریبا به میزان 2 برابر نسبت به دوره مشاهداتی افزایش داشته است. هم­چنین نسبت مصرف آب آبی به آب سبز در این محصول در آینده تحت هر سه سناریو نسبت به دوره مشاهداتی از 91/1 تا 04/2 افزایش یافته است. بنابراین با وجود پدیده تغییر اقلیم، افزایش دما، افزایش نیاز آبی و در نهایت افزایش ردپای مصرف آب در منابع آب سطحی و زیرزمینی در دشت بیرجند در طی سال­های آینده، ضروری است تا برای پیاده­سازی الگوی مناسب مصارف آبی در دشت و به کار گرفتن راهکارهای مناسب و مؤثر جهت کاهش ردپای آب در منطقه مطالعاتی نیز روش­هایی مبنی بر کاهش سطح زیرکشت، کم آبیاری، تغییر الگوی کشت و تغییر تقویم زراعی نیز مطرح و اجرایی شوند.

کشاورزی و علوم پایه

اثرات دگرآسیبی و ضد قارچی عصاره آبی اندام های زعفران (Crocus sativus) بر خصوصیات جوانه‌زنی و رشد گیاه‌چه خاکشیر تلخ (Sisymbrium irio) و رشد قارچ فوزاریوم (Fusarium solani)

دوره 11، شماره 3، 1402، صفحه 321-341

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.409228.1499

زهرا توکلی، مهدی جهانی، حسین حمامی

چکیده با هدف ارزیابی خاصیت دگرآسیبی و قارچ‌کشی عصاره برگ و بنه زعفران بر خصوصیات جوانه‌زنی و رشدی علف‌هرز خاکشیر تلخ و قارچ فوزاریوم سولانی آزمایش‌های مستقل به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا ًتصادفی با چهار تکرار در دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در سال 1401 انجام شد. عامل اول آزمایش دگرآسیبی شامل دو نوع اندام زعفران (برگ و بنه) و عامل دوم هفت غلظت عصاره (صفر، 25/0، 5/0، 1، 5/1، 2 و 4 درصد وزنی- حجمی) بودند. عامل اول آزمایش ضدقارچی شامل دو نوع اندام زعفران (برگ و بنه) و عامل دوم شامل هفت غلظت عصاره (صفر، 0312/0، 625/0، 125/0، 25/0، 5/0 و 1 وزنی-حجمی) بودند. نتایج نشان داد که نوع عصاره بر درصد جوانه‌زنی، سرعت جوانه‌زنی، میانگین زمان جوانه‌زنی، طول و وزن ریشه‌چه، طول و وزن ساقه‌چه و وزن و بنیه گیاه‌چه خاکشیر تلخ معنی‌دار بود و عصاره بنه دارای آثار منفی بیشتری نسبت به عصاره برگ بود. با ‌افزایش غلظت عصاره، اثر بخشی آن نیز بیشتر شد به‌طوری‌که افزایش غلظت عصاره به چهار درصد سبب کاهش معنی‌دار طول و وزن ریشه‌چه، طول و وزن ساقه‌چه، وزن و بنیه گیاه‌چه خاکشیر تلخ شد. نتایج اثر متقابل نشان داد که کم‌ترین درصد جوانه‌زنی، سرعت جوانه‌زنی، طول و وزن تر ریشه‌چه، وزن تر و خشک ساقه‌چه و وزن خشک گیاه‌چه خاکشیر تلخ از غلظت چهار درصد عصاره بنه مشاهده شد. نتایج اثر متقابل نوع عصاره در غلظت عصاره بر قطر کلونی قارچ فوزاریوم سولانی نشان داد که تمام غلظت‌های مورد استفاده برای عصاره بنه مانع از رشد قارچ فوزاریوم در هر چهار مرحله نمونه‌برداری شدند. در عصاره برگ، غلظت‌های 125/0، 25/0، 5/0 و 1 درصد به‌طور کامل مانع رشد قارچ فوزاریوم در هر چهار مرحله نمونه‌برداری شدند. در نهایت نتایج این آزمایش‌ها نشان داد که اثر ضدقارچی و هم‌چنین اثر ممانعت کنندگی از جوانه‌زنی و رشد خاکشیر تلخ در عصاره بنه زعفران بیش‌تر از عصاره برگ است. لذا با در نظر گرفتن نتایج این تحقیق و انجام پژوهش‌های بیش‌تر و کامل‌تر در زمینه اثر قارچ‌کشی و دگرآسیبی عصاره اندام‌های زعفران می‌توان جهت تولید قارچ‌کش و علف‌کش طبیعی به این عصاره ها توجه بیشتری نمود.

کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی روند بلندمدت عملکرد و ثبات عملکرد زعفران(Crocus sativus L.) در استان خراسان رضوی

دوره 11، شماره 2، 1402، صفحه 119-135

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.393255.1485

حسین صحابی، فاطمه معلم بنهنگی، علی باقری

چکیده پایش شاخص‌های عملکرد همچون ارزیابی روند و ثبات عملکرد، می‌تواند راه‌گشای سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌های آینده به منظور حفظ و ارتقای عملکرد محصولات کشاورزی مهم در سیستم‌های زراعی ایران باشد. این پژوهش با هدف بررسی و تعیین میزان ثبات عملکرد زعفران در برخی شهرستان­های استان خراسان رضوی در سال 1401-1400 در دانشگاه تربت حیدریه اجرا شد. برای این منظور تمامی آمار قابل دسترس مربوط به سطح زیر کشت و عملکرد زعفران از شهرستان­های مختلف استان خراسان رضوی برای دوره 34 ساله (1399-1365) از آمارنامه‌های منتشر شده و موجود وزارت جهاد کشاورزی استخراج شده  و مورد استفاده قرار گرفت. پس از بررسی داده ها، شش شهرستان مشهد، تربت حیدریه، نیشابور،کاشمر، گناباد و تایباد که آمار کامل­تری برای آن ها موجود بود انتخاب شد و اطلاعات تکمیلی مورد نیاز با مراجعه حضوری به مراکز جهاد کشاورزی و مراکز تحقیقات کشاورزی هر شهرستان و بر اساس پرسشنامه و فرم­های مربوطه، تهیه و جمع­آوری شد. با تحلیل رگرسیون روند بلندمدت عملکرد و سطح زیر کشت، باقی‌مانده نسبی و باقی مانده مطلق عملکرد، ضریب تغییرات عملکرد مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها حاصل از پژوهش نشان دادند که سطح زیرکشت زعفران تا حدود سال 1385 و 1386 در تمام شهرستان­های مورد بررسی افزایش یافت اما در سال­های پایانی مطالعه شهرستان­های گناباد و تربت حیدریه که بالاترین میانگین عملکرد زعفران را داشتند با کاهش شدید سطح زیرکشت مواجه شدند. بررسی نتایج نشان داد در شهرستان تربت­حیدریه این کاهش سطح­زیرکشت تحت تأثیر تقسیم­بندی­های جدید این شهرستان و تفکیک بخش­های رشتخوار و زاوه از این شهرستان نیز بوده است. در طی 34 سال گذشته در شهرستان­های تربت حیدریه، گناباد و کاشمر عملکرد زعفران کاهش چشمگیری داشت. شهرستان گناباد که بیشترین میانگین عملکرد را در طی 34 سال گذشته داشت، بیشترین شیب کاهش عملکرد (سالانه 09/0 کیلوگرم در هکتار) را نیز نشان داد. میزان ثبات عملکرد بوم نظام­های کشت زعفران در شهرستان­های مورد بررسی از وضعیت مطلوبی برخوردار نبود. در مجموع شهرستان­های مختلف بررسی شده میزان باقی مانده نسبی عملکرد بین 01/0 تا 1/159 درصد متغیر بودکه نشان دهنده­ی بی ثباتی بالادر بوم ­نظام­های کشت زعفران در استان خراسان رضوی بود. در تمام شهرستان­های مورد بررسی به جز گناباد، روند تغییر ضریب تغییرات عملکرد با کاهش روبه رو شد. میانگین سرعت کاهش ضریب تغییرات در این شهرستان­ها بسیار کم (005/0- درصد در سال) محاسبه شد به طوری­که به نظر می­رسد در این شهرستان­ها میزان افزایش ثبات عملکرد با سرعت بسیار ناچیز در حال انجام بود.

کشاورزی و علوم پایه

بررسی تاریخی و اثر درازمدت عوامل اقلیمی بر تولید زعفران در استان خراسان رضوی

دوره 11، شماره 2، 1402، صفحه 137-161

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.384206.1480

الهام عزیزی، شهین فارابی

چکیده زعفران (Crocus sativus) با قدمتی دیرینه از دوره باستان تا دوره معاصر برای ایرانیان، کاربرد خوراکی و دارویی داشته است و عوامل متعددی بر میزان تولید آن در استان­های مختلف تأثیر گذار بوده است. به منظور بررسی روند سطح زیر کشت، تولید و عملکرد کلاله زعفران و همچنین اثر پارامترهای اقلیمی نظیر ارتفاع از سطح دریا، میانگین دما و میانگین بارش بر کشت و تولید این گیاه در شهرهای مختلف استان خراسان رضوی، مطالعه­ای در بازه زمانی سال­های 1363 تا 1399 با استفاده از داده­های جهاد کشاورزی صورت گرفت. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار تولید، و سطح زیر کشت در بازه مورد بررسی به ترتیب مربوط به زاوه، تربت حیدریه و رشتخوار بود. همچنین زاوه و تربت حیدریه به ترتیب با 3/13 و 4/9 درصد از کل، بیشترین سهم را از تولید کل استان داشتند. مقایسه عملکرد هر شهر نسبت به میانگین استان نشان داد که گناباد و تربت حیدریه به ترتیب دارای رتبه های اول و دوم از این نظر بودند. همچنین کلات دارای کمترین درصد سطح زیر کشت، تولید آبی و نسبت عملکرد به میانگین استان بود. مطالعه تأثیر عوامل اقلیمی بر زعفران نشان داد که با افزایش ارتفاع از سطح دریا، سطح زیر کشت و تولید زعفران، روند افزایشی داشت. با افزایش بارندگی سالانه نیز، سطح زیر کشت و تولید کل روند کاهشی غیرخطی نشان داد ولی عملکرد زعفران افزایش یافت. همچنین با افزایش میانگین دما، سطح زیر کشت و تولید زعفران افزایش یافت ولی عملکرد زعفران روند کاهشی داشت. بررسی درصد تشابه شهرهای مختلف استان خراسان رضوی از نظر خصوصیات مورد بررسی در سطح 75 درصد نشان داد که در کل، مناطق مختلف استان به 5 خوشه قابل تفکیک است. شهرهای باخرز، گناباد، کاشمر، مه­ولات و رشتخوار در خوشه اول و شهرهای بجستان، خواف، تربت جام، نیشابور، بردسکن و تایباد در خوشه دوم قرار گرفتند و هر کدام از شهرهای تربت حیدریه و زاوه نیز دو شاخه مجزا را تشکیل دادند و بقیه شهرها در یک خوشه قرار گرفتند. به طور کلی روند افزایشی سطح زیر کشت و تولید زعفران در استان خراسان رضوی حاکی از تمایل بیشتر به کشت این گیاه توسط کشاورزان با توجه به شرایط اقلیمی و خاکی این استان است.

کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی عملکرد روش‌های مدل‌سازی گروهی در شبیه‌سازی نیاز آبی زعفران

دوره 11، شماره 2، 1402، صفحه 163-182

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.394323.1486

احمد جعفرزاده، عباس خاشعی سیوکی، علی شهیدی

چکیده مدل‌سازی گروهی به‌عنوان یک مقوله نوظهور در بسیاری از رشته‌های مهندسی به‌خصوص زمینه‌های مختلف مهندسی آب در حال گسترش است. تخمین دقیق نیاز آبی زعفران به عنوان محصول راهبردی شرق کشور یکی از مهم‌ترین اقدامات تأثیرگذار در برنامه‌ریزی منابع آب منطقه خواهد بود. از این‌رو، این پژوهش اقدام به بررسی عملکرد مدل‌سازی گروهی در بهبود مدل‌سازی نیاز آبی زعفران در منطقه بیرجندِ استان خراسان جنوبی کرد. داده‌های واقعی نیاز آبی زعفران در سال دوم کشت در گام نخست در محل آزمایشگاه لایسی‌متری دانشگاه بیرجند جمع‌آوری شد. مدل‌سازی نیاز آبی زعفران با استفاده از داده‌های اقلیمی و نیاز آبی زعفران در بستر ماشین یادگیری درخت تصمیم انجام شد. همچنین، از دو روش Boosting و Bagging جهت ارتقای نتایج مدل درخت تصمیم استفاده شد. به‌منظور کمی کردن اثر مدل‌سازی گروهی آزمون‌های مقایسه‌ای متعددی نظیر شاخص‌های ارزیابی (RMSE و MAE)، مقایسه توزیع پراکنش داده‌ها (تحلیل وایولین Violin assessment)، ارزیابی کم/بیش تخمینی، مقایسه سری زمانی و تحلیل بهبود خطا استفاده شد. نتایج نشان داد که علی‌رغم دقت و کارایی نسبی مدل درخت تصمیم در شبیه‌سازی نیاز آبی زعفران، امکان بهبود نتایج همچنان وجود دارد. همچنین، نتایج اثبات کرد که مدل‌سازی گروهی ظرفیت بالقوه‌ی خوبی در زمینه ارتقای نتایج دارد. به‌طوری‌که یادگیری گروهی بانظارت (Boosting) دقت مدل درخت تصمیم را بیش از 30 درصد بهبود بخشید (کاهش قدر مطلق خطا از 36 میلی‌متر به 65/23 میلی‌متر) و این موضوع عامل کاهش RMSE را از 44/0 میلی‌متر به 07/0 میلی‌متر شد. علاوه‌بر این، نتایج آزمون‌های مقایسه‌ای تأیید کرد که خروجی تولید شده توسط روش Boosting از کیفیت بسیار بهتری نسبت به خروجی مدل درخت تصمیم و روش Bagging برخوردار است.

کشاورزی و علوم پایه

مطالعه سمیت تدخینی چند اسانس‌ گیاهی بر کنه‌ی بنه زعفران Rhizoglyphus robini Claparède (Acari: Acaridae) در شرایط آزمایشگاهی

دوره 11، شماره 2، 1402، صفحه 199-208

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.391164.1484

محمد ناطق گلستان، آرش هنرمند

چکیده زعفران یا طلای سرخ یکی از  محصولات استراتژیک کشاورزی است که پتانسیل صادرات غیرنفتی بسیار بالایی برای کشور دارد. با توجه به ممنوعیت استفاده از سموم شیمیایی مصنوعی علیه آفات زعفران و روند رو به رشد کاشت این محصول در کشور و همچنین اهمیت تولید بذر گواهی شده محصولات کشاورزی، یافتن راه‌های کنترل غیر‌شیمیایی آفت و تولید پیاز سالم زعفران، اجتناب ناپذیر می­باشد. در این میان، کنه زعفران Rhizoglyphus robini Claparède  یکی از مهم­ترین آفات زعفران بوده که هرساله خسارت زیادی به پیاز و محصول زعفران وارد می­سازد. در مطالعه‌ی حاضر سمیت اسانس‌های گیاهی از خانواده کاسنی (Compositae) شامل گیاه درمنه Artemisia sieberi Besser، تلخه Acroptilon repens (L.)، کاسنی Cichorium intybus L. و بومادران Achillea millefolium L. روی کنه ماده بالغ زعفران در شرایط آزمایشگاه ارزیابی شد. زیست سنجی به روش تدخینی در داخل پتری دیش 5 سانتی‌متری در تاریکی مطلق، رطوبت نسبی 70 درصد و دمای 26 درجه به مدت 24 ساعت انجام شد. برای هر اسانس 6 غلظت و برای هر غلظت 3 تکرار در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که اسانس درمنه با  ppm09/160=LC50 دارای بیشترین و اسانس کاسنی با ppm 12/440=LC50 دارای کمترین میزان سمیت بر کنه بنه زعفران بودند. همچنین بیشترین شیب رگرسیون غلظت- مرگ و میر در اثر اسانس تلخه (719/0±801/5) و کمترین آن در اثر اسانس­های درمنه و بومادران مشاهده گردید. بر اساس نقطه شروع سمیت، اسانس درمنه با بیشترین مقدار عرض از مبداء (323/0±177/2-) سریعترین سمیت اولیه را بر کنه در غلظت ppm21/33 ایجاد نمود.

کشاورزی و علوم پایه

بررسی آثار تغییرات اقلیم بر رانت زمین‌های کشاورزی زعفران در استان خراسان رضوی

دوره 11، شماره 2، 1402، صفحه 209-224

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.400066.1489

اعظم رضایی، مرتضی یعقوبی

چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی اثرات تغییرات اقلیم بر رانت زمین‌های کشاورزی زعفران در استان خراسان رضوی انجام شد. بر این اساس آمار و اطلاعات مورد نیاز از سازمان هواشناسی کل کشور و جهاد کشاورزی استان خراسان رضوی در دوره زمانی 99-1390 جمع­آوری شد. به منظور تحقق اهداف تحقیق، از روش ریکاردین و تکنیک داده­های تلفیقی استفاده شد. در نهایت ارزش حال رانت محاسبه گردید. جهت پیش‌بینی اثر نهایی تغییراقلیم بر رانت زعفران در استان خراسان رضوی از سه سناریوی تغییر اقلیمA1، B1 و AB(بدبینانه، خوش­بینانه و میانی) هیأت بین الدولی تغییر اقلیم تا افق 2100 استفاده شد. بر اساس نتایج، همه شهرستان­های استان خراسان رضوی در دوره مورد بررسی دارای رانت مثبت زعفران هستند. تربت جام با 5350794560 ریال و کاشمر و رشتخوار با 1600794560 ریال به ترتیب بیشترین و کمترین ارزش حال رانت زعفران را دارند. همچنین روند تغییرات رانت در برخی شهرستان­ها مثبت و در برخی شهرستان­ها منفی است. شهرستان­های بجستان، تربت جام، جوین و خوشاب دارای روند افزایشی ارزش رانت هستند. به علاوه، روند رانت شهرستان­های باخرز، تایباد، بردسکن، تربت حیدریه، جغتای، چناران، خلیل آباد و خواف کاهشی است. بر اساس نتایج مدل اثرات ثابت، متوسط دمای سالیانه و متوسط بیشینه دما اثر مثبت و معنادار در سطح احتمال یک درصد، بارش تجمعی اثر مثبت و معنادار در سطح احتمال پنج درصد و اثر متقابل دما و بارش و متوسط کمینه دما اثر منفی و معنادار در سطح احتمال یک درصد بر رانت زعفران در استان خراسان رضوی دارند. با توجه به سناریوهای اقلیمی تا سال 2025، رانت 11/0 درصد در هر هکتار کاهش خواهد یافت. همچنین تا سال 2100، تغییرات رانت ناشی از سناریوهای اقلیمی دما و بارش 326/0 درصد است. با در نظرگرفتن رانت میانگین و سطح زیرکشت کل استان خراسان رضوی در زعفران، 937 میلیارد ریال کاهش در رانت به وجود خواهد آمد. لذا با توجه به اجتناب­ناپذیر بودن تغییرات اقلیم، ارزیابی اثرات آن می­تواند در مدیریت این پدیده مؤثر باشد.

کشاورزی و علوم پایه

بررسی رقابت درون گیاهی در تخصیص مواد فتوسنتزی بین بنه‌های زعفران (Crocus sativus L.)تحت تاثیر سطوح مختلف آبیاری و کودهای آلی

دوره 11، شماره 1، 1402، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.155794.1323

محمود غلامی، محمد کافی، حمید رضا خزایی، حسین ابرقوئی

چکیده به منظور بررسی رفتار رقابتی بین بنه‌های زعفران، آزمایشی به صورت کرت‌های خردشده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در یک مزرعه تحقیقاتی واقع در بخش چرخاب از توابع استان یزد طی سه سال به اجرا درآمد. کرت‌های اصلی شامل سه سطح آبیاری (100، 75 و 50 درصد نیاز آبی) و کرت‌های فرعی شامل شاهد، 10 تن در هکتار کود دامی و یا 10 تن ورمی‌کمپوست به صورت توزیع روی سطح خاک، 5 ویا 10 تن در هکتار ورمی‌کمپوست در زیر ردیف‌های کاشت، 10 لیتر در هکتار هیومستر سفرون در یک نوبت و در دو نوبت پس از گلدهی بود. نتایج نشان داد که تحت شرایط تنش ملایم، تعداد کل بنه و وزن کل بنه‌ها در هر بوته نسبت به تیمار شاهد، به ترتیب بیش از 30% و 17% کاهش یافت. اما متوسط وزن کل بنه 12% افزایش یافت. در تنش شدید خشکی، وزن کل بنه موثر و تعداد بنه موثر بیش از 50% نسبت به تیمار شاهد کاهش یافت. طی سه سال آزمایش، تعداد کل بنه موثر، وزن کل بنه موثر، تعداد کل بنه و وزن کل بنه به ترتیب 189%، 205%، 470% و 263% افزایش یافت. درحالیکه متوسط وزن کل بنه و نسبت وزنی و عددی بنه‌های موثر به کل بنه‌ها به ترتیب 38%، 17% و 48% کاهش یافت. در مجموع، افزایش مطلق وزن بنه‌ها در هر سال، ناشی از افزایش تعداد بنه بود ولی نسبت بنه‌های درشت به بنه‌های ریز، به دلیل رقابت بین بنه‌ها، هر ساله کاهش یافت. زعفران در شرایط تنش ملایم سعی در افزایش وزن بنه در مقایسه با تعداد بنه دارد و در شرایط تنش شدید خشکی، گیاه زعفران، بیشتر سعی می‌کند مواد فتوسنتزی بین تعداد بنه بیشتری توزیع شده و تعداد بنه را افزایش می‌دهد.

کشاورزی و علوم پایه

تحلیل و توصیف مهم‌ترین عوامل زراعی مؤثر بر خلاء عملکرد مزارع زعفران

دوره 11، شماره 1، 1402، صفحه 23-51

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.359357.1468

حمید رضا فلاحی، علیجان سالاریان

چکیده این پژوهش توصیفی به‌صورت مصاحبه و تکمیل پرسشنامه (125 عدد) در بین کشاورزان زعفران‌کار شهرستان تربت‌حیدریه در سال 1399-1400 انجام گرفت. هدف از اجرای این تحقیق توصیف مهم‌ترین دلایل بالا بودن خلاء عملکرد مزارع زعفران از طریق مقایسه مهم‌ترین عملیات زراعی مرتبط با زراعت این گیاه در بین سه گروه از کشاورزان (معمولی، ماهر و پیشرو یا خبره) و نیز مقایسه روش‌های بکارگیری شده توسط کشاورزان با توصیه‌های کارشناسان علم زعفران بود. تقسیم‌بندی کشاورزان در هر یک از سه گروه، بر اساس عملکرد کلاله در ارتباط با سن مزرعه بود. قبل از تحقیق روایی پرسشنامه تأیید شد و پایایی آن نیز با استفاده از روش بازآزمایی تعیین گردید. نتایج نشان داد، هیچکدام از کشاورزان معمولی و ماهر تحصیلات کشاورزی نداشتند، در حالی‌که 15 درصد از کشاورزان پیشرو دارای تحصیلات کشاورزی بودند. میانگین سال‌های تحصیلات کشاورزان معمولی، ماهر و پیشرو به-ترتیب 1/7، 5/7 و 9/10 سال بود. بیشترین تعداد کشاورزان معمولی و ماهر (به‌ترتیب 2/46 و 7/35 درصد) در شهریور و بیشترین تعداد کشاورزان پیشرو (5/37 درصد) در خردادماه کشت زعفران را انجام می‌دهند. میانگین مصرف بنه توسط کشاورزان معمولی، ماهر و پیشرو به‌ترتیب 9/8، 9/8 و 5/10 تن در هکتار و میانگین مقدار توصیه شده توسط کارشناسان 4/10 تن در هکتار بود. تمامی کارشناسان زراعت زعفران روش کشت دانه‌تسبیحی را توصیه نمودند که به‌ترتیب با رویة 30، 1/43 و 4/44 کشاورزان معمولی، ماهرو پیشرو هماهنگی داشت. حداقل وزن بنه توصیه شده توسط کارشناسان کشاورزی 8 گرم بود، که از این نظر 7/18 درصد کشاورزان معمولی، 25 درصد کشاورزان ماهر و 100 درصد کشاورزان پیشرو با این توصیه هماهنگی داشتند. وجین دستی رایج-ترین روش کنترل علف‌های هرز در بین کشاورزان بود و توصیة اکثر کارشناسان مبنی بر حفظ بقایای برگ زعفران به‌عنوان مالچ، توسط بیشتر کشاورزان اعمال نمی‌شود. بیشتر کارشناسان بهره‌برداری از مزرعه به مدت 5 تا 6 سال و بیشتر کشاورزان بهره‌برداری به مدت 7 تا 8 سال را مناسب دانستند. در مجموع، پایین بودن سطح دانش عمومی و زراعی، روش کاشت کپه‌ای، کاشت بنه‌های مادری با وزن کم، تاریخ کاشت نامناسب و بهره‌برداری طولانی‌مدت از مزرعه از جمله مهم‌ترین موارد مدیریت ناصحیح مزارع زعفران خصوصاً توسط کشاورزان معمولی بود.

کشاورزی و علوم پایه

بهبود برنامه‌ریزی آبیاری زعفران با استفاده از اندازه‌گیری‏‌های میدانی و مدل سازی گیاهی

دوره 11، شماره 1، 1402، صفحه 53-69

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.386578.1481

امیر اکبری، علی نقی ضیائی، سید محمدرضا ناقدی فر، پرویز رضوانی مقدم، مهدی غلامی شرفخانه

چکیده زعفران یکی از ارزشمندترین ادویه‌های جهان به شمار می‌آید و باتوجه به ارزش اقتصادی بالا و نیاز آبی پایین، کشت آن در شرق ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این پژوهش که در سال زراعی 1401-1400در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد صورت گرفت، مدل اکواکراپ جهت شبیه‌سازی عملکرد گیاه زعفران با استفاده از اندازه‌گیری‌های میدانی واسنجی و صحت‌سنجی شد. بدین منظور رطوبت خاک، زیست‌توده و سطح سایه‌انداز گیاه با تفکیک زمانی نسبتا بالا در طول فصل رشد اندازه‌گیری گردید. مقدار ضریب همبستگی پیرسون، میانگین ریشه مربعات خطا، شاخص توافق ویلموت و ضریب کارایی نش - ساتکلیف برای شبیه‌سازی رطوبت به ترتیب 87/0، 8/7 میلی‌متر،92/0 و 62/0 ، برای زیست‌توده گیاه 99/0، 3/0 تن برهکتار، 99/0 و 98/0 و همچنین برای سطح سایه‌انداز گیاه 98/0 ،5 درصد، 98/0 و 93/0 به دست آمد. بازه‌های حساس گیاه زعفران از طریق بررسی تغییرات وزن بنه دختری ، زیست‌توده و بهره‌وری آب در طول مراحل مختلف رشد نسبت به تنش آبی تعیین و یک سناریوی اصلاح‌شده جهت بهبود وضعیت آبیاری مزرعه پیشنهاد گردید. با اعمال این سناریو و اجرای مدل، مقدار وزن بنه دختری از 550/5 به 693/7 تن بر هکتار و زیست توده از 204/7 به 395/9 تن بر هکتار افزایش یافت. مقدار بهره‌وری آب نیز از 50/3 به 69/3 کیلوگرم بر مترمکعب رسید و 85 میلی‌متر آب صرفه‌جویی شد.

کشاورزی و علوم پایه

اثر استفاده از نانو کود گاوی در مقایسه با کودهای شیمیایی و گاوی رایج بر عملکرد زعفران و برخی خصوصیات خاک

دوره 10، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 305-323

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.366991.1470

حسام آریان پور، حسین صحابی، حسن فیضی، علی جان سالاریان، امیر سالاری

چکیده کودگاوی از متداولترین کودهای مصرفی در زعفرانکاری است، اما مشکل اصلی آن سرعت کم آزادسازی عناصر غذایی است؛ که کشاورز را بسمت استفاده از کودهای شیمیایی سوق می‌دهد. باورود فناوری نانو به عرصه کشاورزی انتظار می‌رود تا راه‌حل مناسبی برای بهبود زمان جذب کودهای آلی پیدا شود. نانوذرات کودگاوی با سطح ویژه بیشتر می‌توانند مدت زمان تجزیه کودگاوی را کاهش دهند. از اینرو طرحی بصورت اسپلیت‌پلات در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی جهت مقایسه عملکرد کودهای شیمیایی و گاوی معمول با کودگاوی درمقیاس نانو برروی عملکرد زعفران و خصوصیات خاک اجرا شد. فاکتور اصلی در هفت سطح (شامل نانو کودگاوی به دومیزان پنج و 20تن درهکتار وبه دوصورت کاربرد بعنوان مالچ و مخلوط با خاک، کودگاوی معمولی به‌میزان 20تن در هکتار و به دوصورت مالچ و مخلوط با خاک وعدم مصرف کودگاوی) و فاکتورفرعی شامل کود شیمیایی NPK (در دوسطح مصرف و عدم مصرف) بودند. نتایج نشان داد که با نانوکردن کودگاوی نیمه‌عمر آن درخاک از حدود 36هفته به 11هفته کاهش یافت. تیمار مصرف نانوکودگاوی به‌میزان 20تن درهکتار بصورت مخلوط در خاک نسبت به تیمارهای کودگاوی معمولی، تیمار کود شیمیایی و شاهد بترتیب افزایش عملکرد خشک کلاله به میزان 7/43، 46 و 57 درصدی را نشان داد. نانوکردن کودگاوی سبب حفظ رطوبت بیشتر، مقاومت مکانیکی کمتر خاک ودرصد عناصر غذایی بیشتر درگیاه شد. درمقایسه دو روش مختلف مصرف کود، درروش مالچ میزان رطوبت بیشتر درخاک و مقاومت مکانیکی سطحی کمتر و در روش مخلوط میزان عناصر غذایی بیشتر دربرگ مشاهده شد. نتایج نشان داد درصورت نانوکردن کودگاوی، روش مخلوط نسبت به مالچ ارجحیت دارد. با نانوکردن کودگاوی، استفاده از روش مخلوط به‌جای مالچ و کابرد سطوح بالاتر کودهای گاوی از تأثیر هم‌افزایی کودهای شیمیایی درافزایش عملکرد کاسته شد، بطوریکه درتیمار کاربرد کودگاوی نانو به‌مقدار 20تن درهکتار و به‌روش مخلوط در خاک افزایش عملکرد معنی‌داری در اثر افزودن کود شیمیایی مشاهده نشد. همچنین اعمال تیمار کودگاوی نانو به مقدار پنج تن در هکتار نسبت به تیمار کودگاوی معمولی به‌میزان 20تن درهکتار، افزایش عملکرد 22درصدی نشان داد. درمجموع نتایج نشان داد که؛ می‌توان با نانوکردن کودگاوی سبب افزایش 22درصدی عملکرد درکنار کاهش 75درصدی مصرف کودهای گاوی درفصل دوم رشد زعفران شد.

کشاورزی و علوم پایه

اثر انواع مالچ شیمیایی و آلی بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک و عملکرد کمی و کیفی کلاله زعفران در منطقه قائنات

دوره 10، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 325-341

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.368175.1473

زهره ناتوان، روح الله مرادی، مهدی نقی زاده، نسیبه پورقاسمیان

چکیده به‏منظور بررسی تاثیر انواع مختلف مالچ شیمیایی و آلی خصوصیات مختلف خاک و عملکرد کمی و کیفی زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه چهار ساله زعفران در شهرستان قاین در سال 1397 تا 1399 اجرا شد. تیمارها شامل استفاده از انواع مختلف مالچ برای کنترل علف هرز شامل عدم کنترل، وجین دستی، پلاستیک شفاف و پلاستیک سیاه (به ضخامت 15 تا 20 میکرومتر)، بقایای برگ انگور، کلش گندم، برگ انار، برگ پسته، کلش جو، تفاله موم زنبور عسل و پوشال بنه زعفران (به ضخامت 5 تا 10 سانتیمتر) بود. نتایج نشان داد که همه تیمارهای مورد بررسی به استثنای پلاستیک شفاف و سیاه باعث بهبود پتاسیم خاک نسبت به وجین دستی شدند. تیمارهای تفاله موم زنبور عسل (083/0 درصد)، برگ پسته (081/0 درصد) و پلاستیک شفاف (080/0 درصد) بالاترین میزان نیتروژن خاک را شامل شدند. بیشترین میزان کربن (838/0 درصد) و ماده آلی خاک (17/1 درصد) نیز در تیمار مالچ تفاله موم زنبور عسل مشاهده شد. این تیمار همچنین باعث اسیدی شدن خاک نسبت به دیگر تیمارها شد. استفاده از کلیه مالچ‏ها‏ی مورد بررسی بجز پلاستیک شفاف باعث افزایش معنی دار عملکرد کلاله زعفران نسبت به شرایط عدم وجین شدند. تفاله موم زنبور عسل و کلش گندم به ترتیب بالاترین عملکرد کلاله (89/4 و 32/4 کیلوگرم در هکتار) را دارا بودند، که به ترتیب باعث افزایش 213 و 177 درصدی عملکرد کلاله نسبت به تیمار عدم وجین شدند. مالچ پلاستیک سیاه، برگ انار و برگ انگور اختلاف معنی داری با تیمار وجین دستی از نظر عملکرد کلاله زعفران نشان ندادند. بیشترین میزان سافرانال، کروسین و پیکروکروسین زعفران در تیمار مالچ پلاستیک سیاه بدست آمد. بطور کلی، نتایج تایید نمود که استفاده از کلیه مالچ‏ها‏ی مورد استفاده به استثنای پلاستیک شفاف منجر به بهبود خصوصیات خاک و عملکرد کلاله زعفران نسبت به عدم وجین شدند و قابل توصیه برای کشاورزان می‏باشند.

کشاورزی و علوم پایه

ارزیابی مدیریت آبیاری و تغذیه ای زعفران در بین گروه های مختلف تولیدکننده در مقایسه با توصیه های کارشناسان

دوره 10، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 390-371

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.357060.1466

حمید رضا فلاحی، علیجان سالاریان

چکیده این تحقیق به صورت پرسشنامه‌ای و نیز با کمک گرفتن از نتایج آنالیز خاک (محتوای مادة آلی، نیتروژن، فسفر و پتاسیم) مزارع زعفران شهرستان تربت‌حیدریه در سال 1400-1399 اجرا شد. در این پژوهش روش‌های مدیریت آبیاری و تغذیه‌ای زعفران در بین سه گروه‌ تولیدکننده (کشاورزان پیشرو یا خبره، کشاورزان ماهر و کشاورزان معمولی) مورد بررسی قرار گرفت و با توصیه‌های کارشناسان علم زعفران مقایسه شد. قرارگیری کشاورزان در سه طبقة مورد اشاره بر اساس عملکرد کلاله در ارتباط با سن مزرعه بود. نتایج نشان داد بیشتر کشاورزان ماهر و پیشرو از روش مدیریت تغذیه تلفیقی مصرف کود آلی با کود شیمیایی استفاده می‌کنند (حدود 65 درصد)، در حالی‌که مصرف منفرد کود شیمیایی در بین کشاورزان معمولی بیشترین فراوانی (5/47 درصد) را داشت. میانگین مصرف کود دامی برای کشاورزان معمولی، ماهر و پیشرو به‌ترتیب 0/5، 3/6 و 7/10 تن در هکتار در سال (کمتر از مقدار 2/19 تن توصیه شده توسط کارشناسان) و میانگین مصرف نیتروژن به‌ترتیب 5/49، 5/56 و 87 کیلوگرم در هکتار در سال (در برابر 3/93 کیلوگرم توصیه شده توسط کارشناسان) بود. مصرف فسفر و خصوصاً پتاسیم در بین کشاورزان چندان متداول نبود. میانگین محتوای ماده آلی مزارع 68/0 درصد، نیتروژن 041/0 درصد، فسفر 1/16 و پتاسیم 292 قسمت در میلیون بود که بیانگر فقر خاک-های زیرکشت زعفران از نظر مادة آلی و تا حدودی نیتروژن می‌باشد. تعداد دفعات مصرف برگی عناصر غذایی برای مزارع کشاورزان معمولی، ماهر و پیشرو به‌ترتیب 23/0، 65/0 و 0/1 نوبت در هر سال و متوسط تعداد دفعات آبیاری به‌ترتیب 2/3، 6/3 و 6/4 نوبت در طی فصل رشد زعفران بود که کمتر از مقادیر توصیه شده توسط متخصصان می‌باشد (به‌ترتیب 55/2 و 8/5 نوبت در سال). آبیاری تابستانه (4/44 درصد از کشاورزان) و نیز روش آبیاری بارانی (8/26 درصد از کشاورزان) در بین کشاورزان پیشرو رواج بیشتری داشت. در مجموع، فقر ماده آلی و کمبود نیتروژن خاک، عدم رعایت تعداد دفعات مناسب محلول‌پاشی برگی و عدم استفاده روش‌های آبیاری نوین از مهمترین ضعف‌های مدیریتی مزارع زعفران بود.

کشاورزی و علوم پایه

غربالگری بیوشیمیایی گیاه زعفران کشت شده در استان اردبیل بر اساس مقادیر آپوکاروتنوئیدها

دوره 10، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 393-405

https://doi.org/10.22048/jsat.2023.327469.1454

الناز غفارزاده، نورالدین حسین پورآزاد، علی شاهی، اولیویا دمورتاس

چکیده گیاه زعفران با نام علمی (Crocus sativus L.) و از خانواده زنبقیان بوده کلاله سه شاخه این گیاه بخاطر داشتن آپوکاروتنوئیدهای کروسین (مسئول رنگ)، پیکروکروسین (طعم تلخ) و سافرانال (عطر) از جمله گران‌ترین ادویه دنیا است. جهت بررسی کمّی این متابولیت‌ها به روش اسپکتروسکوپی و کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC UV-Vis) در عصاره دو فازی حاصل شده از کلاله گیاه زعفران، با هدف معرفی تیپ‌های بیوشیمیایی مناسبی از این گیاه جهت کشت در سطح استان اردبیل، تحقیقی بر پایه طرح آزمایشی بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تجزیه واریانس داده‌ها با نرم افزار آماری GenStat ver. 12.1 نشان داد که بین مناطق مورد مطالعه از نظر مقادیر کمی آپوکارتنوئیدها اختلاف معنی‌دار (P<0/01) وجود داشته و مقایسات میانگین با آزمون فیشر حفاظت شده، ضمن تایید برتری ارزیابی متابولیتی با کروماتوگرافی مایع، نشان داد در بین مناطق مورد مطالعه کیموتایپ روستای اونار در شهرستان مشگین‌شهر با تبعیت از الگوی کمی آپوکاروتنوئیدها دارای غالبیت نسبی در مقایسه با دیگر مناطق بوده و بطور میانگین مقادیر ماده کروسین، پیکروکروسین و سافرانال در وا حد حجم نمونه به ترتیب‌0/1 ±‌15/0،‌0/13±‌9/4 و‌0/21±‌1 گرم در هر صد گرم از ماده خشک اندازه‌گیری شد، با توجه به داده‌های حاصله می‌توان استنباط نمود که این منطقه از استان اردبیل، نسبت به دیگر مناطق این استان پتانسیل لازم جهت تولید این محصول را با کیفیت بالا دارا می‌باشد.

کشاورزی و علوم پایه

تغییرات برخی از شاخص‌های رشدی و عملکرد زعفران (Crocus sativus L.) در ارتفاعات مختلف از سطح دریا

دوره 10، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 195-214

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.340439.1460

عباس جلالی، فائزه زعفریان، بنیامین ترابی، رحمت عباسی

چکیده زعفران در بسیاری از مناطق جهان با اقلیم‌های مختلف کشت می‌شود. اما بهترین اقلیم برای رشد آن آب و هوای مدیترانه‌ای با تابستان خشک می‌باشد. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی برخی شاخص‌های رشد زعفران در سال 99-1398 در چهار منطقه با ارتفاع متفاوت از سطح دریا در شهرستان ساری انجام شد. این مناطق شامل دشت ساری (هم‌تراز با سطح دریا)، سرکت (350 متر بالاتر از سطح دریا)، رسکت (900 متر بالاتر از سطح دریا) و مرگاو (1350 متر بالاتر از سطح دریا) می باشد. آزمایش حاضر در هر منطقه در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمار آزمایش شامل اندازه بنه در سه گروه وزنی ریز (2±4 گرم)، متوسط (2±10 گرم) و درشت (2±15 گرم) و صفات اندازه‌گیری شده شامل شاخص سطح برگ، ماده خشک تجمعی، سرعت رشد، سرعت نسبی رشد و عملکرد زعفران بود. نتایج نشان داد که روند توسعه سطح برگ زعفران در تمامی مناطق تحت مطالعه روندی غیرخطی داشته و از تابعی لجستیک-پیک پیروی می‌کند. بر اساس نتایج، تفاوت قابل توجهی بین روند توسعه سطح برگ در میان اندازه‌های مختلف بنه مادری در همه مناطق مشاهده شد و روند تغییرات شاخص سطح برگ طی فصل رشد برای بنه درشت‌تر نسبت به بنه‌های ریزتر از میزان بالاتری برخوردار بود. روند تغییرات تجمع ماده خشک نیز در تمامی مناطق مورد آزمایش از یک روند سیگموئیدی برخوردار بود. ینه درشت میزان تجمع ماده خشک بالاتری در طی فصل رشد نشان داد. اگر چه روند تغییرات سرعت رشد زعفران در مناطق با ارتفاع بالاتر از سطح پایین‌تری برخوردار بود؛ اما میزان نوسان سرعت رشد و یا بعبارتی اختلاف بین حداقل و حداکثر سرعت رشد طی فصل در دو منطقه مرتفع‌تر نسبت به مناطق پست‌تر کمتر بود. روند رشد زعفران در چهار منطقه نشان داد که در مناطق با ارتفاع بیشتر از سطح دریا طول فصل رشد بیشتر می‌شود و بدنبال رشد رویشی بیشتر و تخصیص ماده خشک بیشتر به اندام ذخیره‌ای، بنه بزرگتری تولید و پتانسیل افزایش عملکرد گل و کلاله خشک زعفران در سال بعد افزایش می‌یابد.

کشاورزی و علوم پایه

اثر سال برداشت بنه بر ویژگی‌های زراعی و عملکرد بنه‌های دختری و گل زعفران (Crocus sativus L.)

دوره 10، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 101-116

https://doi.org/10.22048/jsat.2022.296998.1431

علیرضا کوچکی، سرور خرم دل، فاطمه معلم بنهنگی

چکیده زعفران (Crocus sativus L.) گیاهی ژئوفیت و عقیم است که به صورت رویشی از طریق تشکیل بنه‌ تکثیر می‌یابد. در هر فصل زراعی، این گیاه مراحل مختلف رشد را با گلدهی آغاز و با تولید بنه‌های دختری از بنه مادری ادامه می‌دهد. بنه‌های دختری روی بنه مادری تشکیل می‌شوند. دوره زندگی این گیاه می‌تواند هشت تا ده سال ادامه یابد. به منظور مطالعه اثر سال برداشت بنه بر عملکرد بنه‌های دختری و گل زعفران، آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، طی چهار سال زراعی متوالی 95-1394، 96-1395، 97-1396 و 98-1397 اجرا شد. تیمارها شامل چهار سال برداشت بنه به عنوان تیمارهای یک ساله، دو ساله، سه ساله و چهار ساله بودند. صفات مورد مطالعه شامل تعداد گل، وزن تر گل، وزن خشک کلاله، وزن خشک بنه‌های دختری و تعداد بنه‌های دختری در واحد سطح، قطر بنه‌های دختری و تعداد و وزن بنه‌های دختری در پنج گروه وزنی <4، 8-4، 12-8، 16-12 و >16 گرم بودند. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد گل (1/67 گل در متر مربع)، وزن تر گل (31/32 گرم در متر مربع) و وزن خشک کلاله (761/0 گرم در مترمربع) برای سال برداشت دوم مشاهده شد. اما بیشترین تعداد و وزن بنه‌های دختری در واحد سطح برای سال برداشت سوم به ترتیب با 5/189 بنه در متر مربع و 91/603 گرم در متر مربع بدست آمد. اگرچه تعداد بنه‌های دختری تا سال چهارم افزایش یافت، اما بیشتر بنه‌ها در سال برداشت چهارم دارای وزن کمتر از 12 گرم بودند و این موضوع نشان‌دهنده نیاز به جابجایی بنه‌ها و کاشت مجدد آنها در ابتدای سال چهارم است.